در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
منوچهر صهبایی که مدارک متعدد تحصیلی در رشتههای موسیقیشناسی، تاریخ هنر، جامعهشناسی، هنرشناسی و ... دارد، به عنوان نوازنده ابوا، رهبر ارکستر و مدرس در کشورهای مختلف دنیا فعالیت کرده و بخصوص در سوئیس، اتریش و فرانسه تمرکز اجرایی بیشتری داشته است.
او طی سالیان گذشته، چندین بار به عنوان رهبر میهمان، ارکستر سمفونیک تهران را همراهی کرده بود. سال گذشته و پس از یک دوره بلاتکلیفی در انتخاب رهبر ارکستر پایتخت و مسائل ناشی از انتقاد از آخرین رهبر یعنی نادر مشایخی و مواردی بازمانده از حواشی حضور علی رهبری (حدود 2 سال قبل)، سرانجام منوچهر صهبایی سکان رهبری ارکستر سمفونیک تهران را در دی ماه 86 به دست گرفت و با دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد قرارداد امضا کرد.
ارکستر سمفونیک تهران همواره فراز و فرودهای متعددی را طی نزدیک به 70 سال فعالیت با خود حمل کرده است. این ارکستر، گاه تا مرحله فروپاشی و انحلال پیش رفته و گاه به عنوان ارکستری برجسته در آسیا و حتی دنیا شناخته شده است. (دهه 50) طی 3 دهه اخیر، ارکستر سمفونیک تهران با موارد متعددی روبهرو بوده است. از سال 1370 و با ثبات نسبی وضعیت فرهنگی و موسیقی کشور، مدیریت و رهبری فریدون ناصری با عنوان رهبر دائمی ارکستر، وضعیت پایداری را فراهم آورد. در این وضعیت، علیرغم انتقادهای فراوان به شیوه رهبری و دیدگاه مرحوم ناصری تداوم فعالیت ارکستر مهمترین دستاورد این دوران محسوب میشود.
پس از مرگ ایشان، بحث رهبر جدید علاوه بر حضور یک انرژی جدید به ارکستر، مباحث مربوط به تغییر نگرش و عملکرد ارکستر و مواردی در حوزه کیفیت و توان اجرایی ارکستر مطرح شد. حضور علی رهبری پس از 30 سال و بازگشت به وطن، بارقه این حرکت بود؛ اما علی رهبری تنها توانست سمفونی 9 بتهوون را طی چند شب با استقبال پرشکوه تماشاگران به صحنه ببرد و عطای ارکستر را به لقای آن ببخشد. شاید او خواستهها و شرایطی برای تغییر فضا و بهبود شرایط نیاز داشت که در بستر مدیریتی مرکز موسیقی و مسائل حاشیهای آن قابل دسترسی نبود. به هر روی نادر مشایخی جایگزین بعدی نیز یکسال دوام آورد تا قرعه فال به نام یکی از برادران صهبایی زده شود.
مهمترین اتفاق این تغییر مدیریتهای پیدرپی، علیرغم همه ایرادها و معایب آن، به نمایش گذاردن پتانسیلها و رویکردهای متفاوت ارکستر سمفونیک بوده است.
در زمان تصدی نادر مشایخی، توجه ویژه این رهبر به آثار آهنگسازان ایرانی و بخصوص رویکرد آثار متاخر دیدگاههای نوین اجرایی در ارکسترهای مهم دنیا که به آثار تلفیقی و همکاری ارکستر با سازهای بومی محلی انجامیده است، یک دستاورد مهم محسوب میشود. بیتردید امروزه بیشتر ارکسترهای دنیا به شکل اجرایی دیگر گونهای روی آوردهاند و کمتر اتفاق میافتاد که در کنسرتها شاهد اجرای کامل مثلا سمفونی 5 بتهوون و سمفونی40 موتزارت باشیم. اجرای گزینشی و انتخاب بخشی از هر اثر که به صورت کنسرت چند قطعه مختلف نمایان میشود یک حرکت نوین در اجراهای صحنهای بوده تا مردم را هر چه بیشتر به دیدن ارکستر سمفونیکها بکشاند.
اما رویکرد شاخصتر، اجرای آثار تلفیقی از موسیقیها و سازهای ملل مختلف بوده که اینک به مهمترین و پرمخاطبترین شکل اجرایی ارکستر بدل شده است.
اجرای کنسرتو برای کمانچه و ارکستر با حضور اردشیر کامکار یا حتی قطعه فیهمافیه از ساختههای خود مشایخی با آواز سالار عقیلی به همراه دف و ارکستر، خارج از هر مساله و انتقاد اجرایی، امکان و توان ارکستر سمفونیک تهران را برای همسویی با فرهنگ جهانی و از سوی دیگر، امکان رقابت با دیگر انواع موسیقی پر مخاطب به نمایش گذاشت. استقبال گسترده از اینگونه آثار نشان میدهد که ارکستر سمفونیک در صورت اجرای آثار آهنگسازان ایرانی و بهرهگیری از این شیوههای اجرایی، قادر است همانند خوانندگان و گروههای مشهور موسیقی ایرانی و حتی موسیقی پاپ، در سالنی مانند وزارت کشور کنسرتهای متعدد اجرا کند؛ اتفاقی که تاکنون نیفتاده است.
***
همواره در اجراهای ارکستر سمفونیک تهران انتقادهای فراوانی وجود دارد. خبرنگاران و روزنامهنگاران بسیاری علاوه بر طرح انتقادات حاشیهای، به توان اجرایی ارکستر و مثلا ضعف اجرا در سازهای بادی اشاره میکنند.
این شایعه همهگیر که گاه از سوی برخی صاحبنظران و به حق مطرح میشود، تبدیل به حربهای برای زیرسوال بردن ارکستر از سوی غیرمتخصصان شده است.
در آخرین اجرای ارکستر سمفونیک تهران، شاهد اجرایی پالوده، مناسب و قابل قبول از آثاری شاخص بودیم. صهبایی نشان داده است توان رهبری ارکستر و هماهنگی با شرایط جاری و حاکم بر موسیقی کشور و مرکز موسیقی را دارد؛ چراکه رهبر ارکستر سمفونیک تنها یک موسیقیدان مستقل نیست و یک ارکستر دولتی را اداره میکند. انتخاب قطعات مشهور و حتی خاطرهانگیز نظیر کارمن و گزینش بخشهای جذاب این گونه قطعات، از دیگر ویژگیهای یک رهبر باهوش است که بتواند علاوهبر شنوندگان متخصص و حرفهای اندک شمار، مخاطبان انبوهتر و غیرمتخصصتر ایرانی را با خود و ارکستر همراه کند.
با این حال، صهبایی که پیش از این بارها و بارها علاقه خود به آثار آهنگسازان ایرانی را نشان داده و حتی آنها را با ارکسترهای اروپایی اجرا و ضبط و منتشر کرده است، شاید باید تامل بیشتری بر آثار ایرانیان از خود نشان دهد. او به این زمینه علاقه دارد و فرصتی است تا آهنگسازان برجستهای چون پرویز محمود، روبیک گریگوریان، هوشنگ استوار، حسین ناصحی، ثمین باغچهبان، مرتضی حنانه و از معاصران احمد پژمان، محمدرضا درویشی، هوشنگ کامکار به جامعه هنری و فرهنگی ایران بیشتر و بهتر شناسانده شوند. باعث تاسف و تعجب است که گفته شود حتی دانشجویان موسیقی با این اسامی چندان آشنا نیستند و برخی از آنها حتی نام محمود یا ناصحی را نشنیدهاند.
جواد بشارتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: