در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در فاصله اجرای نمایش نیز اکبر کتابدار در بخش طنز کهن داستانهای مرتبط با موضوع، سپهر معتقد به عنوان یک مهندس معمارفضا و رنگهای به کار برده شده در برنامه را بیان میکنند. در پایان حسن معین با اجرای قطعات بینظیر خود حال و هوای خاصی ایجاد میکند. به هر حال پس از رفتن به ساختمان پخش مرکزی طبق معمول همیشه پس از سلام و معرفی خود به مامور انتظامات وارد استودیو پخش شدم گروهی از عوامل اعم از سردبیر، تهیهکننده صدابردار مشغول آمادهسازی خود بودند، اشکان صادقی در گوشهای مشغول تمرین متن آماده خود بود.
پس از چند لحظه شنیدن دقایقی کوتاه پیامهای بازرگانی <پذیرایی> با نواختن تیک تاک ساعت کار خود را آغاز کرد. اشکان صادقی سریع خود را به محل اجرا رساند و با گفتن جملاتی عاشقانه رشته سخن را به شهین مهینفر داد. وی با خواندن شعری با نام تویی دنیا یک بهونه تویی شعر عاشقونه به نوعی موضوع را برای شنوندگان مطرح کرد. وی بنا به خواسته سردبیر با صدای گرم و دلنشین خود شروع به خواندن دوباره شعر قبلی کرد پس از مهینفر نوبت به اجرای ویدا شهشهانی رسید. وی ضمن سلام از صفای سفره ایرانی در خانواده سخن گفت و همه را دعوت به آمدن در این مهمانی کرد. پس از آن مهینفر با توجه به موضوع برنامه که درباره صحیح بودن دخالت نظر پدر و مادر در ازدواج فرزندان بود رو به ویدا و شنوندگان کرد و گفت: اشکان پسر من قرار است با تینا همکلاسی خود ازدواج کند. من با این مساله مخالفم چرا که دوست دارم او با دختر خواهرم ازدواج کند. بلافاصله اشکان بنا به خواسته سردبیر با عصبانیت گفت: بعضی موقعها پدر و مادرها ما بچهها را اذیت میکنند ولی میخواهم از همین برنامه به آنها بگویم که توی این مساله دخالت نکنند. مهینفر که در این نمایش نقش مادر را داشت در جواب اشکان گفت من این نظری را که میدهم برای بهتر شدن زندگی فرزندم است نه چیز دیگر. این جملات هنوز تمام نشده بود که ویدا شهشهانی گفت: پدر و مادر برای چه آنقدر دخالت میکنند.
پس از اجرای بسیار خوب این سه مجری از مردم خواستند تا از طریق شماره تلفن و یا پیامک در برنامه شرکت کنند در همین فاصله مهدیه فلاحپور در نقش دخترخاله اشکان روی خط آمد. بنا به دستور سردبیر مجریان با آمدن مهدیه به روی خط شلوغ کردند. مهینفر در نقش خاله مهدیه از او خواست تا درباره ازدواج خود با شهریار دوست عمومی خود توضیح دهد. او از زندگی خوبخود با شهریار سخن گفت: در این قسمت پس از سلام و احوالپرسی و صبح بخیر به مهدیه گفت: عزیزم من اصلا حالم خوب نیست چرا که همیشه پدر و مادرم برای من تصمیمگیری میکنند مهدیه در جواب ویدا گفت درسته که پدر و مادر همیشه خوبی بچهها را میخواهند، ولی نباید در تصمیمگیریهای زندگی مخصوصا ازدواج دخالتی داشته باشند.
در این فاصله که این گفتگوها انجام شد علی پنجعلی بازیکن تیم ملی فوتبال وارد استودیو شد. وی ضمن سلام به اعضای پشت صحنه خود را به جایگاه خود در استودیو رساند. در ابتدا مهینفر به خواسته سردبیر از قرمز بودن مهمان و سپس اشکان صادقی از سرخآبی بودن مهمان سخن گفتند. بعد از آن با پخش موسیقی ورزشی مهمان برنامه را که همانا علی پنجعلی بود، معرفی کرد، پنجعلی ضمن سلام به شنوندگان در معرفی خود گفت: من متولد نظامآباد تهران دارای دو پسر 21 و 23 ساله هستم و زندگی خود را نیز بسیار دوست میدارم.
وی در مورد موضوع برنامه نیز گفت: من هیچ وقت در زندگی پسرانم هیچگونه تحکمی نمیکنم، تنها به نظردهی اکتفا میکنم.
پس از گپ و گفتگوی اولیه با علی پنجعلی به خواسته سردبیر سپهر معتقد به عنوان مهندس معمار و در نقش پسرعموی اشکان به روی خط آمد. وی درباره موضوع برنامه گفت از آنجا که در خانوادههای ایرانی یک ارتباط تنگاتنگی وجود دارد بعضی موقعها همین ارتباطات میتواند مشکلاتی را به وجود آورد.
به نظر وی اگر گفتههای پدر و مادر فقط جنبه نظردهی داشته باشد میتواند موثر واقع شود، در غیر اینصورت نه تنها نمیتواند در خوشبختی آنان تاثیرگذار شود، بلکه زمینه اختلافات را نیز فراهم میسازد. پس از ارتباط با سپهر معتقد و پخش موسیقی از شنوندگان خواسته شد تا از طریق پیامک و تلفن نظرات خود را درباره موضوع برنامه بیان کنند. در این فاصله افرادی آمدند و نظرات متعددی دادند.
بعد از گرفتن نظرات مختلف شنوندگان توسط مجریان دوباره نوبت به صحبتهای علی پنجعلی مهمان برنامه رسید. وی ضمن اشاره به حضور 13 ساله خود در فوتبال گفت: من در حال حاضر به کار آزاد میپردازم، چرا که با وجود گذراندن دوره مربیگری در انگلیس و برزیل هیچ پیشنهادی در فوتبال ایران ندارم.
ساعت تقریبا 10 صبح بود که مجریان شنوندگان را به شنیدن پیام بازرگانی و اخبار دعوت کرده و در آن فاصله مهینفر و شهشهانی در همان جایگاه خود ماندند، ولی اشکان صادقی به بیرون آمد و با خوردن یک استکان شیرکاکائو کمی استراحت کرد و پس از پخش اخبار، اشکان دوباره به محل اجرای خود رفت. در آن لحظه مجریان در پای میکروفن <پذیرایی> از دلچسب بودن برنامه صحبت کردند و برای ایجاد فضای خوب و شادیآور از علی پنجعلی خواستند تا آوازی بخواند. علی پنجعلی با روی باز از درخواست آنان استقبال کرد و شروع به خواندن آوازی زیبا نمود.
پس از به اتمام رسیدن آواز پنجعلی، شهین مهینفر به شنوندگان برنامه گفت: باور کنید زندگی ما پدر و مادرها فقط خوشبختی شما است منظور ما این نیست که خدای نکرده در کار فرزندان دخالتی داشته باشیم بلکه هدف فقط مشورت کردن است.
بعد از صحبتهای مهینفر برنامه با پخش موسیقی وارد بخش گزارش شد. در این قسمت مهدیه گزارشگر برنامه با رفتن به یکی از خیابانهای تهران از فرد مسنی سوال کرده بود که آیا شما در کار فرزندانتان دخالت میکنید، گفت؛ من با وجود آنکه هیچ دخالتی در کارشان نمیکنم، ولی همیشه سعی میکنم تجربیاتم را در قالب نظریه به فرزندانم منتقل کنم. در این لحظه پخش موسیقی آیتم بعدی را نوید میداد. در این بخش ویدا و اشکان شروع به صحبت کردند. ویدا گفت: کاش یک نفر مثل پیام پیدا شود و مرا نجات دهد، مادر خانواده به دلیل آنکه یک داماد لاغر و خوشتیپ میخواست با خواسته دخترش مخالفت کرد، پس از پایان صحبتهای مجریان شروع به خواندن پیامکهای ارسالی نمودند. در یکی از پیامکهای بسیار جالب که اکثریت را به خنده وا داشت آمده بود که همیشه مادر شوهرها بیشتر از همه در کار بچهها دخالت میکنند، بعد از خواندن چند متن ارسال شده دیگر اشکان بنا به خواسته سردبیر برنامه از علی پنجعلی پرسید که خانواده از نظر شما دفاع یا حمله است؟ او در جواب گفت: همیشه خانواده در زندگی و سلامتی من نقش موثری داشتهاند، برای همین سعی میکنم تا بیشتر وقت تفریحی خود را خانوادهام سپری کنم، بعد از این گفتگوها حسن کتابدار از طریق تلفنی وارد برنامه شد، او نظریات خود را درباره برنامه اینگونه بیان کرد که؛ جوانان باید بدانند که نظر دادن پدر و مادر هیچوقت جنبه دخالت ندارد، بلکه ممکن است در باب راهنمایی باشد چرا که پدر و مادر خیرخواه فرزندان خود هستند و میخواهند تجربیات خود را در اختیار فرزندان خود بگذارند.
در فاصلهای که حسن کتابدار مشغول صحبت کردن بود حسن معین وارد استودیو شد تا با اجرای بینظیر خود حال و هوای خوبی را در برنامه ایجاد کند. او در آغاز سخنانش از تاسیس باشگاهی و برنده شدن مسابقات باشگاه در بخش نوجوانان و نونهالان سخن گفت. بعد از گفتگوهای اولیه مجریان از او خواستند تا قطعات خود را با همان صدای دلنشین خود اجرا کند. از این رو، شروع به خواندن قطعات خود کرد. او قطعات بختیاری و بندری را بقدری زیبا اجرا میکرد که انگار در همان شهر و ناحیه هستی و به هر حال بعد از به اتمام رسیدن قطعات و خداحافظی با حسن معین، از علی پنجعلی نیز به دلیل حضور سبزش در برنامه تشکر و خداحافظی کردند.
سرانجام برنامه این هفته با جملهای تحت عنوان یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود پایین آمدیم ماست بود از زبان شهین مهینفر برنامه به انتها رسید.
در پایان مطلب نیز باید گفت: این برنامه را ریحانه یزداندوست سردبیری و جعفر تاجیک تهیهکنندگی میکنند، ضمن آنکه سارا تهرانی صدابرداری این برنامه را برعهده دارد.
زهرا ردایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: