در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این که بعد از افطار هر شبکه سریال خاص خودش را پخش میکند، در نهایت بدون این که چنین قراری گذاشته شود مسابقهای شکل میگیرد که تنها آنها که توانستهاند در مواجهه با سلیقه مردم، بیشترین آرا را به دست آورند، امتیاز کسب میکنند، حالا دیگر میشود گفت تلویزیون در زمینه طنز تلویزیونی مناسبتی، صاحب تجربهای است که در یک سوی آن ذائقه متغیر مردم قرار دارد که عدم شناخت بهروز آن و اکتفا کردن به اطلاعات گذشته چندان برنامهسازان را در ساخت آثار موفق یاری نخواهد کرد.
امسال هم بنا بر همان سنت همیشگی، تلویزیون در ایام ماه مبارک رمضان، آثار متفاوتی را تدارک دیده است؛ یکی از این آثار که قرار است از شبکه تهران به آنتن پخش سپرده شود، مامور بدرقه نام دارد. این سریال را سعید سلطانی کارگردانی میکند. سلطانی در گذشته آثاری با رویکردی تاریخی اجتماعی برای شبکههای مختلف سیما ساخته است. واقعیت این است که وقتی سلطانی با گروه تولید مناسب و زمان کافی، اثری را ساخته توانسته مخاطبان بسیاری را پای تلویزیون بکشاند؛ او به هر حال کارگردانی است که سلیقه مخاطب را میشناسد و میداند آن را چگونه شکل دهد. زمانی که او سریال پس از باران را ساخت حجم، مخاطبان و میزان رضایت از این سریال به اندازهای بالا بود که آن سالها موجی ایجاد کرد که ساخت آثار خانوادگی که در آن تعلیق عنصر تعیینکنندهای بود رایج شد. او بعدها به آثارش وجهی دیگر داد و در آن عنصر تاریخ را هم اضافه کرد. سریال موفق خانهای در تاریکی از جمله آثاری بود که با وجود آن که زندگی یک خانواده ایرانی را در گذشتهای دور به نمایش میگذاشت گوشه چشمی هم به تاریخ داشت و تلاش میکرد حضور «نوکیسهها» و «ورشکستگان» را در یک مرحله گذار تاریخی به تصویر بکشد. آثار دیگر او هم کمابیش همین ویژگی را داشتند. او در سریال «جوانی» نیز زندگی چند جوان امروزی را در جامعهای که مدام پارامترهای آن تغییر می کرد به نمایش گذاشت. «شکرانه» اما سریالی نبود که چیزی به داشتههای او اضافه کند. با وجود آن که این سریال قرار بود پیامهای اخلاقی فوقالعادهای برای مخاطب داشته باشد، اما به خاطر فیلمنامه از هم گسیخته که خط روایتی درستی نداشت و از همه مهمتر انگیزه شخصیتها در آن گنگ و نامفهوم بود به اثری که باید تبدیل نشد و به هنگام پخش هم با استقبال روبهرو نشد. امسال اما سلطانی با تجربه همه آن موفقیتها و شکستها پشت دوربین سریالی ایستاده که قرار است حال و هوای طنزی داشته باشد. آیا او موفق میشود به آثار موفقش، سریال مامور بدرقه را هم اضافه کند؟ حالا که این مطلب را میخوانید چند قسمت این سریال پخش شده و خیلی راحتتر میشود درباره خوب یا بد بودن آن قضاوت کرد، اما در زمانی که این مطلب نوشته میشود به جز مشتی اطلاعات و چند عکس، چیز دیگری در دست نیست که بشود درباره این اثر قضاوت کرد.
با این وجود به نظر میرسد به خاطر ترکیب بازیگران، جنس قصه و حضور تهیهکنندهای که تقریبا همه آثار موفق سلطانی را تهیه کرده است، این اثر بتواند جای خود را در میان مخاطبان مشکل پسند این سالها که دیگر حق انتخاب دارد و میتواند گزینههای دیگر را برای سرگرم شدن انتخاب کند باز کند.
کمی درباره قصه «مامور بدرقه»
بخش عمدهای از موفقیت یک اثر طنز و اصولا هر فیلم دیگری به فیلمنامه آن اثر مربوط است. به تر و تازگی قصه، آدمها و نوع روایتی که کارگردان برای کارش انتخاب کرده. چطور میشود درباره یک اثر خوب چه سینمایی و چه تلویزیونی صحبت کرد اما از بنمایه و چارچوب اصلی کار که همان فیلمنامه باشد حرفی به میان نیاورد. تقریبا همه فیلمهای خوب، فیلمنامهنویسان قدرتمندی در اختیار داشتهاند. قصه «مامور بدرقه» تقریبا قصه نویی دارد. قصه نو معنیاش این نیست که شما اصلا مشابه آن را ندیدهاید یا نشنیدهاید. قصه نو برای مدیومی مثل تلویزیون یعنی این که از مصالحی که در اختیار داشته به گونهای استفاده کرده که نو به نظر میرسد. ترکیب آدمها، لحن و چینش حوادث به گونهای بوده که در نظر اول تازه بنماید و اتفاقا همین مهم است یعنی این که یک اثر در همان نظر اول به چشم و دل بنشیند. بسیاری از آثار بودهاند که نتوانستهاند در «نگاه اول» مخاطب را جذب کنند. برای اثری که عنوان طنز را یدک میکشد، جذب مخاطب در همان قسمتهای اولیه بسیار مهم است. اگر فیلمنامهنویس و کارگردان موفق شده باشند در همان دقایق نخستین مخاطب را با شخصیتها، حوادث و دنیای کار نزدیک کنند بخش عمدهای از کار انجام شده است وگرنه باید گفت کار تا حدود زیادی برای سازندگان اثر سخت خواهد شد. همچنان که آمد قصه مامور بدرقه نشانههایی دارد که مخاطب این سالهای تلویزیون از آن خوشش میآید. یک مامور انتظامی در آستانه بازنشستگی قرار است مجرمی را که به جرم حمل مواد مخدر دستگیر شده به بازداشتگاه تحویل دهد، اما این مجرم در ادامه میگریزد و همه قصه روایتگر تلاشهای این استوار برای دستگیری این مجرم است. میبینید! قصه خود بخود کشش یک کار خوش ساخت و احیانا پرمخاطب را دارد. اگر چه که باید اعتراف کرد خیلیها پیش از این سوژهای اینچنینی داشتهاند که در آن بر فرض مجرمی از دست یک سرباز نیروی انتظامی که آخرین روزهای خدمتش را در کلانتری میگذراند میگریزد و ماجراهایی را پدید میآورد. با این همه قصه در نهاد خود عنصر «تعلیق» را به تمامی دارد و اگر این تعلیق دامنهدار به گوهری مانند طنز زینت پیدا کند، معلوم است که مخاطب خود را خواهد یافت.
حضور یک تهیهکننده موفق
یکی از اصلیترین ستونهای یک اثر موفق تلویزیونی یا سینمایی، بیتردید شخص تهیهکننده است.
تهیهکنندهای که به کارش مسلط باشد، تجربه داشته باشد، اهل مطالعه باشد و بر جزئیات کارش از صفر تا صد آگاه باشد، قاعدتا بهتر از تهیهکنندهای است که فقط عنوان تهیهکننده را دارد. تهیهکننده خبره میداند که چه فیلمنامهای را در چه زمانی، با چه کارگردانی و با چه ترکیبی از بازیگران و گروه تولید، بسازد. بسیاری از آثاری که هیچ موفقیتی در جذب مخاطب و احیانا منتقد ندارند، عمدتا محصول نگاه غیرکارشناسی تهیهکنندهای است که بر مصالح کارش اشراف ندارد.
اسماعیل عفیفه اما به شهادت آثاری که تاکنون تهیه کرده نشان داده که تهیهکننده قابلی است. به کارش آشناست و زیر و زبر کار را میداند. وقتی به پرونده کاری او نگاه کنیم چند کار متفاوت و بعضا مثالزدنی میبینیم که در زمان خود کاملا تاثیرگذار بودهاند، پس از باران، خانهای در تاریکی، سالهای برف و بنفشه و خداوند عشق را آفرید، آثاری بودهاند که او تهیهکنندگی آنها را به عهده داشته، اما کاری که سال گذشته از او در ماه رمضان از تلویزیون پخش شد، یکی از آثار پرمخاطب این سالهای تلویزیون بود. عفیفه با «میوه ممنوعه» نشان داد که به ظرایف کار تهیهکنندگی آشناست و درک صحیحی از زمانه و البته سلیقه مردم دارد. میوه ممنوعه از جمله آثاری بود که تقریبا همه عناصرش حساب شده انتخاب شده بود.
علی نصیریان، امیر جعفری، گوهر خیراندیش و هانیه توسلی در کنار کارگردانی خوب حسن فتحی بازیهای درخشانی از خود در این اثر تلویزیونی به نمایش گذاشتند. عفیفه امسال تصمیم گرفت تهیهکننده یک اثر طنز باشد و شانسش را در زمینه ساخت آثار طنز امتحان کند.
خود او درباره این انتخاب میگوید: ویژگی مامور بدرقه این است که حال و هوای طنز دارد. مامور بدرقه چند ویژگی دارد که ما از ابتدا آگاهانه به دنبال آن بودیم؛ اول این که میخواستیم طنزی ارائه کنیم که در آن لودگی نباشد، از آن گذشته نمیخواستیم این طنز بدون تکیه به قصه شکل بگیرد. از اول میخواستیم قصه پروپیمانی داشته باشیم و به کمک بازیگرانی که برای نقشهای گوناگون انتخاب کردهایم، آن نقشها را دربیاوریم. همچنین نمیخواستیم قصه را به بهانه ایجاد طنز متوقف کنیم؛ البته در این کار به نکات دیگری هم توجه کردهایم، ما تلاش کردیم در این قصه طنز در کارگردانی، در پرداخت، تدوین و موسیقی به چارچوبهایی که معمولا در یک کار تلویزیونی و سینمایی استفاده میشود، وفادار بمانیم.
عفیفه در ادامه درباره روند کار تصویربرداری میگوید: تاکنون حدود 70 درصد کار تصویربرداری انجام شده است. فیلمنامه تا قسمت 21 نوشته شده و تا قسمت 20 هم کار تصویربرداری تمام شده و کار تدوین هم به صورت همزمان در حال انجام است. بقیه قسمتها را هم باید در طول ماه رمضان تصویربرداری کنیم؛ البته با توجه به قطعی برق ما طوری برنامهریزی کردهایم که توقفی در کار تولید نشود.
دیگر همه میدانند که کم بودن زمان تصویربرداری و نزدیک شدن به آنتن پخش که فشار عظیمی به گروه تولید وارد میکند. آیا این موضوع باعث خواهد شد که روی محصول نهایی تاثیر بگذارد. عفیفه در جواب این سوال میگوید: تا حالا ما هیچ جا کوتاه نیامدهایم. هر جا لازم بوده اصلاحات را انجام دادهایم. میتوانم بگویم تقریبا مثل سریالهایی که اضطراب و استرس فشار پخش پشت سر آنها نیست عمل کردهایم. مثلا اگر نیاز بوده فیلمنامه بارها بازنویسی شود این کار را انجام دادهایم. روی تدوین هم که به صورت همزمان کار انجام میشود واقعیت این است که کمبود وقت ما را وادار کرده بیش از پیش در تلاش باشیم.
عفیفه در جواب این سوال که فکر میکند مامور بدرقه به هنگام نمایش مخاطب خود را خواهد یافت، میگوید: من خودم خیلی راضی هستم. بخصوص وقتی 2 3 قسمت اول را دیدم برایم خیلی روحیهبخش بود، فکر میکنم تا حدود زیادی به هدفی که داشتیم رسیدهایم و آن هم بیان یک داستان ساده و شیرین است.
به جز تلاش تهیهکننده و کارگردان شاید بیشترین چیزی که در معرض دید مخاطب قرار میگیرد، بازیگران اثر و نحوه نقشآفرینی آنهاست. بسیاری از آثار تلویزیونی بودهاند که تنها به مدد حسن انتخاب بازیگران توانستهاند در چشم تماشاگر جایگاهی پیدا کنند و چه بسیار آثار دیگری هم بودهاند که به خاطر انتخاب نامناسب بازیگران، همه تلاشها بیاثر مانده است.
در مامور بدرقه تلاش شده آن اتفاق اول بیفتد؛ یعنی از بازیگرانی استفاده شود که کمابیش در حوزه آثار طنز شناخته شدهاند. سیروس گرجستانی بازیگری که چند سال پیش در رانتخوار کوچک و متهم گریخت و نیز تلهتئاترهای درکنار هم چهره موفقی از خود به نمایش گذاشت، هنوز هم نقشآفرینی او در مجموعه رانتخوار کوچک در هیات کارمندی که مدام بد میآورد و او را در موقعیتهای تازه و پیچیدهتری قرار میدهد دیدنی است، واقعیت این است که او و فتحعلی اویسی تنها بعد از این که در آثار طنز امتحان شدند به عنوان بازیگرانی که میتوانند در آثار طنز هم صاحب جایگاه ویژه باشند شناخته شدند. گرجستانی در سریال مامور بدرقه در نقش آصف برقچی یک استوار نیروی انتظامی ظاهر شده که در شرف بازنشستگی مامور میشود مجرمی را تحویل دهد، غافل از این که این آخرین ماموریت، حسابی کار دست او میدهد؛ اما کسی قرار است به بازداشتگاه تحویل داده شود افشین نام دارد که ایفاگر نقشش محسن تنابنده است. فرار این مجرم باعث میشود که پای افراد دیگری نیز ناخواسته به ماجرا باز شود مثل فرامرز که نقش او را جواد رضویان بازی میکند. بجز این بازیگران مهرانه مهینترابی (در نقش زن آصف)، بهاره رهنما (در نقش دختر آصف)، کیانوش گرامی (نقش دایی فرامرز)، فرناز رهنما (همسر فرامرز)، زهره مجابی (مادرزن فرامرز)، ناصر گیتیجاه (پدر افشین) و حسین توشه (نقش نیکذات مباشر خسروخان) ظاهر شدهاند.
همانطور که میبینید برای مامور بدرقه بازیگران شناخته شده عرصه طنز انتخاب شدهاند. مهرانه مهینترابی، جواد رضویان و بهاره رهنما جزو شناخته شدهترینهای این جمع هستند که پیشتر هم در آثار موفق طنز دیده شدهاند که میتوانند باز هم باعث موفقیت یک کار شوند؛ اما مامور بدرقه بازیگران دیگری هم دارد، بنابر شنیدهها هایده حائری یکی دیگر از بازیگران این سریال است که یکی از متفاوتترین نقشهایش را ایفا کرده است.
به قاعده بیشتر آثاری که به پخش نزدیک بودهاند، سریال مامور بدرقه نیز با دو دوربین تصویربرداری شده که بالطبع روی سرعت کار خیلی تاثیر گذاشته است. خود عفیفه در این باره میگوید: «به جز چند روز اول، از همان ابتدا برای اینکه کار بهموقع به پخش برسد و از شتابزدگی احتمالی کار پرهیز شود، از دو دوربین استفاده کردیم.»
سریال مامور بدرقه در 27 قسمت 35 دقیقهای آماده خواهد شد و بنا بر پیشبینیهای انجام گرفته، قرار است این سریال ساعت 11 هر شب از شبکه تهران پخش شود، اما آیا این ساعت پخش برای اثری که میخواهد مخاطب بسیار داشته باشد مناسب است؟ عفیفه در این باره میگوید: فکر نمیکنم این ساعت برای جذب مخاطب فیلمی بد باشد اگرچه خودم معتقدم اثری که جذاب باشد به هر حال مخاطب خود را در نهایت پیدا خواهد کرد.
آنطور که عفیفه میگوید کار تصویربرداری تا اواخر ماه مبارک رمضان ادامه خواهد داشت. فیلمنامه این سریال را امیرعباس پیام براساس طرحی از خشایار الوند نوشته است. در ساخت این سریال تلویزیونی مهدی مجدوزیری (مدیر تصویر و نور)، هادی قمیشی (طراح صحنه)، سیاوش گرجستانی (طراح گریم)، عزیز علیزاده (مدیر تولید) مسعود دادگری (صدابردار)، سعید عباسی (برنامهریز) و روزبه سجادی (دستیار اول کارگردان) همکاری میکنند.
فعلا کار تصویربرداری در لوکیشنی در کامرانیه خاتمه یافته و گروه در نقاط مختلف تهران کار تصویربرداری را ادامه خواهند داد.
امسال تلویزیون برای ماه مبارک رمضان 2 سریال طنز در نظر گرفته است. رضا عطاران و تیم معروفش که همچنان تهیهکنندگی ایرج محمدی و مهران مهام را دارد با سریال بزنگاه مهمان خانهها خواهند شد. رضا عطاران و نوع خاص طنزش به هر حال امکان مقایسه با سریال مامور بدرقه را به وجود خواهد آورد. در این مصاف فکر میکنید «مامور بدرقه» با مختصاتی که از آن عنوان شد، بتواند گوی سبقت را در جذب مخاطب و محبوب شدن از آن خود کند؟ شاید هنوز برای قضاوت درباره این موضوع کمی زود باشد، اینطور نیست؟
مهدی غلامحیدری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: