در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دومی هم توانست بعد از مدتها رکورد دو 100 متر را بشکند و با فاصلهای خیرهکننده از دیگر رقبا، خط پایان را پشتسر بگذارد.
این دونده جامائیکایی قبل از مسابقه تا ساعت 11 صبح خوابیده بود، بعد از قدم زدن در دهکده دوباره به اتاقش برگشته و 3 ساعت دیگر هم خوابیده بود. شاید تاثیر همین خوابها بود که باعث شد او در نزدیکی خط پایان سرعتش را کم کند و بیخیال رکوردشکنی با تمام توان شود.
اما از همه اینها گذشته نتایج کاروان ایران در رقابتهای المپیک هم در نوع خودش جالب توجه بود. ورزشکاران ما آنقدر خوب ظاهر شدند که بعد از 10 روز و با برنزی که مراد محمدی به دست آورد همه ما در پوست خودمان نمیگنجیدیم، بالاخره بعد از آن همه حذف شدن پشتسر هم ورزشکارانمان در جودو، پرتاب دیسک، بوکس و کشتی فرنگی، همین یک مدال هم خودش کلی ارزش داشت.
همین نتایج باعث شد تا ما فقط برویم سراغ همان دو چهرهای که اول مطلب گفتیم. بقیه را گذاشتیم تا دیگران زحمتش را بکشند.
سریعترین انسان جهان
وقتی صدای شلیک تپانچه در میان سکوت معنادار 92 هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه آشیانه پرنده پکن بلند شد، رقابت 8 دونده 100 متر دنیا که همه را در دورهای مقدماتی پس زده بودند، شروع شد، اما خیلی زود همه فهمیدند در میان دوندگان، یکی بهتر از همه میدود؛ مردی که اگر میخواست میتوانست رکوردی خیرهکننده را برای دنیای دوومیدانی باقی بگذارد. اوسین بولت، پسر 21 ساله یک خانواده سطح پایین در تره لانی، منطقهای در شمال غربی جامائیکا؛ پسری که گرایش ورزشیاش در دوران نوجوانی 3 بار تغییر جهت داد و سرانجام او را به دوومیدانی کشاند. پسر دوم و فرزند سوم خانواده بیش از آن چیزی که در کشور کوچک جامائیکا متعارف باشد، به کریکت علاقه داشت. این علاقه از استعداد خدادادیاش در سرعت ریشه میگرفت. اگرچه در زدن ضربه به توپ تبحری نداشت، اما تیم او میتوانست به دویدنهای او دل ببندد. بعد از این در دورهای بسیار کوتاه به بولینگ تمایل نشان داد.
علاقهای که خیلی زود رنگ باخت و او را به راه اصلیاش هدایت کرد. در این پروسه، میلز، نقشی غیرقابلانکار بازی کرد. میلز که همین حالا هم مربی اوست، در این باره میگوید: «این پسر فوقالعاده میدوید. حیف بود که در سردرگمیاش بین چند ورزش تباه شود».
اوسین وقتی به سمت دوومیدانی کشیده شد که چهره برتر ایالت او به پایان راه قهرمانیاش رسیده بود. تمام دوره قهرمانی مایکل گرین زیر سایه بزرگان دوومیدانی تباه شد. بهترین نتیجه این قهرمان که در همان منطقه تره لانی به دنیا آمد و به دنیای دو معرفی شد، مقام ششمی مسابقات قهرمانی جهان در سال 1991 و هفتمی المپیک 1996 آتلانتا بود. میلز حتی این مورد را هم به ورود اوسین به دوومیدانی موثر میداند: «تمام دوران ورزشی حرفهای گرین زیر سایه آمریکاییها سپری شد. گرین هیچ وقت نتوانست از زیر سایه آنها بیرون بیاید. او حتی نتوانست تاثیرپذیری فراوانش از دو همنام مشهورش در سینما و سیاست هم چیزی کم کند. به این ترتیب شاید اوسین میخواست یک جوری احساسات شخصیاش را ارضا کند».
بولت در رسیدن به این خواسته خیلی موفق عمل کرد. او که برای ماده 200 متر آموزش دیده بود، در سال 2002 در مسابقات دوومیدانی قهرمانی جهان که زیر نظر مستقیم یاف (فدراسیون جهانی) برگزار میشد، 200 متر را در 93/19 ثانیه دوید و قهرمان شد. 2 سال بعد در حالی که 17 سال داشت، در مسابقات کاریفتا (مسابقات داخلی آمریکای مرکزی و حوزه دریای کارائیب) در رده بزرگسالان دوید تا به طور رسمی وارد دنیای حرفهای دوومیدانی شود.
کسب مدال نقره 200 متر دنیا در سال 2007 به او این اجازه را داد که جسورانهتر مسابقه دهد، اما داستان قرار بود به گونهای دیگر نوشته شود. میلز تنها 4 ماه پیش از المپیک به او اجازه داد علاوه بر 200 متر که ماده تخصصیاش بود، در100 متر هم بدود. این مجوز کار او را 2 برابر کرد. اوسین که به دلیل علاقه فراوانش به سیبزمینی همیشه این ماده غذایی را در رژیم غذایی روزانهاش میگنجاند، بعد از پایان فینال 100 متر المپیک راز تمریناتش را برملا کرد: «میدانستم طلا مال من است به همین خاطر 40 متر آخر را با اطمینان و آرام طی کردم چون اصلا به رکورد فکر نمیکردم. برای من طلا مهم بود که به آن رسیدم. من برای آن که استارتهایم را قوی کنم 3 ماه فقط مسافتهای زیر 100 متر را تست میکردم. برای من که استقامت دویدن سریع در مسافت 200 متر را هم داشتم، استارت، مهمترین چیز بود. کاری که سرانجام آنقدر خودم را در آن قوی کردم که با آرامش مسابقه را شروع کنم».
این آرامش را کارگردان تلویزیونی مسابقه 100 متر به خوبی به نمایش کشید. او در حالی که گارد استارت گرفته بود، با لبخند به خط پایان نگاه میکرد. قهرمانی در مسابقات ریباک آمریکا و بهبود رکورد قبلی 100 متر دنیا از 74/9 به 72/9 به او اطمینان میداد که طلا متعلق به اوست. او این بار رکورد خودش را هم جابهجا کرد و با ثبت رکورد 69/9 ثانیه (که اگر میخواست میتوانست به مراتب بهتر از این باشد) اولین طلای 100 متر را به کشور کوچک و 5/2 میلیون نفریاش هدیه کرد. او اعتماد به نفس گمشده ورزشکارانش را به آنها داد تا 3 روز بعد از این اتفاق بزرگ، یک اتفاق بزرگتر بیفتد و هر 3 مدال طلا، نقره و برنز 100 متر زنان به ورزشکاران هموطن او برسد. دانشجوی دانشگاه تکنولوژی جامائیکا حالا سریعترین انسان روی زمین است. رکوردی که به گفته خودش حداقل تا المپیک بعدی در کلکسیون افتخارات شخصی او قرار خواهد داشت.
تاریخساز المپیک
«شاید اگر خواهرانم در این رشته فعالیت نمیکردند، هیچ وقت وارد این رشته نمیشدم اما تقدیر برای من اینگونه نوشته شده بود.» این جملهها نشان داد مایکل فلپس هنوز هم تاثیر خواهرانش را در انتخاب رشته ورزشی به یاد دارد. ویتنی و هیلاری اگرچه مانند مایکل از طلاق والدینشان از نظر عاطفی آسیب دیدند، اما برای برادر پشتوانهای بزرگ بودند. آنها تا مرحله انتخاب برای المپیک 1996 آتلانتا پیش رفتند، ولی هر 2 نفر به دلیل مصدومیت از تیم ملی شنای آمریکا کنار رفتند و به همین دلیل میخواستند آرزوهای دست نیافتهشان را در برادر جستجو کنند. پدر آنها (فرد) پلیس ایالت مریلند بود و مادرشان (دبی دیویسون) مدیریت یک مدرسه راهنمایی را بر عهده داشت. آنها نتوانستند با هم کنار بیایند و از هم جدا شدند. شاید همین جدایی باعث شد مایکل هم مانند خواهرانش از نظر روحی آسیب ببیند. در سال 2004 در شرایطی که او فقط 19 سال داشت به دلیل رانندگی در حالت مستی توسط پلیس دستگیر و مجبور شد در مرکز «مادران علیه رانندگی در حین مستی» برای والدین آمریکایی نقش یک ادبآموز بیادب را بازی کند! مایکل که متولد 30 ژوئن 1985 در شهر بالتیمور ایالت مریلند است، با تشویق شدید دو خواهرش از 7 سالگی وارد رشته شنا شد و 3 سال بعد، قهرمانی رده سنی زیر 11 سال آمریکا را به دست آورد.
بعد هرچه ردههای سنی را طی میکرد، قهرمان همان رده سنی میشد تا آن که در سن 15 سالگی برای المپیک 2000 سیدنی انتخاب شد.
اگرچه او در آن المپیک هیچ موفقیتی به دست نیاورد، اما تجربهای به دست آورد که از آن برای المپیک بعدی استفاده کرد. البته آن چیزی که بیشتر از هر چیز به او کمک کرد، فیزیک عجیبش بود. اندازه طول دو دست مایکل 201 سانتیمتر یعنی 8 سانتی متر بیشتر از قد اوست. این خصوصیت در کنار انحنای مادرزادی ساعد دو دست که مانند شناگران آبزی به او اجازه پس زدن آب را میدهد، مایکل را خیلی سریع در رده مردان نام آور شنای دنیا قرار داد. او در المپیک 2004 آتن در 8 ماده رقابت کرد که 2 مدال برنز و 6 مدال طلا حاصل آن بود.
او به جز 200 متر آزاد و 4100x متر مختلط، همه طلاها را مال خود کرد تا پیش از حضور در المپیک 2008 برای کسب 8 مدال طلا شرط بندی کند. شرطی که با برد او همراه بود و بی تردید دستمزد 6 میلیون دلاری او در سال را (که یک میلیون دلار آن را شرکت اسپیدو، سازنده تجهیزات شنا در دنیا پرداخت میکند) افزایش خواهد داد. او در المپیک پکن کاری را کرد که شدنی نبود. اما او همان طور که تام کروز ماموریت غیر ممکن را به خوبی به پایان برد، ماموریتش را درست انجام داد تا نگاه دنیا را متوجه خودش کند. مایکل هر 8 طلایی را که از این المپیک میخواست به دست آورد تا برای تاریخ المپیک هم تاریخساز شود.
او که به دلیل 26 بار رکوردشکنی انفرادی و 6 بار رکوردشکنی تیمی در مادههای مختلف شنا تنها یک رکوردشکنی تا مارک اسپیتز فاصله دارد، بلافاصله بعد از پایان کارش گفت: میخواهم به ایالتم (مریلند) برگردم و باشگاه قدیمی این ایالت را احیا کنم. اگر قرار باشد در رده باشگاهی شنا کنم، مطمئن باشید برای تیم شنای این باشگاه خواهد بود. مایکل که تحصیلکرده رشته بازاریابی ورزشی از دانشگاه میشیگان است از همین حالا المپیک 2012 را نشانه رفته است. شاید اگر رژیم غذاییاش را کم کند به خواستهاش برسد. او روزانه 12 کیلو کالری مصرف میکند که این به اندازه 6 انسان معمولی است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: