در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بولت پس از این پیروزی نمیدانست چگونه شادی کند. او ذوقزده شد. به طرف جایگاه تماشاگران رفت و به ابراز احساسات مردم پاسخ داد. در میان آنها به دنبال شخص خاصی بود. انگشتهایش را به سمت یک زن میانسال نشانه رفت. شادی آن زن کمتر از بولت نبود. کسانی که در دو طرفش نشسته بودند، دیدند که او خیلی بیشتر از خود بولت خوشحال شده بود. آن زن، مادر بولت بود...
یوسین بولت پس از کسب مدال طلای دوی 100 متر، حالا در 200 متر هم قهرمان شده بود. او دقایقی پس از این پیروزی در جمع خبرنگاران گفت: باورم نمیشود که خدا در شب تولدم چنین جایزه باارزشی را به من داد. از کودکی آرزوی کسب مدال طلای دوی 200 متر را داشتم. این ماده از دوومیدانی برایم شیرینی ویژهای دارد. 200 متر را بیشتر از 100 متر دوست دارم. واقعا خوشحالم که در شب تولدم این هدیه را دریافت کردم.
وقتی یوسین بولت در دوی 200 متر استارت زد، همه مردم جامائیکا چشم به صفحههای تلویزیون دوخته بودند. پدر یوسین هم در خانهاش بود و مسابقه را میدید. ضربان قلبش بالا رفته بود. خیلی دلش میخواست او هم در پکن بود تا پس از قهرمانی فرزندش، وی را در آغوش میکشید.
یوسین باز هم اول شد و پدر چنان فریادی از شادی زد که تا چند خانه آنطرفتر هم شنیدند و پس از آن همسایگان، خانه پدر یوسین بولت را مثل یک نگین گرانقدر در میان گرفتند و به مردی که چنین پسر تیزپا و قهرمانی را تربیت کرده بود، تبریک گفتند. دقایقی بعد او عازم فرودگاه شد تا با اولین پروازها خود را به پکن برساند...
مراسم اهدای مدال قهرمانان دوی 200 متر المپیک، روز پس از مسابقه در ورزشگاه آشیانه پرنده پکن برگزار شد.
شاید مسوولان برگزاری بازیها میخواستند درست در روز تولد بولت، مدال طلایش را به گردن او بیندازند.
وقتی یوسین روی سکوی اول المپیک ایستاد، چنین به نظر میرسید که بیش از 90 هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه یک صدا، روز تولدش را تبریک میگویند. بولت پس از دریافت مدال طلای دوی 200 متر به آرامی از سکو پایین آمد و باز هم به سمت جایگاه تماشاگران رفت. سراپا شوق و نشاط و هیجان بود. شبهنگام، یک جشن تولد بهیادماندنی اما ساده برپا شد. کاروان ورزشی جامائیکا تعدادی چینی و مسوولان کمیته بینالمللی المپیک و چند خبرنگار آنجا بودند. از همه مهمتر بولت در کنار پدر و مادرش بود. او یک مدال طلا را به پدر و طلای دوم را به مادرش داد...
چند روز بعد در دوی 100×4 متر امدادی هم طلا گرفت و این طلا هم برای خودش و همه طلاها برای کشورش بود.
جهانگیر چراتی ــ گروه ترجمه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: