آقای سولانا! شما پیش از سفر به تهران گفتید من به تهران سفر میکنم تا پیشنهادی سخاوتمندانه و جامع عرضه کنم. چه تفاوتی میان این پیشنهاد و بستهای وجود دارد که در سال 2006 ارائه کردید و کاملا رد شد؟
این بسته جامع است؛ یعنی دربرگیرنده مسائل بسیاری است. منظور از سخاوتمندانه بودن بسته هم آن بود که این بسته فراتر از بستهای است که ما در ژوئن 2006 به مقامات ایرانی ارائه کردیم. این بسته به مسائل هستهای میپردازد. همان طور که میبینید این مسائل بسیار دشوار است و هم برای شما و هم برای ما بسیار مهم؛ اما این بسته فراتر از اینهاست. در این بسته درباره مسائل انرژی و ابعاد مختلف آن از قبیل زیرساختها بحث شده است. درباره مسائل انسانی هم مطالبی آمده است. ایران کشور مهمی است. ما میخواهیم مناسباتمان عمیق شود. همان طور که میدانید برای نیل به این هدف، ابتدا باید پرونده انرژی هستهای روشن شود. تا وقتی مساله به پرونده انرژی هستهای مربوط باشد، ما مشکلی نداریم؛ اما وجود هر گونه آلودگی و احتمال انحراف از استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای سبب میشود مذاکرات قابل قبول نباشد.
اجازه بدهید نکتهای را در ادامه پرسشم بپرسم. میخواهم واژه سخاوتمندانه را که شما به کار بردید دقیقا معنا کنیم. شما گفتید این بسته در مقایسه با بستهای که سال 2006 به ایران ارائه کردید، متفاوت است. بسته قبلی کاملا رد شد. اجازه بدهید به این معادله بپردازیم که وقتی شما چیزی را پیشنهاد میکنید در مقابل، خواستههایی هم دارید. شما دقیقا چه پیشنهادهایی مطرح کردهاید و چه خواستهای دارید؟
همان طور که گفتید ما پیشنهاد کردهایم که مناسبات محکمی با ایران داشته باشیم. همان طور که گفتم ایران کشور بسیار مهمی است.
و خواستههای شما چیست؟
ما میخواهیم با تضمینهای عینی روشن شود که برنامه هستهای فقط برای اهداف صلحآمیز است.
اجازه بدهید یکراست به سراغ عبارت تعلیق برویم. تعلیق در سال 2006 خط قرمز ایران بود. سال 2008 نیز این مساله خط قرمز ایران است. به نظر میرسد این موضوع تا ابد خط قرمز دولت ایران باشد. پس ما با واژه کلیدی تعلیق مواجه هستیم. ایرانیها میگویند شما در سال 2006 فقط خواهان تعلیق نبودید، بلکه خواهان توقف غنیسازی بودید. در این خصوص چه توضیحی دارید؟
میخواهم همان نکتهای را بگویم که بارها و بارها گفتهام. ایران به منظور ورود به روند کامل مذاکرات با گروه 1+5 باید غنیسازی را تعلیق کند و در مقابل، ما نیز باید اقدامات خود را در شورای امنیت سازمان ملل متحد متوقف کنیم. امکان ورود به مرحله قبلی وجود دارد که در آن فعالیتهای ایران تعلیق بود و ما برای مذاکرات کامل آماده بودیم.
اما با پیششرطهایی. درست است؟
در مجموع باید فعالیتهای غنیسازی به حالت تعلیق در بیاید تا مذاکرات انجام شود و در مقابل، ما نیز اقدامات خود را در نیویورک به حالت تعلیق دربیاوریم.
این به معنای پیششرط است و نه هدف مذاکرات. ما به معادله مطرح در این زمینه نگاه میکنیم. ایرانیها غنیسازی را حقی میدانند که انپیتی از آن حمایت میکند و این حق مسلم است. با این اوصاف، شما میگویید ما این حق را از شما سلب و در مقابل با شما همکاری میکنیم، زمینه پیوستن شما را به سازمان تجارت جهانی فراهم میآوریم و قطعات یدکی هواپیما به شما میدهیم. اگر اشتباه میکنم حرف مرا اصلاح کنید. آیا این معادلهای واقعا سخاوتمندانه است؟
صحبت شما درباره متن معاهده منع تکثیر هستهای نادرست است. باید به معاهده منع گسترش جنگافزارهای هستهای به صورت کلی نگاه کرد. ما از پیمان منع گسترش جنگافزارهای هستهای حمایت میکنیم. ما از تدوین انپیتی به عنوان یکی از مهمترین معاهدههای منعقد شده در گذشته دفاع میکنیم. اجازه بدهید یک نکته را کاملا روشن کنم. ما با رشد هستهای ایران به شرط آن که برای تولید انرژی باشد، مخالف نیستیم. این که شما بگویید یا کس دیگری بگوید ما با توسعه کشور شما در عرصه فناوری مخالف هستیم، درست نیست. ما خواهان توسعه ایران هستیم و آمادهایم در این مسیر کمک کنیم؛ اما نمیخواهیم این احتمال وجود داشته باشد که برنامه منحرف شود.
شما در نشست سران اتحادیه اروپایی و آمریکا در اسلونی شرکت داشتید. جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا در این نشست که شما هم در آن شرکت داشتید و سخنانش را بصراحت میشنیدید گفت: اگر شما، یعنی ایرانیها میخواهید با 3 کشور اروپایی، آمریکا و کشورهای دیگر رابطه داشته باشید، تنها کاری که باید انجام بدهید این است که برنامه غنیسازی خود را به صورت قابل راستی آزمایی به حالت تعلیق دربیاورید. سخن بوش درباره علت این درخواست بسیار مهم است. وی گفت با این فعالیتها، (ایرانیها) دانش غنیسازی را یاد میگیرند و وقتی یاد بگیرند، یک بخش کلیدی را در زمینه ساخت جنگافزارهای هستهای یاد گرفتهاند. در واقع مشکل موجود، همین نگاه است. رئیسجمهور آمریکا عبارتهای دانش، اطلاعات و فناوری هستهای را تکرار کرده است؛ بنابراین منظور صریح بوش آن است که ایرانیها حق ندارند دانش، فناوری و اطلاعات داشته باشند. ایران در سال2000 به مدت 5/2 سال غنیسازی را به حالت تعلیق درآورد و در مقابل، فقط مذاکرات یکی پس از دیگری ادامه یافت. آیا منظور واقعی غرب این نیست که ایران حق ندارد به فناوری هستهای دسترسی داشته باشد و غنیسازی کند؟
اجازه بدهید نکتهای را کاملا روشن کنم. ایران کشوری است که معاهده منع تکثیر هستهای را امضا کرده است. ایران در قبال معاهده منع گسترش جنگافزارهای هستهای تعهداتی دارد. یکی از تعهدات این است که از انرژی هستهای فقط برای مقاصد صلحآمیز استفاده کند. همان طور که میدانید آژانس بینالمللی انرژی اتمی ادعاهایی درباره اهداف برنامه هستهای ایران مطرح کرده است. ما میخواهیم این مساله کاملا روشن شود.
وقتی شما بخواهید رآکتور انرژی هستهای بسازید باید به کسانی مراجعه کنید که میدانند چگونه این کار را انجام بدهند. شما در حال حاضر فقط یک رآکتور هستهای دارید. منطقی است که ایران با ما همکاری کند و ما سوخت را در اختیارش قرار بدهیم؛ بنابراین نباید خود شما برای رسیدن به این نقطه تلاش کنید.
وقتی شما میگویید قصد دارید غنیسازی بکنید این پرسش مطرح میشود که میخواهید از این مواد در کجا استفاده کنید. اجازه بدهید با صراحت بگویم که ما با توسعه کشور شما در عرصه فناوری مشکلی نداریم و خواهان همکاری با شما در این حوزه هستیم؛ اما باید پیش از انجام دادن این کار، اعتماد لازم و ضروری به وجود بیاید تا اجازه تعامل با کشور ایران را بدهد.
اما به هر حال ما ایرانیها نباید و نمیتوانیم غنیسازی کنیم؟
ما آماده کمک به شما هستیم، اما پرسش این است که غنیسازی برای چه؟ غنیسازی در حال حاضر ممکن نیست، زیرا شما مکانی برای استفاده از مواد غنی شده ندارید. شما فقط یک رآکتور دارید و سوخت لازم برای این رآکتور را هم از روسیه گرفتهاید.
آقای سولانا! شما به مشارکت کشورهای مختلف در غنیسازی اورانیوم برای ایران اشاره کردید. چرا به پیشنهاد رئیسجمهور ایران اشاره نمیکنید که حدود 2 سال پیش مطرح شد و در آن درباره مشارکت کشورهای دیگر در برنامه غنیسازی ایران سخن گفته شده بود.
این کنسرسیوم که شما درباره آن صحبت میکنید، موضوعی است که میتوان درباره آن به مذاکره پرداخت؛ البته منوط به این است که ما وارد مذاکرات بشویم. همان طور که میدانید این مساله بسیار پیچیده است. انجام دادن این کار ساده نیست، هر مسالهای که به موضوع هستهای مرتبط باشد، بسیار حساس است.
چه کسی مسوول راستی آزمایی فعالیتهای هستهای ایران است؟ مگر غیر از این است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی این مسوولیت را به عهده دارد.
بله.
میتوانیم به گزارشهای آژانس مراجعه کنیم. اگر اشتباه میکنم صحبت مرا اصلاح کنید. در گزارشهای مکرر آژانس یکی پس از دیگری تصریح شده که آژانس توانسته است به این نتیجه برسد ماهیت برنامه هستهای ایران برای مقاصد صلحآمیز است. من مطمئن هستم شما گزارش آخر مدیرکل آژانس را دیدهاید.
آیا شما هم این گزارش را خواندهاید؟
حتما، در یکی از بخشهای این گزارش گفته شده مسائلی باقی مانده است که باید حل شود؛ در گزارش قبلی آژانس در ماه فوریه تصریح شده بود ایران به همه 6 مساله اصلی باقیمانده پاسخ داده است و فقط موضوع مطالعات ادعایی باقی مانده است که مساله جدیدی است و باید به آن پاسخ داده شود. آژانس در 23 ماه می اعلام کرد ایران نامهای حاوی پاسخ به پرسشها به آژانس فرستاده است. این نامه پیش از انتشار گزارش نهایی بود، بنابراین آژانس فرصت کافی برای بررسی آن داشته است. به هر حال آژانس اعلام کرد ما در حال بررسی این نامه هستیم. مسالهای که در حال حاضر مورد تاکید آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار دارد این است که هیچ انحرافی درخصوص مواد هستهای اعلام شده ایران وجود ندارد و آژانس به این نتیجه رسیده است.
صحبتهای شما خیلی طولانی است مرا خسته میکند.
نکتهای که شما با قطع کردن صحبت من حواسم را از آن پرت کردید این بود که فقط سوالاتی باقی مانده است؛ آیا این سخن درست نیست؟
بله همین طور است. سوالاتی باقی مانده که در گزارش اخیر نیز این مساله به صراحت اعلام شده است، البته این به آن معنا نیست که سوالات پاسخ داده نخواهد شد. همان طور که گفتم، این مساله مهم است. ما درباره ساخت مرکز تلفن یا ترنهای داخلشهری صحبت نمیکنیم. مساله مورد بحث برای همه بسیار حساس است. این مساله، نه فقط برای کشورهای منطقه، بلکه برای دیگر کشورهای جهان نیز اهمیت دارد.
بار دیگر تصریح میکنیم ایران براساس معاهده منع تکثیر جنگافزارهای هستهای حق دارد برنامه هستهای داشته باشد. البته اگر مطابق خواست آژانس رفتار کند. آژانس نیز به این حق ایران تصریح دارد. من بسیار خوشحالم که میتوانم این مساله را به صورت علنی بگویم زیرا بیان این سخن شکست به شمار نمیرود.
آقای سولانا! من بار دیگر سوالم را تکرار میکنم. آیا فکر نمیکنید نظارت آژانس برای جامعه جهانی کافی باشد؟
به نظر من جامعه بینالمللی هم مسوولیتهای خاص خودش را دارد. آژانسهایی که در قالب سازمان ملل متحد فعالیت میکنند نیز به وظایف خود عمل میکنند.
در حال حاضر مهمترین واژهای که وجود دارد و شما نمیتوانید اهمیت آن را نادیده بگیرید، عبارت تعلیق یا همان طور که ایرانیها میگویند، عبارت توقف است. رئیسجمهور آمریکا گفته است ایرانیها حق ندارند دانش غنیسازی داشته باشند و غنیسازی کنند زیرا در صورتی که غنیسازی کنند بمب هستهای خواهند ساخت و... بنابراین مساله مطرح، تعلیق غنیسازی است. اجازه بدهید درباره این مساله صحبت کنیم. ایران اعلام کرده است تعلیق برایش غیرقابل قبول است. سوال من این است که پیشنهاد ایران چه مشکلی دارد؟ زیرا ایران اعلام کرده است غنیسازی میکند و این غنیسازی تحت نظر کامل آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. بعلاوه ایران اعلام کرده است میتوان کنسرسیومی تشکیل داد که کشورهای مختلف در آن شرکت داشته باشند. این پیشنهاد چه اشکالی دارد؟
مشکلی که درباره پیشنهاد مذکور وجود دارد این است که درک بعضی کلمات بسیار مشکل است. درک واژه کنسرسیوم اصلا ساده نیست. من خواهان آن هستم که به صورت مفصل معنای این کلمه توضیح داده شود و این که چگونه قرار است این کنسرسیوم شکل بگیرد، این مساله بسیار فنی و انجام آن بسیار دشوار است. بنابراین تا زمانی که تضمینهایی درباره شیوه اجرایی شدن این کنسرسیوم، امکانات آن و مسائل دیگر مرتبط با آن وجود نداشته باشد، صحبت کردن درخصوص این پیشنهاد چندان منطقی نیست. تنها کشورهایی که میتوانند رآکتورهای انرژی هستهای تولید کنند کشورهایی هستند که در حال حاضر این توان را دارند. در حال حاضر فقط 6 کشور هستند که میتوانند این کار را انجام دهند که عبارتند از روسیه، آمریکا و 4 کشور اروپایی. وقتی میخواهیم همکاری داشته باشیم، باید تضمینهای مورد نظر ما وجود داشته باشد.
آیا صرفا موضوع توانایی مطرح است یا حق؟ آیا کشورها فقط در صورت قادر بودن به انجام کاری، حق آن را پیدا میکنند یا این که حق به هر حال حق است؟
اجازه بدهید درخصوص واژه حق توضیح بدهم. شما هم باید با دقت به این مساله توجه داشته باشید. حقوق در معاهده منع تکثیر هستهای (انپیتی) آمده است؛ نباید معاهده منع تکثیر هستهای را به صورت جدا مد نظر داشت بلکه باید به همه مفاد آن توجه داشت. این تفسیر کاملا روشن است.
من بسیار خوشحالم که شما از انپیتی سخن گفتید. اگر به انپیتی توجه کنید و به سخنان آژانس توجه داشته باشید میبینید که گفته میشود ایران حق دارد نهتنها براساس انپیتی، بلکه براساس پادمانهایش فناوری هستهای داشته باشد و به این فعالیتهایش ادامه بدهد. به نظر میرسد شما خواستههایی فراتر از انپیتی از ایران دارید. حال آن که در انپیتی بر حق هستهای ایران تصریح شده است.
متاسفانه باید بگویم تا زمانی که آژانس این مساله را روشن نکرده باشد، فعالیتهای هستهای ایران در راستای کامل تعهدات انپیتی نخواهد بود. شاید شما با این سخن موافق نباشید اما این واقعیت است.
یک نکته را میخواهم بگویم و آن این که فقط ما با خواستههای فراتر از انپیتی مخالف نیستیم، بلکه آژانس نیز با این موضوع مخالف است.
دیگر بس است.
فقط اجازه بدهید یک نکته را بپرسم.
من دیگر به سوال شما پاسخ نمیدهم چرا که پاسخ شما را گفتم.
میخواهم با صراحت در این خصوص اظهارنظر کنید؛ چرا ایران نمیتواند تحت کنترل جامع آژانس بینالمللی انرژی اتمی غنیسازی داشته باشد؟
زیرا آژانس اعلام کرده است ایران به صورت کامل به معاهده منع تکثیر هستهای پایبند نبوده است.
متن گزارش آژانس اینجا موجود است، اما من نمیخواهم متن گزارش را بخوانم. آژانس هرگز نگفته است ایران به خواستههای آژانس عمل نکرده است. آژانس تصریح کرده خواستار همکاری ایران است و سوالاتی باقی مانده که باید به آن پاسخ داده شود.
عجب، من خوشحال هستم که شما محمد البرادعی مدیرکل آژانس را بیشتر از من میشناسید، اما واقعیت این طور نیست.
آیا ممکن است بسته پیشنهادی ایران پایه و اساس گفتگوها باشد؟
همان طور که گفتم، پیشنهادی که آنها به من ارائه کردند سرفصلهایی دارد.
بله، شما به این مساله اشاره کردید. آیا در حال حاضر نمیتوان بسته پیشنهادی ایران را پایه و اساس مذاکرات قرار داد؟
به نظر من ایران خواستار این است که درباره این مساله گفتگو شود و ما هم میخواهیم درباره مسائل دیگری صحبت کنیم. ما امروز از گفتگوهای قبلی فراتر رفتیم. گفتگوها درباره مسائل مفصلتر و مشخصتر بود. مذاکراتی که ما میخواهیم آغاز شود مذاکراتی جامع است. باز هم میخواهم این نکته را تصریح کنم تا ماهیت فعالیتهای هستهای شما با تعلیق غنیسازی روشن نشود، ما نمیتوانیم وارد مذاکرات شویم. جامعه ایران باید این مساله را درک کند.
آیا فکر نمیکنید گفتگو درباره مذاکرات، آن هم با پیششرط، رویکرد خوبی نباشد، زیرا گروه 1 + 5 همواره از مذاکرات با پیششرط سخن میگوید. آیا فکر میکنید این شیوه درست است؟
به نظر من این روند در بسیاری از مواقع طبیعی است. البته نباید از عبارت پیششرط استفاده کرد. ایران باید به درخواستهای مطرح از سوی ما که آژانس نیز به رسمیت شناخته است، به صورت کامل عمل کند. اگر این مساله حل شود، گام بسیار مهمی برداشته خواهد شد.
جناب آقای سولانا! چرا پیششرط؟
شما از این خواست ما با عنوان پیششرط صحبت میکنید ما میخواهیم با کشور شما در بسیاری از حوزهها همکاری داشته باشیم. ما میخواهیم در حوزههای زیرساختها، اقتصاد و حوزههای دیگر همکاری داشته باشیم. این طبیعی است که ما بدانیم با کشوری همکاری میکنیم که توان هستهای را به سوی اهداف دیگر غیر از تولید انرژی منحرف نخواهد کرد.
به نظر من صحبت از پیششرط نتایج خوبی نخواهد داشت.
چرا که نه. باید منتظر ماند و دید. باید این روند ادامه پیدا کند و باید پشتکار داشته باشیم.
اما همانطور که میدانید، الان موضوع مطرح همین پیششرط تعلیق است.
باید با پشتکار این روند ادامه پیدا کند. ما امروز بستهای را پیشنهاد کردیم که من امیدوارم پاسخ خوبی به آن داده شود. این مسائل دشوار است، اما به نظر من حل کردن آنها امکانپذیر است.
آیا فکر نمیکنید نگاه شما به پرونده هستهای ایران بیشتر سیاسی باشد؟
این بستگی به این دارد که چگونه سیاست را تعریف کنید. همه مسائل یک بعد سیاسی دارند اما مساله هستهای ایران، اساسا فنی است.
اجازه بدهید به موضوع اعتمادسازی بپردازیم که بسیار اهمیت دارد. ایران با تعلیق غنیسازی خود به مدت 2 سال و نیم این کار را انجام داد و حتی پروتکل الحاقی را امضا کرد و اقدامات دیگری نیز صورت داد. شما به خوبی این مسائل را به خاطر دارید، اما این اقدامات ایران هیچ نتیجهای نداشت. نکته مهم دیگر در جهان هستهای، موضوع سیاستهای دوگانه است. من میخواهم شما به عنوان مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی به این سوال پاسخ دهید که موضع شما در قبال برنامه هستهای اسرائیل چیست که سیاست ابهام تعمدی توصیف میشود. در عین حال کشورهایی وجود دارند که انپیتی را امضا نکردهاند، هند و چین از جمله این کشورها هستند و ما شاهد آن هستیم که جامعه بینالمللی چگونه با این کشورها رفتار کرده است.
کشورهایی که پیمان منع تکثیر هستهای را امضا کردهاند، باید به آن پایبند باشند. کشورهایی که این پیمان را امضا نکردهاند وضع متفاوتی دارند. درخصوص منطقه خاورمیانه باید به مسائل آن توجه داشت که شما میدانید خاورمیانه چه وضعی دارد و چه سیاستهایی درخصوص آن مطرح است. چیزی که ما به هیچوجه نمیخواهیم در این منطقه بروز کند وجود تسلیحات هستهای بیشتر است. به اندازه کافی در این منطقه تسلیحات وجود دارد. من میگویم که ما خواهان منطقه خاورمیانهای عاری از تسلیحات کشتار جمعی هستیم. خاورمیانه نیازمند طرح جامع امنیتی است.
آیا ممکن است درباره عاریسازی منطقه خاورمیانه از تسلیحات هستهای توضیحات بیشتری بدهید؟ آیا این سخن، اسرائیل را نیز در بر میگیرد؟ آیا حاضر هستید اقداماتی صورت بدهید و فقط به صحبت اکتفا نکنید؟ آژانس بینالمللی انرژی اتمی میگوید فعالیتهای هستهای ایران صلحآمیز است اما این مساله به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع داده شده است. آیا این رویکرد نباید به جای ایران در مقابل اسرائیل اتخاذ میشد؟
همانطور که میدانید، در منطقه خاورمیانه طرح جامع امنیتی وجود ندارد، حال آن که در اروپا و در بسیاری دیگر از نقاط جهان چنین پیمانهایی وجود دارد. در منطقه خاورمیانه بنا به دلایل تاریخی، داشتن یک طرح جامع امنیتی ناممکن است. به نظر من در حال حاضر فرصتی برای انجام این کار فراهم شده است و کشورهای منطقه باید این کار را انجام بدهند. ما خوشحال خواهیم شد در این زمینه همکاری کنیم. کشور شما همانند بسیاری از کشورهای دیگر منطقه باید نقش مهمی در این زمینه ایفا کند. بار دیگر میگویم که باید به وضع منطقه خاورمیانه توجه داشت. با توجه به رنجهای مردم منطقه وجود یک توافق جمعی امنیتی در این منطقه بسیار حائز اهمیت است. متاسفانه اختلافات داخلی موجود در کشورهای منطقه خاورمیانه مانع تحقق پیدا کردن این مساله میشود. من بسیار مایل هستم این کار انجام شود.
سوال آخر ما که بسیار اهمیت دارد، درباره دید شخصی شما راجع به موضوع هستهای ایران است. شما قبل از آغاز گفتگو با ما تصریح کردید که جریانی آغاز شده است.
من فردی خوشبین هستم، اگر غیر از این بود، کارهایی را که در حال حاضر مشغول انجام دادن آن هستم انجام نمیدادم. من در تلاش هستم برخی از مشکلات را حل کنم. حل این مشکلات نیازمند خوشبین بودن است. باید خوشبینی بسیار قابلتوجهی داشته باشیم.

بیتوجهیسولانا به همکاری ایران و آژانس
آژانس باید این تضمین را داشته باشد که ایران همانند کشورهای دیگر درباره فعالیتهای هستهای خود تضمین داده است. این روند جاری آژانس است. در طول تاریخ آژانس شاهد آن بودهایم که کشورهای بسیاری از این روند عبور کردهاند. آژانس ماهیت فعالیتهای برخی از این کشورها را تایید کرده است. تحقیقات درخصوص برخی دیگر از این کشورها ادامه دارد. این واقعیت دنیای امروزی است. به موازات آن که وارد قرن 21 میشویم، باید به این مساله توجه داشته باشیم که این مساله بسیار حائز اهمیت است. مهمترین مساله برای ساخت رآکتورهای تولید انرژی هستهای در جهان تولید اورانیوم است؛ ما تمایل داریم با کشور شما برای رسیدن به این توان همکاری کنیم. ایران از نظر گاز، کشوری غنی است. ایران از نظر منابع نفتی کشوری غنی است. البته منابع انرژی ایران نامحدود نیست. بنابراین طبیعی است که درک کنیم ایران بخواهد هر تعداد که نیاز دارد رآکتور تولید انرژی اتمی داشته باشد. ما آماده هستیم در ساخت این رآکتورها همکاری داشته باشیم، البته اگر ببینیم براساس نظر ما، این رویه از همکاریها وجود دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم