در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
معمولا فوتبالیستهای ایرانی فوتبال را با توپ پلاستیکی و در زمینهای خاکی شروع کردهاند. شما در برزیل چطور؟
من با فوتسال شروع کردم تا 17 سالگی به طور حرفهای در سالن بازی میکردم و حتی بازیکن تیم ملی جوانان فوتسال برزیل هم بودم، اما پس از 17 سالگی دیگر فوتسال بازی نکردم. از آن موقع تا الان فقط فوتبال بازی کردهام و از این انتخاب راضی و خوشحالم.
چرا فوتسال را ادامه ندادید و به فوتبال آمدید؟
پیشرفت در فوتبال خیلی بیشتر از فوتسال است. دنیای فوتبال حرفهایتر و جهانیتر است. مردم دنیا فوتبال را دوست دارند و من هم از این قاعده مستثنی نیستم به طور طبیعی رشتهای را انتخاب کردم که فراگیرتر است.
در ایران و برزیل معمولا فوتبالیستها از خانوادههایی فقیر هستند. این موضوع درباره شما هم صدق میکند؟ وضع مالی شما چطور بود؟
خوشبختانه از این لحاظ وضعیت نرمالی داشتم. خانواده من خیلی پولدار نبودند، اما فقیر هم نبودیم. از همان دوران کودکی پدرم بخوبی مرا حمایت میکرد و هرگز در زندگی به مشکل مالی برنخوردم.
شغل پدر چه بود؟
پدر من در بیمارستان کار میکرد. او به اصطلاح کارشناس دارویی بود. پدرم کمک زیادی به پیشرفت من و همیشه مرا تشویق میکرد. ایدهآل پدرم این بود که روزی فوتبالیست بزرگی شوم. البته او روی درس خواندن من هم تاکید داشت.
با توجه به این که شما یک فوتبالیست تحصیلکردهای، فکر نمیکنی اگر در گذشته تمام وقتت را صرف فوتبال میکردی، الان بیشتر پیشرفت کرده بودی؟
من مهندس عمران هستم. بعضی وقتها خودم هم فکر میکنم که اگر تمام تمرکزم روی فوتبال بود، بهتر میشدم اما در زندگی دوست ندارم به اگرها فکر کنم. الان از زندگیای که دارم خوشحال و راضیام و دوست دارم بیشتر به آینده فکر کنم نه به گذشته.
چند برادر و خواهر دارید؟
یک خواهر دارم.
فوتبال را دوست دارد؟
بله خواهرم هم عاشق فوتبال است. او از طریق اینترنت نتایج مسابقات مرا پیگیری میکند و از اینکه من یک فوتبالیست حرفهای هستم خوشحال است. او حالا طرفدار استقلال هم هست و استقلال یک هوادار هم در برزیل دارد.
از ابتدای مصاحبه همسر شما ساکت هستند. این پرسش را از پولی میپرسم. چطور با شغل همسرتان کنار آمدید؟ فابیو باید بیشتر روزههای هفته تمرین کند و مسافرتهای زیاد باعث میشود خیلی از او دور باشید؟
من هم مثل همه برزیلیها فوتبال را دوست دارم. پس از ازدواج زندگی من هم تغییر کرده. زندگی فوتبالی یک زندگی عادی نیست. از این زندگی راضیام به من کمک میکند به شهرها و کشورهای جدید سفر و تجربههای جدید کسب کنم.
شما چند سال در فوتبال پرتغال حضور داشتید. خیلیها معتقدند فوتبال پرتغال در اروپا شبیه است به فوتبال ایران در آسیا. این موضوع ربطی به انتقال شما از پرتغال به ایران داشته است؟
نه ربطی نداشته است، ولی هیچ وقت در ذهنم نبود که از پرتغال به ایران بیایم، اما همانطور که فوتبال ورزش لحظههاست، حواشی آن را هم لحظهها تعیین میکنند. یک روز یک پیشنهاد خوب از فوتبال ایران برایم آمد و من هم دوست داشتم شرایطی جدید راتجربه کنم. الان هم از اینکه اینجا هستم، خوشحالم.
انتقالت کمی عجیب بود. تا به حال کسی از لیگ پرتغال به لیگ ایران ترانسفر نشده بود.
خودم هم تعجب کردم؛ اما این کار بزرگ آقای رضاییان و مسوولان وقت تیم فولاد بود. آنهانسبت به فوتبال دنیا اشراف زیادی داشتند. پیش از آن، فکرش را هم نمیکردم که روزی به آسیا بیاییم.
شباهتی بین لیگ پرتغال و لیگ ایران هست. در آنجا معمولا پورتو، بنفیکا و اسپورتینگ لیسبون تمام جامها را مال خود میکنند و در ایران پیش از این همیشه استقلال، پرسپولیس و پاس مدعی بودهاند. به نظر تو این یک عیب است یا حسن؟
طبیعی است. در لیگهای دیگر هم معمولا 3 یا 4 تیم همیشه مدعی قهرمانی هستند. در انگلیس و اسپانیا هم همین است. لیگ یک کشور با جام باشگاههای قاره فرق میکند. در ایران مدعی بودن تیمی مثل سپاهان که از پایتخت دور است هم جالب است.
شما مثل بیشتر فوتبالیستهای برزیلی از تکنیک بالایی برخوردار هستید؛ اما بعضی کارشناسان معتقدند قدرت بدنی کم شما نقطهضعفتان است. این انتقاد را قبول دارید؟
در فوتبال دنیا معمولا کسانی که فیزیک خوبی دارند از تکنیک بالایی برخوردار نیستند و بعکس بازیکنان تکنیکی بیشتر قدرت بدنی بالایی ندارند. بله قبول میکنم که یک بازیکن فیزیکی نیستم.
بازیکنان برزیلی مثل آدریانو، بابتیستا و گیلبرتو سیلوا در کنار تکنیک بالا، قدرت بدنی خوبی هم دارند. شما برای بهبود این ضعف خود تمرین هم میکنید؟
البته این به ساختار بدن من بستگی دارد؛ اما از وقتی به ایران آمدهام، میکوشم این مشکل را هم برطرف کنم.
خیلیها میگویند شما به خاطر آگوستینو ایناسیو مربی سابق فولاد به ایران آمدید، درست است؟
همه از من این را میپرسند. اما من در ایران ایناسیو را دیدم و شناختم. در پرتغال فقط درباره او شنیده بودم. بازیکنی که به خاطر ایناسیو به ایران آمد، آرماندو بود که بازیکن خوبی هم هست و الان دفاع راست سپاهان است.
پس چرا با وجود پیشنهادهای زیاد، سالی که فولاد به لیگ یک سقوط کرد، در این تیم ماندی؟
چند دلیل داشت. اول رضاییان که برای فولاد تلاش زیادی میکرد و برای من هم مدیر خوبی بود، اما به خاطر مردم اهواز و البته خود ایناسیو در این تیم ماندم. در فولاد همه چیز سر جای خودش بود. پرداختها بموقع بود و خانه بزرگ و خوبی در اهواز برای من گرفته بودند.
اما در روزنامهها میخواندم که در آن مقطع حتی از امارات هم پیشنهاد داشتی.
در 2 مقطع از امارات پیشنهاد داشتم. زمانی که در فولاد بودم، حتی از روسیه. آذربایجان و قطر هم پیشنهاد داشتم، اما میخواستم ابتدا با فولاد به لیگ برتر برگردم و بعد تیم آیندهام را انتخاب کنم. نمیخواستم به چشم یک بازیکن لیگ یکی به من نگاه کنند. مسلما پس از اتمام قرارداد 2 ساله با استقلال میتوانم به تیمهای بزرگتر و بهتری بروم.
فوتبالیستهای ایرانی که به لیگ امارات میروند، معتقدند علاوه بر پول بیشتر در آنجا امکانات هم بهتر است و مجبور نیستند در زمینهای نامناسب فوتبال بازی کنند.
برای من هم خیلی سخت بود. من از پرتغال به ایران آمدم. پرتغال 5 سال پیش به خاطر جام باشگاههای اروپا امکانات استادیومهای خود را استاندارد کرد، اما در لیگ ایران امکانات خیلی ضعیف است. بازی در زمین نامناسب برای یک فوتبالیست تکنیکی خیلی سخت است.
شما یک سال تجربه حضور در لیگ یک را داری. بیشتر جوانان ایرانی از لیگ یک شروع میکنند. فکر نمیکنی اگر زمینها بهتر بود، فوتبالیستهای ما هم پیشرفت بیشتری میکردند؟
بازی در استادیومهای لیگ یک خیلی سخت است. اصلا در این زمینها نمیشود فوتبال تکنیکی ارائه کرد. سال گذشته بازی در زمین نساجی برای ما خیلی سخت بود یا رفسنجان اصلا امکانات خوبی نداشت.
اگر مسوولان و مدیران به آینده فوتبال ایران اهمیت میدهند، باید فکری به حال استادیومهای شهرستانها بکنند. بازی در زمین بد از کیفیت بازی بازیکنان تکینکی هم میکاهد. استادیوم بیکیفیت فوتبال را هم زشت میکند. اگر الان استقلال هم به شهری برود که زمین خوب نداشته باشد، نمیتواند خوب بازی کند.
در فوتبال ایران جان واریو برزیلی را با بزرگان فوتبال برزیل مثل رونالدو و رونالدینیو مقایسه میکنند. چه از لحاظ فنی و چه از لحاظ شخصیتی خود را با آنها قابل قیاس میدانی؟
دوست دارم فوتبال آنها را ببینم و کنار آنها باشم. دوست ندارم جای آنها باشم. من فابیو هستم و ظرفیت خودم را میدانم. به لحاظ شخصیتی دوست ندارم خصوصیات مشابه کسانی را که نام بردید، داشته باشم و از لحاظ فنی هم نمیتوانم جای فرد دیگری باشم.
درخصوص اتفاقی که سال گذشته در یزد افتاد صحبت کنیم. انگار پدرتان برای اولین بار به ایران آمده بود و پرتاب سنگ از سوی تماشاچیان و شکستن سر شما باعث تعجب و وحشت او شده بود.
آن اتفاق خیلی برایم خطرناک بود اگر آن سنگ به چشم من میخورد... البته کسی که سنگ را پرتاب کرده بود، قصد نداشت مرا بزند، اما از خوششانسی او و بدشانسی من سنگ به سر من خورد. در آن بازی تیم شهر یزد بازی را در خانه خود باخته بود و من با گلی که زده بودم، باعث این باخت شده بودم. به هر حال، من فقط به خاطر پدرم متاسف شدم.
در آن شرایط که سرت شکسته بود، تصمیم نگرفتی از فوتبال ایران بروی؟
نه، خوشحال بودم که سنگ به سرم خورده نه چشمم. وقتی از سرم خون آمد، نفس راحتی کشیدم. وگرنه الان من هم مثل سرباز احمدی کور شده بودم.
وقتی از فولاد حرف میزنی هیجان خاصی در صدایت هست. هنوز هم نتایج فولاد را دنبال میکنی؟
بله دوستانم در این باشگاه هستند. نتایج آنها رابا مربی و بازیکنان جدید دنبال میکنم. فولاد را باشگاه اولم در ایران میدانم. هنوز هم دوستانم در این باشگاه به من زنگ میزنند.
از برکناری رضاییان ناراحت شدم و تعجب کردم. او خیلی خوب با من رفتار کرد و مهربان بود. برای تمام بچههای تیم بخصوص خارجیها مثل یک پدر مهربان بود. در اهواز تمام شرایط را برای من فراهم کرده بود. علاوه بر پرداخت بموقع، او یک خانه خوب هم برای من تهیه کرده بود و من در کنار خانوادهام راحت زندگی میکردم.
با بچههای استقلال دوست شدهای؟
بله. اولین روزی که ساعت تغییر کرده بود، من یک ساعت زودتر سر تمرین رفتم و از این که کسی آنجا نبود تعجب کردم. به پژمان، فرهاد و پولادی هم تلفن زدم، اما نتوانستم با آنها صحبت کنم. مجبور شدم تا آمدن بقیه تنهایی دور زمین بدوم. پژمان را از فولاد میشناسم و در استقلال هم با فرهاد مجیدی بیشتر از بقیه دوست هستم. وحید هم به من فارسی یاد میدهد. البته شاگرد خیلی زرنگی نیستم!
از بازگشت فولاد به لیگ برتر تعجب نکردی؟ از این قوانین در برزیل و پرتغال هم خبری هست؟
اولین بار بود که چنین چیزی میدیدم. فولاد را دوست دارم، اما از بازگشتش به این شکل به لیگ برتر تعجب کردم.
نظرت راجع به دخالت سیاسیون در ورزش ایران چیست؟
علاقه آدمهای سیاسی به ورزش خیلی خوب است، اما در پرتغال و برزیل ندیدم که سیاسیون تا این حد در مسائل ریز و درشت ورزش دخالت کنند.
بازی داربی در پیش است. کسی با شما درباره اهمیت این بازی صحبت کرده است؟
نه، اصلا نمیدانستم که بازی خاصی است. فقط میدانم تماشاچی همیشه برد میخواهد. در بازی استقلال اهواز هم که 6 گل زدیم، خواست و اراده تماشاگران نقش زیادی داشت.
از پرسپولیس چیزی نمیدانی؟
الان به راهآهن فکر میکنیم. مغرور هم نشدهایم. باید نمایشی را که مقابل استقلال اهواز داشتیم، تکرار کنیم.
انتقادها از سیستم بازی استقلال زیاد است. میگویند 253 خیلی قدیمی شده. این انتقادها را قبول داری؟
نه اتفاقا این یک سیستم هجومی و خوب است. من این سیستم را خیلی دوست دارم. در استان ما در برزیل (سائوپائولو) بیشتر تیمها 253 بازی میکنند. البته الان در فوتبال دنیا سیستم بازی نمیکند بلکه بازیکنان فوتبال بازی میکنند. مربی خوب میداند با بازیکنانی که در اختیار دارد، با چه سیستمی تیمش را به زمین بفرستد. بازیکنان در این سیستم باید کیفیت بالایی داشته باشند.
کدام یک از این دو حالت را انتخاب میکنی؟ این که در کنار شما 2 بازیکن جنگنده حضور داشته باشند یا یک بازیکن فیزیکی و یک هافبک خلاق و بازیساز مثل خودت در زمین باشند؟
دوست دارم 2 بازیکن بازیساز در زمین داشته باشیم. بیشتر مجتبی این خصلت را دارد. او بسیار باهوش است و من در کنار او خیلی راحت هستم. یدالله اکبری، حسین کاظمی و میلاد نوری هم هافبکهای بزرگ فوتبال ایران هستند که وجودشان در استقلال خیلی مفید خواهد بود.
در پرتغال و البته در فولاد خوب گل میزدی، در استقلال هم چنین وظیفهای به عهده تو هست؟
جالبترین لحظه فوتبال گل زدن است، اما از آن مهمتر برنده بودن تیم در آخر بازی است و البته از آن مهمتر قهرمان شدن تیم. هدف ما در استقلال قهرمانی است.
چرا استقلال فصل را این طور شروع کرد؟
من در بازی مقابل پگاه و مس اصلا در کنار تیم نبودم، اما عادت ندارم به پشتسر نگاه کنم. فقط میتوانم بگویم بازیکنان ما در شرایط ایدهآل نبودند، اما شما زود قضاوت نکنید، هنوز اول لیگ است.
شاید در استقلال مثل فولاد از امکانات آنچنانی و پول سر وقت خبری نباشد؛ اما در عوض در هر بازی دهها هزار تماشاگر برای تشویق به استادیوم میآیند. این موضوع تاثیری در بازی تو دارد؟
صددرصد. تماشاگر تاثیر زیادی دارد. وقتی وارد استادیوم میشوم به بالا نگاه میکنم. فوتبال زمانی زیباست که استادیوم پر از تماشاچی باشد. وقتی تماشاگر زیاد است، احساسم خوب است.
تازگیها کمتر شوت میزنی دلیل خاصی دارد؟
اگر موقعیت خوب برایم ایجاد شود، شوت میزنم. اتفاقا شوت زدن را خیلی دوست دارم. بیشتر گلهایی که در پرتغال میزدم، از روی شوت بود.
به گل زدن در داربی هم فکر کردهای؟
ایدهآل است، اما من بیشتر از گل زدن برد میخواهم. اگر من گل بزنم، اما تیم نبرد چه فایدهای دارد؟
امیر حسین متقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: