پس از چند سال دوری اجباری از فوتبال دوقطبی (که معلوم نشد یک خواست عمومی بود یا سلیقه شخصی برخی افراد) و حرکت دو تیم به سوی پسرفت و ضعف، یارگیریهای تابستانی حاکی از مطرح بودن همان دو قطب قدیمی به عنوان مدعیان اصلی قهرمانی در فصل جدید و بازگشت آنها به شرایط و موقعیت گذشته است. قهرمانی پرسپولیس در فصل گذشته لیگ و فتح جام حذفی توسط استقلال، شروعکننده مجدد این روند بوده است. دو تیم پرسپولیس و استقلال طی هفتههای اخیر مدام در حال افزودن بر مهرههای خود بودهاند که پایاپای شدن سایرین با این تیمها بسیار دشوار و قدری دور از ذهن مینماید. هرچند سپاهان میتواند به یک فصل خوب دیگر بیندیشد و سایپا نیز پرمهرهتر از گذشته شده و صبا هم به رغم انتقال به قم نفرات و مربی لازم (فیروز کریمی) برای درخشش در لیگ داخلی را دارد، اما احتمال قهرمانی یکی از دو قطب اصلی و قدیمی بیشتر از مدعیان فوق مینماید. همان طور که اشاره شد، در هفتههای اخیر بازیکنان جدید و بهتری را جذب خویش کرده و هر یک 8، 9 مهره قابل ذکر را به استخدام خویش درآوردهاند. حال آن که سایر باشگاهها در روند جذب بازیکنان قوی، ضعیفتر از آنها عمل کردهاند و این شامل سپاهان هم میشود که پس از دو قهرمانی پیاپی در جام حذفی و نایبقهرمانی در آسیا، فصل پیش را بدون جام و مقام سپری کرد و نه فقط خریدهای بزرگی نداشته، امثال حسین کاظمی را هم از دست داده است.
بازگشت فوتبال دوقطبی به کشور در عین برخی مضرات سنتی که بر این روند قائلند، میتواند فوایدی را هم دربر داشته باشد. هر بردی برای دو تیم پرطرفدار، خواه ناخواه موجد یک موج اشتیاق و شور زندگی در میان هواداران آنهاست و کل جامعه ورزش را به حرکت درمیآورد و در نگاهی وسیعتر، امکان ندارد که این مساله بر اجتماع نیز بیتاثیر باشد.
با این حال حتی تقویت دو «بزرگ» قدیمی فوتبال ایران نیز اصل و «اصولی» دارد که اگر رعایت نشود، ظلم به سایر تیمها خواهد بود. به نظر میرسد تقویت هر تیم پرطرفدار که مدتی از دستور کار،سران ورزش و حتی مدیران ادواری دو باشگاه خارج شده بود، به هر دلیل از نو مورد توجه قرار گرفته است.
موارد دیگری هم هست که دو قطبی شدن مجدد فوتبال باشگاهی ایران و قهرمانی یکی از آنان را محتملتر میکند. تغییر مجدد مربی سپاهان و مشخص نبودن تاثیرگذاری مثبت یا منفی فیرات در این تیم و عملکرد بالنسبه ضعیف زردهای اصفهانی در بازار نقل و انتقال فصل جدید به این معناست که احتمالا یاران عقیلی و بنگر شانس کمتری در قیاس با فصل پیش برای کسب قهرمانی خواهند داشت. صبا مجبور است خواه ناخواه با مشکلات برخاسته از انتقال به شهری دیگر کنار بیاید و ابومسلم خراسان بعد از تغییر مربیاش و رویکرد به مربیای که فوتبال فیزیکی و مبتنی بر جنگندگی را مهمتر میداند (میثاقیان) شانسهای قهرمانی اندک خود را تقریبا از میان برده است. پیکان نیز، خوب یا بد، باید به شهرستان (قزوین) کوچ کند و ذوبآهن، مقاومت سپاسی و ملوان هم در اندازههای قهرمانی نیستند و استقلال اهواز به رغم ثمرات حضور یاوری که معمولا مربی تاثیرگذاری بوده بعید است که شانسی برای قهرمانی داشته باشد و تکلیف بقیه هم که ناگفته مشخص است.
در یک نگاه واقع بینانهتر اگر سپاهان نتواند در بین دو بزرگ پرطرفدار مانور و برای خود فضا و شانس قهرمانی ایجاد کند، بسیار بعید است که دیگران بتوانند بختی برای قهرمانی داشته باشند. اینها احیای فوتبال دو قطبی را فریاد میکند و با این که به سبب فاصله فنی کم بین تیمها حاکمیت دو تیم فوق، به هیچ روی کامل و مطلق نخواهد بود، اما دور از ذهن است که تیمی به جز آنان قهرمان دوره هشتم لیگ برتر شود و دیدار رودرویشان در هفته نهم از حالا توجه و کرکریهای زیادی را موجب شده است.
عدهای معتقدند رقابت احتمالا حاد و نزدیک دو تیم از جالبترین وجوه لیگ هشتم خواهد بود و بر میزان جذابیت و داغی پیکارها خواهد افزود و تقابل قطبی با قلعهنویی از همین حالا نگاههای بسیاری را به سوی خود کشیده است.
جدال دو تیم به واقع با برخی حرفهای نسنجیده مدیران عامل دو باشگاه طی هفتههای اخیر آغاز شده است. این که دو تیم صلاحیت فنی این همه تعریف و تمجید را از خود بروز خواهند داد و توان و هنر استفاده از این همه مهره جدید و گرانقیمت را خواهند داشت یا خیر، مسالهای است که باید صبر کرد و دید، اما در هر حال در انتظار بازگشت فوتبال دو قطبی در فصل تضعیف خواسته یا ناخواسته سایر تیمها باشید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم