لوکس ‌نشینی دولتی به چه قیمتی؟

می‌دانید شیک‌ترین، لوکس‌ترین و گرانقیمت‌ترین ساختمان‌های تهران متعلق به کیست؟ فکرتان به سراغ فلان تاجر و صنعتگر و کارخانه‌دار ثروتمند نرود، پاسخ زیاد مشکل نیست: وزارتخانه‌ها، شرکت‌های دولتی و ....
کد خبر: ۱۹۵۶۶۷
زود قضاوت نکنید. مقصود از نگارش این گزارش، تقبیح لوکس‌نشینی در دولت نهم نیست. اتفاقا رئیس‌دولت نهم از اولین خط‌شکنانی بود که این کار را تقبیح کرد. حتما روزهای نخست‌ ریاست‌جمهوری دکتر احمدی‌نژاد را به خاطر دارید؛ زمانی که وی حضور در مجموعه ریاست‌ جمهوری واقع در میدان پاستور (از مناطق جنوبی تهران)‌ را به کاخ سعدآباد و آن همه عظمت و زیبایی‌اش ترجیح داد.

این اقدام رئیس‌جمهور شروع خوبی بود تا سایر دولتیان نیز حتی‌المقدور دست از ساختمان‌های مجلل دولتی بردارند و قناعت بیشتری به خرج دهند. اما ظاهرا لوکس‌نشینی دولتی میراثی است که دولت فعلی نیز از آن بهره می‌برد.

به اطراف خود نگاه کنید، وقتی در گرانقیمت‌ترین و تجاری‌ترین نقاط تهران قدم می‌زنید و برج یا ساختمان بلندمرتبه شیک با آخرین مصالح ساختمانی مد روز، نمای گرانیت مشکی، در و پنجره‌های چوب گردوی اصل، شیشه‌های رفلکس با ابهت، ورودی‌های باشکوه اتوماتیک و خلاصه هر چه وسایل ساختمانی گران و لوکس و شیک و مد روز است ، دیدید ، حتما این احتمال را در نظر بگیرید که مالک آن ساختمان یک وزارتخانه، سازمان، ارگان یا شرکت دولتی است.

هم زمین این بناها در بهترین و تجاری‌ترین نقاط تهران واقع شده است و هم ساختمان آن تقریبا بهترین و‌ مدرن‌ترین ساختمان منطقه است. همه چیز ساختمان از نمای آن گرفته تا مصالح، لوازم ساختمانی، تجهیزات و وسایل اداری کارکنان با دست و دلبازی تمام خریداری شده است.

کف و نمای ساختمان معمولا از گران‌ترین سنگ‌های گرانیتی است، معمولا در نما از شیشه‌های رفلکس نشکن یا سکوریت استفاده شده و تزئین بیرون ساختمان و حیاط آن بهترین تزئینات و گلکاری‌های موجود را دارد.

از شیک‌ترین چراغ‌ها، نرده‌ها، تجهیزات نگهبانی، آسانسور، لوازم چوبی چون در و پنجره، نرده و غیره در آن استفاده شده است.

بررسی و پراکندگی جغرافیایی و قرارگیری ساختمان‌های دولتی در تهران نشان می‌دهد که اکثر بناها در گرانقیمت‌ترین و تجاری‌ترین نقاط پایتخت واقع شده است.

حتی بیشتر این ساختمان‌ها درکوچه‌ها یا خیابان‌های فرعی نقاط گران‌قیمت هم قرار ندارد، بلکه با دست و دلبازی در حاشیه بلوارها برای آن زمین خریداری شده است. نمونه‌ها در این باره نیز بسیار است. ساختمان وزارت رفاه و تامین اجتماعی در میدان ونک واقع است و هیبت و نمای نقره‌ای رنگ ساختمان بیشتر به پاساژ تجاری می‌ماند تا وزارتخانه حمایتی.

کنار آن موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران واقع است. کمی بالاتر، آن سوی میدان و اول خیابان ونک، برج همراه اول واقع است و سایر نقاط خیابان را پاساژهای تجاری و مراکز خرید گران احاطه کرده‌اند.

در بلوار میرداماد، کمی قبل از برج آرین ساختمان مپنا (مدیریت پروژه‌های نیروگاهی ایران)‌ قرار دارد که دقیقا رهگذران را یاد مجتمع‌های تجاری می‌اندازد. جالب آنجاست که‌ 2 واحد تجاری طبقه همکف این ساختمان بلااستفاده مانده و روی کرکره آن نام مپنا درج شده است.

البته ساختمان وزارت نیرو در تقاطع بزرگراه کردستان  نیایش نیز مثال زدنی است و میلیاردها تومان صرف زمین، ساختمان، نما و تزئینات آن شده است. در خیابان ولیعصر، ساختمان سازمان هلال احمر ایران به چشم می‌آید که زمین گسترده و ساختمان گرانقیمتی را برای خود دست و پا کرده است.

ساختمان سازمان ملی جوانان در بلوار آفریقا (جردن) ‌ که همه می‌دانند جواهرفروشی‌های بسیار گران تهران در آن واقع است  قرار دارد. در اوایل خیابان ظفر، ساختمان پترو ایران واقع شده است، برجی نقره‌ای رنگ در 2 نبش حاشیه‌ای خیابان.

به نقطه‌ای دیگر از شمال تهران برویم. شمال بزرگراه مدرس در تپه‌های خوش آب و هوای عباس‌آباد دو برج دولتی خودنمایی می‌کند: وزارت راه و ترابری که به شکل حرف U برعکس انگلیسی طراحی شده و سازمان بنادر و کشتیرانی که به یک کشتی می‌ماند. هر دو ساختمان مسیر دسترسی اختصاصی دارند و در ساخت هر دو از بهترین مصالح استفاده شده است.

ساختمان دیوان محاسبات در خیابان برزیل (پایین میدان ونک)‌ نیز جزو مثال‌زدنی‌ترین ساختمان‌های تهران است که هزینه زیادی صرف خرید زمین و ساخت آن با مصالح گرانقیمت شده است. ساختمان شعب بسیاری از بانک‌های دولتی هم داستانی جداگانه دارد.

معمولا دور میدان‌های گرانقیمت و تجاری تهران چون میدان کاج سعادت‌آباد، میدان فردوسی، میدان ولیعصر، میدان تجریش ، میدان ونک ، میدان فرمانیه ، میدان محسنی و غیره در تسخیر آنها قرار دارد. حاشیه بهترین نقاط تجاری شمال تهران نیز در تسخیر بلامنازع بانک‌های دولتی به صورت ادارات اعتبارات، شعب یا سرپرستی شعب است.

قیمت‌ها

نگاهی ساده و مروری بر قیمت زمین و فضای تجاری در مناطق گرانقیمت تهران و ضرب کردن آن در متر مربعی که شرکت‌ها، ادارات و وزارتخانه‌های دولتی در این مناطق اشغال کرده‌اند، نشان می‌دهد که میلیاردها تومان منابع بیت‌المال چگونه بلوکه شده است و هر کدام از مدیران دولتی، معاونان و حتی کارکنان این ساختمان‌ها بر چه منابع گرانقیمتی که می‌تواند صرف رشد و توسعه کشور، رسیدگی به مناطق محروم و کمک به نیازمندان شود، تکیه زده‌اند.

قیمت‌ها در مناطقی چون خیابان ولیعصر، میدان ونک، بلوار آفریقا و حتی مناطقی چون میدان ولیعصر هزینه سکونت در این مناطق را بشدت بالا نشان می‌دهد. جالب است که اگر یک برج شیک دولتی مانند آنچه شرکت دولتی همراه اول در خیابان ونک برای خود خریده است، با در نظر گرفتن این که کل طبقاتش دست‌کم 5000 متر مساحت بنا داشته باشد، قیمت کل این برج با احتساب قیمت تجاری متری 20 میلیون تومانی منطقه 100 میلیارد تومان تخمین می‌خورد.

حال اگر این شرکت دولتی با 40 درصد این رقم در یکی از معمولی‌ترین و کم‌ارزش‌ترین نقاط غیرتجاری تهران یک ساختمان معمولی خریداری کند و خدماتش را از آن طریق به مردم ارائه کند، 60 میلیارد تومان باقی می‌ماند.

حال اگر قیمت یک منزل مسکونی معمولی در شهرهای کوچک یا نقاط محروم کشور را 50 میلیون تومان در نظر بگیریم مستقیما 1200 نفر از شهروندان این کشور خانه‌دار می‌شوند.

این معادله به این معناست که فقط از محل نقل و انتقال یک ساختمان یک شرکت دولتی به مکانی ارزان‌تر چه سودهایی که به مردم و بیت‌المال و دولت نمی‌رسد. حالا اگر این کار شامل ساختمان‌های گرانقیمت دولتی فقط در تهران شود، هزاران میلیارد تومان پول بلوکه شده و هرز رفته بیت‌المال به جیب صاحبان واقعی آن واریز می‌شود.

واقعا این سوال را باید طرح کرد که آیا وزارت اقتصاد در میدان امام خمینی تهران از رسیدگی به وظایف خود غافل مانده است؟ آیا وزارت صنایع و معادن که ساختمان آن در خیابان سمیه واقع شده از خدمت‌رسانی به شهروندان محروم شده است؟ یا ارگان‌های دولتی که در مناطق پایین‌تر شهر قرار دارند، نمی‌توانند خدمات خود را به مردم ارائه کنند؟

این  اقدام انقلا‌بی فقط از احمدی‌نژاد برمی‌آید

دکتر ابراهیم رزاقی، کارشناس اقتصادی به خبرنگار ما می‌گوید: نمی‌دانم مکان،  شیکی و گرانقیمتی نما، وسایل و تزیینات وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی واقعا چه تاثیری بر کارآمدی آنها دارد و چرا پول‌های بیت‌المال این گونه هزینه می‌شود.

وی افزود: باید به وزرا و روسای این مراکز گفت که خدمات دولتی و اداری و راه انداختن کار مردم از مناطق ارزان و با ساختمان‌های ساده و کم‌تزیین و بدون اتاق کارهای بزرگ و پرخرج و سنگ‌های گرانیت  گرانقیمت و غیره و غیره هم امکان‌پذیر است. واقعا نمی‌دانم علت و فلسفه این اقدامات چیست.

وی اظهار کرد: این درست که برخی ساختمان‌ها نماد کشور محسوب شده و باید درجه یک باشند، اما واقعا همه شرکت‌های دولتی، وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها نماد کشور هستند؟ فلان شعبه فلان بانک دولتی چرا در گران‌ترین میدان تهران باشد؟ شاید چند خیابان پایین‌تر در یک فرعی مناسب بتوان با 60 یا 70 درصد آن پول مکان مناسبی پیدا کرد.

وی افزود: رئیس جمهوری در سخنرانی معارفه رئیس کل بانک مرکزی اشارات درستی به بانک‌ها داشت. وی فروش اموال غیرمنقول مانند املاک و شعبات گرانقیمت بانک‌ها و انتقال آنها به مکان‌های ارزان‌تر را راهی برای جبران کسری منابع شمرد.

حالا بنده عرض می‌کنم چرا از این الگو برای تامین کسر بودجه کل کشور استفاده نشود؟ چرا مشکلات مردم با این پول‌ها حل نشود؟ آقایان مدیران لطفا از آفریقا و پارک وی و نیاوران و تجریش و زعفرانیه خدمت نکنند.

در خزانه و شوش و راه‌آهن و یاخچی‌آباد و جوادیه و خیلی جاهای دیگر اتفاقا بهتر می‌توان خدمت کرد؛ چراکه هم مشکلات قابل لمس‌تر هستند و هم حجم کارهای زمین مانده آنجا بیشتر است.

رزاقی تصریح کرد: پدیده امپراتوری مدیران و طبقه‌ای از مدیران تجملگرا  که در گذشته شکل گرفته و متاسفانه به این دولت نیز سرایت کرده  پدیده قابل مطالعه‌ای است که درمان آن مستقیما به رفاه ملی و تامین منافع کشور منجر می‌شود. این امر یک موضوع فانتزی نیست؛ مدیران تجملگرا، تجملگرایانه خرج می‌کنند و نتیجه آن در ساختمان‌های گرانقیمت دولتی مشهود است و تعارف نداریم.

وی خاطرنشان کرد: در تمام دنیا این گونه ساختمان‌ها و تجمل‌ها متعلق به بخش خصوصی است؛ چراکه مدیران بخش خصوصی مدیران درآمد هستند؛ اما در کشور ما مدیران ما مدیران هزینه هستند که پول بادآورده نفت را خرج می‌کنند؛ یعنی در بخش خصوصی مدیر باید بتواند پول دربیاورد تا سود سازمان افزایش یابد، لذا هزینه این گونه تجملات پایین است؛ اما مدیران دولتی ما دغدغه پول درآوردن ندارند، دغدغه پول خرج کردن دارند و تازه در همین کار هم بعضا موفق نیستند. می‌بینید که مدیران دولتی پس از رفتن از سازمان خود معمولا در بخش خصوصی جای چندانی ندارند.

وی افزود: شما نگاه کنید فلان بانک خصوصی مگر نمی‌توانست ساختمان مرکزی‌اش را در آفریقا یا زعفرانیه بسازد؟ پولش را هم داشت؛ اما چون باید در هزینه‌هایش دقت می‌کرد و سهامداران اعتراض می‌کردند که اصل انجام کار و سود به دست آوردن است، حالا مهم نیست محل دفتر کجا باشد، رفت و در منطقه متوسطی چون بلوار کشاورز  که چندان هم تجاری نیست  ساختمان مرکزی‌اش را مستقر کرد و خوب هم دارد کار می‌کند، اما شما این الگو را با سازمان‌ها یا وزارتخانه‌های دولتی مقایسه کنید.

این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: به نظر من، رئیس‌جمهور باید تدبیری بیندیشد تا تمام این ساختمان‌های گرانقیمت بجز موارد ضروری که نماد کشور است یا حضورشان در مناطق گرانقیمت ضرورت منطقه‌ای دارد، مانند ادارات منطقه‌ای مالیات یا شهرداری‌ها و غیره، سایر ساختمان‌ها فروخته شود و 60 تا 70 درصد پول حاصل به بیت‌المال واریز و بقیه صرف خرید مکان‌های ارزانی در مناطق ارزان و غیرتجاری شهر با بناهای معمولی شود. این اقدام انقلابی فقط از دست آقای احمدی‌نژاد برمی‌آید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها