در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فیلم اکشن و ماجراجویانه با لحن دلهرهآور خود، قصهای علمی تخیلی را تعریف میکند و با شعار تبلیغاتی «باز هم دنیا با مشکل روبهرو شده است» به روی پرده سینماها رفت. وین دیزل، قهرمان جدید اکشن سینما پس از مدتی کمکاری، دوباره با این فیلم به دیدار تماشاگران سینما آمده است. تعدادی از بازیگران مطرح سینما، در کنار دیزل ایفای نقش کردهاند که از بین آنها میتوان به میشل یو، ژرار دپاردیو، شارلوت رامپلینگ، ملانی تری، مارک استرانگ، لامبرت ویلسن، جوئل کربای، سلیمان دیکو و دیوید بله اشاره کرد.
قصه
توروپ (با بازی دیزل) یک آدم کهنهکار کارهای رزمی و اکشن است که حالا فقط در ازای دریافت پول خوب قبول میکند کاری را انجام دهد. او زندگی آرام و راحتی در آپارتمان کوچک و دنج خود دارد و علاقه زیادی به انجام کارهای ماجراجویانه ندارد؛ اما بزودی یک ماموریت مهم و هیجانانگیز به توروپ پیشنهاد میشود. او این کار خطرناک را که با ریسک زیادی همراه است، نه به دلایل مالی که به یک دلیل شخصی قبول میکند؛ اما تا اواخر قصه، دلیل شخصی او مشخص نیست. ماموریت او اسکورت کردن جوانی به نام آرورا (با بازی تری) از روسیه به چین است. خواهر ربکا (با بازی میشل یو) که متخصص ورزش هنرهای رزمی است، این دو را همراهی میکند. توروپ چیز زیادی درباره آرورا نمیداند و متوجه این نیست که وی از چه اهمیتی برخوردار است. حقیقت این است که آرورا یک آدم معمولی نیست و در وجودش نیروی خاص خود دارد که وی را تبدیل به موجود ویژهای کرده است. همین ویژه بودن باعث شده تا آرورا مورد توجه گروهها و نهادهای مختلف قرار بگیرد. یک فرقه ویژه به رهبری زنی کمحرف و مستبد به نام پرستیس (با بازی رامپلینگ) به دنبال توروپ و آرورا هستند. هدف آنها، دزدیدن آرورا و استفاده غیرانسانی از ویژگی او است. پرستیس تصور میکند با گروگان گرفتن آرورا میتواند بر جهان مسلط شود. سفر اودیسهوار توروپ، آرورا و خواهر ربکا در سکوت شروع میشود و ظاهرا بجز سازماندهندگان این سفر، کسی خبری از آن ندارد؛ اما بزودی این سه مسافر با ارتش منظم پرستیس و خرابکاریهای آنان روبهرو میشوند. معلوم است که کسی سفر پنهانی آنها را به اطلاع پرستیس رسانده است. توروپ در حالی که تلاش دارد ماموریت خود را به نحو احسن انجام دهد، میخواهد جاسوس داخل نیروهای خودی را هم پیدا کند. در چنین اوضاع و احوالی، سر و کله 2 غریبه مرموز به نامهای گورسکی (با بازی دپاردیو) و دارکو آندیه (با بازی ویلسن) در سر راه توروپ پیدا میشود. نیت اصلی این دو از همراهی با سه مسافر معلوم نیست و علیرغم اصرار توروپ، هیچ یک قصد جدایی از این گروه را ندارند. در همین اوضاع و احوال است که حال و وضعیت عمومی آرورا هم خراب میشود. توروپ بزودی میفهمد ماموریتی که قبول کرده، چندان هم راحت نیست و گروه مخالف، به این سادگی دست از سر آنها برنمیدارد.
نقد
فیلم علمی تخیلی «بابیلون آ.دی» از آن دسته کارهای هیجانانگیز سینمایی است که در دنباله فیلمهایی مثل «آرماگدن» و «فرزندان بشر» ساخته شده و حرف اصلیاش، نجات جهان است. این فیلم هم مثل ساخته تحسینبرانگیز آلفونسو کارون (که مدتی قبل روی پرده سینماهای تهران بود) درباره موجودی است که در شرایط بعد از آخر زمانی زمین، حالتی یگانه دارد و میتواند کمک کند تا بشریت از مشکلات و مصائب نجات پیدا کند. به صورت طبیعی، این موجود یگانه باید مورد محافظت قرار گیرد تا از گزند حمله عوامل منفی قصه در امان باشد. فرق فیلم کاساووتیس با فیلم کارون در این است که «بابیلون آ.دی» بیشتر لحنی سرگرمکننده و اکشن دارد و به اندازه «فرزندان بشر» فلسفی نیست. با این حال، کاساووتیس هم در لابهلای قصه فیلمش، بحث مسائل فلسفی و سیاسی را پیش میکشد و درباره مشکلات جهان معاصر به زبانی ساده صحبت میکند. چرا فیلم کاساووتیس شعار نجات جهان را سر میدهد؟ جواب آن خیلی ساده است. در دنیایی که کاساووتیس خلق میکند، ما شاهد زندگی روزمره، ساده و غیرمعمول آدمها هستیم. شعار این دنیا این است: «بکش تا زنده بمانی!»
آدمهای داخل قصه فیلم باید بکشند، وگرنه کشته میشوند. انتخابهای خیلی زیادی وجود ندارد و آدمها همه درگیر روزمرگی هستند. در این میان، «کد»
زنده ماندن و بقا پیدا میشود و طبیعی است که همه بخواهند این کد را حفظ کنند. ولی هر کس برای این کار دلایل خاص خودش را دارد و همه به این موضوع از زاویه مثبت نگاه نمیکنند. کاساووتیس با این قصه قصد دارد روحیات و حالات آدمی را در یک شرایط سخت و پیچیده مورد بحث، بررسی و مکاشفه قرار دهد.
وی این نکته را به شکلی جذاب و ظریف به تصویر میکشد و بخوبی تماشاچی را با آن سرگرم میکند. در کنار بازیهای خوب، فیلمبرداری فیلم یکی از نقاط قوت آن است. لوکیشنهای زیبا و بدیع (و در عین حال سرد) روسیه کمک زیادی به جذابتر شدن حال و هوای فیلم میکنند. دیزل مثل همیشه یک قهرمان اکشن خونسرد است، ولی شارلوت رامپلینگ در نقش غیرمتعارف خود خوش میدرخشد و این در حالی است که او در قصه فیلم، در صحنههای زیادی حضور ندارد. اما سنگینی حضور او را در تمام صحنههای فیلم میتوان دید، زیرا در همان صحنههای اندک حضورش بشدت عالی بازی میکند و تاثیر خودش را بر کل فیلم میگذارد. ساخته شدن «بابیلون آ.دی» با مشکلات زیادی همراه بود.
از یک سو جلوههای ویژه آن خرج زیادی بر گردن سازندگانش گذاشت و هزینه تولید را افزونتر از حدس اولیه آن کرد و از سوی دیگر، زمان فیلمبرداری طولانیتر از جدول تعیین شده شد و این مسائل صدای اعتراض تهیهکنندگان فیلم را بلند کرد. ولی کاساووتیس که میخواست فیلمی کامل بسازد، توجهی به این اعتراضات نکرد. او که کار حرفهای را با بازیگری در فیلمهای دهه هفتادی سینمای فرانسه شروع کرد، سال 1990 اولین فیلم سینماییاش را کارگردانی کرد.
اما پنجمین ساخته سینماییاش «نفرت» در سال 1995 بود که توجه همگان را به سوی او جلب کرد. این فیلم زندگی اقلیتهای قومی و نژادی را در فرانسه معاصر مورد بحث و بررسی قرار میداد و نگاهی تند به نژادپرستی پنهان فرانسه امروزی داشت. اما این فیلمساز خوشفکر در «بابیلون آ.دی» بیشتر به فکر سرگرم کردن تماشاچی بوده تا وادار کردن او به تفکر درباره معضلات دنیای معاصر.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: