در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جمهوری اسلامی
«دولت و تورم» عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در ابتدای آن میخوانید؛رهبر معظم انقلاب در جریان دیدار خود با اعضای هیات دولت در کنار بیان نقاط قوت عملکرد دولت نهم خواستار توجه ویژه به مسئله تورم و گرانی به عنوان یکی از اشکالات مردم نیز شدند.
در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛از آنجایی که رسالت و وظیفه اجتماعی رسانه ها بیان مشکلات و ارتقا سطح آگاهی عمومی جامعه نسبت به مسائل مختلف داخلی و خارجی و درعین حال برقراری ارتباطی سالم میان مسئولان و جامعه جهت آگاهی یافتن هرچه بیشتر مدیران حکومت و دولت از معضلات نیازها و مشکلات مردم است به تبیین بیشتر و مستند خاستگاه تذکر رهبر معظم انقلاب در مورد لزوم پرداختن به گرانی و تورم می پردازیم تا مشخص شود دولت نهم که باشعار عدالت اجتماعی و اقتصادی کار خود را آغاز کرد در مدت زمان باقیمانده از عمر خود سیاستهای خود را متناسب با همین شعار تنظیم کند.
سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی تصریح میکند؛بی تردید بیماری مزمن تورم در اقتصاد ایران یک معضل قدیمی و زخم ناسور است که بی اغراق همواره مردم و دولتهای این کشور را آزرده خاطر کرده است و بررسی ریشه های تاریخی و زیرساختی این مشکل نیازمند مجالی موسع است اما در مقاطع تاریخی مختلف سیاستهای اقتصادی دولتهای وقت مزید بر علتهای ساختاری شده و به این مشکل دامن زده است که اکنون پیامد آن را در شتاب گرفتن نرخ رشد تورم شاهد هستیم .
نویسنده معتقد است؛یکی از این سیاستها که به تجربه ثابت شده در دوران شوک های نفتی و افزایش چشمگیر درآمدهای حاصل از فروش نفت تکرار شده و در سالهای اخیر نیز به وقوع پیوسته سیاست تزریق دلارهای نفتی به اقتصاد کشور است که با اهداف مختلف از جمله تسریع روند طرح های عمرانی کاهش بیکاری و بهبود وضعیت معیشتی جامعه صورت می گیرد.
سرمقاله جمهوری با اشاره به سخنان رهبری تاکید کرده است؛همانگونه که رهبر معظم انقلاب در بخشی از سخنان خود در دیدار با اعضای دولت بیان کردند دولت باید با شفافیت و صراحت مشکلات و موانع پیش رو را برای مردم تشریح کند و اگر به هر دلیل واقعا قادر به انجام کاری نیست علت را به جامعه منتقل نماید. اهتمام بیشتر دولت به این تذکر زمانی بیش از پیش لازم می نماید که مروری اجمالی بر برخی موضعگیریهای اعضای دولت طی 3 سال گذشته در مورد مشکلات و مسائل مطرح شده و انتقادات دلسوزانه کارشناسان نشان می دهد که رویه در پیش گرفته شده با سنت حسنه استقبال از انتقاد بسیار متفاوت است . پذیرش وجود تورم و فشارهایی که از این ناحیه به جامعه وارد می شود حداقل انتظاری است که مردم از دولت دارند درحالی که به جای این همدردی و همراهی به دفعات شاهد انکار وجود گرانی لجام گسیخته متهم کردن رسانه ها به جوسازی های غیرواقعی و یا استناد به شاخصهای فرعی و غیرمرتبط با وضعیت اقتصادی جامعه بوده و هستیم .
در ادامه میخوانید؛استناد به افزایش تعداد سفرهای ایام عید و یا حضور گسترده مردم در مراسم مناسبتهای ملی و استقبال از سفرهای استانی به عنوان شاخصهای موفقیت دولت در بهبود وضعیت معیشت مردم جای بسی تعجب دارد و این شگفتی زمانی صد چندان می شود که آمارهای رسمی از افزایش سطح عمومی قیمتها به میزان 21 7 درصد در تیرماه افزایش مطالبات معوق بانکها به 20 هزار میلیارد تومان کاهش نرخ رشد سرمایه گذاری و... خبر می دهند. البته چنین واقعیت هایی نباید موفقیت های دولت در افزایش نرخ رشد اقتصادی کاهش نرخ بیکاری و یا جذب سرمایه گذاریهای خارجی را تحت الشعاع قرار دهد.
در پایان سرمقاله میخوانید؛... دولت نباید دچار این غفلت استراتژیک شود که با تکیه بر وضعیت مطلوب سایر مولفه ها و شاخصهای اقتصادی که البته عمدتا در ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر نیز قرار دارند و یا مانور بر عملکرد خود در حوزه هایی که بیشتر شامل رفتارهای اجتماعی دولت در سرکشی به مناطق مختلف کشور و یا برگزاری دیدارهای عمومی و پاسخگویی به نامه های مردم می شود رشد محسوس تورم را به عنوان تنها نقطه ضعف خود تلقی کند که در کنار سایر نقاط قوت قابل چشم پوشی است چرا که این نقطه ضعف از کارکردهای تخریبی وسیعی برخوردار است که سایر موفقیتها را تحت تاثیر قرار می دهد.
مردم سالاری
یادداشت امروز روزنامه مردم سالاری با عنوان «در ضرورت حل معضل ترکیه در چارچوب اروپای متحد» به قلم دکتر امیر مدنی، نوشته است؛
جدال در ترکیه همچنان ادامه دارد. دسته بندی ها عمدتا در دو سو بین نیروهای خواهان دموکراسی و گرایشات غیر دمکراتیک نظامیان صورت بسته است. حزب اعتدال و توسعه با ترکیب اعتدال و خردگرایی و سرکوب افراطی گری قوی و درک واقعیات جهانی هر چند به گونه ای ناپخته با انجام اصلاحات در سطح داخلی و جست وجوی راه حل در بحران های خارجی از طریق میانجی گری توانسته است به شیوه های عالی دموکراتیک توسل به رای و قانون گرایی اکثریت و محبوبیت خود را همچنان حفظ کند. به این ترتیب نیروهای طرف مقابل و اساسا افراطیون ملی گرا که حول ژنرال های نا آرام و وارث سنت های کودتا گرایانه به عقب نشینی وادار شده اند. نبرد در ترکیه در واقع نه نبردی بین لائیسم و اسلامگرایی که نبردی بین اعتدالی دموکراتیک و خشونتی افراطی می باشد.
در بخش دیگر یادداشت مردم سالاری آمده است؛مسئله حاد دیگری که می تواند در چارچوب اروپای واحد حل شود مسئله اقلیت کرد ترکیه است. مسئله ای که می تواند در چارچوب تعهدات الزامی رعایت حقوق اقلیت ها توسط اعضای اتحادیه اروپا حل شده و کردها همچون اقلیت های دیگر قومی، مذهبی، ملی و جنسی به هویت و حقوق خود دست یابند. کردهای آگاه تر نیز به نیکی می دانند که حقوق خود را نه از طریق توسل به خشونت، که از طریق تلاش برای پیوستن به اروپا بدست آورند.
شما در ادامه میخوانید؛از سویی دیگر با پیوستن ترکیه به اروپا گذشته از آن که نزاع تمدن ها برای همیشه به پایان خواهد رسید، اروپای واحد و ایالات متحده آمریکا برای نخستین بار در تاریخ دارای مرزهای مشترک خواهند شد و ملت ها خواهند توانست تفاوت نظام های مبتنی بر حقوق را که با طرد خشونت و سابقه استعماری به اتحادی داوطلبانه دست یافته اند با روش استفاده از زور در اختلافات بین المللی و جنگ های کشور گشایانه در یابند.
در پایان نیز یادداشت نویس روزنامه مردم سالاری نوشته است؛مسئله ترکیه آزمون بزرگ دموکراسی های اروپایی است که باید به این مسائل عصر پاسخ گفته و در این چارچوب برای امنیت آینده خود راه حلی مناسب بیابد. اگر اروپای واحد همچنان در مرحله جنینی باقی بماند و به راستی به اروپای شهروندان و بازیگری سراسری بدل نشود و اگر از آمریکا علامتی قوی با پیروزی باراک اوباما به منصه ظهور نرسد می توان شاهد عهدی از بحران ها و گسترش خشونت های گوناگون بود.
کارگزاران
«در باب انتقاد از دولت» عنوان سرمقالهی روزنامهی کراگزاران به قلم هدایتالله آقایی است که در آن میخوانید؛حکومت یا نظام به معنای مجموعهای از اصول، قوانین و دستگاههای مجریه، مقننه و قضائیه غالباً مفهومی گستردهتر از دولت به معنای قوه مجریه دارد. دولت در بسیاری از کشورهای غربی مسوولترین قوه در دایره حاکمیت است و متناسب با آن نیز اختیار عزل و نصبهای کلان و سیاستگذاریها را نیز برعهده دارد.
در ادامه سرمقاله آمده است؛... بنابر این در نظام جمهوری اسلامی دولت بسیار کوچکتر از حکومت به معنای نظام است. عدم احساس این تفاوت از طرف دولتمردان و مردم باعث چالشهای جدی در پهنه سیاسی کشور شده است و شاید منظور مقام معظم رهبری نیز از بیانات اخیرشان در باب انتقاد از دولت رعایت همین تناسب باشد. طرز برخورد و بیانات برخی از مقامات دولتی بهویژه رئیسجمهور محترم در موضوعات کلان سیاسی و اجرایی به نحوی است که در ذهن شنونده و مخاطب برداشت مطلقالعنان بودن دولت را متبادر میسازد. مثلا وقتی رئیس دولت خطاب به مردم یک استان میگوید ظرف مدت یکسال استان شما از محرومیت خارج میشود مفهوم آن چیزی جز چند برابر شدن اعتبارات عمرانی، فرهنگی، امنیتی و انتظامی نیست حال آنکه چنین جهشی در بودجه صرفا با اجازه مجلس و تصویب شورای نگهبان و در قالب برنامههای پنجساله امکانپذیر است و نه با دستور ریاستجمهوری.
در بخش دیگر سرمقاله میخوانید؛در روابط خارجی نیز همین وضعیت وجود دارد، یعنی سیاستهای راهبردی مثلا در پرونده هستهای یا نحوه تعامل با کشورهای همسایه و امثال آنها بر پایه نظرات رهبری، شورای عالیامنیت ملی و مصوبات مجلس شکلمیگیرد. با این قیاس میتوان از امور دیگری چون بگیروببندهای خیابانی تحت عنوان مبارزه با بدحجابی یا برخورد با سایتها، وبلاگنویسان و فعالان سیاسی که ممکن است دولت با تمام یا قسمتی از آنها موافق باشد ولی اساسا دولت در تصمیمسازی و اجرا نقش عمدهای ندارد، نام برد. در عین حال برخورد دولتمردان بهگونهای بوده است که بهانه کافی برای حملات و انتقادهای تند از طرف گویندگان و نویسندگان را فراهم کرده است.
در پایان سرمقاله آمده است؛بیتردید در جامعه آزاد میتوان هر نوع عملکرد، تصمیم و قانون و حتی اصول قانون اساسی را مورد نقد و بررسی قرار داد و برای اصلاح و تغییر آنها تلاش نمود اما قرار دادن یک قوه یا دستگاه خاص بهعنوان پاسخگوی تمامی ایرادات و مسوول اصلاح آنان موجب لوث شدن اصل انتقادپذیری و انتقادکنندگی خواهد شد.
کیهان
«دولت امام ، کار و عزت ملی»عنواتن یادداشت روز روزنامهی کیهان است که آن را سعدالله زارعی نوشته است.در ابتدای آن بخوانید؛رهبر معظم انقلاب اسلامی در روز آغازین هفته دولت در دیدار با دولتمردان کشور نکات نغز فراوانی بیان فرمودند که صد البته در یک مجال کوتاه امکان پرداختن به همه موارد نیست، از این رو به واگویی بعضی از این نکات می پردازیم.
نویسنده معتقد است؛دولت کنونی از منظر رهبری- که با ریز و درشت مسایل کشور و تحولات آشنا هستند- دارای سه خصوصیت ممتاز است، به این معنا که این خصوصیات یا در دولت های پیشین نبوده و یا اندازه آن بسیار محدود بوده است. با این سه خصوصیت ممتاز می توان دولت را اینگونه معرفی کرد: «دولت کار»، «دولت امام و انقلاب» و «دولت عزت ملی».
در ادامه یادداشت آمده است؛دولت کار بودن به این معناست که در ریخت شناسی دولت فعلی جز «کار» دیده نمی شود و این در حالی است که دولت های قبلی هم کار می کردند یعنی وظایف قوه مجریه را پیش می بردند و در همان حال به اموری که به آنان ارتباطی نداشت و یا در نقطه مقابل وظایف آنان بود نیز سرگرم می شدند، حزب بازی، گروه بازی، راه انداختن دسته های سیاسی به قصد خاموش کردن مخالفان، ویژه خواری و ویژه خورانی نیز بخشی از هویت یا ماهیت دولت های قبلی بود که جنبه «کاری» آنها را مخدوش می کرد. دولت کنونی وقت خود را به «کار» و «اوقات فراغت» تقسیم نکرده است.
در این یادداشت میخوانید؛دولت فعلی کار را برای «کار حزبی» نخواسته است و از همین رو حزبی از پس این دولت پدید نیامده همچنان که پیش از آن حزبی در اختیار این دولت نبوده است از سوی دیگر به همین دلیل که حزب گرایی در این دولت راهی ندارد، این دولت مورد آماج احزاب مختلف قرار گرفته است.
سعدالله زارعی در این یادداشت ادامه داده است؛دولت امام بودن به این معناست که این دولت دو شعار کلیدی حضرت امام خمینی را «غبارروبی»- نمی گوئیم احیا- کرد، این دو شعار، «عدالت» و «استکبارستیزی» بود. عدالت مورد نظر امام تقسیم مساوی امکانات میان برخورداران و محرومان نبود، امام این را عین ظلم می دانست. حضرت امام رسیدگی به محرومان و ترجیح پابرهنگان بر ثروتمندان را عین عدالت می دانستند و آن را در دولت طلب می کردند. ...یک روز خبرنگاری از آقای احمدی نژاد پرسید رمز موفقیت شما در انتخابات ریاست جمهوری چیست. شما این زیرکی و درک را از کجا پیدا کردید. ایشان پاسخ داده بود: «تنها کاری که من کردم مطالعه سخنان رهبر معظم انقلاب بود. من دیدم ایشان روی دو عنصر «عدالت» و «معنویت» تاکید فراوانی دارند من همان را شعار خود قرار دادم و مردم به این شعارها رای دادند.»
نویسنده یادداشت کیهان افزوده است؛استکبارستیزی وجه دیگری از مطالبه اساسی و جدی و استراتژیک حضرت امام خمینی(ره) بود که متأسفانه در دوره ای از زمان از سیستم فکری و اجرایی کشور حضور موثری نداشت. بعضی از دولتمردان ما ذیل عنوان «تعامل با دنیا»، «پرهیز از دشمن تراشی»، «انطباق با استانداردهای بین المللی»، «استفاده از فرصت های بین المللی»، «انتقال سرمایه به ایران» ،«ابهام زدایی از هویت ایران و اسلام»، «تقدم منافع ملی بر هر چیز» و... که بعضی از این حرف ها در جای خود درست هم بودند ولی نوعاً بی جا و با روشی تسلیم طلبانه دنبال می شدند، رویه ای را در پیش گرفتند که باعث اضطراب و نومیدی ملت های مسلمان می شد.
در بخش دیگر یادداشت آمده است؛دولت عزت ملی و ترک انفعال نماد دیگری از امتیازات این دولت است و از قضا بهانه حمله تسلیم طلبان نیز می باشد. دولت کنونی عزت ملی را عین «مصلحت» و «حکمت» می داند در حالیکه بعضی ها در گذشته مصلحت گرایی را عین حکمت و عزت می دانستند و البته پرواضح بود که برای عزت و حکمت ارزشی قایل نیستند. تفاوت دولتی که «عزت» مدار است با دولتی که «مصلحت»مدار است در این است که آن یکی به پیش می تازد و دشمن را از مواضع غاصبانه دور می کند ولی این یکی با هر نعره دشمن عقب می رود و سنگرها را به دشمن می سپارد. اما در این میان یک نکته اساسی هم وجود دارد، دولت کار، دولت امام و دولت عزت دقیقاً دولت مردم نیز هست چرا که مردم از مسئولان خود کار می خواهند وقتی دولت را عازم کار ببینند سختی ها را تحمل می کنند و به افق موفقیت های بزرگ چشم می دوزند از این رو در دولت فعلی اگر چه در بعضی از حوزه ها مشکل مردم تشدید هم شده اما به حادثه اعتراضی- که در دولت های قبلی بعضاً داشتیم- منجر نشد.
در پایان یادداشت میخوانید؛اما دولت با همه آنکه دولت ممتازی است و نباید آن را با دوره های قبل قیاس کرد در عین حال خالی از نقص هم نیست. بخشی از این نقائص تا حد زیادی طبیعی است چرا که رئیس جمهور فعلی از دل یک تجربه قبلی و یا یک حزب فراگیر و یا یک دولت قبلی متولد نشده است بنابراین انتظار اینکه دولتمردانی متناسب با اهداف ممتاز این دولت از قبل و یا در دوره کوتاه تربیت شده باشند، منصفانه نیست. دولت البته بعد از سه سال تا حدود زیادی مردان خود را شناخته و توانسته است به یک تفکر غالب در میان توده ها و صاحب نفوذ در میان بخشهایی از نخبگان تبدیل شود که این نوید آینده ای موفقتر را پیش روی قرار می دهد.
دنیای اقتصاد
«اقدامات مثبت دولت نهم» عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم مهدی نصرتی است که در ابتدای آن آمده است؛هفته دولت معمولا فرصتی است برای تقدیر و تجلیل از تلاشهای دولت و مجالی است که در کنار انتقادات معمول، اقدامات ارزنده دولتها نیز مورد تقدیر قرار گیرد.
سهمیهبندی بنزین یکی از اقدامات مثبت دولت نهم در سرمقالهی دنیای اقتصاد عنوان شده و در ادامه آمده است؛ شاید بتوان سهمیهبندی بنزین را بزرگترین دستاورد دولت نهم به شمار آورد. در حالی که مطالعات و مقدمات سهمیهبندی از دولتهای پیشین شروع شده بود ولی هیچ یک از دولتهای قبلی که نگران عواقب سیاسی سهمیهبندی بودند در این زمینه پیشقدم نشدند. بنابراین جسارت و عزم دولت در این زمینه قابل تقدیر است.
نویسنده سرمقاله اقدام مثبت دوم دولت را عرضه بنزین آزاد عنوان کرده و نوشته است؛ در کنار بحث سهمیهبندی بنزین، عرضه بنزین آزاد نیز کاملا ضروری و بدیهی مینمود. هرچند که مجموعه دولت در چند ماهه اول از فروش بنزین آزاد امتناع میکرد و آن را تورم زا میدانست ولی در نهایت پس از چند ماه با عرضه بنزین آزاد توانست رشد بازار سیاه بنزین را کنترل کند.
وی پذیرفتن گرانی و افزایش قیمتها نیز از دیگر اقدامات مثبت دولت قلمداد کرده و نگاشته است؛ برای درمان هر بیماری لازم است از وجود آن مطلع باشیم و آن را بپذیریم. دولت نهم که در ابتدا بروز تورم و افزایش قیمتها را انکار میکرد یا آن را موردی و مقطعی میدانست، با پذیرفتن افزایش قیمتها، گام بزرگی در راه علاج این بیماری اقتصادی برداشت.
چهارمین اقدام مثبت دولت پذیرفتن وجود رابطه میان نقدینگی و تورم است که نصرتی در این باره نوشته است؛ گام دوم پس از تایید وجود بیماری، تشخیص علت آن است. در ابتدای شروع به کار دولت نهم، اقتصاددانان و منتقدان، افزایش حجم نقدینگی و تبدیل دلارهای نفتی به ریال را تورمزا میدانستند و نسبت به بازگشت تورم شدید در جامعه هشدار میدادند، اما برخی دولتمردان وجود هرگونه رابطه میان افزایش نقدینگی و تورم را به صراحت انکار میکردند (برای نمونه رییس سابق سازمان مدیریت سابق). هرچند انکار این واقعیت بدیهی در ابتدا موجب افزایش شدید و باور نکردنی در قیمت مسکن شد و به تدریج افزایش قیمتها به سایر بخشهای اقتصاد نیز تسری یافت، اما در نهایت دولت پذیرفت که
عامل اصلی افزایش تورم، افزایش نقدینگی است.
تلاش در جهت کنترل نقدینگی نیز گام مثبت دیگر دولت عنوان شده و نوشته است؛گام سوم پس از تشخیص علت بیماری تورم، تلاش برای کنترل آن بود که از سوی بانک مرکزی در حال انجام است.
نویسنده سرمقاله دنیای اقتصاد عدم کاهش نرخ ارز را دیگر اقدام مثبت دولت تلقی کرده و نوشته است؛با وجود این که تمایلی در برخی مجموعههای دولتی و حتی برخی افراد جامعه برای کاهش نرخ ارز و تقویت ریال وجود دارد، ولی اقدام دولت در ایستادگی در برابر این تمایل ستودنی است.
دنیای اقتصاد، آخرین اقدام مثبت دولت تلاش در جهت هدفمندکردن یارانهها عنوان کرده و نوشته است؛ دولت پذیرفته است که باید یارانهها هدفمند و قیمت برخی از کالاها و خدمات یارانهای واقعی شود. هرچند سیاست تثبیت قیمتها که مشترکا توسط دولت فعلی و مجلس هفتم انجام شد هزینههایی را به کشور وارد کرد، اما در نهایت دولت به این نتیجه رسید که گریزی از هدفمندکردن یارانهها نیست. در کنار برخی از اقدامات مثبتی که برشمردیم باید به مهمترین نقطه قوت دولت نهم نیز اشاره کرد یعنی برخورداری از حمایت بیشائبه رسانه ملی و سایر نهادها.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: