در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داستان اگر چه در قسمتهای آغازیناش روی ارث و اختلافات و درگیریهای افراد خانواده، برای سرعت بخشیدن به وصول و نحوه تقسیم آن، تاکید دارد، لیکن به موازات آن، اعتیاد نادر را نیز روایت میکند. او که با دخترش در خانهای استیجاری زندگی میکرد، با مرگ بزرگ خانواده، به خانه پدریاش بازگشته، خواهان گرفتن سهمالارث خود است.
جدای از آن که وضعیت ارث به جا مانده، نظیر مغازه، منزل وسایر اموال پدری، در میان درگیریهای شدید خانوادگی برای دستیابی و تقسیم آنها، چه فراز و فرودهایی، خواهد یافت و با وجود آنکه بهنظر میآید، این دو داستان پابهپای هم پیش میروند، اما به موازات فاصله گرفتن از زمان آغازین روایت و با کمی تامل، میتوان دریافت، تم و درونمایه اصل داستان، اعتیاد و پیامدهای مربوط به این حیطه است.
اعتیاد، مشکل جهانی و از معضلات جدی و دهشتناک کشورمان قلمداد میشود. سالها مبارزه و رویارویی با باند قاچاق مواد مخدر و معتادان، نه تنها از وسعتشان نکاسته، بلکه بنابر دلایلی گوناگون
(از جمله جمعیت جوان جامعه امروزمان) از نظر کمیت و کیفیت، گسترش یافته است. پایینبودن میانگین سنی افرادی که به اعتیاد گرایش پیدا میکنند یا شیوع اشکال و گونههای بسیار خطرناکتر آن، نظیر کراک، شیشه یا قرصهای اکستازی را باید از همین دریچه، مورد توجه قرار داد.
در چنین اوضاع و احوالی شبکههای تلویزیونی همگام با دیگر رسانههای ارتباطی به این وظیفه و مسوولیت خود، آگاهند که باید، از تمامی توانمندیهای بصری و هنریشان، بهره گیرند، تا در حوزه فرهنگ به روشنگری درباره این بلای خانمانسوز، بپردازند. دراین میان، بررسی آن که مجموعه چنین تلاشهای فرهنگی، تا چه میزان، بر پایه تعاریف و اهداف مشخص کوتاه و بلندمدت پیامدهای مثبت، سامان یافته، نیازمند مجال دیگری است با این وجود با نگاهی به وضعیت اعتیاد در جامعه میتوان دریافت که پردازش این مقوله همچنان باید، با کوشش و خلاقیتهای بیشتری، انجام پذیرد.
از چنین روزنهای، زمانی که به «بزنگاه» مینگریم، توجهمان به رویکرد محتوایی اثر، پیرامون اعتیاد جلب شده، میتوانیم از این جهت آن را ارزشمند تلقی کنیم. در ادامه این نگرش، پرسشی که مطرح میشود آن است که در شرایطی که، شمار قابلتوجهی از تولیدات نمایشی، به این موضوع میپردازند و از اینرو موضوع محتوا و پیامهای اینگونه آثار، تکراریاند «بزنگاه» قرار است از چه نگرش، ساختار و پرداخت محتوایی بهرهمند باشد تا بتواند جذاب و اثرگذار بنمایاند.
نحوه قرار گرفتن واقعیت، در کنار کمدی، این تردید را در ما ایجاد میکند که آیا «بزنگاه» به دنبال طرح و پرداخت عمیق و خلاقه موضوع اعتیاد است یا بیشتر به خنداندن و ایجاد فضایی شاد و مفرح برای مخاطبانش میاندیشد افزون بر سابقه کارگردان و با تامل در قسمتهای پخش شده، شواهد گوناگون دیگری را میتوان، مطمح نظر قرارداد که حاکی از آن است اعتیاد، بیش از آن که موضوع اصلی اثر باشد، بیشتر در مقام محملی برای قالب و ساختار کمدیاش، مورد توجه بوده است.
چگونگی طراحی تیپ و رفتارهای نادر نمودی روشن، از صحت این دیدگاه باید تلقی شود، اما از نظر چهره، شباهتی به افراد معتاد ندارد، اعمالش او را بیش از حد هوشیار مینمایاند. بجز همسر که از او طلاق گرفته، دیگر افراد خانواده حساسیت عمیقی درباره مسائل مربوط به اعتیاد او نشان نمیدهند و مواردی هم که به آنها اشاره دارند، سطحی و در چارچوب کمک به فضای کمدی است.
نکته مهمتر آن که شخصیت نادر نهتنها هیچ گونه احساس تنفری را در ما ایجاد نمیکند بلکه در مواقعی نیز ایجاد همذاتپنداری مینماید. به سخنی دیگر، مواضعی که او در ارتباط با سهم پدرش اتخاذ میکند با توجه به وضعیت استیجاری (و با وجود اعتیادی که دارد) در مقایسه با برادر بزرگتر که در خانه پدرش زندگی میکرد یا خواهرش که شرایط مطلوبتری از نظر اقتصادی دارد، تقریبا منطقی جلوه میدهد و در این میان، شیرینکاریهای او نیز در چنین موقعیتی، سیمای مثبتی را از او به نمایش میگذاردکه با روح سریال و اهداف ساخت آن مغایرت دارد.
کمدی بودن اثر را میتوان از مولفههای مثبت آن محسوب کرد. این قالب و رویکرد، روی مصالحی شکل یافته که برگرفته از واقعیت دردناک جامعه کنونی است. از همین رو «بزنگاه» میتوانست با گذر از سطحیگرایی جلوه قابل تاملتری به خود گیرد. به عبارتی واضحتر، درونمایه اصلی داستان و وقایع مربوط به آن به گونهای ذاتی، بهرهمند از مایههای کمدی است.
در صورتی که خلق موقعیتهای خندهآور، روی محور و مضمون خاص و به روزی انجام میپذیرفت. علاوه بر ایجاد فضایی شاد برای مخاطب، بخشی از مسائل و نکات آگاهیبخش و هشداردهنده، پیرامون اعتیاد آشکار شده، بر تعمیق آگاهیهای مخاطب افزوده میشد.
مشخص نشدن آن که «بزنگاه» در ارتباط با اعتیاد بیشتر به چه محور و از چه روزنهای توجه دارد، موجب شده، خود را از نظر محتوایی روبهروی اثری بسیار تکراری احساس کنیم و از کمدی و خلق و موقعیتهای خندهآورش نیز که بیشتر حول نادر شکل میگیرند، در اغلب صحنهها، چندان جذاب به نظر نیاید.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: