در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حقیقت آن است که مجریان الحان عبادی قدسی و موسیقیهای مذهبی سوگواری نه خود را یک راوی موسیقی محسوب میکنند و نه نام و عنوان موسیقی و آواز بر آنچه میخوانند، مینهند.
حتی مساله گاه آنقدر حساس مینماید که نامیدن این عناوین، موجبات کدورت و حتی خشم برخی راویان متون مذهبی را فراهم میآورد. از سوی دیگر، ارتباط سنتهای فرهنگی در ایران که همواره با مذهب و مفاهیم اسلامی گره خورده، نوعی ارتباط و تعامل سنت موسیقی را باشعائر مذهبی دینی فراهم کرده است. علاوه بر جنبههای اعتقادی و درونمایه فرهنگ موسیقی که با سنتهای متعالی اسلامی پیوند دارد، گاه شاهد اثرگذاری و حتی درهمتنیدگی گذشته موسیقی ایران با روایتگری مذهبی آیینی بودهایم.
شاخصترین این همخوانی و پیوند بخصوص در دوران صفویه با رشد و گسترش فرهنگ مذهبی و سنتهای روایتگری در فرهنگ شیعی به اوج تکامل رسیده است. از یک سو گسترش روضهخوانی و مراسم عبادی همچون نیایش و مناجات و از سوی دیگر، ارتباط تنگاتنگ تعزیه با مکاتب و شیوههای اجرای آواز.
با مراجعه به تاریخ موسیقی بخوبی درمییابیم تا اواخر عهد قاجار تفاوت و دوگانگی میان مجریان آواز در موسیقی ایرانی و راویان آواهای مذهبی وجود نداشته است. در دوره قاجار و بخصوص در زمان تکیهدولت، با توجه به دستورالعمل جذب راویان برجسته از نقاط مختلف کشور، شماری از زبدهترین و ممتازترین خوانندگان و اجراکنندگان تعزیه گردهم آمدند. نکته جالب در این میان دانش موسیقایی این افراد و تسلط آنها به سنتهای آوازی است. به عنوان نمونه افرادی چون سید احمدخان و اقبال آذر که از استادان مسلم و بیچون و چرای آواز محسوب میشدند، تعزیهخوانهای برجستهای نیز به حساب میآمدند. همچنین در زمینه آواهای قدسی عبادی، راویان مناجاتها، اذکار، دعا، نیایش، اذان و حتی روضه و مرثیه به دانش آوازی و اجرای مقامهای آواز مسلط بودند. از استاد ابوالحسن صبا خاطرهای درباره فراگیری و ثبت گوشهای در آواز افشاری نقل است که ایشان از یک واعظ اهل منبر فراگرفته است. ضمن آن که از ایشان و بسیاری از اساتید گذشته چنین نقل شده که گوشهها و نغمات مهجور و کهن موسیقی را از وعاظ، اهل منبر و تعزیهخوانها فرا گیرید.
نمونه جالب توجه دیگر ضیاءالذاکرین است که مردی روحانی و اهل منبر بود که هیچگاه داعیه موسیقیدان بودن و دانش آوازیاش را آشکار نکرد. با این حال، مرحوم غلامحسین بنان و حاتم عسکری فراهانی از شاگردان او بودند و ردیفهای آوازی را نزد او فرا گرفتند.
تاج اصفهانی خواننده برجسته مکتب آوازی اصفهان، فرزند تاجالواعظین از واعظان و راویان الحان مذهبی و بسیار برجسته اصفهان بود. همان گونه که جواد بدیعزاده نیز فرزند بدیعالمتکلمین بود. این درهم تنیدگی میان راویان موسیقی آوازی و مجریان الحان مذهبی تا اواخر عهد قاجار تداوم داشته است. همین مساله سبب شده بود اجرای الحان قدسی مذهبی علاوه بر ریشه داشتن در سنت از ویژگیهایی چون تفاخر، روح حماسی و معنوی نیز برخوردار باشد. نمونه متاخر این رویکرد اذان مرحوم موذنزاده اردبیلی است که به دلیل دانش آوازی این موذن برجسته، در گوشه روحالارواح از آواز بیات ترک اجرا شده است. همچنین میتوان به مناجات ربنای خوانده شده از سوی محمدرضا شجریان اشاره کرد. این آواز با مقدمهای که آواز مثنوی در افشاری است به یک آوای ماندگار مذهبی و معنوی بدل شده است. ماه رمضان برای ما ایرانیها با خاطرهای همیشگی و ماندگار از مناجات شجریان و اذان موذنزاده به یک سنت فرهنگی پایدار بدل شده است.
شیما بخشی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: