سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت‌

میزگردهای سرنوشت‌ساز

هفته گذشته، شب‌های پر فیض قدر و روزهای عزاداری امیرالمومنین(ع) مصادف شد با هفته دفاع مقدس و تلویزیون به عنوان مهم‌ترین رسانه کشور که بیشترین مخاطب را هم در سراسر کشور دارد روزها و شب‌های پرکاری را پشت‌سر گذاشت. از یک طرف باید به مساله8 سال دفاع مقدس که در کشور ما اتفاق مهمی است می‌پرداخت و از طرف دیگر باید همپای مردم، شب‌های قدر و روزهای عزاداری را پاس می‌داشت و در چنین شرایطی راضی نگه داشتن همه دیدگاه‌ها و سلایق کار ساده‌ای نیست.
کد خبر: ۲۰۵۷۵۱

در هفته گذشته پخش سریال‌های مناسبتی ماه رمضان به دلیل روزهای عزاداری و شب‌های قدر متوقف شد. این توقف چند روزه برای سریال‌های بزنگاه، روز حسرت و مامور بدرقه که همزمان با ضبط باید سریال را به پخش هم برسانند توفیق اجباری خوبی بود. سازندگان بزنگاه که از ابتدای ماه رمضان با واکنش‌های مختلفی روبه‌رو شدند، توانستند با فرصت ایجاد شده به کلیت اثر خود نگاه جامع‌تری داشته باشند تا با این نگاه جامع بتوانند بخش بیشتری از مخاطبان را راضی نگه دارند. 2 سریال دیگر هم این فرصت را پیدا کردند تا با نگاهی به نظرات عمومی و تخصصی در راه بهتر شدن گام بردارند. واکنش‌هایی که امسال درباره سریال‌های ماه رمضان در طیف‌های مختلف جامعه به وجود آمد نشان‌دهنده اهمیت جایگاه تلویزیون در بین مدیران، فرهیختگان و عموم مردم است. با نگاهی به نظراتی که درباره سریال‌های ماه رمضان منتشر شد همچنین می‌توان به این نتیجه رسید که آرا در باره این سریال‌ها چقدر با یکدیگر متفاوت است. مثلا درباره سریال بزنگاه گروهی از مدیران جامعه می‌گویند این سریال بدآموزی دارد، اما در بین همین گروه هستند کسانی که می‌گویند این سریال، اثر خوبی است چون مشکلات موجود در جامعه و خانواده‌ها را به روشنی بیان می‌کند و نمی‌گذارد مثل دمل چرکی در زیر پوست و پنهانی رشد کند و در ادامه تبدیل به فاجعه شود.

بهزیستی و بزنگاه‌

جالب اینجاست که سریال بزنگاه با مشارکت سازمان بهزیستی تولید شده است. بهزیستی حتما با نگاهی فراگیر و با توجه به همه بازتاب‌ها این سریال را برای ساخت سفارش داده است و روان‌شناسان و آسیب‌شناسان جامعه که با این سازمان همکاری می‌کنند حتما می‌دانسته‌اند که بیان برخی از معضلات اجتماع آن هم به صورت شفاف از یک رسانه فراگیر چه پی‌آمد‌هایی در جامعه خواهد داشت. در این رابطه و زمانی که برخی مسوولان سیما را متهم به تولید آثاری می‌کنند که بدآموزی دارد بد نیست که مدیران سازمان بهزیستی هم به میدان بیایند و درباره انگیزه‌های خود از تولید چنین سریالی توضیحاتی بدهند. اگر یادمان باشد در زمان پخش سریال ساعت شنی هم برخی در قبال این سریال مواضع‌ تندی گرفتند. ساعت شنی هم به سفارش سازمان بهزیستی تولید شده بود.
مسوولان این سازمان گویا به این نتیجه رسیده‌اند که زمان آن فرا رسیده تا مردم جامعه بی واسطه با برخی از معضلات اجتماعی روبه‌رو شوند. به هرجهت وقتی که یک سازمان دولتی که با بهداشت روان و جسم مردم سروکار دارد تصمیم می‌گیرد با همکاری صدا و سیما که یکی از مهم‌ترین سازمان‌های اطلاع‌رسانی کشور ماست دست به تولید سریال‌هایی با محتوای آسیب‌های اجتماعی بزند حتما پشت آن تحقیقات زیادی قرار دارد و نباید در این شرایط نوک پیکان را فقط به سمت سیما و برنامه‌سازان آن گرفت.

نقدهای درون‌سازمانی‌

سریال روز حسرت به کارگردانی سیروس مقدم تا به اینجای کار در سایه امن قرارگرفته است، اما باید منتظر بازتاب‌های این سریال بعد از ماه رمضان بود، اما با تصمیمی که سازندگان این سریال و مدیران شبکه یک سیما گرفتند و از ابتدای ساخت آن با مراکز دینی و کارشناسان مذهبی مشورت نمودند چنین برمی‌آید که سریال روز حسرت با کمترین مشکل به خاتمه برسد؛ البته کار خوب دیگری هم که شبکه یک سیما سال گذشته و در مواجهه با سریال اغماء انجام داد برگزاری میزگردهای تخصصی بود که ذهن مردم را برای دیدن آثار ماورایی و دینی باز کرد.
به احتمال زیاد این میزگردها درباره سریال روز حسرت هم بعد از پایان این سریال برگزار خواهد شد که راه را برای ادامه کار شبکه یک و تولید سریال‌های دینی بازتر و راحت‌تر خواهد کرد؛ البته اگر مدیران شبکه سه سیما و سازندگان سریال بزنگاه هم همزمان با پخش، میزگردهای کارشناسانه در خصوص آسیب‌های اجتماعی و خانوادگی که در سریال به آنها پرداخته می‌شود، ترتیب می‌دادند مسلما سریال آنها با آرامش بیشتری می‌توانست به راه خود ادامه بدهد و آنها بیشتر می‌توانستند از نظرات عمومی و کارشناسانه در ادامه سریال خود استفاده کنند.

تجربه موفق برگزاری میزگردهای کارشناسانه که در زمان پخش سریال اغماء و ساعت شنی از شبکه یک سیما پخش شد، می‌تواند راهگشای خوبی برای کل شبکه‌های سیما باشد تا با برگزاری آنها در زمان پخش سریال‌هایی که با اما واگرهایی روبه‌رو است ذهن مخاطبان را نسبت به موضوعات مطرح شده در آن سریال بازتر کنند و به عموم مخاطبان آگاهی لازم را بدهند.

وقتی مجیدی عشق بازیگری داشت‌

همزمان با هفته دفاع مقدس در حالی‌که تلویزیون چند فیلم با داستان‌های متفاوت را برای پخش آماده کرده بود، چند فیلم سینمایی هم که سال‌های قبل تولید شده در در دهه60 در سینماها اکران شده بود را به نمایش گذاشت. یکی از این فیلم‌ها تا مرز دیدار نام داشت که مجید مجیدی در آن نقش اصلی را بازی می‌کرد. داستان این فیلم جنگی که قصه آن در جبهه روایت می‌شد درباره مرد جوانی بود که به جبهه آمده بود تا از برادر رزمنده خود که مدت‌هاست از او خبری نیست اطلاعاتی کسب کند. نقش این برادر جستجوگر را مجیدی بازی می‌کرد. بازی او در این فیلم از این جهت دیدنی بود که اکنون مجیدی یکی از مهم‌ترین کارگردانان سینمای ایران است که دیدگاهش در فیلمسازی با دیدگاهش در زمانی که بازیگری علاقه خاص او بود از زمین تا آسمان فرق می‌کند؛ البته در دهه 60 فیلمسازی در ایران فرمول خاص خود را داشت. گروهی از دوستان که بیشتر آنها در حوزه هنری فعالیت می‌کردند دور هم جمع می‌شدند و تصمیم می‌گرفتند اثری تاثیرگذار را تولید کنند. یکی می‌نوشت، دیگری کارگردانی می‌کرد و کسانی هم که استعداد بازیگری داشتند در این اثر بازی می‌کردند و الی آخر. در همین دوره بود که مجیدی در فیلم‌های تیرباران، بایکوت و تا مرزدیدار بازی کرد که بازی درخشان او در فیلم بایکوت فراموش نشدنی است. او در این فیلم نقش یک مبارز سیاسی دوران شاه را بازی می‌کرد که گرایشات کمونیستی داشت و در آخر همین گرایشات باعث شد تا او در راهی که انتخاب کرده بود به اصطلاح کم بیاورد. دراین فیلم محمد کاسبی هم بازی داشت. مجیدی و کاسبی از دوستان قدیمی بودند. وقتی مجیدی کارگردان شد نقش اول فیلم پدر را به کاسبی سپرد، اما در آثار بعدی مجیدی، کاسبی دیگر حضور نداشت. از فیلم‌هایی که در آن سال‌ها مجیدی بازی کرد نمی‌توان به نوع علاقه او به سینما پی برد اما او در فیلم‌هایی که کارگردانی کرد نشان داد که به کودکان علاقه زیادی دارد و بیشتر تمایل دارد درباره آنها فیلم بسازد شاید به این دلیل که دنیای زلال کودکان را دوست دارد و می‌داند که آنها آینده را می‌سازند و باید بیشتر روی آنها سرمایه‌گذاری کرد.

پلیس‌ها در راهند

 هفته پلیس از چند روز دیگر آغاز می‌شود. این هفته زمان مناسبی است تا نیروی انتظامی مردم را با فعالیت‌های خود آشنا کند. یکی از این روش‌های آشنایی تولید فیلم و سریال‌هایی است که محور اصلی آنها پلیس و اقدامات نیروی انتظامی است. وقتی محمدباقر قالیباف رئیس نیروی انتظامی بود با شناختی که از تاثیر رسانه‌ها بر ذهن مردم داشت موسسه‌ای را در نیروی انتظامی راه‌اندازی کرد به نام ناجی هنر که وظیفه این موسسه تولید فیلم و سریال‌های تلویزیونی و سینمایی درباره پلیس بود. ناجی هنر در اولین اقدام خود سریال خواب و بیدار را به مهدی فخیم‌زاده سفارش داد. سریالی که خیلی زود به یکی از پرمخاطب‌ترین سریال‌های تلویزیونی تبدیل شد و هنوز هم پس از گذشت چندین سال اززمان پخش این سریال، مردم شخصیت‌های آن مثل ناتاشا و اصغر کپک را به یاد دارند.
ناجی هنر در ابتدای کار با این هدف به تولید آثار پلیسی دست زد تا این تفکر را در ذهن مردم استمرار بخشد که پلیس همیشه در کنار آنهاست چه در زمانی که در امنیت هستند و چه در زمانی که دچار اشتباه می‌شوند یا به کمک نیاز دارند. پلیس چون چشمی هوشیار مراقب همه چیز است. این روشی است که پلیس‌های کشورهای پیشرفته هم به کار می‌گیرند. در فیلم‌های آمریکایی همیشه و در همه حال پلیس در صحنه حضور دارد. شاید در جامعه‌ای مانند آمریکا پلیس به این وسعت در جامعه حضور نداشته باشد، اما این حضور از طریق فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی آنقدر تایید شده است که مردم احساس می‌کنند پلیس مدام در کنار آنهاست. جالب اینجاست که در تیتراژ هیچ‌کدام از این آثار نام پلیس به عنوان سفارش‌دهنده کار دیده نمی‌شود؛ چون اگر چنین اتفاقی بیفتد مردم هوشمندانه متوجه می‌شوند که با یک کار تبلیغاتی روبه‌رو هستند و دیگر تاثیرات آن را نمی‌پذیرند. ناجی هنر در ابتدای کار و زمان تولید سریال خواب و بیدار با همین هوشمندی پیش رفت و در سریال خواب و بیدار نیروهای خلافکار را قوی نشان داد تا در کنار قدرت آنها نیروی پلیس را هم نیرومند، نشان دهد و به عموم مردم بگوید که نیروی پلیس در ایران از چه امکانات خوبی برخوردار است. سریال خواب و بیدار با این دیدگاه‌ها ساخته شد و بازتاب‌های خوبی هم بین مردم داشت، اما واقعیت این است که هر چه از زمان تاسیس ناجی هنر، زمان بیشتری گذشت این موسسه از اهداف اولیه خود هم فاصله بیشتری گرفت. این فاصله زمانی به چشم می‌آید که می‌بینیم تولید آثار پلیسی برای پخش در هفته پلیس در تلویزیون و تولید آثار برای نمایش در جشنواره فیلم پلیس دقیقه نودی می‌شود. مدیران این موسسه زمان یک ساله را که فرصت تولید فیلم دارند از دست می‌دهند و با نزدیک شدن به هفته پلیس یا جشنواره فیلم پلیس شروع به تولید می‌کنند تا سبد خود را از لحاظ کمی پر کنند، اما در این سبد کمتر می‌توان اثری قوی دید که ذهن مخاطب را برای مدتی هم که شده با خود همراه کند. امسال هم مثل سال‌های گذشته چندین فیلم برای پخش از شبکه‌های مختلف تلویزیون با موضوع پلیس در دست تولید است که اگر پای صحبت عوامل سازنده آن بنشینی همه از زمان کمی که برای ساخت این آثار در اختیار دارند سخن می‌گویند. آنها معتقدند که وقتی ناجی هنر می‌داند که برای ایام خاصی باید تولید داشته باشد؛ چرا زودتر بودجه این بخش را تامین نمی‌کند تا با تامین اعتبار وانتخاب عوامل و داستان‌های جالب بتواند مجموعه‌ای از فیلم‌های خوب و مناسب را برای هفته پلیس و جشنواره پلیس آماده کند.

با نگاهی به خلاصه داستان‌های فیلم‌های تلویزیونی هفته پلیس می‌توان فهمید که این فیلم‌ها قرار است به موضوعات مختلفی چون سرقت مسلحانه، خروج غیر قانونی از کشور، جعل اسناد، پلیس زن و. . . بپردازند. همه اینها موضوعات جالبی هستند که می‌توان از آنها آثار موثر و دیدنی پلیسی ساخت، اما با نگاهی به عوامل سازنده این فیلم‌ها، بخصوص بازیگران و البته زمان اندکی که برای تولید آنها وجود دارد، زیاد نمی‌توان به این خوشبین بود که این فیلم‌ها بتوانند پلیس را در اهداف رسانه‌ای خود کمک کنند. مگر این‌که همه این پیش‌بینی‌ها فقط یک قضاوت باشد و گروه‌های سازنده آثار پلیسی که در حال کار هستند خیلی کاربلد و کارکشته باشند که بتوانند یک اثر پر از اکشن و حرکت را که لازمه آثار پلیسی است مثلا در
15 روز تصویربرداری کنند و 20 روزه آن را به پخش برسانند. جالب است، تولید دقیقه 90 دارد به پدیده‌ای همه گیر تبدیل می‌شود، 365 روز فرصت خوب و با آرامش را از دست بدهی و کاری را که می‌دانی اول و آخر باید بسازی و به خورد مخاطبان بی‌گناه بدهی ظرف 15 یا 20 روز تولید کنی و زمانی هم که با موج انتقادات روبه‌رو می‌شوی
همه چیز را به حساب نداشتن وقت بگذاری. این هم یکی از روش‌هایی است که نشان می‌دهد کار رسانه‌ای در کشور ما در همه زمینه‌ها هنوز به کمال نرسیده و  بعضا  پر کردن کارنامه برای بسیاری از داشتن نمرات خوب در پرونده کاری مهم‌تر است.

سارا بختیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها