بهرام مشتاقی، قهرمان اسبق آسیا و سرپرست پیشین تیم‌ملی کشتی فرنگی:

یزدانی‌خرم، چوب کادر فنی را می‌خورد

نزول فرنگی کاران موفق ما در میدان‌های بین‌المللی که در مسابقه‌های مهم جهانی هم صاحب مدال و اعتبار بوده‌اند،‌ برای اهالی کشتی شوک‌آور و غیرمنتظره بود، چرا که تمام آرزوهای جامعه ورزش و دوستداران کشتی با ناکامی‌های پی در پی آنها نقش بر ‌آب شد. از آنجا که بررسی علل شکست فرنگی‌کاران می‌‌تواند چراغ راهی باشد برای کارگزاران ورزش اول ایران، تا با عبرت گرفتن از اشتباهات گذشته راهکاری اصولی برای حضور در رویدادهای مهم آتی و بخصوص 4 سال بعد در المپیک 2012 لندن طراحی و ترسیم کنند از این رو با بهرام مشتاقی یکی از پیشکسوتان عرصه کشتی فرنگی گفتگویی انجام دادیم. بهرام مشتاقی از جمله پیشکسوتان کشتی فرنگی است که به لطف سال‌ها عضویت در تیم ملی و کسب مدال طلا در بازی‌های آسیایی 1974 تهران از تجربیات گرانقدری برخوردار است. وی پس از دوران قهرمانی طی 30 سال گذشته همواره به عنوان مربی، سرمربی و سرپرست،‌ دستی بر آتش داشته است و به عنوان یک خبره و پیشکسوت از مسائل ریز و درشت در کشتی فرنگی مطلع است. مشتاقی با توجه به سابقه حضور در بازی‌های 1976 مونترال با فضا و شرایط رقابت‌های کشتی در المپیک نیز به شکلی ملموس و عینی آشنایی دارد.
کد خبر: ۲۰۳۳۹۷

چه انتظاری از فرنگی‌کاران در المپیک داشتید؟

قدر مسلم با شناختی که از ملی‌پوشان کشتی فرنگی داشتم به کسب مدال امیدوار بودم، چراکه در 3 سال گذشته فرنگی‌کاران ما در مسابقه‌های جهانی عملکرد موفق و قابل توجهی ارائه کرده بودند. بخصوص در مسابقه‌های جهانی 2007 باکو به عنوان سرپرست تیم ملی در کنار فرنگی‌کاران شاهد کشتی‌های خوبی از آنها بودم.

به طور کلی در مسابقه‌های جهانی باکو، فرنگی‌کاران ما با تدارک خوبی که فدراسیون برای آنها دیده بود و عملکرد خوب کادر فنی، درخشان ظاهر شدند و با یک طلا و 2 برنز در رده‌بندی تیمی هم جایگاه باارزشی برای کشتی فرنگی دست و پا کردند. در باکو سوای سوریان، طهماسبی و قاسم رضایی که مدال گرفتند حتی علی محمدی هم که به مدال دست نیافت خوب کشتی گرفت. در واقع سابقه و حضور موفق ملی‌پوشان در مسابقه‌های جهانی اخیر باعث شد همگان از کشتی فرنگی در المپیک انتظار مدال داشته باشند.

چرا این اتفاق در المپیک نیفتاد؟

ما بهترین نفرات را در ترکیب تیم کشتی فرنگی داشتیم و اهالی کشتی حتی توقعی بیش از 2 مدال از آنها داشتند، ولی بچه‌های ما طی یک سال گذشته و پس از جهانی باکو تا بازی‌های پکن به سبک المپیک تمرین و مسابقه ندادند، درست مانند المپیک 1976 مونترال که تیم کشتی فرنگی ایران با وجود استفاده از کشتی‌گیران توانمندی چون مرادعلی شیرانی و هاشم کلاهی به دلیل ندانم‌کاری کادر فنی بد نتیجه گرفت. هاشم کلاهی یکی از امیدهای ایران بود که از قابلیت‌های فنی و جسمانی ایده‌آلی برخوردار بود، اما مقابل حریفی بازنده شد که قبلا او را برده بود یا خود من به کشتی‌گیری از لهستان باختم که 2 ماه قبل او را شکست داده بودم، اما همین لهستانی در المپیک صاحب مدال برنز شد.

چه عواملی باعث شد فرنگی‌کاران در پکن خوب کشتی نگیرند؟

به نظر می‌رسید بچه‌ها در اردو، تدارک و تمرین خوب نداشته‌اند. مهم‌ترین نقیصه‌ای که در شیوه مبارزه آنها به چشم آمد خستگی جسم، روح و روان آنها بود و این به یکنواختی تمرین کردن و محیط اردویی کشتی‌گیران مربوط می‌شود. وقتی محل تمرین، خوابگاه، تغذیه و تفریح در یک مکان متمرکز باشد، بچه‌ها دچار نوعی کسالت روحی می‌شوند، چون اردونشینان در خانه کشتی از صبح تا شب فقط تشک زرد را جلوی چشم خود می‌دیدند. به نظر من این یکی از مسائل ریز و مهمی بود که مسوولان و کادر فنی توجهی به آن نداشتند. باید بچه‌ها آب و هوا عوض می‌کردند، اما این تغییر محیطی هیچ گاه صورت نگرفت و در تمام مدت برپایی اردوهای آماده‌سازی کشتی‌گیران پس از انجام تمرین فقط به اتاق‌های خود پناه می‌بردند و هیچ تفریح و اوقات باطراوتی نداشتند.

این ضعف‌ها و نارسایی‌ها را متوجه مدیریت می‌دانید یا کادر فنی؟

یزدانی خرم آدم بسیار خوبی است که همه امکانات و تدارکات را برای کادر فنی و کشتی‌گیران فراهم کرده بود و به دلیل ناآگاهی و نداشتن شناخت کار فنی را به کسانی سپرد که قابلیت‌های فنی لازم را نداشتند و نتوانستند جواب این همه حمایت و اعتماد رئیس فدراسیون را به خوبی پاسخگو باشند.

در واقع کادر فنی در مقابل امکانات و تدارکات خوبی که در اختیار داشت به هیچ وجه نمی‌تواند برای نتایج ضعیف و عملکرد پرانتقاد فرنگی‌کاران بهانه و توجیهی بیاورد. فرنگی‌کاران ما در اردو به آمادگی لازم نرسیدند.

اردو فقط برای خوردن کباب و غذای لذیذ تشکیل نمی‌شود، بلکه کشتی‌گیران باید از همه جهات فنی، جسمانی، روحی و روانی روند رو به جلویی داشته باشند. نمی‌خواهم کادر فنی را بکوبم و آنها را مورد سرزنش قرار بدهم، اما عملکرد ضعیف بهترین تیم تاریخ کشتی فرنگی ایران نشان‌دهنده برنامه‌ریزی غلط کادر فنی است. حذف و خط‌خوردن کاکاحاجی به عنوان مربی که 8 ماه با تیم کار کرد و با حمید سوریان هماهنگی بیشتری داشت یکی از اشتباهات فاحش از سوی مدیر تیم‌های ملی و سرمربی بود و همین نکته یکی از عوامل نزول و افت سوریان در المپیک بود.

چرا مدیر مارکوپولوی کشتی‌فرنگی که در تمام سفرها حاضر و همراه فرنگی‌کاران بود و باید از وضعیت جسمانی و شرایط روحی کشتی‌گیران شناخت کافی داشته باشد، برای توجیه شکست سوریان عنوان می‌کند که او ترسیده بود. این همان عذر بدتر از گناه است. باید بپذیریم که سوریان آماده نبود و در حد حریفان المپیکی خود قرار نداشت.
بدن او مقابل حریف روسی خالی کرد و نشان داد او مانند 3 مسابقه جهانی گذشته آماده و سرحال نیست. سوریان مقابل نظیر مانیکف روس بسیار ضعیف و ترسو ظاهر شد. برابر حریف کره‌ای هم که 2 بار او را شکست داده بود کم روحیه و بی‌انگیزه کشتی گرفت. باید مربیان و کادر فنی اهمیت و ارزش مدال برنز المپیک را به او تفهیم می‌کردند که پس از باخت مقابل حریف روس و از دست دادن شانس مدال طلا نسبت به مدال برنز این‌گونه بی‌اهمیت و بی‌تفاوت عمل نمی‌کرد. به نظر من در حال حاضر هم سوریان یک سروگردن نسبت به دیگر حریفان و مدال‌آوران المپیکی بالاتر است.

فقط سوریان نبود که کمتر از حد خود کشتی گرفت. طهماسبی هم به حریف ترکیه‌ای باخت که 10 سال از او بزرگ‌تر بود و 2 امتیاز هم از او پیش بود. دیگر نفرات هم کمتر از خودشان و انتظاری که داشتیم روی تشک ظاهر شدند و در یک جمله باید بگویم کادر فنی نتوانست فرنگی‌کاران ما را برای حضور در المپیک آماده کند. کادر فنی تیم ملی قابلیت‌های لازم را برای آماده کردن تیم المپیکی کشتی فرنگی نداشت. از لحاظ داوری هم خوشبختانه کشتی‌گیران ما لطمه‌ای نخوردند، بنابراین برای توجیه شکست تیم‌های ملی کشتی فرنگی و آزاد هیچ بهانه‌ای قابل پذیرش نیست.

روند انتخاب و آماده‌سازی ملی‌پوشان چگونه بود؟

به نظر من اگر کادر فنی در مسابقه‌هایی که می‌توانستیم سهمیه بگیریم بدرستی مهره چینی می‌کرد و سلیقه‌ای عمل نمی‌کرد، ما حتی می‌توانستیم با بیش از 5 سهمیه در المپیک حاضر شویم. اشتباهات  و غرض‌ورزی کادر فنی در وزن 60 کیلو بخوبی قابل ادعاست. کادر فنی نه با اشکانی خوب برخورد کرد نه با حمید باوفا. همین مساله باعث شد ما با وجود داشتن مهره‌های کارساز در این وزن بدون نماینده المپیکی بمانیم. این در حالی بود که رنگرز هم می‌توانست در 60 کیلو یکپا مدعی و صاحب شانش باشد، اما کادر فنی بلایی سر باوفا و رنگرز آورد که یکی حرام شد و دیگری هم فرار را برقرار ترجیح داد.

برای المپیک چه برنامه‌ریزی‌ای لازم بود که انجام نشد؟

حضور در مسابقه‌های المپیک انگیزه خاص و برنامه‌ای المپیکی را می‌طلبد. باید از 4 سال قبل برای المپیک پکن حرکت می‌کردیم. در این المپیک گرچه توقع و توانایی سه چهار مدال را داشتیم، ولی حداقل باید یک مدال توسط حمید سوریان گرفته می‌شد. سوریان با کسب 3 طلای جهان شانس اول ایران برای مدال بود، اما او پیش از آن‌که به حریف ببازد به آماده نبودن جسم و ضعف روحی خود باخت.

چه راهکاری برای آینده پیشنهاد می‌کنی؟

اکنون که المپیک پکن با همه نتایج ضعیف برای کشتی ما تمام شده، ولی 4 سال برای المپیک 2012 فرصت داریم. باید از همین حالا دست به کار شد نه‌‌این‌که 3 سال دست روی هم بگذاریم و در فاصله 6‌‌ماه به المپیک باقی‌مانده تازه یادمان بیفتد که می‌خواهیم به المپیک برویم آن‌گاه بدون برنامه و شتابزده عمل بکنیم.

به نظر من باید کادر فنی تقویت شود، یک کادر فنی کاردان و شجاع باید بالای سر ملی‌پوشان قرار بگیرد که کشتی‌گیران از آنها حرف شنوی داشته باشند. اگر کادر فنی از همین امروز 4 تیم جوان و با انگیزه را زیر نظر بگیرد و در مسابقه‌های مختلف بین‌المللی و آسیایی آنها را محک بزند می‌‌توانیم در المپیک لندن به یک تیم قوی و مدال‌آور امیدوار‌‌باشیم.

سعید میرزاشفیع‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها