در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جمهوری اسلامی ایران مانند محوری اصلی میان منطقه شرق خاورمیانه و آسیا از یک طرف و اروپا و آسیا از طرف دیگر قرار گرفته و با برخورداری از موقعیت و نفوذ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بر دیگر کشورهای منطقه برتری دارد.
ایران امروزه به واسطه توجهش به قدرت نرم در خاورمیانه که به کشورمان اجازه میدهد بدون توسل به زور و حربههای نظامی و صرفا با تکیه بر سیاستورزی از نفوذ فرهنگی و مردمی در میان کشورهای منطقه، سود برد منافع استراتژیک خود را حفظ میکند.
در واقع اشراف اطلاعاتی ایران نسبت به کل منطقه خاورمیانه، آشنایی با زبانها و فرهنگهای منطقه و هچنین روابط تاریخی مستحکم همراه با مهارت در مدیریت اوضاع، این کشور را در خاورمیانه در مقایسه با غرب در موضع برتری قرار داده است.
موقعیت جغرافیایی مهمترین ابزاری است که در اختیار ایران قرار دارد. ایران به نوعی قلب ثبات در منطقه خاورمیانه محسوب میشود. درشرایط کنونی ایران بیش از آن که از ناآرامیهای منطقه تاثیر منفی بپذیرد، بر ثبات منطقه افزوده است. این امر باعث شده است اقبال جهانی با استراتژی ایران در منطقه بیشتر شود.
موقعیت ژئوپلیتیک، وفور همسایگانی که در موقعیت بحرانی میتوانند عامل موثری در حفظ امنیت و ارتباطات کشور باشند، ساختار سیاسی مناسب و تعدد گلوگاههای تصمیمگیری در بخش سیاست خارجی کشور به عنوان نقاط قوت ایران از سوی تحلیلگران و ناظران سیاسی یاد میشود.
کارشناسان این نوع توانمندیهای ایران را تواناییهای طبیعی توصیف میکنند که عمدتا معطوف به ژئوپلیتیک کشورمان و همسازی تاریخی آن با دیگر ملل منطقه است و در همین چارچوب تنوع توانایی ایران را میتوان عمدتا به عنوان فرصت و نه تهدید یاد کرد.
ناظران سیاسی بر این امر اتفاق نظر دارند که اهمیت نقش ایران در خاورمیانه غیرقابل انکار است و یکی از دلایل آن موقعیت حساس ژئوپلیتیک کشورمان در منطقه است. ایران در تحولات منطقهای بویژه لبنان، عراق، افغانستان و ثبات منطقه خلیج فارس نقش محوری را ایفا میکند.
امروزه تنها مساله فلسطین توازن قدرت در منطقه را تعیین نمیکند، بلکه سرنوشت دولتهای عراق، افغانستان و لبنان نیز که نفوذ ایران در آنها رو به گسترش است، تعیینکننده است.
همزمان با افزایش نفوذ ایران در تحولات منطقه، مقاومت حکومتهای عرب به این اعمال نفوذ ایران از یک سو و نگرانی آمریکا از قدرتمند شدن ایران هم از سوی دیگر بیشتر شده است.
دکتر ولی نصر، نویسنده کتاب جنجالبرانگیز «نوزایی شیعه» معتقد است که در حال حاضر بیشتر کشورهای منطقه به ساختار داخلی ایران توجهی ندارند، بلکه همه توجه این کشورها معطوف به سیاست خارجی و نقش حکومت ایران در منطقه و جهان عرب است و اکنون 3 جبهه در مقابل ایران در منطقه صف کشیدهاند که جنس مقاومت آنها با هم فرق دارد. اسرائیل، آمریکا و اعراب هر کدام از زاویه دید و منافع خود سعی در مهار توان نفوذ ایران دارند.
بیشک در چند سال اخیر و پس از سقوط طالبان در افغانستان و صدام در عراق نقش ایران در منطقه خاورمیانه بسیار پررنگ شده است. دامنه نفوذ ایران از تحولات لبنان تا مناطق اشغال شده فلسطین و خلیج فارس بخوبی قابل لمس است.
در حال حاضر، ایران به عنوان بانفوذترین قدرت در عراق از آمریکا پیشی گرفته است. نفوذ ایران در عراق اشکال مختلفی دارد که میتواند ادامه حضور آمریکاییها را در عراق غیرممکن کند.
تحلیلگران معتقدند از نگاه دولت بوش برخی دولتهای عرب از ترس این که فروپاشی دولت در بغداد تنها به تقویت نفوذ ایران در آنجا بینجامد، در بازسازی یک دولت باثبات در عراق شرکت خواهند کرد.
در افغانستان نیز ایران یکی از شرکای تجاری کاملا مطمئن و قابل اعتماد این کشور به شمار میرود و از طریق همین مراودات اقتصادی توانسته است روابط خود را با دولت افغانستان و نفوذ در ایالات غربی این کشور بویژه هرات افزایش دهد.
دولت ایران برای بازسازی این کشور، کمکهای سخاوتمندانه فراوانی را در اختیار افغانستان گذاشته است که اعطای کمک مالی و فنی برای تامین برق بخش غربی افغانستان و تامین گاز طبیعی شهر هرات با همکاری ترکمنستان یکی از این موارد است.
با وجود وخامت روابط میان ایران و آمریکا بر سر برنامه هستهای جمهوری اسلامی، روابط حامد کرزای، رئیسجمهوری افغانستان با جمهوری اسلامی نیز باعث بروز نگرانیهایی در آمریکا شده است.
کرزای در سخنانی بر نقش ایران اذعان و اعلام کرد: ایران برای افغانستان یک حامی بوده است، چه در روند صلحی که داشتیم و چه در مبارزه با موادمخدر افغانستان.
منافع مشترک
همچنین یکی از قویترین منافع مشترک میان ایران و سوریه، در ایجاد توانایی و ظرفیت هر چه بیشتر در حزبالله لبنان برای اعمال فشار بر اسرائیل نهفته است که در این خصوص مثلث ایران، سوریه و حزبالله توانایی خود را در منطقه در برابر قدرت آمریکا و اسرائیل نشان داده است.
حزبالله لبنان را هم باید یکی از محورهای کلیدی این جبهه در نظر گرفت که در این صورت، باز هم لبنان به خط مقدم مواجهه نظامی ایران و آمریکا دقیقا شبیه دهه 80 میلادی بدل خواهد شد.
جنگ 33 روزه لبنان در سال 2006 و پیروزی حزبالله علیه اسرائیل موجب نگرانیهایی درباره تقویت رابطه حزبالله و ایران شد و اسرائیل و دولتهای عرب هر دو بر واشنگتن فشار میآورند که در برابر ایران ایستادگی کند. آنها همچنان در پاسخ به این جنگ حمایت از دولت سنیوره را در پیش گرفتند و در تلاش برای به شکست کشاندن نزدیکی بین ایران و سوریه برآمدند.
برای رئیسجمهور آمریکا جنگ 33 روزه لبنان فراتر از مبارزه اسرائیل با حزبالله بود؛ زیرا این فرصتی بود برای واشنگتن تا با نفوذ ایران در منطقه مقابله کند و آنها امیدوار بودند با پیروزی اسرائیل در لبنان بتوانند توازن سیاسی در کل منطقه را تغییر دهند و ایران و گروههای تحت حمایتش را تحت فشار بیشتری قرار دهند.
آمریکا که زمانی دولتهای استبدادی عرب منطقه را برای مشکلات بیشمار منطقه سرزنش و متهم میکرد، هماکنون درصدد جلب حمایت این کشورها به عنوان دولتهای میانهرو برای مقابله با ایران برآمده است.
دولت بوش میکوشد با دادن کمکهای نظامی 20 میلیارد دلاری به عربستان و امیرنشینهای خلیج فارس به تقویت بنیه نظامی کشورهای خلیج فارس بپردازد.
همچنین دولت بوش با برگزاری کنفرانسها و نشستهای محرمانه امیدوار است بتواند با منحرف کردن توجه و توان کشورهای منطقه به خطرهایی که از سوی ایران برای آنها پدید میآید، فرآیند صلح اسرائیل و فلسطینیان را از سر بگیرد.
اما تحلیلگران بر این اعتقادند که استراتژی دولت بوش در درک دیدگاههای گوناگون دولتهای عربی دچار مشکل خواهد شد.
برخلاف بحرین، کویت و عربستان، قطر و امارات متحده عربی مشکلی با اقلیت شیعه خود ندارند و از دهه 1990 از روابط اقتصادی گسترده با ایران بهرهمند میشوند.
این کشورها جدا از دشمنیشان با ایران، از نتایج تشدید تنشها بین ایران و آمریکا واهمه دارند. حتی متحدان آمریکا در خاورمیانه به ارزیابی توانمندیها و میزان آمادگی خود که به اتحادشان شکل میدهد، میپردازند و با درک این که آنها نیز نسبت به نفوذ ایران حساس هستند، منافع خود را پیگیری میکنند.
با وجود احساسات ضدآمریکایی که امروزه به همه کشورهای خلیج فارس سرایت کرده است، هیچ کدام از دولتهای منطقه (غیر از کویت) نمیتوانند از استقرار دوباره شمار چشمگیری از نیروهای آمریکایی در کشورشان حمایت کنند.
پس از پیروزی نظامی آمریکا در افغانستان، بهکارگیری نیروی نظامی یکی از شاخصهای استیلاجویی آمریکا را تشکیل میدهد.
یکی از شاخصههای مهم سیاست مداخله آمریکا در مناطق بحرانی، انعقاد قراردادهای دوجانبه و چندجانبه نظامی با کشورهای آن منطقه برای استفاده از پایگاه نظامی یا فروش تسلیحات یا حتی انجام مانورهای مشترک نظامی است.
برخی از این کشورها بویژه عربستان به علت مخالفتهای شدید داخلی درباره حضور نظامی آمریکا در عربستان مجبور به کاهش و حتی بازپسگیری پایگاههای نظامیاش از آمریکا شد.
بنابراین آمریکا ناگزیر است به بازیگران ضعیف منطقهای برای کنترل و مهار قدرت رو به ظهور ایران که از نظر وسعت، جمعیت و اقتصاد بزرگترین کشور منطقه خلیج فارس است، تکیه کند.
روزنامه فایننشال تایمز در تحلیلی مینویسد که آمریکا باید درک کند ایران مهرهای بسیار مهم در منطقه است و فشار به کشورهای عربی برای منزوی کردن تهران تاثیر چندانی نخواهد داشت.
بشار اسد، رئیسجمهوری سوریه معتقد است که ایران کشور مهمی در منطقه است و نقش بسیار مهمی را در ترتیبات امنیتی منطقه ایفا میکند و این کشور یک نقش تکاملی با کشورهای عربی دارد، نه نقش جایگزین آن و اعراب باید از نقش ایران در منطقه درس بگیرند.
وی نقشآفرینی ایران در منطقه را ضروری میداند و معتقد است جایگزین عربی برای آن وجود ندارد.
ایتان چورین، تحلیلگر مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی در واشنگتن نیز عقیده دارد آمریکا در تلاش است از کشورهای عرب در مقابل ایران حمایت کند؛ اما آنها در تلاشند از خود در برابر تلاشهای آمریکا برای حمایت از آنها در مقابل ایران دفاع کنند. نمیتوان تصور کرد آیا نتیجه این امر مثبت خواهد بود یا خیر؟
وی معتقد است کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به طناب نجات ایران و ایران به طناب نجات آنها تبدیل شده است. گاز ایران میتواند تنها راه جبران کمبودهای امارات که در آنجا تقاضا فراتر از قابلیت تولید داخلی است، باشد.
روابط تجاری ایران باعث شده است همدردی آشکار برخی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس با ایران بیشتر شود و شک و تردید نسبت به تلاشهای آمریکا برای منزوی کردن این کشورافزایش یابد.
قطر بر ضد قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران رای داد. کمتر از 2 ماه پس از سفر دیک چنی، معاون رئیسجمهور آمریکا به مسقط، پایتخت عمان، دیپلماتهای این کشور به تهران رفتند تا درباره تجارت دوجانبه و اقدامات امنیتی ازجمله سرمایهگذاریهای دوجانبه در پروژههای زیربنایی با مقامات ایرانی گفتگو کنند.
تحلیلگران گرایش رهبران عرب به اتخاذ موضعی علنی در قبال ایران را منعکسکننده واقعیات اخیر منطقه عنوان میکنند، زیرا جهان عرب بر سر یک برنامه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی واحد اتفاق نظر ندارد و مرکز سنتی تاثیرگذار در میان اعراب از قاهره به کشورهای نفتخیز خلیج فارس تغییر مکان داده است.
توهم برتری شیعیان در منطقه، عربستان و مصر را همچنین ترغیب خواهد کرد تا بشدت از افزایش نیروی حزبالله جلوگیری کنند و به این شکل به عملی شدن طرحهای آمریکا کمک کنند.
در 26 سپتامبر 2007 نیز نمایندگان 6 کشور عربی در نشستی با کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل با ابراز نگرانی از گسترش توان و هژمونی ایران در منطقه، اعلام کرده بودند که اعراب بیشتر نگران اوضاع عراق و افزایش نفوذ ایران بر سوریه، فلسطین و لبنان به دلیل حمایتهای تهران از گروههای حماس و حزبالله هستند.
سعودیها و متحدان آن تصور میکنند ایران به کمک سوریه درصدد تسلط بر دولتهای عراق، لبنان و فلسطین است تا به این وسیله موقعیت برتری را در خاورمیانه به دست آورد. به نظر میرسد در راستای همین دیدگاه، عربستان تحرکات حزبالله در لبنان را بخشی از راهبرد دولت ایران برای گسترش نفوذ خود در خاورمیانه میداند.
از سوی دیگر، عربستان سعودی به واسطه اتحاد استراتژیکی که با ایالات متحده در منطقه دارد، از احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران نیز بیم دارد، چراکه در صورت وقوع این حمله خاورمیانه را وارد بحرانی تازه میکند و در این میان، عربستان سعودی نیز خسارات زیادی را متحمل میشود.
آمریکا علاوه بر داشتن این شرایط متزلزل در میان دول عربی، هیچ جایگاهی در میان ملتهای عرب ندارد.
براساس تازهترین نظرسنجی به عمل آمده در کشورهای عربی که بخشی از نظرسنجی سالانهای است که تحت نظارت دانشگاه مریلند آمریکا صورت گرفته،83 درصد اعراب موضعگیری منفی در قبال آمریکا دارند و 70 درصد اعلام کردهاند که به آمریکا اعتماد ندارند.
بیشتر اعراب ایران را تهدیدی برای منطقه نمیدانند و 44 درصد معتقدند دستیابی ایران به برنامه هستهای تاثیر مثبتی بر منطقه دارد.
61 درصد هم معتقد بودند عقبنشینی آمریکا از عراق فرصت برقراری صلح را افزایش خواهد داد و به اختلافات کنونی گروهها در عراق خاتمه میدهد.
علاوه بر این نگاه مثبت به جمهوری اسلامی ایران، گروههای مورد حمایت ایران نیز از محبوبیت ویژهای در میان ملتهای عرب برخوردارهستند. براساس این نظرسنجی سیدحسن نصرالله، رهبر حزبالله لبنان در میان رهبران مسلمان و عرب از بیشترین حمایت اعراب و مسلمانان برخوردار است.
تیم جورج بوش، رئیسجمهوری آمریکا در طول 8 سال اخیر، آمریکا را در موقعیتی بینظیر در خاورمیانه قرار دادهاند، به طوری که این کشور محبوب نیست، کسی از آن نمیترسد و مورد احترام نیز نیست.
آرون میلر، مذاکرهکننده اسبق امور خاورمیانه در دولت آمریکا در کتاب جدید خود با عنوان سرزمین بیش از حد وعده داده شده به این مساله اذعان کرده و مینویسد که بوش در منطقهای گرفتار شده که نه میتواند آن را درست کند یا رها کند.
تلاش بوش برای انزوای ایران در منطقه نتیجهای معکوس داشته و این تلاشها به بالا رفتن جایگاه ایران در منطقه منجر شده است.
تلاش آمریکا برای تفرقه میان شیعه و سنی
منافع آمریکا در منطقه حکم میکند که از قدرت شیعیان کاسته شود. از نظر برخی مقامات آمریکایی دستیابی به این هدف فعلا از طریق دیپلماتیک و سیاسی میسر نیست و بهترین راه حل ممکن برای برون رفت از آن، دست یازیدن به روشهای زیرزمینی است که علم کردن گروههای شبهنظامی سنی در مقابل شیعیان در لبنان و عراق یکی از آنهاست.
دولت بوش در دوران کنونی بازدارندگی ایران را در کانون سیاستهای خاورمیانهای خویش قرار داده است تا به این شکل به زعم خود راهی برای ایجاد ثبات در عراق، گرفتن قدرت از حزبالله و آغاز دوره فرآیند صلح اعراب و اسرائیل بگشاید.
دولت بوش بر آن است که این سیاست را با همکاری دولتهای عرب سنی اجرایی کند؛ زیرا واشنگتن بر این اعتقاد است که ایران تنها کشوری است که مهمترین چالشهای استراتژیک را برای ایالات متحده و شکلی از خاورمیانه که خواهان آن است، پدید آورده است.
آمریکا در راستای سیاست مذکور به حضور ناوهای جنگی خود در خلیجفارس شکل بخشیده و با به کار بردن لحنی تند و قاطع در برابر ایران، امکان جنگ را افزایش داده و 75 میلیون دلار به برنامههای پشتیبانی از گسترش دموکراسی و تغییر رژیم در تهران اختصاص داده است.
در ماههای گذشته نیز واشنگتن به جلب حمایت سازمان ملل برای یک رشته تصمیمات بر ضد برنامههای هستهای ایران دست زده و با تحریمهای غیررسمی مالی کوشیده است کم و بیش رابطه ایران را با بازارهای مالی جهانی قطع کند.
فاطمه تیمورزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: