
بدیهی است برای تحقق هر کار بزرگی باید تدارک بزرگ دید و از سطحینگری و عوامفریبی در کارها پرهیز کرد. المپیک جای بزرگی است و بدون زحمت و سختی کشیدن، مدالی را به ورزشکاران و قهرمانان نمیدهند و حکایت، حکایت مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد است.
آخر المپیک جای بهترینهاست و ورزشکاران شرکتکننده به ضرورت از هفتخوان رستم گذر کردهاند تا در پرشکوهترین رویداد ورزشی جهان شرکت کنند. بنابراین، با چنین رویکردی حساب احتمالات و حوادث پایین میآید و ورزشکار و تیمی میتواند صاحب موفقیت و بهروزی شود که به تمام معنا کار کرده باشد، آن هم با برنامهریزی بلندمدت فدراسیونهای مربوطه، اما به راستی پرسش این است که تیم ملی کشتی آزاد ما با کدام برنامهریزی محوری میخواهد در المپیک پکن به عنوان یک مدعی ظاهر شود؟
شاید نیاز به کنکاش زیادی نباشد که تیم ملی کشتی آزاد برای حضور در المپیک تا اینجا و به اصطلاح جماعت گوششکسته حسابی شلاق نخورده و پشت ملیپوشان در بیبرنامگی حسابی باد خورده است. البته روی صحبت ما در اینجا با محمدرضا یزدانیخرم در مقام رئیس فدراسیون نیست، چه اصولا این مدیر باسابقه ورزش که از پیش شناخت روشن و دقیقی از مسائل کشتی نداشته، وظیفهاش تدارک لازم کشتی و تزریق بودجه در تار و پود آن بوده که انصافا این ماموریت خود را به درستی نیز انجام داده است تا کشتیگیرجماعت با برخورداری از شرایط بهتر و امکانات و تجهیزات اردویی، بیدغدغه تمام فکر و ذهنشان را متوجه موفقیت خویش کنند.
اما به طور طبیعی این توجهات و تزریق پول و امکانات، یکی از ارکان موفقیت و بهروزی است و روی دیگر سکه متوجه مردان فنی است که علیالاصول باید اساس تیمی مستحکم و قدرتمند را بنا نهند. جای تاسف اینجاست که هر مربی و صاحب تجربهای به دنیای مربیگری تیمملی وارد شده، نقطه را سر خط گذاشته و اینطور وانمود کرده که به جهت قصور قبلیها، کشتی خالی از پشتوانه و سرمایه شده است!
دلیل و بهانههایی نخنما شده که از بس در این سالها در کشتی ما تکرار شده، دیگر مضحک و خندهدار شده است تا آقایان ضعف خود را پشت بهانه بیپشتوانگی قرار دهند و به این گونه طی طریق کنند تا بدون انجام کار اساسی، این زمینه را برای بعدیها نیز برجای بگذارند که آنان هم توپ را به زمین جماعت قبلی بیندازند؛ دور تسلسلی که کشتی ما را به ناکجا آباد برده است تا در شرایطی که میتوانیم با یک برنامهریزی درست و اصولی به همراه روسها، برای همیشه در صف مدعیان درجه یک کشتی دنیا حرکت کنیم، دست به خودزنی زده و نیروهای موجود را هم پراکنده کنیم.
البته ما حقایق را میگوییم و کاری به این نداریم که آقایان چطور با این مساله برخورد میکنند؛ چون تصمیمگیر آنان هستند و ما هم وظیفه داریم به عنوان یک مطبوعاتی، ضعفها را گوشزد کنیم تا بعدها نگویید چرا این ضعفها را ندیده و گوشزد نکردهاید.
حرف و حدیث پیرامون کشتی آزاد زیاد است و تنها چند سوال ذیل را از کادر فنی تیمملی میپرسیم بلکه با توضیحات خود، ذهنیت دوستداران کشتی را روشن کنند.
1- چرا باید در این اواخر به این نتیجه برسیم که تقی داداشی یک کشتیگیر 55 کیلویی است تا روی قهرمانی او در جام تختی خط قرمز کشیده شود؟
آیا این امکان وجود نداشت که 3 سال متوالی ناکامی او در مسابقات جهانی، ملاک قضاوت ما قرار بگیرد تا داداشی نیز خیلی پیشتر از اینها تکلیف خود را متوجه شود؟
2- آیا این امکان وجود نداشت که مهدی تقوی خیلی زودتر در کانون توجهات قرار میگرفت تا برای حضور در المپیک از هر نظر صیقل خورده باشد و آیا براستی اگر این جوان خوب مازنی در رقابتهای گزینشی صاحب سهمیه المپیک نمیشد، باز هم مورد اقبال کادر فنی قرار میگرفت؟
3- چرا طی این مدت کشتیگیرانی چون مراد محمدی، علیاصغر بذری و رضا یزدانی، آن کشتیگیران سرحال و قبراق همیشگی نبودهاند و به نوعی از شرایط قبلی دست به عقبنشینی زده و باید دوچندان بکوشند تا کیفیت گذشته را بروز دهند؟
4- آیا براستی میخواهیم سعید ابراهیمی نایبقهرمان جهان سال 2007 را در رقابتهای جهانی شرکت دهیم و یا این کشتیگیر 96 کیلویی هم از سر ناچاری و با تمام دوریاش از میدان مسابقات، راهی المپیک خواهد شد؟
به هر حال پرسشهایی از این دست در مقابل عملکرد کادر فنی کشتی آزاد است و امیدواریم دوستان در تیمملی در فرصت موجود، به خود بیایند و به جبران مافات بپردازند تا در قواره یک مدعی خوب و شایسته پای به میدان پکن بگذاریم.
حجتالله اکبرآبادی
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
دکتر مرندی در گفتوگو با «جامجم» پیامدهای واقعی فعال شدن اسنپ بک را نزدیک به صفر ارزیابی کرد