در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جمهوری اسلامی
«فصلی برای عدالت اخلاقی» عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در ابتدای آن میخوانید؛همه کسانی که باردیگر توفیق درک ماه مبارک رمضان و ورود مجدد به ضیافت الهی را یافته اند یک تکلیف شخصی و یک تکلیف عمومی برعهده دارند. تکلیف شخصی اینست که خدای متعال را به خاطر این توفیق شکر کنند و تکلیف عمومی اینست که به لوازم ورود به ضیافت الهی ملتزم باشند.
در بخش دیگر آن آمده است؛امساک روزانه ظاهر و پوسته روزه داری است . پرهیز از گناهان نیز بهترین کاری است که روزه دار می تواند انجام دهد کما اینکه در کلام مبارک معصوم آمده است (الورع عن محارم الله ). با اینحال روزه فقط این دو نیست و بطن هائی برای این عبادت بزرگ برشمرده شده است که نشان دهنده تناسب آن با شان ضیافت الله است .
سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی اینگونه ادامه داده است؛شاید تاکید فراوان پیشوایان معصوم بر روی آوردن به عبادت مالی در ماه مبارک رمضان در کنار روزه داری و نمازهای مستحبی و ادعیه و شب زنده داری در این ماه به این دلیل است که انفاق راهی برای دل کندن انسان از جیفه و حطام دنیائی و انتقال از بهائم گونه زیستن به زندگی انسانی است . فقط این نوع زندگی است که می تواند وسیله ارتقا انسان به عوامل معنوی را فراهم سازد.
در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛امساک و تحمل گرسنگی و تشنگی اگر با انفاق و به فکر دیگران بودن همراه باشد وسیله ای برای عبور انسان از پوسته به بطن خواهد شد. این راهی است که اگر ادامه یابد به مراحل و مراتب و مقامات بالاتر معنوی منتهی خواهد شد.
از عبادت جسمی و عبادت مالی بالاتر التزامات اخلاقی است که شخص روزه دار باید به آنها ملتزم باشد. اینکه در روایات سخن از روزه دار بودن دست و زبان و چشم و... همانند روزه دار بودن شکم به میان آمده تاکیدی است بر همین نکته که الزامات اخلاقی بخش غیرقابل انفکاک روزه هستند و بدون آنها نمی توان از پوسته عبور کرد.
در پایان میخوانید؛...دستور ترک غیبت و تهمت و دروغ و سایر گناهان که البته مختص ماه مبارک رمضان نیست و برای همیشه است ولی از الزامات روزه نیز دانسته شده راهی است برای ساخته شدن انسان مسلمان و آماده شدن برای ورود به عرصه عدالت اخلاقی . انسان تا به عدالت اخلاقی نرسد در درون خود نیز احساس کوچکی می کند. بزرگ کسی است که گوهر عدالت اخلاقی را به وجود خود راه دهد. ماه مبارک رمضان فصلی برای رسیدن به عدالت اخلاقی است فصلی که روح انسان در سایه عدالت اخلاقی بزرگ می شود اما از آنجا که انسان ها را هم بزرگ می بیند هرگز دچار خودبزرگ بینی نمی شود. فقط چنین انسانی است که می تواند عدالت اجتماعی را بفهمد و برای برقراری آن تلاش کند نه فقط در زبان بلکه در عمل نیز.
ایران
«فرصت خودسازى» عنوان یادداشت روزنامهی ایران است که در آن میخوانید؛معنویت خواهى و تعالى جویى، جوششى است از اعماق وجود انسان و پاسخى است به نداى فطرت الهى که فلسفه آفرینش را معنا مى بخشد و عبادت و پرستش راهى براى دستیابى به این جایگاه شایسته است. حس نیایش و پرستش یکى از پایدارترین تجلیات روح انسان و یکى از اصیل ترین ابعاد وجودى آدمى است که نتیجه ضرورى آن چشم دوختن به عظمت ها و ارزش هاى والا و متعالى است.
ماه مبارک رمضان فرصتى است براى عبادت و پرستش و بیرون رفتن از دایره عادت هاى حقیر که انسان را از مقصد و مقصود باز مى دارند. پیام این ماه پرفضیلت پرستش و ستایش ذات منزه از هرگونه نقص و کاستى و در نتیجه شناخت فضیلت ها و یاد آورى جایگاه رفیع و معنوى انسان و محرکى براى بیدار کردن فطرت کمال جوى انسان است.
از امام سجاد(ع) نقل است که فرمود: «سپاس خداى را سزاست که ما را براى ستایش خود راهنمایى کرد و از ستایشگران قرار داد. ماه روزه، ماه قیام و ایستادن براى نماز، ماهى که قرآن در آن فرو فرستاده شده، ماهى که به سبب حرمت ها و ارجمندى ها و فضائل اش از سایر ماه ها برتر است. خداوند جهت بزرگداشت آن،.// عبادت و بندگى در یک شب آن را بر عبادت در شب هاى هزار ماه برترى داد و آن شب را شب قدر نامید. پس بار خدایا شناسایى برترى هاى این ماه را و بزرگداشت حرمت و حقش را و دورى گزیدن از آنچه که در آن منع و حرام کرده اى به ما الهام نما و ما را به روزه داشتن در آن و اجتناب از گناهان یارى فرما!».
پیامبر اکرم(ص) نیز در روز آخر شعبان ضمن خطبه اى خطاب به یاران و همراهانش در ارتباط با فضائل ماه مبارک رمضان فرمود: اى مردم! به راستى سایه افکنده بر سر شما ماهى بزرگ و مبارک، ماهى که در آن شبى است که از هزار ماه بهتر است، ماهى که خداوند روزه اش را واجب نموده و به پاداشتن عبادت در آن را مقرر فرموده است.
کسى که تقرب بجوید به خداوند با انجام عبادت مانند آن است که در غیر این ماه فریضه اى انجام داده باشد. این ماه، ماه صبر است و پاداش صبر هم بهشت است.
ماه رمضان، ماه مواسات و برادرى نیز نامیده شده، ماهى که پیوندهاى عاطفى تحکیم و حس نوعدوستى تقویت مى شود.
ماه مبارک رمضان، ماهى که آغازش با رحمت، بطنش با مغفرت و آمرزش و نتیجه اش رهایى از آتش جهنم است بر عموم مسلمانان مبارک باد!
مردم سالاری
«رمضان و صدای حبیب» به قلم محمدعلی نوروزی نژاد، عنوان یادداشت روزنامهی مردم سالاری است که در آن میخوانید؛شاید هیچ نیازی در انسان ها مانند دوست داشتن قوی نباشد. فرزندان آدم احساس های قوی و قدرتمند جسمی فراوانی دارند، اما در پس همه خواسته هایشان حس دوست داشتن با کیفیت و کمیت بیش و کم حضور دارد، بسیاری از اندیشه وران چندان دوست ندارند که وجوه معنایی و معنوی انسان را در کنار غرایز حیوانی و نباتی او قرار دهند ولی اگر از همه کتاب آسمانی فقط سوره «علق» را خوانده باشیم خواهیم دید که پروردگار خود این عمل را انجام داده اند و اساس ساخت و آیش انسان را مرکب از ماده و معنا قرار داده اند. بر این اساس است که اشرف آفریدگان اگر لذت را تجربه و تکرار می کند حس دوست داشتن آن لذت بر او غلبه می کند و بسیار و بسیار دیگر نیز این گونه اند. چیزی که کمتر در خویش و فرزندانمان پرورانده ایم همین دوست داشتن است به خصوص دوست داشتن خداوندی که مهربان است و هر از گاه بندگانش را به مهر میآراید و چه کسی بهتر از وی که انسان اینسان و آن سان که دوست می دارد او را ستایش کند. آری اکنون صدای حبیب میآید که دعوت عامش را به گوش همه آدمیان می رساند، صدای حبیب و ماه شهریور و مهمانی مجلل عشق، همه و همه زینت بخش دل و جان خاکیانی است که اشرف آفریدگان هستند. گر چه به کرامت مهربانی پروردگار درهای لطف و جذبه او همیشه باز و گشوده است و در تمام عمر جهان نسبت «رحمتی، غضبی» جاری است اما در این ماه فقط «رحمتی» است و رحمت واسعه خداوند در ضیافت عام وی و این چه درگاهی است که هیچ کس انسان و جن، خوب و ناخوب، کودک و بزرگ و... آشنای آشنا هستند؟ این درگاه سبزآوای چه سر می دهد و این انسان های غریب دسته و دسته به کجا می شتابند؟ این بهانه حبیب است و انسداد رجیم. این جا خانگاه اوست جایی که همگان نه به سوی خانه گلین که به سوی معبود روحانی خویش به سر و به جان می شتابند و صدای «به فدای تو محبوب» همه جا را محو خویش ساخته. رمضان که به رجب و شعبان آغاز گشته اوج فراخوان حبیب است فراخوانی که غریب و آشنایی را نمی شناسد، این جا محفل انس است انس حبیب و محب و عاشق و معشوق. آری پگاه نخستین روز رمضان را خود او اذان می گوید و اشتیاق سر می دهد و روزی بزرگ از سال را به تشریف حضور خاص خود آراسته می کند.
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
ندای شوقش آسمان و زمین را همسایه مهر و عظمت و بزرگی اش می کند و بار عام سر می دهد که ای آدمیان و عالمیان درگاه قداست جل وعلا بی هیچ آرایش و آلا یشی گشوده است بر بندگان نامی و عامی، همه به پیش آیید و از این خوان گسترده به گستردگی خوش بهره گیرید که در این جا بهانه می خرند و بها می فروشند این خانه، خانه خداست و این ماه انگشتر پادشاهی آسمان و زمین است که تنها بر دل وجان فرزندان آدم (ع) نقش بسته است.
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
و در این تنها سفره گستر این حضور فقط کسی که نام بلند «علی» بر خویش و مقام عالی برجان دارد که رمضان هر چه دارد از اوست از
علی (ع)، علی که مضا و ترجمان تمام نعمت های الهی رمضان است اوست که گردنبند ضیافت روح القدسی رمضان است و علی کی است؟ هم او رمضان است و هم رمضان علی و هم قدر علی است و هم علی قدر است، بود علی بودن رمضان است و بود علی نزول قرآن است و علی است که درک او هزار هزار بار از همه چیز برتر است.رمضانی که علی واسطه فیض است و فیاض بی هیچ گذرنامه ای بندگان را به چرب آخوری فراخوانده بندگانی که فقط بندگی نمی دانند و بندگانی که فقط بندگی بلدند. همه و همه بر سفره ای نشسته اند که علی بر آن سفره عشق می خرد، علی برآن سفره قرآن می خواند و اوست که به خدایش وصل می شود.
دنیای اقتصاد
«ضرورت خروج بازار مسکن از رکود» عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم مهران دبیرسپهری است که در ابتدای آن می خوانید؛
چند ماهی است که بازار خرید و فروش مسکن در رکود به سر میبرد.اولین کسانی که این رکود را لمس کردهاند افرادی هستند که قصد تبدیل به احسن ملک خود را دارند. رکود بازار مسکن در آینده میتواند تبعات مخربی همچون گسترش بیکاری را به همراه آورد و به همین دلیل ضروری است هر چه سریعتر موانعی را که موجب این رکود شده از سر راه برداشت. در اینجا به بررسی اجمالی معضل فوق میپردازیم.
در ادامه میخوانید؛در یک وضعیت فرضی تعادلی که خرید و فروش مسکن نه در شرایط رونق باشد و نه در رکود، معمولا فروشندگان مسکن، هر یک خریدار مسکن نیز هستند. یعنی زمانی که یک ملک، معامله میشود فروشنده با پول آن و پساندازی که جمع کرده اقدام به خرید یک مسکن بهتر میکند. برعکس هم ممکن است، یعنی فروش ملک بزرگتر (گرانتر)، منجر به خرید چند ملک کوچکتر (ارزانتر) شود. به عبارت دیگر بدون ورود(خروج) سرمایه از بازار مسکن، هر معاملهای میتواند همانند بازی دومینو، زنجیرهای از معاملات را شکل دهد. البته در واقعیت، ورود و خروج سرمایه نیز در این بازار وجود دارد که در شرایط تعادلی میزان آنها برابر است.
در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛از آنجا که دادههای سیاست مالی دیرتر از دادههای سیاست پولی در اختیار افکار عمومی قرار میگیرد هنوز دقیقا از عملکرد مالی دولت در سال گذشته مطلع نیستیم اما عملکرد بودجه عمومی دولت در سال 1385 نسبت به 1383 رشدی هشتاد و چهاردرصدی را نشان میدهد که برای یک دامنه دو ساله، بسیار بالا است و همین انبساط شدید مالی در کنار تسهیلات تکلیفی بانکها، موجب رشد بیسابقه حدود 40 درصدی نقدینگی در سال 1385 شد.در هر صورت سیاست بانک مرکزی در ماههای اخیر مبنی بر مهار رشد افسارگسیخته نقدینگی، افزایش قیمت مسکن را متوقف کرده و افراط در اِعمال سیاستهای کنترلی در بازار مسکن موجب رکود مطلق در این بخش میشود زیرا ورود سرمایه به این بازار متوقف شده است.
در ادامه میخوانید؛...اما راهحل چیست؟ به نظر میرسد برداشتن منع اعطای تسهیلات بانکهای خصوصی برای خرید مسکن بتواند رکود خرید و فروش مسکن را از بین برده و به حالت تعادل برساند که در این صورت همان طور که شرح آن رفت، حتی یک وام مسکن هم میتواند زنجیرهای از معاملات مسکن را در پی داشته باشد.
در بخش پایانی میخوانید؛اما آیا قیمتها در بازار مسکن کاهش یافته است؟ در این خصوص خیلی نمیتوان اظهارنظر کرد. زیرا در وضعیت رکودی، اصولا خرید و فروشی صورت نمیگیرد تا بتوان از طریق آن، قیمت بازار را کشف کرد و تعداد اندک معاملات هم بیشتر ناشی از کسانی است که در بازار مسکن به افراد «پول لازم» معروفند که مجبور به فروش ارزان تر هستند تا مثلا بدهی خود را به بانک بدهند یا چکهای سر رسید شده را پرداخت کنند. در هر صورت وظیفه دولتها تلاش برای جلوگیری از افزایش قیمتها یا به عبارت دیگر ثبات قیمتها است نه کاهش قیمتها، اگر چه در وضعیت کنونی چنین کاهشی قابل تصور نیست. بر اساس تجربیات دیگر کشورها رکود اقتصادی عموما پس از رشد منفی نقدینگی اتفاق میافتد و البته هم اکنون در بازار مسکن کمبود نقدینگی کاملا محسوس است. حال این سوال مطرح است که آیا میخواهیم درصدی از شاغلان کنونی بخش مسکن، که عمدهترین قسمت بخش خصوصی اقتصاد ایران محسوب میشود را به خیل بیکاران اضافه نماییم؟
جام جم
«کاهش کیفیت خدمات بانکی» عنوان یادداشت امروز روزنامهی جام جم به قلم دکتر حسن سبحانی است که در آن میخوانید؛اگر برای وظایف و مسوولیتهای بانکها حدود و قلمرویی متصور باشد، بدون تردید ایفای خدمات بانکی از جمله آن وظایف خواهد بود. به این معنی که شبکه بانکی برخی خدمات از قبیل دریافت و پرداخت پول از مراجعان را به عهده میگیرد و به ازای آن به دلایلی یا حقالزحمهای را مطالبه نمیکند یا مبالغی را به عنوان کارمزد دریافت میکند؛ ولی در هر صورت مردم این اطمینان را دارند که نیازهای آنان به خدمات این چنینی، سروسامان مییابد.
متاسفانه آنچه در این ارتباط در نوع شبکه بانکی ما در بخش دولتی میگذرد، بیانگر آن است که هر چند ممکن است بهازای ارائه پارهای خدمات بانکی، بظاهر از مراجعان کارمزدی دریافت نشود، اما با توجه به کندی روند امور و معطلی بسیار زیاد ارباب رجوع برای انجام یک کار ساده بانکی، میتوان استدلال کرد که بابت هزینه فرصتی که مراجعهکننده متقبل میشود و همچنین بابت تحمل ناراحتی ناشی از مشاهده نوعی بیمسوولیتی در قبال مردم که از ناحیه عمده شعب بانکی بر آنان وارد میشود، در واقع مراجعه برای دریافت خدمات بانکی به یکی از پرهزینهترین خدمات برای مردم مبدل شده است. به عبارت دیگر، فرد برای دریافت پول خودش از طریق چک یا دفترچه پسانداز و یا پرداخت قبوض آب، برق، تلفن و... و یا ارسال وجه به مکانی دیگر و حتی برای تحویل و سپردن پول به شبکه بانکی، باید بین یک تا 3 ربع زمان صرف کند که هزینه فرصت آن با توجه به موقعیت شغلی او قابل محاسبه است، یعنی اگر کارشناسی که برای هر ساعت کار مبلغ مثلا 10 هزار تومان دریافتی دارد به بانک مراجعه کند، باید 5000 تومان هم هزینه فرصت محاسبه کند. ناراحتی ناشی از گذر وقت و زمان و خرابی در عمده موارد دستگاه خودپرداز و قطع برق در این ماهها نیز هزینه اجتماعیای است که علاوه بر هزینههای ملموس باید پرداخت کند و همه اینها در حالی است که رقبایی همچون بانکهای خصوصی در عرصه هستند و فعالند.
آنچه مایه تعجب است آن که پرداختن مناسب به خدمات بانکی آن هم از سوی شبکهای که قدمت طولانی دارد، یکی از انتظارات مقدماتی و البته از مطالبات حتمی مردمی است که با پولهایشان به شبکه بانکی کشور امکان حیات دادهاند و سزاوار نیست کشوری با این قدمت در تجربه بانکداری این گونه از عهده انجام بدون دردسر سادهترین خدمات برنیاید، در حالی که تصور بر آن است که همپای فنون و روشهای بانکداری دنیا باید حرکت کند.
وقتی بانک برای مردم خدماتی را ارائه میکند، بسیار منطقی است که هزینه انجام آن خدمات را مطالبه و وصول کند. بدیهی است برای مردم نیز کاملا عقلایی است که هزینه فرصت دریافت خدمات بانکی آنان کم و کمتر شود و در مقابل کارمزد خدمات دریافتی را بپردازند. اگر این مقوله صحیح باشد، میتوان شعب را گسترش داد، نیروی انسانی جدید و کارآمد به کار گرفت و اشتغالزایی کرد و مانع از ناکارآمدی غیرقابلتوجیه فعلی در ارائه خدمات بانکی و افت شدید آن شد و از استمرار توهین ناخواسته به مراجعان به بانکها از طریق کیفیت پایین ارائه خدمات به آنان جلوگیری کرد.
حقیقت این است که با توجه به توان بالایی که در موارد بسیاری از کارگزاران دولت مشاهده میشود، افت تاسفبار ارائه خدمات بانکی را گاهی به حساب این میگذارم که نکند عدهای این روش را انتخاب کردهاند تا روند خصوصیسازی بانکها را از طریق ایجاد ناراحتی در مردم و سوق دادن آنان به شبکه بانکی خصوصی تسریع کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: