در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مهرجویی با وجود این که یکی از بیشترین اقتباس در سینمای ایران را در پروندهاش دارد و بی ادعا در این وادی کار کرده، یکی از مولف ترینها هم به حساب میآید. چون او در اقتباس و خلق مجدد آثار هم نگاه خاص خود را دارد و تشخص خودش را حفظ میکند. دیگر این که با زبان مورد نیاز و خاص همان اثر با آن روبرو میشود. این نگاه، یک نگاه تک بعدی و قالبی نیست که هر ماده اولیهای را به محصولی واحد و یکنواخت تبدیل کند و لزوما از آن همان نتیجهای را بگیرد که مدنظر سازنده است.
این نگاه در سبک انتخاب متون ادبی که مهرجویی برای اقتباس انتخاب میکند نیز خودش را نشان میدهد. این داستانها طیف متفاوت و گستردهای را در بر میگیرد؛ از نویسندگان خارجی تا نویسندگان ایرانی و همین طور از داستانهای فلسفی و روانشناسانه (گاو و پری) تا داستانی که لااقل به ظاهر فقط به درد نمایش و خلق یک موقعیت داستانی میخورد (مهمان مامان).
این تنوع نگاه را در 4 فیلمی که او آنها را با محوریت زنان ساخته هم به چشم میخورد. «سارا» از یک نمایشنامه خارجی اقتباس شده، «پری» با نگاهی آزاد به چند داستان از سالینجر شکل گرفته و «لیلا» بر اساس اولین رمان یک نویسنده ایرانی نه چندان سرشناس ساخته شده؛ روندی که به اعتقاد بسیاری در «لیلا» به تکامل رسید.
مهرجویی هم به واسطه تحصیلاتش و هم به واسطه مفاهیمی که در آثارش مطرح میکند، به عنوان یک فیلمساز فلسفی مطرح شده است. در صورتی که فیلمهای او داستانهای سادهای دارند و برای بیننده عادی هم قابل درک هستند. «سارا» هم از این قاعده مستثنی نیست، اما به هرحال همه آثار او راه را برای تاویل مخاطب نیز باز میگذارند.
فیلمهایی که او با محوریت زنان ساخته، خود به خود همین کارکرد را دارند و به نوعی از فیلمهایی هستند که تلاش کردهاند تصویری واقعی و ملموس از این بخش جامعه به نمایش بگذارند. اگر زمان ساخت آنها را در نظر بگیریم، این تلاش بیشتر خودش را نشان میدهد.
داستان فیلم درباره زنی به اسم سارا است که برای تامین هزینه عمل جراحی شوهرش، حسام بدون اطلاع او از گشتاسب همکار شوهرش پول قرض میکند و در ازای آن به او سفته میدهد. بعد از آن هم با کار شبانه در خانه تمام قسطهایش را میپردازد. اما سه سال بعد که حسام به ریاست اداره اعتبارات بانک منصوب میشود، تصمیم میگیرد گشتاسب را به دلیل سوءاستفاده مالی اخراج کند و همین بهانه خوبی است که گشتاسب سارا را تحت فشار قرار دهد که اگر رای شوهرش را تغییر ندهد، ماجرای سفتهها را به حسام خواهد گفت. همین ماجرا باعث تنشهایی بین حسام و سارا میشود. زمانی هم که حقیقت معلوم میشود و حسام میخواهد با سارا آشتی کند، سارا عذر او را نمیپذیرد و به قهر خانه را ترک میکند.
نقش حسام را امین تارخ بازی کرده و نقش گشتاسب را خسرو شکیبایی. نیکی کریمی هم شخصیت اصلی فیلم یعنی ساراست. او زمان بازی در این فیلم در ابتدای دوران بازیاش بود و هنوز بحث بر سر این بود که آیا بازیگر توانا و ارزشمندی هست یا صرفا به خاطر ویژگیهای چهرهاش به این حرفه وارد شده. یکی از نکات مناقشه برانگیز بازیاش هم صدای خام و نپخته او بود که درست به همان اندازه که مخالفان به عنوان نکته منفی از آن یاد میکردند، موافقان آن را یک ویژگی متناسب با شخصیت سارا میدانستند.
«سارا» در زمان خودش هم با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد. در مقابل موافقان، منتقدانی مثل دکتر هوشنگ کاووسی آن را اثری بیارزش دانستند و دلیلش را هم ایرادات منطقی آن عنوان کرد. نکتههای نه چندان پنهانی مثل این که چطور یک زن میتواند سه سال هر شب چندین ساعت بدون اطلاع همسرش کار کند.
این ایرادها را منطقی بدانیم یا نه، «سارا» به هیچ عنوان فیلم کم ارزشی نیست. هرچند در کارنامه مهرجویی کار خیلی شاخصی هم به حساب نمیآید.
تکرار «سارا» را که دیروز در برنامه «سینما اقتباس» شبکه 4 پخش شد، میتوانید ساعت 35/15 امروز دوشنبه ببینید.
جابر تواضعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: