ببر هندوستان در مستند 5

«فیلم‌های خوب نیز همچون قصه گویان خوب اصطلاحات خود را در همان لحظات اولیه روشن می‌کنند، به طوری که تماشاگر با هیجانی لذت بخش و قراردادهای نانوشته مواجه می‌شود» مایکل رابیگر، فیلم مستند معادلی تصویری برای یک واقعه عینی یا مجموعه اطلاعاتی مکتوب در خصوص سند تاریخی یک فرهنگ یا جامعه نیست.
کد خبر: ۱۸۰۷۹۴

مستند همانقدر از خلاقیت هنری بهره می‌برد که یک فیلم داستانی. در واقع برای تصویری کردن سندی تاریخی  اجتماعی دلیل موجهی متناسب با نگاه هنرمندانه نیاز است نه این که مقصود تنها پیام دهی با ابزاری متفاوت باشد. امروزه حتی سازندگان فیلم‌های تبلیغاتی هم این را دریافته اند و با رویکردی متفاوت به معرفی محصولات خود می‌پردازند. مایکل رابیگر در جای دیگری از کتاب خود با عنوان کارگردانی مستند، ترجمه حمیدرضا لاری می‌نویسد: امروزه سینمای مستند در سراسر جهان حال و روز بهتری یافته است. مستند مستقل با رویکردهای تازه و اهداف جدید، علاقه انبوه تماشاگران را به خود جلب کرده و دوباره به پرده سینماها بازگشته است. ورود تجهیزات ویدئو دیجیتال و دستگاه‌های کوچک و کم حجم کامپیوتری برای فرآیندهای پس از تولید، که بدون شک دگرگونی‌های عمیقی را در تولید فیلم به طور اعم و سینمای مستند به طور اخص ایجاد خواهند کرد، ظاهرا سرعت این تغییر را باز هم بیشتر می‌کند. برای فیلمسازان مستقل، آینده هیچ وقت چنین هیجان انگیز نبوده است». در چنین شرایطی و در حالی که فیلم مستند از بسیاری جهات خود را بر فیلم‌های داستانی برتری داده و موفق به جذب گسترده مخاطب شده است و حتی ساخت فیلم داستانی هم در این فضای غالب، وسواس بیشتری پیدا کرده ساختن فیلم مستندی که از امکانات امروزی بهره نبرد و جایگزینی هم برای نادیده انگاشتن این جذابیت‌های فراوان نداشته باشد، چه توجیهی خواهد داشت؟ قسمتی از برنامه مستند 5 که به موضوع هندوستان و اسطوره ببر در این سرزمین اختصاص داشت، نمونه چنین برنامه‌هایی است که در این دوره و زمانه حتی بسختی می‌توانند دیده شوند. این برنامه نه تنها سیر روایی تازه و گیرایی ندارد بلکه در بهره گیری درست از همان اصول کلاسیک و نخ نما شده ساخت مستند هم ناتوان است. هیچ گونه انتخاب خلاقانه‌ای در تدوین که مهم‌ترین ابزار مستندساز برای رقابت با گونه فیلمسازی داستانی است، در آن دیده نمی‌شود. نماها به خودی خود هیچ استقلالی ندارند و فقط کار تصویرسازی متن را آن هم نه به صورت موفق به عهده دارند. به عنوان نمونه برای نشان دادن تحول شخصیتی فردی به نام جیمز کوربت که برنامه می‌خواهد به معرفی او بپردازد، در یک نما او را در جنگل می‌بینیم که به شکار رفته است. در نمای بعد می‌بینیم او بلافاصله شکارش را پیدا کرده و در نمای بعد ببر به او حمله ور می‌شود و او ببر را با تیر می‌زند. نمای بعدی هم ندامت او از این عملش است که به مدد اشاره مستقیم متن از آن مطلع می‌شویم: «جیمز احساس ترحمی نسبت به ببر پیدا کرد» در ادامه هم بدون مقدمه می‌بینیم که جیمز به شکار رفته، منتها این بار به جای اسلحه دوربین به همراه دارد. به گفته گوینده متن، «جیمز به این فکر افتاد که عظمت این گربه جادویی را ثبت کند». و ما ناچاریم این تحول دفعی را هم از شخصیت اصلی مورد بحث باور کنیم. بگذریم که تصاویر هم واقعی نیستند و مستند بازسازی شده‌اند و دقتی که برای ساخت یک پلان داستانی، مورد نیاز است هم اینجا لحاظ نشده حال آن که مستند بازسازی شده به دلیل ادعای مستندنمایی دقت مضاعفی را در این خصوص می‌طلبد. این برنامه از سری برنامه‌های مستند 5 از فقدان کلیتی منسجم و مشخص هم رنج می‌برد. معلوم نمی‌شود فیلم یک مستند حیات وحش است یا می‌خواهد در باب اسطوره‌های هندوستان صحبت کند یا این که موضوع بحث، مذهب، دین و فرهنگ و آداب و رسوم هندوهاست یا قرار است با پیشینه تاریخی و باستانی هندوستان آشنا شویم یا اصلا موضوع محوری، زندگی شخصیتی به نام جیمز کوربت است که متولد کومائون در دامنه هیمالیاست. این آشفتگی بیانی از آنجا نشات می‌گیرد که رابطه‌ای منطقی میان موضوعات مختلف مورد نیاز مرتبط با معرفی شخصیت مورد نظر در فیلم وجود ندارد. مثلا درست میان صحبت از ببر و تصاویر جنگل و شکار، برش زده می‌شود به معابد هندوستان با این گفتار روی تصویر که: «هندوستان سرزمینی با تاریخ معنوی است». عجیب تر این که در ادامه ادعا می‌شود که: «ایمان در معابد خلاصه نمی‌شود» و سعی می‌شود ببر هم جزئی از تاریخ معنوی هندوستان به شمار آید و این مقدمه چینی سطحی و فاقد عمق، کلام را از تأثیر اندک احتمالی‌اش هم تهی می‌کند. به طور کلی، نگاهی متعصبانه به اسطوره قومی ببر تم مورد تاکید برنامه است و در این خصوص افسانه ها، باورهای عام و امثال اینها شاهد آورده می‌شود که خودشان منشأ تعصبات وطنی‌اند. حال آنکه از اصلی ترین مباحثی که برنامه نیازمند تشریح آن است بررسی همین چرایی اهمیت ببر در فرهنگ هندو است، به گونه‌ای که مخاطب از هر کشور و سرزمین و قوم و نژادی که باشد، لزوم توجه به بقای نسل ببرها در هندوستان و دلیل اهمیت آن در اسطوره‌های آنان را باور کند. چه طور می‌شود برنامه در متن چنین ادعایی داشته باشد که: «اگر ببرها از میان بروند، بر کل زنجیره حیات تأثیر خواهد گذاشت» اما چرایی آن مورد اشاره قرار نگیرد. و بالاخره به دلیل همین کلیت نامنسجم و جزئیات نادرست، تماشای چنین برنامه‌ای با مدت زمان نسبتا زیادی که دارد، در میان خیل شاهکارهای مستند روز دنیا متأسفانه خالی از سود و فایده لازم خواهد بود.

این برنامه ساعت 30/1 هر بامداد از شبکه 5 سیما پخش می‌شود.

آزاد جعفری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها