
نخستین آثار شما را کیومرث مرادی بهصورت حرفهای روی صحنه برده و این همکاری نویسنده و کارگردان تا امروز بارهاوبارها تکرار شده است. چرا اجرای آثارتان را تنها به یک کارگردان میسپارید؟
خب، مهمترین دلیل ایناست که هر دوی ما در یک گروه تجربه هستیم و بههرحال طبیعی است که همکاریمان هم در این گروه تئاتر پیوسته و مستمر بوده است. علاوه بر این، کار کیومرث مرادی و نگاهی که به نمایشنامه و اجرای آن دارد با جنس کارهای من و دیدگاهم نسبت به آثار همخوانی دارد. ما در قالب گروه تئاترمان همیشه تجربیات خوبی داشتهایم و دلیلی وجود نداشته که این اشتراک دیدگاه و سلیقه منجر به قطع همکاری بشود. ضمن اینکه من به سیستم حرفهای کار نویسنده به صورت مستمر با کارگردانهای مشترک اعتقاد دارم و فکر میکنم در این صورت دستیابی به هدف برای گروه جدیتر و بهتر خواهد بود.
به نظر میرسد شما به عنوان خالق آثار نمایشی، علاقه زیادی به تغییر شیوه و آزمودن تجربیات جدید دارید؛ به عنوان مثال یک سال پیش در مرگ و شاعر اساطیر هند را مورد توجه قرار داده بودید و امسال در رویای نیمهشب رویکرد مدرنی به نمایش ایرانی دارید.
من و بقیه اعضای گروه میکوشیم در هر تئاتر جدیدی که کار میکنیم با حفظ علاقهمندی دست به تجربههای تازهتری بزنیم. یکی از تجربههای جذاب برای من همواره این بوده که ببینم بازمانده مهجور نمایشنامههای ایرانی چگونه میتواند روی صحنه شکل بگیرد؛ به عنوان مثال تعزیه در همین تهران امروز دیگر به یک موزه تبدیل شده و به شکلی منجمد در آمده که تنها وجه تاریخیاش را به ما نشان میدهد. سعی من در رویای نیمهشب به حرکت در آوردن این شیوههای مهجور نمایشی بوده است. این که شما میگویید، درست است و تقریبا در هر نمایش سعی کردهایم یکی از انگیزههایمان را به چالش با جریان تولید وادار کنیم.
به نظر میرسد خودتان به عنوان نویسنده هیچ ترسی از قرار گرفتن در تقسیمبندیها ندارید؛ مثلا آیا نمیترسید که تئاتر و نمایشنامه شما را به نمایش شرقی و ایرانی نزدیک کنند و ضد ساختارتان به عنوان شکل قاعده ضد غربی آن بدانند؟
معتقدم زبان هنر و تئاتر جهانی است و در عین حال تا اندازهای هم با این تقسیمبندی تئاتر غربی و نمایش شرقی موافق هستم. اصولا اعتقاد دارم که آوردن تئاتر غربی به ایران میتواند ساختاری ترکیبی و مستقل از تئاتر را به دنبال داشته باشد. این که چطور میتوان فرهنگ یک نمایش تکگویی مثل تعزیه را با دیگر نمایشهای ایرانی و شیوهها و ساختارهای دیگر ترکیب کرد، برایم جذابیت دارد. در رویای نیمهشب هم به دنبال پاسخ به این پرسش بودم که آیا میتوان اینها را با هم ترکیب کرد؟ این کولاژ برای من از همه چیز مهمتر بوده است.
فکر نمیکنید همین ویژگیهای چندگانه و هدف دستیابی به ترکیب ممکن است باعث آشفتگی کار هم بشود؟
در این مورد خودم نمیتوانم قضاوت کنم. من آنقدر درگیر کارها هستم که نمیتوانم در این موردنظر کامل و جامعی داشته باشم. به نظر من این حوزه انتهایی ندارد و هر لحظه میتواند شکل جدیدی به خود بگیرد.
در مجموعه کارهایتان نگاه ویژهای به اسطورهها و آیینها دارید و به نظر میرسد که این نگاه با هر کار جدید شما کاملتر هم می شود.
بله، یکی از حوزههای مطالعاتی که خیلی برایم جذابیت دارد، اساطیر شرق و اسطورههای ایرانی است. در مورد رویکرد اینچنینی البته من اراده نمیکنم و تصمیم نمیگیرم. این وجه پرداخت درکارهایم آنقدر سیطره قالبی دارد که الگوها و فضاها، خواه ناخواه راهشان را به نمایشنامهها باز میکنند. از این بابت ناراحت نیستم و فکر میکنم این رویکرد برایم جذابیت و اهمیت زیادی دارد.
هیچ گاه نگران درگیر شدن مخاطب با آثارتان بودهاید؟ به عنوان مثال چندگانگی بیان تلفیق سبکها، شیوهها و... در مرگ و شاعر باعث شده بود مخاطب نتواند ارتباط موثر و محکمی با نمایش برقرار کند.
البته از زمان نگارش و اجرای مرگ و شاعر یک سال گذشته و این نمایش تجربهای بوده که تمام شده است؛ هرچند من پس از اجرا دوباره نمایشنامه را بازنویسی کردم. تجربه مرگ و شاعر به خلق یک اسطوره ناشناخته مربوط میشد که در رویای نیمهشب هم ادامه پیدا کرد و کاملتر شد.
در واقع این نمایشنامه بهتر و بیشتر با مخاطب ارتباط برقرار میکند و چنین نتیجهای حاصل آزمون تجربه کار قبلی بود. ما متوجه ضعفها و قوتهای مرگ و شاعر هم بودیم. این نمایشنامه پیچیده بود، چون زمانها را درهم تنیده داشت؛ ولی در ضمن ساده و جذاب هم بود. چون رویهای ساده و قابل فهم داشت. این تجربه در رویای نیمهشب کاملتر شد و فکر میکنم در حوزه ارتباط نتیجه هم داده است.
حالا که چندین شب از اجرای رویای نیمهشب گذشته آیا از اجرا راضی هستید؟ میزان رضایت تماشاگر و نقدها را چگونه ارزیابی میکنید؟
من کارگردان نیستم، بنابراین خیلی ذهنیت کارگردانی ندارم، پس نمیتوانم به طور دقیق در این مورد نظر بدهم. به نظر من مهمترین اتفاق این است که گروه، ذهن و نظر و دیدگاه هم را میفهمند. در ضمن اگر از اجرای نمایش رضایت نمیداشتم، به یقین تجربه این همکاری را با گروه ادامه نمیدادم.
من نقدها را میخوانم و با دقت به آنها توجه میکنم و برای نظرات مختلف هم احترام قائلم. اما مساله این است که نقدها آنقدر متنوعند که اگر بخواهیم خیلی به آنها تکیه و تاکید داشته باشیم ممکن است تمرکز و توجه به کار را از دست بدهیم. برخی اجرا را مقدم بر متن میدانند و برخی متن را سوار بر اجرا. من نکات مثبت زیادی را از نقدها برداشت میکنم؛ اما واقعیت این است که رابطه نویسنده و کار آنقدر متغیر است که محدوده و گسترهای وسیعتر را شامل میشود.
مهدی نصیری
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
رئیس جمعیت هلالاحمر در گفتوگو با «جامجم» تشریح کرد
دکتر مرندی در گفتوگو با «جامجم» پیامدهای واقعی فعال شدن اسنپ بک را نزدیک به صفر ارزیابی کرد