در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلویزیون اما غالبا گونه ارتباطی متفاوتی نسبت به دیگر هنرها داراست. هنر تلویزیون جلب توجه تماشاگری است که کمتر خودش را دربست در اختیار جعبه جادویی قرار میدهد و عموما در برنامه روزانهاش کارهای دیگر، اصل و تماشای تلویزیون، فرع به حساب میآید. یک برنامه ساز موفق تلویزیونی شکارچی توانایی است که میتواند با صَرف توجه مخاطبین از کارهای خودخواستهشان، آنها را پای تلویزیون بنشاند و به انتخابی غیر منتظره و پیش بینی نشده و بی برنامهریزی قبلی، وادارشان کند. او با برنامهای که به روی آنتن پخش فرستاده رجزخوانی میکند، مبارز میطلبد و ادعا دارد میتواند با جذب تماشاگر، همه دیگر مشغولیتهای او را در لحظه، تحتالشعاع خود قرار دهد و اوقات بیننده را برای ساعتی، دقیقهای و یا فقط ثانیه و لحظهای به تسخیر خود درآورد.
تلویزیون رسانهای فراگیر است. اختصاص به مخاطب بخصوصی ندارد. شاید قابلیت تقسیم به شبکههای اختصاصی و دستیابی به رویکردی حرفهای را دارا باشد اما در کلیت خود، سرو کارش با عوام و خواص، هر دو است.
شاید فرهنگساز، آموزنده، علمی و پیام رسان باشد اما جذابیت و سرگرم کنندگی محصولات تولیدی آن در درجه اول اهمیت قرار دارد. اقتضائات برنامه سازی برای تلویزیون، شیوه بیان هنری را در این رسانه مهم و تأثیرگذار، از نمونههای مشابه تمایز بسیار داده است. در تلویزیون نمیشود حدیث نفس کرد. نمیشود به تئوریهای
نخبه گرایانهای مثل «هنر برای هنر» معتقد بود و بی اعتنا به نیاز مخاطب عام، این ابزار بیانی را وسیلهای برای تخلیه احساسات شخصی قرار داد. تلویزیون هنر صنعتی برای مخاطب است. آن هم نه فقط برای پر کردن اوقات فراغت او به هر نحو ممکن بلکه برای تسخیر لحظههای او به بهترین انحاء و با بهترین اغراض و غایتها.
واژههای شکار و تسخیر به دلیل تعارضی که به نظر با مفهوم اختیار انسان دارند از بار معنایی چندان مثبتی برخوردار نیستند و به خودی خود مورد اتهام هستند؛ حال اگر برنامههای تلویزیون مجموعهای از تصاویر متحرک و اصوات نازل و بی هدف باشد یا از آن بدتر دربردارنده اهدافی نادرست و مخرب باشد؛ دیگر چه اعتباری برای تلویزیون و چه ارزشی برای تماشای برنامههایش متصور خواهد بود؟ زمانه، زمانه رقابت بر سر تسخیر لحظه هاست. دنیای مدرن امروز به ما اجازه انتخابی که مسبوق به اختیار تام و بی دخالت شرایط باشد نمیدهد. انسان، مقهور شرایط جبری و بی چارهای است که میراث بلندپروازیهای سوداگرانه پیشینیان اوست. درست است این حرف که باید بر سر تماشاگر بیحال امروز پتک کوبید و حرف حساب را در کلهاش فرو کرد؛ البته با زبان لطیف هنر. نمیشود سخن راند از آزادی افراد و اینکه نباید به هیچ قیمتی اختیار از ایشان سلب شود و مورد سوء استفاده قرار بگیرند.
تماشاگر به انواع و اقسام روشها مورد سوء استفاده رسانههای جمعی قرار گرفته و حتی به نوعی شرطی شده که همینطور با او رفتار شود. روشهای بیانی دیگر، شاید محترمانهتر باشند و مناسبتر و انسانیتر اما با مشکل کسالت بار بودنشان در این عصر زرق و برق رسانهای چه میشود کرد؟ با این معضل مهم که بهای صادق بودن این شیوه بیانی، دیده نشدن و عدم جذب مخاطب است چه میکنیم؟ وقتی جنگ درگرفته باشد باید یا کشت یا کشته شد. میانهای متصور نیست. دنیای امروز دنیای صلح و آشتی رسانهها با مخاطب نیست که بتوانیم فقط از رفتار ایدهآل انسانی سخن بگوییم و از مهربانی و صداقت و سادگی. دیده نشدن یک برنامه تلویزیونی به بهای عدم تسخیر لحظههای مخاطب در نبرد نابرابر رسانهای امروز نظیر کشته شدن یک سرباز جنگی به بهای نکشتن است و پیداست که این استراتژی، نتیجهای جز شکست به دنبال نخواهد داشت.
مخاطب تلویزیون لحظه لحظه در حال انتخاب است. انتخاب میان این برنامه یا آن برنامه، این شبکه یا آن شبکه، اصلاً تلویزیون دیدن یا گپ زدن، آشپزی، مطالعه، خواب، گردش، تفریح، بازی، ورزش و دهها مشغولیت دیگر.
برنامهساز تلویزیونی پیش از هرچیز باید بتواند برنامه خود را در صدر لیست اولویتهای کاری مخاطبین قرار دهد تا پیش از هرچیز امکان دیده شدن پیدا کند و تازه پس از این موفقیت اولیه است که میتوان به بایدها و نبایدهای دیگر آنچه تولید شده اندیشید.
بحث درباره جذابیتهایی که میتوانند در شرایط خاص و منحصر به فرد امروز مخاطب را به انتخاب تلویزیون ترغیب کنند و برای آن مقبولیتی شایسته در انظار مخاطبین حاصل نمایند و بیننده را به اعتنا و توجه ویژه وادارند، بحثی مفصل و جداگانه است که آنچه در این جا گفته شد میتواند مقدمهای مختصر برای ورود به آن مبحث باشد. در یک جمله کوتاه میتوان تأمل در این باب را با این رفع ابهام کلی آغازید:
تکنیک، تنها نقش کوچکی در جذابیت یک برنامه تلویزیونی موفق دارد.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: