اشک‌ها و لبخند‌ها

پریسا: وقتی نامه‌ سینا و ماهان را خواندم اشک توی چشم‌هایم حلقه زد نمی‌دانم چرا شاید داغ دلم تازه شد یا شاید تا به حال فکر نمی‌کردم که کسی مثل من باشد مثل من که بی‌دلیل گریه می‌کنم و برای ساعت‌ها به یک گوشه خیره می‌شوم و ذهنم پر می‌شود از فکر‌های جورواجور و غصه و غم.
کد خبر: ۲۰۷۷۵۹

کارم شده است سیاه کردن دفتر‌های سفید از شعر‌های عاشقانه و جمله‌های به نظر خودم قشنگ و گوش دادن به آهنگ‌های غمگین و گریه‌های شبانه دور از چشم دیگران. شاید یک دوست صمیمی بیشتر نداشته باشم آن هم خدا باشد. منی که تا چند سال پیش دوستان فراوانی داشتم می‌گفتم می‌خندیدم موسیقی‌های شاد گوش می‌دادم حالا از هر چی مهمونی و تولد است متنفر شده‌ام دختری که در خیابان راه می‌رود و با نگاه به خنده‌ها، شادی‌ها و چپ و راست رفتن‌های مردم دلش پر می‌شود از حسرت و حسادت و اشک چشم‌هایش مجال ادامه دادن به راه را به او نمی‌دهد.

شاید توضیحات بالا دلایل خوبی باشند برای معتاد(!) شدنم. شنیده بودم اعتیاد فقط به کراک و هروئین نیست ولی فکر نمی‌کردم خودم هم روزی معتاد شوم آن هم به اینترنت و چت!!!!

حدود یک سال پیش با360 Yahoo! آشنا شدم و طولی نکشید خودم را غرق در دریای وسیع خوش آب و رنگ و البته طوفانی و پر جوش و خروش چت کردن دیدم. شب تا صبح، صبح تا شب چت می‌کردم و هنوز هم می‌کنم.
کم‌خوابی، بی‌حالی، بی‌حوصلگی و سردرد از عوارض بد این وابستگی است که جز افت تحصیلی، ایستادن در مقابل پدر و مادر و یاد گرفتن حرف‌ها و اصطلاحات بی معنی و پوچ چیزی در پی نداشت. این روزها تمام سعی و تلاشم شده است ترک اینترنت ولی نمی‌توانم یا اراده و پشتکار ضعیفی دارم یا راه حل درست را نمی‌دانم با امید به کمک شما دوستان خوب این نامه را نوشتم. منتظرم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها