در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او که در آمادهسازی تیم و انتخاب مهره با هیچکس رودربایستی ندارد، در آرایش تیم جدیدش آرش کمالوند را که بازیکنی دو پسته است، به جای ادریس دانشفر در قطر قدرتی دریافتکننده قرار داد، با خط زدن اشکان درخشان به فرهاد سالافزون پاسور 2 متری اهل کرمانشاه اعتماد کرد و ابراهیم چابکیان را که از سرعت و پرش بالایی برخوردار است از نظر سیستم حمله آدمی را به یاد مرحوم غیاثالدین صحنه میاندازد، فیکس قرار داد و در واقع اسکلتی را که در مسابقههای جهانی مکزیک قهرمان جهان شده بود، تغییر داد. اما همه این تغییرات زمانی نمود پیدا کرد که در قالب کار تاکتیکی در آمد، تیم ایران سوای تاکتیک حمله که همیشه جزو بهترینهای آسیا بود، در دو تاکتیک دریافت اول و سرویس پیشرفت قابل توجهی داشت. در واقع ما در این مهارتها بهترین بودیم و طی مسابقههای برگزار شده با مالدیو، قطر، هندوستان، کرهجنوبی و پاکستان از این بابت ضعف نداشتیم و اکثر بازیکنان ما بویژه مجتبی غیاثی، حامد باقرپور، مجتبی شیان و فرهاد سالافزون در زدن سرویسها درست عمل کردهاند و کادر فنی تیم به هدایت مصطفی کارخانه موثرترین نقش را داشته است، تقریبا تمامی تعویضهای تیم اثربخش بوده و موجب تغییر در روند تاکتیکی تیم جوانان شده است. یکی دیگر از ویژگیهای تیم جوانان توفیق در پوشش دادنها بود، بویژه دفاع از مهاجم که در تیم ایران بسیار مطلوب و ایدهآل صورت میگرفت و گل محمد سخاوی لیبروی گنبدی در اجرای این وظایف عالی بود. سخاوی، فرهاد قائمی و ابراهیم چابکیان مثلث گنبدیهای تیم آنقدر درخشان در خدمت تیم بودند که بحق عصای دست کارخانه و یارانش لقب گرفتند. اگر چه ادریس دانشفر بازیکن اهل بندرترکمن نیز در فراخوانیهای گاه و بیگاه موثر بود، در تیم، برای مجتبی شبان سر گروهی فنی و فکور بود. او در دریافت و آبشار بسیار هوشیارانه عمل کرد و مجتبی غیاثی نیز از تجارب وافر خود در نواختن سرویس و آبشارهای پشت خط، امتیازات زیادی اندوخت.
اما سه مهره نما و نماد دیگری بودند، علیرضا جدیدی که همانند مسابقههای نوجوانان جهان بهترین مدافع شناخته شد، حامد باقرپور که در قطر جدیدی بازی میکرد بویژه در دو بازی آخر حضوری موفق در دفاع و سرویس داشت.
اما هیچکدام از این بازیکنان آرش کمالوند نبودند. کمالوند که از شکستگی پا رهایی یافته است با 2 متر قد و پرشی که تا فضای 230 سانتی متری تور را در انحصار خود میگرفت، دفاعها و آبشارهای جانانهای زد، او یکی از پدیدههای بزرگ چهاردهمین دوره پیکارهای قهرمانی آسیا بود که باید در انعطافپذیری و تمرینات عکسالعملی بیشتر کار کند. دایا کوئینگیا از چین، ایتو یاسوتکا از ژاپن و لیکانک از کرهجنوبی نیز نو ستارههایی بودند که در این دوره جلب توجه کردند، با این تفاوت که ما امثال کمالوند کم داریم و سرمایهگذاری خود را معطوف بازیکنانی میکنیم که اگر چه فعلا به درد میخورند و حتی تاثیر گذارند، اما آینده ندارند؛ در صورتی که چین اعجوبههایی چون لیدون مینگ (پاسور) چن بینگ و زانگ ویجون را هم دارد، کره جنوبی که به جای والیبال، سمفونی مینواخت، جئون کوانگ، یمجین (پاسور) و کیون بون را در کنار کیم ایون 211 سانتی متری دارند، تفاوت ما با چین، ژاپن و کره جنوبی در این است که آنها به آینده فکر میکنند و کمتر به پیروزیها و قهرمانیهای این سنین اهمیت میدهند، اما ما به هر صحنهای که گام میگذاریم، فقط حال را میبینیم، چون از آینده خبر نداریم و به هر روی، اینک که بار دیگر جهانی شدیم تا پیکارهای قهرمانی جهان که به احتمال زیاد ماه دیگر در مصر یا هندوستان برگزار خواهد شد، باید به قدر جهانی فکر کنیم و برنامهریزیها و تدارکاتمان را وسعت ببخشیم، چون آنجا با تیمهایی برخورد میکنیم که از نظر فیزیکی و قدرت بدنی یک سروگردن از ما بالاترند و سرویسهای ویرانگر میزنند و ما باید با ارتفاع بخشیدن به قامت بازیکنانمان و با حضور در تورنمنتهای بینالمللی همانند ایتالیا، بلغارستان، روسیه و حتی کشورهای آفریقایی مجهز به تجربه و آموختههای جدید سفر کنیم.
اما در روزهای اخیر،بار دیگر عدهای بحث بازیکنان صغر سنی را پتک میکنند و بر سر والیبال فرود میآورند، علیرضا معمری، مربی ایرانی تیم پاکستان که برای نخستین بار پاکستانیها را به مدال برنز رسانده است، در مصاحبهای انتحاری اعلام کرد که تیم هندوستان 10، ایران 11، پاکستان 6 صغر سنی داشته و تیم چین هم با بازیکن صغر سنی، نایب قهرمان شده است، حتم داریم که حرفهای معمری از یک والیبال دوستی نبوده که از بغض کارخانه بوده است، این که فکر کنیم فقط در این دوره تیم ایران از بازیکنان غیرمجاز سود برده، خودفریبی کردهایم.
در 13 - 12 دوره گذشته نیز این زمزمهها شنیده شده و نشانههایی را هم دیدیم، اما این که عدهای نشستهاند و با منفی بافی آسمان ریسمان می بافند، کاش در تمامی ادوار تیشه بر میداشته و به ریشهها میزدند، شما که میپرسید، چرا ما در رده بزرگسالان مقام نمیآوریم، از یاد بردهاید که ما 2 مدال نقره بازیهای آسیایی و 2 برنز کرهای قاره را در رده بزرگسالان داریم؟ مگر در فوتبال ما در رده بزرگسالان شقالقمر کردهایم، آیا در بسکتبال و هندبال بازیکنان صغر سنی وجود ندارند، در کشتی چطور؟
اما چرا جامعه فوتبال، بسکتبال و هندبال اینگونه دست به تحریک همدیگر میزنند، پاسخ کاملا روشن است، در ایران 400مربی بینالمللی بیکار داریم که چون دستشان به هیچ جا بند نیست، چارهای ندارند جز این که کارخانه را آماج انتقادهای خود قرار دهند، اما جلوی مربیانی چون ستکوویچ سر خم میکنند و کاری به کار او ندارند که همه میدانند چگونه در کشور ما پول پارو میکند و چسان به مربیان، داوران، خبرنگاران و کارگزاران ایرانی بیاحترامی میکند و آب از آب تکان نمیخورد، دست از تنگ نظری بر دارید. ما هم مخالف بازیکنان صغر سنی هستیم، اما مبارزه با این پدیده زشت نیاز به کار فرهنگی دارد. والیبال ما قهرمان نشود، هندیها با بزرگانی مثل لالیتکمار به استناد و مدارک موجود 9 سال سن خود را پایین آوردهاند، در صدر قرار بگیرند، خیالتان راحت میشود؟
متاسفانه ضوابط که به هم بخورد، همه چیز درهم میشود، با هر مربی که گپ میزنیم، آن یکی را قبول ندارد و خود مدعی مربیگری تیم ملی است، ما هم قبول داریم که کارخانه گلی بیعیب نیست، او هم مثل تمام ما آدمیان ضعفهایی دارد، اما چه کسی میتواند منکر شخصیت سالم و پایبندی وی به اصول و علاقهمندی و پیگیری وی بر یافتن معلومات جدید شود؟
بیاییم راه بزرگی را با حمایت از یکدیگر بیابیم، چون با تخریب و کوبیدن این و آن هرگز رشد نخواهیم کرد.
کارخانه: خوشانصافها اتهام میزنند
کارخانه در گفتگو با «جامجم» اعلام کرد: کنارهگیری از تیم ملی یک بلوف یا تعارف نیست، من قصد دارم به کلی دور و بر تیمهای ملی را خط بکشم، 15 سال در این سطح کار کردم و کارنامه من هم مشخص است، آنهایی که به من اتهام استفاده از صغر سنی میزنند، خودشان نیز با صغر سنی تیمداری کرده و به جایی نرسیدهاند، البته عدهای هم بحق انتقاد میکنند، همهاش که نباید من باشم، باید به دیگران هم فرصت داده شود، من از صمیم قلب دنبال حرفه مربیگری رفتهام، اما عدهای نشستهاند تا به سراغ آنها بروند. خب، آنها هم حرکت کنند، روابط عمومی خود را گسترش دهند، چه عیبی دارد.
کارخانه افزود: برخی از مربیان تا کنار من قرار میگیرند، میگویند او خوب است حداقل 5 فاکتور از 6 فاکتور مربیگری را دارد، اما تا کنار میروند، شروع میکنند به بدگویی، آخر خوشانصافها این رسم مروت و ورزشکاری است؟
به هر حال حالا وقت رسیدگی به اهل و عیال است. فرزندانم به من نیاز دارند و باید ثابت کنم که پدر خوبی هم هستم، برای همه مربیانی که بعدا میآیند، آرزوی موفقیت میکنم، همه متعلق به این آب و خاک هستیم، همدیگر را نیاز داریم.
افشین رضاپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: