در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش آسوشتیدپرس ، این مامور در یک نوار صوتی 80 ثانیهای مشاهدات خود را در لحظاتی پس از وقوع این جنایت شرح میدهد این مامور در پی گزارش جنایت فوق که در بزرگراهی در کانادا رخ داد، به محل رفته بود. اتوبوس از ادمونتون، آلبرتا به وینی پگ در «مانی توبا» میرفت که این حادثه در آن رخ داد.
وینس ویگو آنگ لی 40 ساله جوان 22 سالهای به نام تیم مک لین را در داخل اتوبوس با ضربات کارد کشت و سرش را از تن جدا کرد.
کارفرمای لی از شنیدن جنایت «کارمند نمونه» خود حیرت کرد. وینسنت اوگرت، مقاطعهکار مستقلی که روزنامهها را در ادمونتون توزیع میکند، گفت: لی یکی از قابلاعتمادترین موزعان او بود. «او بسیار دقیق و مرتب بود و سرووضع مرتبی داشت. مردی بسیار مودب و دوستداشتنی بود و هیچ دلیلی نداشتیم که بخواهیم عذر او را بخواهیم.
اوگرت گفت: لی از ژوییه گذشته بدون هیچ مشکلی برای او کار کرده است. اوگرت گفت: لی 2 هفته پیش به او گفت در پایان ژوییه یک یا دو روز مرخصی میخواهد تا برای مصاحبه برای یک شغل جدید به وینیپگ برود.
اوگرت گفت: چون لی روز چهارشنبه بیخبر غیبت کرد نگران شدیم و روز پنجشنبه شماره تلفن همراه او را گرفتیم که همسرش جواب داد و گفت از لی خبر ندارد. وی گفت پیشتر گفته بود به دلیل یک کار ضروری خانوادگی به سفری چند روزه میرود.
اوگرت گفت: بعضی وقتها فهمیدن حرفهای لی سخت بود چون خیلی تند حرف میزد و لهجه چینی غلیظی داشت. دادستان خواهان معاینه روانی او شد، اما قاضی دادگاه گفت میخواهد لی با وکیلش دیدار کند. او روز سهشنبه در دادگاه حضور خواهد یافت. لی سابقه کیفری ندارد.
از طرف دیگر الکس مکلین عموی مقتول گفت: تیم مردی کوچک اندام با قلبی بزرگ بود. او وقتش را صرف سفر و آشنایی با آدمهای تازه میکرد و همیشه خوبیهای آدمها را میدید.
همه را به خنده میآورد. میتوانستید صدای خندهاش را از یک کیلومتری بشنوید(!) این که چه حالی داشتید مهم نبود چون وقتی صدای خندهاش را میشنیدید چارهای جز خندیدن نداشتید.
ویلیام کارون 23 ساله نیز گفت تیم مک لین آدم آرامی بود و با کسی درگیر نمیشد.
گروه ترجمه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: