طی سالهای اخیر فعالیتهای گستردهای در عرصه نجوم و سیاهچالهها داشتهاید. ابتدا کمی درباره این تحقیقات صحبت کنید.
عمده کارهای من طی سالهای گذشته فعالیتهای تحقیقاتی روی سیاهچالهها بوده است و اکنون با گذشت بالغ بر 2 دهه از آغاز این تحقیقات با استفاده از چندین تلسکوپ قدرتمند و به صورت همزمان، یک سیاهچاله را زیر نظر گرفتهایم. سیاهچالهها بسیار فعالند و از نظر ساختار و رموزی که در دل آنها نهفته، پیچیدگیهای خاص خود را دارند. این مساله موجب شده ترجیح دهم سمت و سوی فکری خود را روی تنها سیاهچالهای که در مرکز کهکشان راه شیری قرار گرفته است، معطوف کنم. شاید برایتان جالب باشد بدانید برخی سیاهچالهها تا چند برابر خورشید عظمت دارند، اما در هر کهکشان یک ابر سیاهچاله وجود دارد که وزن آنها بین 4 میلیون تا 4 میلیارد برابر خورشید است. ابر سیاهچالهای که در کهکشان راه شیری وجود دارد از جهات گوناگون قابل توجه است. نزدیکی زیاد زمین به این سیاهچاله از جمله عواملی است که دانشمندان و اخترشناسان را به تحقیق و بررسی ذرهبینی آن تحریک کرده. اما این تمام ماجرا نیست.
یعنی شما عقیده دارید ابر سیاهچاله کهکشان راه شیری دارای ویژگیهای منحصر به فردی است؟
کشش گازها و افتادن در سیاهچالهها موجب پیدایش دیسک یا صفحهای میشود که مدتهای طولانی است ذهن اخترشناسان را به خود مشغول کرده بود. چیزی که اکنون ذهن ما را مشغول کرده این است که آیا واقعا دیسک یا صفحهای شکل میگیرد یا نه؟ از آن گذشته، همیشه این گونه بوده است که از ابرسیاهچالهها، جتی (از گازها) تولید میشود، اما نکته حیرت آور این است که در ابرسیاهچاله کهکشان ما اثری از پیدایش جت دیده نشده است. از این رو پرسش دیگری به دهها و صدها پرسش بی پاسخ موجود افزوده میشود. از این رو میخواهیم بدانیم که مکانیسم دقیق شکلگیری این جت چگونه است و چرا اثری از آن در کهکشان راه شیری دیده نمیشود. حال نکته مهم دیگری که باید مد نظر داشت این است که با یافتن پاسخ قانع کننده درباره این پرسش کلیدی، چگونگی شکل گیری ستارهها در اطراف سیاهچالهها مشخص خواهند شد.
آیا میتوان این گونه متصور شد که با بررسی ابرسیاهچاله کهکشان راه شیری به سرنخهایی درباره دیگر ابرسیاهچالهها نیز دست یافت؟
بهتر است کمی به عقب بازگردیم. کهکشانهای فعال دارای سیاهچالههای بزرگتری هستند که شکلگیری جت در آنها نیز بالاست. حال نگاهی به کهکشان خود (راه شیری) میاندازیم. این کهکشان از نوع کهکشانهای نرمال است با این حال، نباید این ویژگی مهم را از یاد برد که فاصله ما با آن بسیار کم است. هر کدام از سیاهچالهها ویژگیهای خاص خود را دارند و درخصوص کهکشان راه شیری نیز میتوانم به این نکته اشاره کنم که تاکنون پدیدههایی را در آن رصد کردهایم که در دیگر سیاهچالهها و ابرسیاهچالهها به ندرت دیده میشوند.
شما پارادوکسی را درخصوص ارتباط سیاهچالهها و شکل گیری ستارگان مطرح کرده اید که برای دانش کیهانشناسی دنیا جالب توجه بوده است. اکنون چه پاسخهایی برای آن ارائه کردهاید؟
بالغ بر 25 سال است میدانیم گازهایی در اطراف سیاهچالهها با فاصله حدود 5 سال نوری از آنها میچرخند. مسأله مهم این است که ستارگان جوانی نیز در اطراف آنها دیده شدهاند. این نکته همواره برای دانشمندان و اخترشناسان حیرتانگیز بوده است که این ستارگان چگونه و در کجا شکل گرفته اند؟ آیا جای دیگری شکل گرفته و به این نقطه یعنی اطراف سیاهچاله مهاجرت کردهاند یا همان اطراف حیات یافتهاند؟ پارادوکس موجود اینجا شکل میگیرد که نیروهای کششی موجود در اطراف سیاهچالهها مانع سقوط گاز و شکلگیری ستارگان میشوند. پس سر و کله این ستارگان از کجا پیدا شده است؟
و شما نظریه مهاجرت آنها را رد کردهاید. چرا؟
نمیتوان گفت این ستارگان جوان از جای دیگر به این نقطه مهاجرت کردهاند؛ چون اگر مساله به این شکل بوده است، باید شاهد ستارگان بسیار پیری باشیم؛ اما نکته جالب توجه جوان بودن این ستارگان است.
و کار اصلی شما بررسی این ستارگان جوان بوده است؟
کاری که ما کردهایم، استفاده از تکنیکهای رادیویی برای جستجوی دقیق ستارگان بسیار جوان بوده است. این ستارگان در دل گازهای اطراف سیاهچاله قرار دارند و پس از بررسیهای دقیق به این موضوع پی بردیم که این ستارگان همان جا حیات یافتهاند و چیزی به نام مهاجرت آنها در میان نیست؛ البته این نظریه تقریبا قطعی است. حال این سوال نیز مطرح میشود که چرا این گازها در سیاهچال بلعیده نشدهاند؟ پاسخ ما به این پرسش نیز این است که چگالی این گازها بسیار بالاست و از این رو سیاهچاله نتوانسته آنها را متلاشی کند.
اکنون در چه مرحلهای قرار دارید و چه برنامهای برای آینده در نظر گرفتهاید؟
طی 2 سال گذشته مقالات متعدد و تحقیقات گستردهای درباره این مساله ارائه شده است؛ اما به نظر من کافی نبودهاند.
من با استفاده از نتایجی که از بررسیهای قبلی خود کسب کردهام، یک گام دیگر رو به جلو برداشته و تلاشی بیسابقه برای پیداکردن ردی از ستارگان بسیار جوانی آغاز کردهام که 30 تا 40 هزار سال بیشتر عمر ندارند.
این ستارگان بسیار جوان دقیقا در نخستین مرحله شکلگیری خود قرار دارند و از این رو بهترین فرصت برای بررسی فرآیند مرموز پیدایش ستارگان در اطراف سیاهچالهها محسوب میشوند. آنچه در تحقیقات ما بیشتر به چشم میخورد، مشخص شدن نتایج نهایی آنها تا حدود 2 سال دیگر است و آن زمانی است که بسیاری از رموز فعلی برملا خواهند شد.
مهدی پیرگزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم