در اولین سال بهرهبرداری در زمستان 1372 معدنکاران هنگام باطلهبرداری و استخراج نمک با بولدوزر، نیمتنه انسانی را که ریش و موی بلند داشت، یافتند.
این نیمتنه به دلیل سالم باقی ماندن در محیط نمکی به مرد نمکی معروف شد و پس از پایان مطالعات به موزه ملی منتقل شد و تا امروز در آنجا نگهداری میشود.
پس از آگاهی از خبر کشف، پژوهشهای باستانشناختی نجاتبخشی در زمستان همان سال ابتدا به سرپرستی هوشنگ ثبوتی و سپس علیاصغر میرفتاح انجام شد. در نتیجه کاوش، شماری اشیای جالب و متنوع از معدن به دست آمد. مهمترین یافته سال 1372، کشف پای چپ مرد نمکی یک بود که در چکمههای بلند قرار داشت. جنس چکمه از چرم و بلندی آن 48 سانتیمتر بود. با پایان گرفتن کاوش جسد و اشیای مکشوفه، برای مطالعات و بررسیهای بیشتر به آزمایشگاه تحقیقاتی پژوهشکده مرمت انتقال یافت و تحقیقات و مطالعات آزمایشگاهی در زمینههایی از جمله آزمایش سالیابی، بررسیهای استخوانشناسی با کمک تصویربرداری سی تی اسکن، تعیین گروه خونی، آزمایش دی. ان. ای و... انجام شد.
نتیجه سالیابی کربن 14 روی نمونههای استخوانی و پارچهای، قدمت مرد نمکی شماره یک را 1700 سال قبل، یعنی اوایل دوره ساسانی تعیین کرد. همچنین بررسیهای بیشتر نشان داد نیمتنه مکشوفه مربوط به مرد میانسالی بوده که قبل از مرگ، ضربه شدیدی بر سر و صورت او خورده است.
کشفیات جدید سال 1383
با وجود کشف استثنایی مرد نمکی یک در سال 1372 متاسفانه تلاش چندانی برای تعطیل کردن استخراج مکانیکی و لغو بهرهبرداری از معدن صورت نگرفت. در پاییز 1383 معدنکاران در حین کار با بولدوزر مجدد با بقایای اسکلت انسانی مواجه شدند که به دلیل کار با بولدوزر تا حد زیادی متلاشی شده بود. با جستجوی معدنکاران درمیان خاکهای آشفته، علاوه بر جمعآوری قسمتهایی از بقایای انسانی تکهتکه شده، شماری اشیا به دست آمد که توسط بهرهبردار به اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان منتقل شد.
بررسیهای اولیه روی بقایای انسانی که پس از انتقال به میراث فرهنگی، مرد نمکی 2 نامگذاری شد نشان داد که این بقایا متعلق به مردی میانسال با میانگین قد حدود 180 سانتیمتر بوده که در جریان ریزش دیوارهها و سقف تونل کشته شده است. از جمله اشیایی که همراه این مرد نمکی یافت شد میتوان به تکه سبد و میخهای چوبی، طنابهای گیاهی، منسوجات و... اشاره کرد.
کشف اتفاقی مرد نمکی 2 و مجموعهای از اشیا، موجب شد پژوهشهای باستانشناختی در معدن نمک چهرآباد بعد از گذشت 11 سال از سر گرفته شود؛ بنابراین کاوش در معدن با وجود شرایط آب و هوایی نامناسب و دشوار در دی ماه 1383 به منظور نجات بخشی آثار و بقایای باقیمانده آغاز شد.
فصل اول کاوش؛ با اهداف مورد نظر در دی و بهمن1383 به انجام رسید. با وجود نتایج بسیار درخشان فصل نخست، به دلیل پرسشها و ابهاماتی که در زمینههای مختلف وجود داشت، تصمیم گرفته شد کاوش فصل آینده ادامه یابد. در نتیجه کاوش فصل دوم به سرپرستی کارشناس باستانشناسی سازمان، ابوالفضل عالی در پاییز 1384 آغاز شد.
اهداف کاوش درفصل دوم روشن ساختن4 موضوع اصلی در معدن چهرآباد بود.
1- روشهای استخراج سنتی نمک
2- کارکرد محوطه
3- ادوار بهرهبرداری
4- ارتباط معدن نمک چهرآباد با محوطههای تاریخی پیرامون خود
یافتهها
در نتیجه کاوش 2 فصل، مقادیر زیادی اشیای جالبتوجه از معدن چهرآباد به دست آمد که بسیاری از آنها اشیای تهیه شده از مواد آلی است. معدن چهرآباد به دلیل داشتن محیط نمکی، تنها محوطه باستانی در ایران است که مواد آلی موجود را بخوبی در خود حفظ کرده و سالم نگه داشته است. مواد آلی به دلیل خاصیت فناپذیری زودهنگام در محوطههای باستانی بندرت یافت میشود یا در صورت کشف در شرایط بسیار نامطلوبی به دست میآیند؛ اما در معدن چهرآباد به دلیل وجود مقادیر فراوان نمک که باعث محدود شدن فعالیت میکرو ارگانیسمها میشود، بسیاری از اشیا از جمله اشیای تهیه شده از مواد آلی بسیار سالم و در شرایط مطلوبی هستند.
یافتههای معدن را میتوان در گروههای زیر تقسیمبندی کرد.
1- یافتههای گیاهی
الف- چوب ب - هسته میوههای گیاهی ج - طنابهای گیاهی ر - دسته چاقو ح - سوزن چوبی خ - جارو د - شانه ذ - آتش زنه
2- بقایای جانوری
الف - استخوان ب - پر پرندگان ج - فضولات حیوانی د - بقایای خشک شده جانوری
3- بقایای انسانی
4- منسوجات ساده و منقوش
5- پوست و چرم
6- نخها و ریسمانها
7- ابزارهای استخراج نمک شامل چکش، تیشه و کلنگ
مرد نمکی شماره 3
مرد نمکی 3 همچون مرد نمکی 2 به صورت اتفاقی و طی کار باطلهبرداری بولدوزر توسط معدنکاران در سال 1383 کشف شد. به دلیل سقوط یک صخره بسیار بزرگ نمک روی مرد نمکی 3 این جسد نیز به صورت متلاشی شده و تکه تکه به دست آمد.
آنچه مرد نمکی 3 نامیدیم در واقع بقایای استخوان، لباس و قسمتهایی از بافت نرم فردی بود که همچون معدنچیان دیگر بر اثر ریزش تونل و سقوط یک سنگ چند تنی روی او کشته شده بود.
مرد نمکی شماره 4
مرد نمکی 4 سالمترین و کاملترین جسد نمکی بهدستآمده از معدن چهرآباد است. علیرغم آسیبدیدگی هنگام مرگ، تقریبا بیشتر قسمتهای بدن سالم باقی مانده که شامل مجموعهای از استخوانها و بافت نرم است که بر اثر از دست دادن آب بدن کاملا خشک شده است.
هنگام کشف، جسد در وضعیت دمر قرار داشت. به شکلی که صورت و قسمت جلوی بدن روی خاک قرار گرفته بود. دستها از ناحیه آرنج خم شده، دست چپ روی زمین و دست راست در حالت تقریبا مشت شده بود. پای راست به صورت نیمه باز و پای دیگر جمع شده در زیر شکم قرار داشت. با وجود شکستگی جمجمه در چند قسمت، دلیل مرگ براساس تحقیقات دکتر شکوهی با عکسبرداری سی تی اسکن، فشار بر قفسه سینه و پارگی قلب در نتیجه ریزش تونلها و فرود آمدن خاک و آوار روی وی بوده است.
براساس تحقیقات انجام گرفته مشخص شد این مومیایی طبیعی، پسر جوانی بوده که هنگام مرگ حدود 16 سال داشته است. قد این مومیایی 170 تا 175 سانتیمتر است. بر گوشهایش حلقه فلزی دیده میشود.
موهای سر وی کوتاه و به رنگ خرمایی است. به همراه این جوان مومیایی شده، اشیای جالب توجهی نیز کشف شد. یکی از این اشیا، چاقوی فلزی با دسته استخوانی است که در غلافی چرمی به کمربند پارچهای او بسته شده است. از اشیای دیگر میتوان به 2 کوزه کوچک سفالی سالم اشاره کرد. همچنین طنابهای گیاهی یک مهره کوچک با لعاب آبی، یک پی سوز سالم دود زده، 11 تکه سفال و... نیز همراه این جسد یافت شده است. از ویژگیهای بسیار مهم این مومیایی طبیعی، لباس کامل است که برتن او دیده میشود. این لباس از بالا پوشی بلند، یک شلوار و کفش چرمی تشکیل شده است.
مرد نمکی شماره 5
این مومیایی طبیعی نیز در کاوش فصل دوم در حالی یافت شد که بجز سر، بقیه قسمتهای بدن زیر صخره و سنگهای آواری بزرگ قرار گرفته بود.
شکل جسد نشان میداد این شخص نیز همچون نمونههای قبلی بر اثر حادثهای که منجر به تخریب و ریزش تونل گردیده، کشته و مدفون شده است، بر خلاف مومیایی نمکی شماره 4 بیشتر بافت بدن مرد نمکی 5 پوسیده شده و از میان رفته است. بافت نرم فقط در قسمتهایی کوچک از 2 دست، پاها، بخشهایی از صورت، سینه و لگن باقی دیده میشود.
موی سر جسد به شرایط محیطی که مرد نمکی در آن قرار گرفته، برمیگردد. کم بودن میزان نمک در این محیط و نفوذ آب از بالای کوه به این بخش از معدن از دلایل اصلی پوسیده شدن زیاد مرد نمکی 5 است.
مرد نمکی شماره 6
ششمین مرد نمکی، هنگام بارندگیهای ماه گذشته و در پی بازدید مالک معدن نمک چهرهآباد در بخشی از ترانشههای باستانشناسی آشکار شده است.
ششمین مرد نمکی که هنوز اطلاعاتی از او به دست نیامده زیر سنگ بزرگی که احتمالا باعث مرگ وی شده مدفون مانده است. با کشف ششمین جسد مومیایی، هیات باستانشناسی معدن نمک چهرهآباد طی یک نامهنگاری درخواست کاوش برای نجات بخشی آن داشتند که پژوهشکده باستانشناسی با تاکید بر حفاظت آثار باستانی خواستار مدفون شدند دوباره مرد نمکی 6 شد.
نتایج
پیش از کاوشهای 2 فصل 83 و 84 در معدن نمک چهرآباد، براساس یافتههای 12 سال پیش تصور بر این بود که معدن محل کشته شدن شاهزاده ساسانی و یا نماینده هیات حاکمه اقوام سکایی در سده 8 پیش از میلاد بوده است؛ اما با کاوشهای 2 فصل اخیر مشخص شد همه مومیاییهای مکشوفه از معدن، کارگران و معدنکارانی بودند که در نتیجه ریزش معدن و فرو ریختن دیوارهها و سقف و تونلها کشته و مدفون شدهاند.
طبق کاوشهای انجام یافته، همچنین مشخص شد که معدن از حدود اواخر عصر آهن شناسایی شده است. براساس آزمایشهای سالیابی کربن 14 مشخص شد مرد نمکی 3، 4، 5 مربوط به دوره هخامنشی با قدمت حدود 2300 سال و مرد نمکی 1، 2، مربوط به دوره اشکانی و اوایل ساسانی، با قدمت حدود 1800 سال قبل است؛ بنابراین با توجه به شواهد و مدارک موجود، ریزش تونلهای معدن چهرآباد، دست کم دوبار و با فاصله زمانی حدود 500 سال رخ داده است.
نخستین بار حدود 2300 سال پیش و هنگام فعالیت معدنکاران، بخش بزرگی از تونلهای معدن ریزش و در آن مردان نمکی 3، 4،5 کشته شدهاند و سپس با گذشت حدود 600 500 سال دوباره حادثهای دیگر در معدن نمک رخ داده و در نتیجه آن، مردان نمکی 1و2 نیز کشته و مدفون شدهاند.
در حال حاضر به استثنای مومیایی نمکی شماره یک که در موزه ملی کشور نگه داشته میشود بقیه اجساد و اشیای به دست آمده از معدن چهرآباد به صورت موقت در موزه رختشویخانه زنجان در شرایط مطلوب، تحت نظارت کارشناسان مربوط نگهداری میشوند. پس از افتتاح موزه بزرگ باستان شناسی زنجان در عمارت ذوالفقاری، مجموعه مکشوفه از چهرآباد به آنجا منتقل خواهند شد و در معرض دید عموم قرار خواهند گرفت.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم