در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سالهای زیادی از آن زمان میگذرد که سریالهای نمایشی این ایام محدود به یکی دو اثر خاص بود و آن کارها هم آنقدر ضعیف و شلخته بود که به سادگی میشد قید تماشای آن را زد. اگر در سالهای گذشته یکی از مشکلات و دغدغههای تهیهکنندگان سریالهای مناسبتی یافتن کارگردانهایی متوسط برای این سریالها بود، در عوض در سالهای اخیر میتوان کارگردانهای مختلفی را پیدا کرد که به انتظار پیشنهادی خوب برای ماه رمضان نشستهاند و بسادگی حاضر به ساخت سریالهایی برای این ایام هستند.
سریالهای این ایام نیز معمولا دو شکل مختلف دارد. این سریالها یا تلاش میکنند صرفا آثاری «سرگرمکننده» باشند یا این که به سمتی میروند تا برای مخاطب خود آموزههایی داشته باشند.
در این سالهای اخیر برنامهسازی برای ماه رمضان به چارچوب خاصی رسیده و برنامهسازان این رشته را صاحب چارچوب و قاعده کردهاند و مدیران نیز یک سری نکات جالب توجه و کلیدی دستشان آمده است. حالا سریالهای ماه رمضان به اندازه زولبیا و آش رشته سر سفره افطار اهمیت پیدا کردهاند و کافی است شما به عنوان مخاطب یکی دو قسمت از سریالی مانند میوه ممنوعه و اغماء را از دست بدهید تا هم بخش عمدهای از پیامکها و کلمات و اصصلاحات رایج و روزمره برای شما گنگ و بیمعنی شود و هم این که بخش عمدهای از ارتباطهای دوستانهتان را از دست بدهید.
اگر در اهمیت سریالهای ماه رمضان شک دارید، کافی است به این جمله معاون سیما به عنوان عالیترین مقام تصمیمگیرنده درباره سریالهای ماه رمضان توجه کنید که در مصاحبهای با همین روزنامه جامجم گفته: «حداقل 6 ماه قبل از ماه رمضان یک مجموعه عظیم فرهنگی در کشور شروع به فعالیت کرد تا سریالها و برنامههای دیدنی را برای ماه رمضان تهیه کند و سازمان صداوسیما با تمام توان مالی و فنی خود از این مجموعه حمایت میکند».
امسال کار به اندازهای بالا گرفته که حتی کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی هم وارد گود شده و طی جلسهای با رئیس سازمان صداوسیما، برای تعیین زمان پخش سریالهای ماه مبارک رمضان تصمیم گرفته و قرار شده پخش یکی از سریالها بلافاصله پس از اذان و پخش سایر سریالها یک ساعت پس از سریال اول باشد.
برزخ
شرح ماجرا: سال گذشته نوبت پزشکان بود که داستان سیر و سلوک عرفانی آنها در سریالی برای ماه رمضان دستمایه کار قرار گیرد. از آنجا که سال قبل پخش سریال اغماء حساسیتهای فراوانی را به دنبال داشته، ظاهرا مسوولان شبکه امسال تصمیم گرفتهاند بیخیال پزشکان و دنیای عارفانه آنها شوند و این بار به سراغ وکلا رفتهاند.
شاید به همین دلیل باشد که سیروس مقدم در سریال جدید خود، داستان یک وکیل زن مومن را به تصویر میکشد که با همسر، پسر و عروس خود زندگی میکند. این خانم وکیل حسابی مدافع حقوق خانمهاست و اگر این سریال چند ماهی دیرتر ساخته میشد، احتمالا شاهد مخالفت او با لایحه حمایت از خانواده که این روزها در مجلس مراحل تصویب خود را میگذراند هم بودیم.
چه کسانی بازی میکنند؟: ترکیب بازیگران سریالهای سیروس مقدم معمولا چهرههایی است که او با آنها تجربه همکاری داشته است. افسانه بایگان در نقش خانم وکیل بعد از پیامک از دیار باقی دومین تجربه خود را با این کارگردان به انجام میرساند. او همان خانم وکیل است. فرامرز قریبیان هم نقش همسر او را بازی میکند و در داستان با نام «حاج رضا» شناخته میشود. پوریا پورسرخ، لیندا کیانی و مهراوه شریفینیا از دیگر بازیگران این سریال هستند.
درباره کارگردان: واقعا درباره سیروس مقدم چه حرفی میتوان زد که تکراری نباشد؟ او کارگردانی است که بیتوجه به نظر دوست و دشمن مرتب سریال میسازد و در فواصل سریالسازی برای دستگرمی فیلم 90 دقیقهای میسازد. همیشه هم کارهایش غافلگیرکننده است. گاهی خیلی خوب و گاهی خیلی بد، اما ما به عنوان مخاطبان تلویزیون به دلیل وسواسهای او حتی کارهای ضعیف او را هم دوست داریم.
درباره تهیهکننده: شاید مهمترین ویژگی مهران رسام به عنوان تهیهکننده سریال برزخ سابقه کاری او در ساخت چند سریال مناسبتی باشد. سریال گمگشته و آخرین گناه و نمونه مشخص از تولیدات این تهیهکننده است.
خوشبینی: کارهای مناسبتی شبکه یک در سالهای اخیر همواره حساسیتبرانگیز بوده و این مساله برای شبکهای که میزان مخاطبان برنامههای نمایشی آن به نسبت دیگر شبکهها کمتر است، امتیاز بزرگی است. به نظر میرسد مهمترین کنجکاوی موجود درباره این سریال چگونگی به تصویر کشیدن صحنههای برزخ باشد که قرار است در بخش جلوههای ویژه و با کمک رضا فخاریه انجام شود.
بدبینی: فیلمنامه برزخ را علیرضا افخمی با همکاری علیرضا عبدالحسنی نوشته است. افخمی دیگر کمکم به یکی از چهرههای فعال در زمینه مسائل ماورایی تبدیل میشود و به همان اندازه که برادرش در طول دادن یک کار شهرت دارد.
مثل هیچ کس
شرح ماجرا: این سریال داستان برادر بزرگ یک خانواده را روایت میکند که همه او را داداشی صدا میکنند. پدر خانواده فوت میکند و بر اثر این ماجرا داداشی مسوولیتش در خانواده دوچندان میشود. او در دفتر تولیدی پدرش مشغول میشود و سعی میکند به تمام خواهرها و برادرهایش رسیدگی کند، اما این مساله او را دچار مسائل و مشکلات زیادی میکند.
چه کسانی بازی میکنند؟: در سریال داداشی بازیگرانی همچون حسین یاری (داداشی)، رامین راستاد (کاظم)، ابراهیم ورزیده (عباس)، اصغر همت (جواد)، مهران رجبی (آمیرزا)، پرویز پورحسینی (عمو علی)، نفیسه روشن (اشرف)، حنانه شعشعانی (نیلوفر)، عباس امیری (حاج نصرت)، مرضیه لشگری (عمه بتول)، آتنه فقیه نصیری (نامزد داداشی)، مریم رهبری و سوگل طهماسبی ایفای نقش میکنند.
درباره کارگردان: عبدالحسین برزیده بچه آبادان است و بخش زیادی از دوران جوانی خود را در این شهر سپری کرده است. او خاطرات شیرینی از جنگ دارد که بخشی از آن را در فیلم دکل دیدهاید. در چند سال اخیر حضور برزیده در سینما محدود به شرکت او در هیاتهای انتخاب و داوری و نیز جلسات کارشناسی بود و گهگاه اخباری از فعالیت او در زمینه ساخت فیلم و سریال نیز منتشر میشد. مثل هیچ کس اولین تجربه این کارگردان در زمینه ساخت چنین سریالهایی است.
درباره تهیهکننده: محمدعلی اسلامی تهیهکننده این سریال از کارمندان قدیمی تلویزیون است که تنها اثر او که به یاد مخاطبان مانده سریال «زیرتیغ» است.
خوشبینی: شاید مهمترین ویژگی سریال شبکه دو سیما این باشد که فضای آن با دیگر سریالها به طور کلی متفاوت است و مبنای خود را بر ایجاد یک حس نوستالوژیک در بیننده گذاشته است.
بدبینی: تجربه نشان داده ساخت سریال مناسبتی برای شبکههای مختلف «قلق» خاصی دارد و این توانایی چیزی نیست که هر کارگردانی حتی به صرف فعالیت طولانی مدت در سینما بر آن تسلطی داشته باشد.
بسیاری از کارگردانهایی هم که از سینما به تلویزیون میآیند با مهارت ساخت چنین سریالهایی ناآشنا هستند و این مساله حساسیت خاصی را درباره حضور برزیده در این سریال ایجاد میکند.
از سوی دیگر فیلمنامه این فیلم نوشته «علی اکبر محلوجیان» است که معمولا فضای کارهای او حال و هوای خاصی دارد. هر قدر که مخاطب به توانایی او خوشبین باشد، باز هم نباید این مساله را از یاد برد که در این ایام مخاطب حوصله مباحث اجتماعی را ندارد و اگر سریال خیلی به سراغ اینگونه مسائل رفته باشد، ممکن است این مساله به عاملی برای دیده نشدن این سریال تبدیل شود.
بزنگاه
شرح ماجرا: داستان سریال بزنگاه با فوت اوس احمد یکی از نانواییهای قدیمی تهران آغاز میشود. فرزندان اوس احمد بر سر ارث و میراث اختلاف پیدا میکنند. برادر کوچکتر که به دلیل اعتیاد از طرف خانواده طرد شده است، پس از مرگ پدر به خانه برمیگردد. اهل خانواده از برگشت او ناراضی هستند اما مجبورند او را تحمل کنند. احتمالا از همین جا توطئههای اهالی خانه برای سر به نیست کردن یکدیگر آغاز میشود. دعوای اهالی خانواده تا قسمت هفتم و هشتم ادامه مییابد و از این زمان و از قسمت هشتم به بعد، وقوع یک حادثه بزرگ سمت و سوی داستان را تغییر میدهد. از آنجا که هیچ اطلاعی بیش از این درباره این سریال منتشر نشده، نمیدانیم این اتفاق بزرگ دقیقا چیست اما اگر من جای نویسنده داستان بودم، در این شرایط بلبشویی که بعد از فوت اوس احمد ایجاد شده و همه به دنبال دریافت سهم بیشتری از ارثیه هستند، یک کاری میکردم تا سر و کله یک زن و چند بچه قد و نیم قد هم در داستان پیدا شود و... .
چه کسانی بازی میکنند؟: حمید لولایی، علی صادقی، گیلدا رنجبران، سوسن پرور و غلامرضا نیکخواه به عنوان بازیگران اصلی در سریال بزنگاه ایفای نقش میکنند. خود رضا عطاران هم نقش یک فرد معتاد را ایفاء میکند که همسرش به دلیل اعتیاد از او طلاق گرفته و او را با دخترش درسا تنها گذاشته است. طبق اطلاعات خبرنگار ما در این سریال حمید لولایی نقش صابر برادر بزرگ عطاران را ایفاء میکند که بدجوری به دنبال زیر آب کردن سر برادر خودش است.
درباره کارگردان: این سریال بعد از «خانه به دوش» و «متهم گریخت» سومین تجربه رمضانی عطاران است. عطاران تجربه کار عید هم دارد و خارج از این سریالهای دیگری همچون: کوچه اقاقیا، قطار ابدی، مجید دلبندم، ستارهها و سیب خنده را هم ساخته است. ویژگی مهم عطاران در مقام کارگردان این است که همیشه در سریالهایش یک نقش خاص را برای خودش کنار میگذارد.
درباره تهیهکننده: «ایرج محمدی» و «مهران مهام» از تهیهکنندگان پر کار تلویزیون هستند. در همین نیمهشب دمکرده تابستان که این مطلب نوشته میشود، در هفته 2 سریال ترانه مادری و کارآگاهان با تهیهکنندگی آنها در حال نمایش است و این سومین سریال آنهاست که مقابل دوربین رفته است.
خوشبینی: برای خوشبینی نسبت به سرنوشت این سریال دلایل مختلفی وجود دارد اما شاید خیلی از روزنامهنویسها معتقد باشند چون سال گذشته سریال این شبکه بازتاب چندانی نداشت، پس احتمال دارد نحسی آن اتفاق این سریال را هم در بر بگیرد! این حرف مطلقا اشتباه است چون سریال سال گذشته این شبکه هم با موفقیت خوبی روبهرو شد. اصلا در شرایطی که سریالی مانند یوسف پیامبر 90 و چند درصد بیننده پیدا میکند، آیا میتوان گفت سریالی مانند یک وجب خاک مخاطب نداشته است؟
ضمنا میتوان به خوشبینیهای این سریال حضور علی صادقی و مرجانه گلچین را هم اضافه کرد.
بدبینی: رضا عطاران در سریالهای خود یک شیوه تکراری را در چند سال اخیر به کار برده و آن هم مقابل هم قرار دادن فقیر و غنی است که بشدت در کارهای او تکرار شده و همه چیز سریال از شوخیها تا بازیها را تحتالشعاع خود قرار داده است. آخرین بار که او از این الگو استفاده کرد، زمان ساخت سریال ترش و شیرین بود که در برهوت سریالهای کم بیننده نوروز 86، با سلام و صلوات توانست این سریال را به دروازه رضایتمندی مخاطب نزدیک کند.
البته متنهای این سریال هم به شیوه «ر ب ر» که مخفف شیوه اعصاب خرد کن «روز به روز» است نوشته میشود و اگر به این مساله قطعی مداوم برق را هم اضافه کنیم، با کمی تمرکز و توجه به مشکل سازندگان این سریال میتوان یک دل سیر برای آنها گریه و زاری کرد.
مامور بدرقه
شرح ماجرا: سریال «مامور بدرقه» بر اساس طرحی از «خشایار الوند» و فیلمنامهای از «امیر عباس پیام» مقابل دوربین رفته است. این سریال در 27 قسمت 35 دقیقهای ساخته میشود و داستان آن درباره یک مامور نیروی انتظامی است که در شرف بازنشستگی مامور میشود تا مجرمی را تحویل بدهد، اما مجرم فرار میکند و این تعقیب و گریزها، با مضمون طنز در این سریال به تصویر کشیده خواهد شد.
قرار بود این طرح را خود خشاریار الوند برای شبکه 5 بنویسد که با فوت مادرش از این کار کنارهگیری کرد. امیرعباس پیام تاکنون چند فیلمنامه برای مرکز استانها به نگارش درآورده و نوشتن چندین قسمت از مجموعههای طنز مختلف از جمله «چارخونه» را در کارنامه کاری خود دارد.
چه کسانی بازی میکنند؟: در این مجموعه تلویزیونی بازیگرانی همچون سیروس گرجستانی، جواد رضویان، مهرانه مهینترابی، بهاره رهنما، زهره مجابی، کیانوش گرامی و... ایفای نقش میکنند.
سیروس گرجستانی در سریال مامور بدرقه در نقش آصف برقچی، استوار نیروی انتظامی ظاهر شده که در شرف بازنشستگی مامور میشود مجرمی را تحویل دهد، غافل از این که این آخرین ماموریت، حسابی کار دست او میدهد. کسی که قرار است تحویل داده شود مجرمی به نام افشین است که نقشش را محسن طنابنده بازی میکند. او بعد از فرار ناخواسته پای آدمهای دیگری را به ماجرا باز میکند مثل برادر زنش فرامرز که نقشش را جواد رضویان بازی میکند. به جز این بازیگران، مهرانه مهینترابی (در نقش زن آصف)، بهاره رهنما (در نقش دختر آصف)، کیانوش گرامی (نقش دایی فرامرز)، فرناز رهنما (همسر فرامرز)، زهره مجابی (مادر زن فرامرز)، ناصر گیتیجاه (پدر افشین) و حسین توشه (نقش نیکذات مباشر خسروخان) ظاهر شدهاند. البته حضور سیروس گرجستانی در نقش یک استوار بازنشسته نکته چندان تازهای نیست، زیرا او چند سال قبل در فیلمی تلویزیونی به نام صبح روز چهارم نقش یک گروهبان را ایفاء کرد که در آخرین روز خدمت خود مامور میشود مجرمی را به مقامات قضایی تحویل دهد و همزمانی این ماجرا با آغاز جنگ ایران و عراق، مسیر زندگی او و مجرم داستان را تغییر میدهد.
درباره کارگردان: «میعاد در سپیده دم»، «پس از باران»، « جوانی»، « سفر به تاریکی» و «سالهای برف و بنفشه» سریالهایی است که سعید سلطانی برای تلویزیون ساخته و از میان آنها هنوز هم سریال پس از باران است که این کارگردان به نام آن شناخته میشود. سلطانی شاید تنها کارگردان تلویزیون باشد که این امکان را پیدا کرد تا در سریال شکرانه دختری فارسی زبان و بیحجاب را به تصویر بکشد اما این سریال تلویزیونی حتی با نمایش زن بی حجاب فارسی زبان و نیز بازیگر خوش تیپی مانند پوریا پورسرخ هم نتوانست نتیجه آبرومندی را برای شبکه 5 در سال گذشته به ارمغان بیاورد. میتوان از این مقدمه نتیجه گرفت دوران طلایی کاری سعید سلطانی سپری شده و او از این پس فقط کارهای معمولی خواهد ساخت اما میتوان منتظر ماند و حدود یک ماه دیگر به نتیجه قاطعتر و شاید غافل گیرکنندهای درباره او رسید.
درباره تهیهکننده: اسماعیل عفیفه از معدود تهیهکنندههای تحصیلکرده تلویزیون است. شاید این از هوشیاری شبکه پنجیها بوده که به جای عوض کردن کارگردان، تهیهکنندهای که این کارگردان با او چند کار خوب داشته را به کار گرفتهاند. به هر حال «اسماعیل عفیفه» از آن تهیهکنندههایی است که تمام تلاش خود را برای فراهم کردن شرایط مناسب تولید ایجاد میکند و میانه خوبی هم با ما مطبوعاتیها دارد و همین مساله باعث میشود هوای او را داشته باشیم.
خوش بینی: سیروس گرجستانی و مهرانه مهینترابی ترکیب خوبی برای یک زن و شوهر هستند. جواد رضویان هم میتواند نقشهای فرعی کوچک را جذاب و دیدنی ارائه کند. کیانوش گرامی و بهاره رهنما هم بهعنوان نمک کار این قابلیت را دارند که بیننده شبکه تهران چند قسمتی از کار را با کنجکاوی دنبال کند.
بد بینی: به دلیل تاخیر در اعلام زمان به شبکه 5 سیما که به تبع آن تاخیر در نگارش متن سریال را به دنبال داشت، نگارش متنهای سریال دیرتر از زمان پیشبینی شده آغاز شد. بالاخره باید برای این همه تاخیر یک دلیل قانعکننده تراشید از سوی دیگر این اولین تجربه سعید سلطانی در زمینه طنز است. خود او که شخصیتی جدی است و معلوم نیست چگونه میتواند داستانی این چنین را روایت کند؟!
از اینها گذشته سریالهای نمایشی شبکه 5 سیما در یک سال اخیر افت کیفی محسوسی داشته و حتی سریالی مانند عملیات 125 هم نتوانسته چیزی به مخاطبان حداقلی این شبکه اضافه کند. فقط باید امیدوار بود این نحو است دامنگیر سریال مامور بدرقه نشود.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: