مریم رامشت - روان‌شناس و مدرس دانشگاه

تغییرات هویتی و فرار از خانه

پدیده فرار یک معضل اجتماعی است که در جوامعی اتفاق می‌افتد که ساختار جمعیتی جوان دارند، مثل جامعه ما که پدیده فرار آن روبه رشد است. یکی از دلایل عمده فرار از خانه وجود فضای روانی و اجتماعی خاص حاکم بر خانواده است. خانواده به عنوان کوچکترین نهاد اجتماعی که بیشترین اثر را در شخصیت افراد دارد اگر دچار خلل باشد در واقع شرایطی را فراهم می‌کند که تعلقات روانی فرزند نسبت به خانواده کمتر شود و در نتیجه فرزند برای رسیدن به آرامش نسبی خانه را ترک کند.
کد خبر: ۱۸۴۳۳۰

گروهی از نوجوانان هستند که به ظاهر در خانواده‌های آرامی زندگی می‌کنند و ظاهر ماجرا نشان می‌دهد نوجوان هیچ مشکلی ندارد، اما باز هم اقدام به فرار از خانه می‌کند. این نوجوانان علت فرار خود را رسیدن به آمال و آرزوهایشان مطرح می‌کنند و معمولا زمانی از منزل می‌گریزند که آمال آنها از سوی خانواده به شیوه‌های مختلف پس‌زده شود. اولین چیزی که در پدیده فرار از خانه باید به آن توجه داشت، درک دوره نوجوانی است. دوران نوجوانی دوران تحول و هویت‌یابی است و نوجوان تغییرات جدی و عمده‌ای را در این دوران تجربه می‌کند. این تغییرات هم فیزیکی و هم روانی است و در واقع در بحث تغییرات روانی باید به مهم‌ترین آن یعنی تغییرات هویتی اشاره کرد. در دوران نوجوانی تخیل‌گرایی بشدت رشد می‌کند که درواقع نتیجه رشد منطقی عملیات صوری یا تفکر انتزاعی است. در دوران کودکی همه چیز عینی است اما در دوره نوجوانی، فرد می‌تواند چیزهایی که در دسترس ندارد در ذهن متصور شود و به عنوان مثال خود را جای هنرپیشه یا قهرمان خاص ببیند. این امر کاملا طبیعی است چون تفکر نوجوان در حال رشد است. آنچه که باعث اشکال می‌شود این است که نوجوان در تخیل خود جا می‌ماند و کسی نیست که به او بگوید حتما لازم نیست برای موفقیت تخیل خود را واقعی کند و به آن تحقق ببخشد.

معمولا خانواده‌هایی که در ظاهر مشکلی ندارند سه نوع برخورد با نوجوانشان  خواهند داشت، گروهی نوجوان را تشویق می‌کنند و با تخیل فرزندشان مشکلی ندارند و او را یاری می‌دهند. گروهی دیگر از خانواده‌ها که دچار مشکلات فراوانی هستند مثل مشکلاتی که خانواده‌های طلاق دارند به دلیل گرفتاری‌های فراوان به تخیل و خواسته فرزندانشان اهمیتی نمی‌دهند و در واقع آنها را نمی‌بینند. بنابراین نوجوان بدون این‌که هدایت شود در واقع رها می‌شود، گروه سوم خانواده‌هایی هستند که نوجوانان را به خاطر تخیلاتشان تحقیر می‌کنند، این امر بشدت خطرناک است و شدت گرایش به فرار را بالا می‌برد. در دو گروه اخیر به دلیل برخورد نادرست با نوجوان در واقع شرایط برای گرایش نوجوان به سمت افرادی که آنها را تشویق به فرار می‌کنند، بشدت بالا می‌رود. ضمن این‌که نباید فراموش کنیم تغییرات فیزیولوژی در نوجوان گرایشات  جنسی را نیز به وجود می‌آورد که همین باعث می‌شود نوجوانان به سمت جنس مخالفی که آنها را در تخیلشان می‌بینند بروند و متاسفانه فرصت برای سوء استفاده از این نوجوانان به این ترتیب فراهم شود.

نوجوان در چنین شرایطی به دلیل تصمیم ناپخته که ناشی از بی‌تجربگی و رفتار غیر منطقی است دچار بحرانی می‌شود که راه برگشتی در آن ندارد.

بنابراین رفتار درست با ویژگی‌هایی که نوجوانان در این دوران دارند بهترین راه‌حل برای جلوگیری از فرار و نابودی آنهاست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها