گفتگو با کاظم غریب ‌آبادی ، کارشناس ارشد امور بین‌الملل‌

ضرب‌الا‌جلی در کار نبود

چگونگی آغاز مذاکرات به مهم‌ترین موضوع گفتگوهای سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و خاویر سولانا، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپایی و مذاکره‌کننده گروه 1+5 تبدیل شده است. 6 کشور پیشنهاد «فریز در برابر فریز» و «تعلیق» را برای آغاز مذاکرات مطرح کرده‌اند.
کد خبر: ۱۹۹۹۶۱

6 کشور در این پیشنهاد خواستار آن هستند که در مرحله مقدماتی مذاکرات، ایران ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم در تاسیسات هسته‌ای را در سطح موجود به اصطلاح فریز کند و طرف مقابل نیز از وضع تحریم‌های جدید علیه کشورمان در شورای امنیت سازمان ملل خودداری ورزند و سپس ایران و گروه 1+5 به مدت 6 هفته مذاکرات را آغاز کنند.

جمهوری اسلامی ایران که تعلیق و توقف را جزو خطوط قرمز در موضوع هسته‌ای اعلام کرده است، معتقد به آغاز مذاکرات با توجه به وجود مشترکات متعدد در بسته‌های پیشنهادی ارائه شده از سوی طرفین و همزمان ادامه همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است.

کاظم غریب‌آبادی، کارشناس ارشد امور بین‌الملل در گفتگو با «جام‌جم» درخصوص مسائل مختلف مربوط به پرونده هسته‌ای پاسخ گفته است. مشروح این گفتگو را می‌خوانید:

در حال حاضر چرا مذاکرات بین ایران و گروه 1+5 قطع شده است؟

مذاکرات قطع نشده است. در نشست ژنو که مذاکرات سازنده و رو به جلویی بود، آقای جلیلی، رئیس هیات مذاکره‌کننده ایرانی در پاسخ به طرح غیررسمی (non paper)‌ 6 کشور، طرح ایران را ارائه کرد و طرفین بر این اعتقاد بودند که طرح‌های 2 طرف دارای اشتراکاتی است که می‌توان براساس اشتراکات به مذاکرات ادامه داد.

درست است، اما بعد از نشست ژنو تنها تماس تلفنی میان جلیلی و سولانا مطرح شده که این روند با گفتگوهای حضوری که وجهه دیپلماتیک دارد، قابل قیاس نیست و تفاوت دارد.

سولانا و دکتر جلیلی پس از نشست ژنو نیز با یکدیگر 2 بار گفتگوی تلفنی داشتند و آقای جلیلی نامه‌ای را بعد از گفتگوی تلفنی دوم برای آقای سولانا ارسال کرد.

آیا متن نامه دوم نیز مانند نامه اول حاوی گفتگوی تلفنی صورت گرفته میان طرفین بود؟

در این نامه ایران اذعان کرده است که برای پاسخ روشن به پیشنهاد و آنچه آنها مطرح کرده‌اند، باید ابهامات مورد نظر ایران برطرف شود و اگر پاسخ روشنی به ابهامات کشورمان داده شود، آنها نیز پاسخ روشنی از سوی تهران دریافت خواهند کرد و طبیعی است برای این مساله نیز طرفین باید با یکدیگر بنشینند و گفتگو کنند.

آیا آنها تا کنون پاسخی به این نامه داده‌اند؟

اکنون برخی از اعضای گروه 1+5 گرفتار بعضی مباحث دیگر مانند مساله گرجستان هستند و شاید از نظر آنها اکنون امکان این‌ که دور هم جمع شوند و در مورد این مساله گفتگو کنند، وجود ندارد. اما ایران آمادگی دارد که هر موقع آنها اعلام کنند، درباره نامه‌ با آنها صحبت کند تا درباره سوالات و ابهامات خود بپرسد و آنها نیز پاسخ روشن بدهند.

آن زمان نیز ایران در شرایطی قرار می‌گیرد که بتواند پاسخ روشنی به پیشنهادهای 6 کشور بدهد. این اصلی پذیرفته شده است و آنها نیز اشکالی به این مساله وارد نکرده‌اند.

با توجه به مذاکرات تلفنی سولانا و جلیلی، فکر می‌کنید پاسخگویی گروه 1+5 به نامه ایران چه مدت زمان ببرد؟

آنها باید درخصوص زمان برگزاری چنین نشستی تصمیم بگیرند.

آیا آنها گرایشی به برگزاری این نشست دارند؟

گفتگوها و تماس‌ها بین طرفین برای برگزاری چنین نشستی به منظور شفاف‌سازی بیشتر ادامه دارد. مهم اینجا شفاف‌سازی است. هر چه اهداف طرفین و برنامه‌ها و طرح‌هایی که ارائه کردند مشخص‌تر، شفاف‌تر و روشن‌تر باشد، ارائه پاسخ شفاف نیز امکان‌پذیرتر است.

هرچه این جلسه زودتر برگزار شود، ایران نیز پاسخ خود را سریع‌تر درباره موضوع ارائه خواهد کرد. پاسخ ما به نفس مذاکرات و ادامه آن پاسخ مثبتی است. ما از همان ابتدا بر مذاکرات، حتی در تمامی موضوعات ازجمله موضوع فعالیت‌های هسته‌ای تاکید داشته‌ایم. ما در این رویکرد، سازنده و جدی هستیم. اما برای چگونگی ورود به مذاکرات باید تفاهماتی میان طرفین صورت بگیرد و پرسش‌ها و ابهامات موجود مطرح و پاسخ شفافی نسبت به آنها ارائه شود.

نوع درخواست‌های ایران برای آغاز مذاکرات با درخواست‌های گروه 1+5 متفاوت است به طوری که آنها با علم به این خواسته‌ها یک ضرب‌الاجل 2 هفته‌ای هم در نشست ژنو برای کشورمان درباره پاسخگویی تهران به بسته پیشنهادی‌شان تعیین کردند و بعد از این نشست نیز تحریم‌هایی از سوی کشورهای غربی بویژه آمریکا به تصویب رسید که در حال اعمال شدن است. آیا همین وضعیت می‌تواند مزید بر قطع این گفتگوها و نپذیرفتن خواسته‌های ایران باشد؟

همان گونه که گفتم، گفتگوها قطع نشده است و رایزنی‌های طرفین ادامه دارد.

بله، اما گفتگوهای تلفنی وجهه دیپلماتیک ندارد و در حد و اندازه گفتگو و مذاکرات رو در رو با گروه 1+5 نیست. این انتظار وجود داشت که پس از نشست ژنو و ابراز رضایت درباره آن مذاکرات رسمی و منظم برگزار شود.

‌قرار نیست وقتی مذاکرات شروع می‌شود، طرفین هر روز و هر ساعت بنشینند و مذاکره کنند. قرار بود جلسات منظم و با برنامه‌ریزی قبلی انجام شود که در حال حاضر چنین امکانی وجود دارد.

ضرب‌الاجلی نیز در نشست ژنو در کار نبود و رسانه‌های غربی به این مساله پرداختند که ایران باید ظرف 2 هفته پاسخ دهد. اکنون 6 هفته از این نشست گذشته و مشخص شد که طرح موضوع ضرب‌الاجل یک اقدام تبلیغی برای تحت تاثیر قرار دادن فضای مذاکرات بوده است.

چرا آنها در قبال نامه ایران سکوت کرده و هنوز پاسخی نداده‌اند؟

‌آنها باید این نامه را بررسی کنند و تماس‌ها ادامه دارد. آنها باید تصمیم بگیرند و ما مشکل نداریم. هر زمان آنها اعلام آمادگی کنند، ما حاضریم ابهامات و سوالات خودمان را مطرح کنیم تا به یک نقطه اشتراک برسیم. اکنون در بسته‌ها و طرح‌های غیررسمی هر دو طرف اشتراکاتی وجود دارد و 6 کشور نیز به این مساله اشاره کرده‌اند و این نقاط مشترک می‌تواند نقطه عزیمتی برای مذاکرات فراگیر در تمامی موضوعات باشد.

آیا آنها بر این اعتقاد هستند که می‌توان مذاکرات را از همین نقاط مشترک آغاز کرد؟

‌نقاط مشترک وجود دارد و طرفین نیز بر این موضوع اذعان دارند. نکته مهم نیز چگونگی ورود به مرحله بعدی مذاکرات است. باید برای چگونگی ورود به مذاکرات نیز طرفین به یک تفاهمات و نقاط اشتراکی دست یابند.

درخصوص محتوای مذاکرات اشتراکاتی وجود دارد که همان نقاط اشتراک بسته‌های طرفین است. من فکر می‌کنم اگر 6 کشور خواهان مذاکرات جدی هستند، باید نقاط اشتراک 2 بسته و 2 طرح غیررسمی را مبنا قرار دهند.

راه‌حل دیگر نیز این است که بر مبنای نقاط اشتراک 2 طرح غیررسمی به یک راه‌حل سومی برسند که این امر هم امکان‌پذیر است. این‌ که این امر چه موقع اتفاق خواهد افتاد، آنها هستند که باید بگویند چه پاسخی به non paper ایران خواهند داد و ما آماده ادامه مذاکرات در همان چارچوبی که تاکنون پی‌ریزی شده است، هستیم.

در بسته پیشنهادی ایران به گروه 1+5 چه پیشنهادهایی ارائه شده است؟

آنچه مبنای آغاز مذاکرات ژنو قرار گرفت 2 چیز بود؛ یکی بسته‌ پیشنهادی بود که ایران به 6 کشور ارائه کرد و دیگری بسته پیشنهادی 6 کشور بود که از طریق سولانا به جمهوری اسلامی ایران داده شد.

چند دلیل سبب شد ایران بسته پیشنهادی را به طرف‌های مقابل ارائه کند. نکته اول این بود که چالش‌های مهم منطقه‌ای و بین‌المللی وجود دارد که قدرت‌های موثر باید درباره آن مذاکره و آنها را حل و فصل و راهکار پیدا کنند؛ اما از آنها غافل شده‌اند.

مثلا فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اذعان دارد انحرافی در آن وجود ندارد، با ابزارهای سیاسی و تبلیغی موضوع روز جهان می‌کنند و این مساله را می‌خواهند به عنوان چالش بین‌المللی مطرح کنند، اما از مسائل مهم‌تر روز جهانی غافل شده‌اند. این عامل باعث شد ایران به مسائل و چالش‌های مهم منطقه‌ای و بین‌المللی و نه موضوعات و چالش‌های ساختگی بپردازد.

دلیل دوم این بود که طرف‌های مقابل موضوع را موضوع ایران می‌دیدند. از نظر ما موضوع هسته‌ای موضوع حل شده‌ای است. ابهامات و مسائلی در موضوع هسته‌ای ایران وجود داشت که هرچند ما اعتقاد داشتیم هیچ ابهامی باقی‌نمانده است، اما با همکاری با آژانس، تمامی مسائل باقی‌مانده حل و فصل شد. لذا در بسته ایران، کشوری خاص خطاب قرار نمی‌گیرد.

نکته سوم، برخی در طرف مقابل اعتقاد داشتند آنها در یک سمت میز هستند و ایران در سمت دیگر که باید به پرسش‌های آنها پاسخ دهد. یعنی 6 کشور یک طرف قضیه و در مقام مدعی هستند و ایران به عنوان طرف دیگر و متهم که باید به ابهامات آنها پاسخ دهد.

در صورتی که این گونه نیست و ایران در تمامی حوزه‌های بین‌المللی مدعی است، نه متهم. در زمینه حقوق بشر و نقضی که در این زمینه در کشورهای آمریکا، انگلیس و فرانسه صورت می‌گیرد، وزارت امورخارجه کتاب‌هایی را منتشر کرده است.

در زمینه تروریسم نیز ما قربانی تروریسم هستیم. در زمینه سلاح‌های کشتار جمعی نیز همین‌طور، ما قربانی هستیم. همین الان ما جانبازان شیمیایی داریم که هر روز به سمت شهادت می‌روند. در زمینه گسترش تروریسم و سلاح‌های کشتار جمعی اقدمات متعددی از سوی کشورهای به اصطلاح مدعی صورت گرفته که باید پاسخگو باشند و ما حرف برای گفتن در این حوزه‌ها بسیار داریم.

پس ایران متهم نیست. اگر قرار است مذاکراتی باشد، ایران باید جزیی از این مذاکرات باشد. ایران قدرت موثری است که می‌تواند به رفع چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی کمک کند.

در ارائه بسته پیشنهادی از سوی ایران باید چند نکته را مد نظر قرار داد. این اقدام ایران یک حرکت راهبردی است، نه تاکتیکی و اقدام تلویحی. پیشتر وقتی کشورهای غربی طرحی را ارائه می‌کردند، یک اقدام تاکتیکی بود؛ زیرا آنها می‌دانستند طرحی که برای ورود به مذاکرات با ایران آماده کرده‌اند، به دلیل در تضاد بودن با منافع ملی کشورمان رد خواهد شد و از این امر سوء استفاده و اذعان می‌کردند آنها اقدام به مذاکره کردند، ایران پاسخ نداده و کشورمان را متهم می‌کردند و مسیر را به سمت شورای امنیت سوق می‌دادند.

نکته دیگر این‌که ایران از تمامی ظرفیت‌های خود در بسته پیشنهادی‌اش استفاده کرده است و این یک ظرفیت واقعی است، نه تبلیغی.

ایران هیچ مابه‌ازایی را در قبال کارهایی که انجام می‌دهد، درخواست نکرده است. بسته ایران 3 مبحث اقتصادی ــ فناوری، سیاسی ــ امنیتی و هسته‌ای را پوشش می‌دهد و اگر ایران می‌خواهد درباره یک معضل یا مساله کمک کند، پیش شرطی تعیین نکرده است. این ویژگی بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران است که بر مبنای تعهدات دسته جمعی کشورهاست. یعنی در آنجا تعهد جداگانه‌ای بر کشوری بار نمی‌شود و همه کشورها باید براساس تعهدات دسته‌جمعی خود، تشریک مساعی کنند.

پس از بسته ایران، این کشورها بسته خود را ازطریق آقای سولانا به ایران پیشنهاد کردند و درباره آن نیز بحث شد. خود طرف مقابل نیز اذعان کرد که 2 بسته مشترکاتی دارند که می‌توان بر این مبنا حرکت و مذاکراتی جدی را شکل داد. ما فکر می‌کنیم دیپلماسی بسته‌ها فرصت و راهبرد جدیدی است که طرفین می‌توانند برای مذاکرات سازنده و فراگیر، نه‌تنها در زمینه هسته‌ای بلکه در دیگر مسائل مهم پیگیری کنند و به نتیجه برسند.

متن پیشنهاد غیر رسمی منتشر شده از سوی روزنامه نیویورک تایمز که از سوی مقامات کشورمان مورد رد یا تایید قرار نگرفت، در واقع همان متن واقعی پیشنهاد ایران بود؟

من با اخبار روزنامه‌ای سر و کار و اصلا به آن اعتماد ندارم.

کسی متن منتشر شده روزنامه نیویورک تایمز را نیز رد نکرد؟

آنچه مبنای کار است، تعاملات رسمی و مکاتبات رسمی است. مبنای کار اخبار رسانه‌ای نیست. پس از مذاکرات ژنو همین رسانه‌ها مطرح کردند که یک ضرب‌الاجل دو هفته‌ای برای ایران تعیین شده است؛ اما الان 6 هفته از مذاکرات ژنو می‌گذرد. اصلا ضرب‌الاجلی در کار نبود. مبنای کار، دیپلماسی رسمی است، نه رسانه‌ای.

چطور شد که آمریکا خود در مذاکرات شرکت، اما بعد آن ابراز نارضایتی کرد؟

حضور نماینده آمریکا در مذاکرات ژنو به خود آنها مربوط است. اما برخی دلایل مختلفی را مطرح می‌کنند، از جمله این‌که آنها می‌خواستند از این موضوع، یعنی حضور در نشست ژنو، بهره‌برداری‌های خودشان را از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا داشته باشند.

برخی رسانه‌های غربی مکررا در مورد این مساله به تحلیل پرداختند. نکته مهم دیگر آن است که فراموش نکنیم آمریکا در این مدت شرط کرد که برای حضور در مذاکرات باید کشورمان غنی‌سازی را تعلیق کند. حدود 2 سالی که ایران در گذشته تعلیق کرد، حتی آمریکا در میز مذاکرات حاضر نشد. این‌که چه دلیلی سبب حضور و تغییر روش از سوی آمریکا نسبت به مذاکرات شد، قابل بررسی است.

تحلیل شخص شما از حضور آمریکا در مذاکرات ژنو چیست؟

2 دلیل را می‌توان برای آن ذکر کرد. یکی این‌که سیاست اعمال فشار و تهدید در قبال ایران و همچنین موضوع هسته‌ای پاسخگو نیست. آنها تجربه کردند که اگر بخواهند با فشار با ایران برخورد کنند، یا سیاه و سفید رفتار کنند، یا طرح‌هایی را روی میز بگذارند که ما یا بپذیریم یا رد کنیم، نتیجه‌ای نخواهند گرفت. در زمینه موضوع هسته‌ای این مساله را ایران ثابت کرده است که تهدید پاسخگو نیست.

دلیل دوم این است که جمهوری اسلامی ایران از 3 سال پیش راهبرد جدیدی در عرصه هسته‌ای اتخاذ کرده که درعرصه بین‌المللی پاسخگو بوده است. فراموش نکنیم سیاست ایران مبتنی بر مقاومت، ایستادگی در برابر فشارها وکوتاه نیامدن و عقب‌نشینی نکردن بوده است. بسیاری نیز در سطح داخلی و بین‌المللی و رسانه‌ها این تحلیل را دارند که این اقدام آمریکا نوعی عقب‌نشینی از سیاست‌های قبلی خود است.

ما نیز قطعا معتقدیم این اقدام آمریکا نوعی عقب‌نشینی از سیاست‌های قبلی آمریکا در قبال ایران و نیز اعمال فشار و تهدید و پذیرش بخشی از واقعیت‌هاست.

 از این منظر، صرف نظر از این‌که حضور نماینده آمریکا در نشست ژنو چه دلیلی داشت، اقدام سازنده‌ای است. امیدواریم این رفتارهای سازنده، منطقی و مبتنی بر عقلانیت ادامه یابد.

پس چرا آمریکا پس از نشست ژنو ابراز نارضایتی کرد؟

‌شما وقتی طرحی را ارائه می‌کنید، نباید انتظار داشته باشید طرح شما یا مورد پذیرش قرار بگیرد یا رد شود. باید یک فضای مذاکراتی برای این طرح فراهم کنید. شاید آمریکا با این انتظار بر سر میز مذاکره حاضر شده بود که ایران فی المجلس طرح ارائه شده را در مذاکرات ژنو بپذیرد. منطقی و عملی این است که اگر ما انتظار مذاکره داریم و وقتی جدی و سازنده وارد مذاکرات می‌شویم، باید مذاکره کنیم تا درباره طرح‌هایی که روی میز قرار دارند، به یک تفاهم مشترک برسیم.

‌با توجه به این‌که تصمیمات درباره موضوع هسته‌ای کشورمان از سوی این 6 کشور اتخاذ می‌شود، همکاری‌های گسترده ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی چه مطلوبیتی برای کشور ما می‌تواند داشته باشد؟

آنها در عرصه سیاسی به کار خود ادامه می‌دهند و ما در 2 بعد حقوقی و فنی با آژانس همکاری می‌کنیم و به این همکاری خود ادامه خواهیم داد و در این میان بحث مطلوبیت نیز مطرح نیست؛ زیرا هر کشوری که عضو معاهده ان.پی.تی است، باید بر اساس مقررات پادمانی آژانس به همکاری خود ادامه دهد و ایران نیز همین کار را می‌کند.

البته باید اذعان کرد این همکاری‌ها نتایج مثبتی برای جمهوری اسلامی ایران داشته است. بر اثر این همکاری‌ها، آژانس مکررا اعلام کرده است که هیچ انحرافی در برنامه هسته‌ای ایران وجود ندارد. از طرف دیگر، ‌تمامی موضوعات باقی‌مانده نیز حل و فصل شده‌اند و ادعای برخی کشورها در این خصوص که گذشته برنامه هسته‌ای ایران با ابهام مواجه است، از سوی آژانس رد شده است.

باوجود گزارش‌های خوب و مثبت آژانس، البرادعی همواره بندی را برای باز گذاشتن دست 1+5 برای صدور قطعنامه‌هایشان علیه ایران قرار داده است. تحلیل شما از این اقدام چیست؟

فراموش نکنیم آژانس تحت فشار است و در برهه‌ای آقای البرادعی از سوی برخی عوامل رژیم صهیونیستی تهدید به مرگ شد و حتی وی بصراحت اعلام کرد که خود و خانواده‌اش تهدید به قتل شده‌اند. برخی کشورهای زورگو به آژانس فشار وارد می‌کنند که واقعیت‌ها را سیاسی جلوه دهد. این فشارها ادامه خواهد یافت و قطع نخواهد شد؛ زیرا این کشورها خواهان این نیستند که واقعیت‌ها درباره موضوع هسته‌ای ایران از بعد فنی و حقوقی تمام و کمال مطرح و حل و فصل شود.

نباید سطح تحلیلمان را روی قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل قرار دهیم. اگر قصد داریم در جهت پیشبرد فعالیت‌های صلح آمیز هسته‌ای حرکت کنیم، باید تبعات آن را نیز بپذیریم و یکی از آثارش نیز برخوردهای سیاسی برخی کشورها با ماست که ارسال موضوع به شورای امنیت در این چارچوب است.

یکی از اصول هسته‌ای دولت نهم این بود که خط قرمزخود را از شورای امنیت برداشت و روی اعمال حقوق هسته‌ای گذاشت. یعنی شورای امنیت خط قرمز جمهوری اسلامی ایران نبود؛ به طوری که از ترس مداخله شورای امنیت و صدور قطعنامه‌ها فعالیت‌های هسته‌ای خودمان را که یک تصمیم راهبردی در داخل کشور برای بهره‌برداری‌های صلح‌آمیز در حوزه‌های مختلف است، بخواهیم متوقف کنیم.

در واقع هر آنچه در راه دستیابی ما به حقوق هسته‌ای‌مان مانع ایجاد کند، خط قرمز ماست و ما درباره آن مذاکره نمی‌کنیم. جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه از حقوق هسته‌ای خود صرف‌نظر نخواهد کرد و به تعهدات خود در قبال پادمان آژانس متعهد خواهد بود و دیگر این‌که در این راه تحمل فشارها و وارد شدن فشارها مثل تحریم‌ها طبیعی است و این فشارها باعث توقف فعالیت‌های هسته‌ای نخواهد شد.

باید توجه کنیم تحریم‌ها امر جدیدی نیست و بیش از 3 دهه است که تحت تحریم یک جانبه آمریکا و برخی کشورها قرار داریم. پیشرفت‌های هسته‌ای ما در حوزه نرم‌افزاری و سخت‌افزاری در همین تحریم‌ها رخ داده است.

هیچ کشوری با ما در حوزه هسته‌ای همکاری نکرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی کشورهای غربی تمامی تعهدات خود را در این زمینه لغو کردند و حتی کوچکترین تجهیزاتی به ایران ارسال نشد و الان تمامی آنچه داریم، بومی است.

تحریم‌ها تاثیری بر ایران نخواهد داشت، بلکه باعث پیشرفت و خود کفایی کشورمان در حوزه‌های مختلف خواهد شد. آنها سیاست تحریم را اتخاذ کردند و ادامه دادند و این بهترین دلیل است که ما همچنان باید به راه خود در راستای خود کفایی ادامه دهیم و به آنها وابسته نباشیم.

فاطمه تیمور زاده‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها