خانههای هشتیدار و پنجدرها و آن باغچههای کوچک اما پرمهر وسط حیاط و آدمهایی که باصفا و صمیمیتشان به آن آجرها و دیوارچینها روح و احساس میبخشند؛ آدمهایی که در خانه و حجره یکیاند و جوانمردی و احسان کالبد جانشان است و مهمتر از آن پدر یا مادر خانواده و حتی بزرگان محور اصلی وحدت و نیاز زندگی انسانها محسوب میشوند.
قصه با معرفی شخصیتها آغاز میشود و تلاش میکند بیلکنت و حاشیهپردازی به متن ماجرا بپردازد. ماجرایی که شاید بتوان در دو خط تعریفش کرد، اما اینجا چگونگی قصهگویی است که اهمیت مییابد.
خیر در کنار شراست که موجودیت دارد و آدمها تا زمانی که شر و شیطان و غرایز پست به سراغشان نیامده قدر خیر را نمیدانند و آن را بر صدر نمینشانند.
شخصیتهای جاندار اثر، پس از گرهافکنی اولیه بتدریج وجوه خود را عیان میکنند و از قالب تیپهای خوب و بد مطلق خارج میشوند. ابعاد خاکستری شخصیتها همچنان که گفته شدند با اوج و فرودهای گلدرشت دراماتیک که بیشتر در قالب روایت نسبتا کهنه قصه شکل میگیرند و تماشاگر به رغم عادت کلی ذهنی به ریتم تند میتواند پس از چند قسمت اولیه پیرنگ داستان را دریافت کند و با کنشها و واکنشهای روایی همراه شود.
کارگردانی «مثل هیچکس» سنجیده است و در واقع اثر فراتر از جاذبههای معمول دراماتیک سعی دارد در مسیر آرام به کشمکشها و تناقضهای آدمی بپردازد و از لایه سرگرمی صرف فراتر رود.
مثل هیچکس از یک سوی دیگر نیز اثر متفاوتی است. اینکه قصه قرار نیست به صورت تصنعی به خوبی و خوشی به پایان برسد، بلکه ناباورانه متلاشی شدن یک خانواده اصیل و پایبند بر اصول و قوانین و شرع و اخلاق را بر اثر دسیسههای شیطانی برخی افراد خانواده را نشان میدهد.
«مثل هیچکس» شبیه به هیچکدام از دیگر مجموعههای ماه رمضانی نیست که بخواهد با استفاده از چهرهها و ستارهها به توفیق برسد. مثل بسیاری از فیلمهای سینمایی که به جوانمردی و غیرت میپردازند هم نیست که در طول سال، هر کار غیراخلاقی بکنند و فقط در ماه مبارک رمضان از بدی ها و پلیدی ها فاصله بگیرند و به غیرت و جوانمردی برسند.
برزیده به عنوان کارگردان مثل هیچکس اثری را خلق کرده که مثل هیچکس نیست، اثری که برگرفته از فرهنگ و جوانمردی برگرفته از تفکر شیعه است که معتقد است انسان در تمام دوران زندگیاش باید انسان باشد و پا را فراتر از اخلاقیات و شرعیات نگذارد.
حتی در شوخیها و طنزهای رایج و حتی در رعایت آداب زندگی جمعی و حتی در بیان نام یکدیگر که بهجای مم باقر یکدیگر را محمدباقر و... صدا بزنیم. این نکات بسیار ظریفی است که در این سریال رعایت شده و تماشاگر آمیخته با مذهب با آن همذاتپنداری میکند.
مثل هیچکس بخاطر قصه ساده، اجرای درست و هنرمندی و بیادعایی سازندگانش سببساز خلق اثری شده که بشدت با فضای معنوی ماه مبارک همخوان است و میتواند الگوی مناسبی برای مناسبتی سازها باشد.
محمود گبرلو