در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این گونه برنامهها را میتوان نقد «رسانه در رسانه» نامگذاری کرد. رسانه دیداری با حضور کارشناسان رسانه شنیداری به نقد رادیو مینشیند. این گونه رفتار رسانهای را میتوان حرفهایترین نوع نقد دانست. قبل از اینکه دیگران عیب یک رسانه فراگیر را بازگو کنند و گاهی از آن چماق بسازند، خود رسانه آسیبهایی تهدید کننده را که در درون خود دارد شناسایی میکند و مسلما بعد از شناسایی میتواند از ادامه آن پیشگیری کند و بدین طریق محدوده خود را حفظ و دامنه خطاها را کمتر میکند.
برنامههایی چون دو قدم مانده به صبح، دوشنبه شب به مخاطبان خود آگاهی میدهد تا آنها در زمان شنیدن یک برنامه رادیویی بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند و بدانند چه برنامهها و چه گویندگانی درست عمل میکنند و کدامها دنیای حرفهای رسانه را نمیشناسند و با عبور بیدلیل از مرزهای مشخص، ماهیت رسانه را به خطر میاندازند. اینگونه برنامهها به مخاطبان آموزش میدهند و آنها را در انتخاب درست یاری میکنند اما آیا این قبیل برنامهها برای اهالی رسانه هم مفید فایده است؟ آیا آنها با همان علاقهای که عموم مردم اینگونه برنامهها را پیگیری میکنند، به تماشای این برنامهها مینشینند و یا چون رابطه استاد و شاگردی در جامعه ما کمرنگ شده است جوانترها بیتوجه به راهی که پیشکسوتان با سالها تجربه مقابل آنها گذاشتهاند به راه خود میروند و بیشتر از آنکه به بقا بیندیشند به رقابت فکر میکنند؟
دو قدم مانده به صبح به عموم مردم آگاهی میدهد. این آگاهی به مخاطبان میآموزد که انتخاب کنند بنابراین شاید بهتر باشد از این آگاهی اهالی رسانه نیز بهره ببرند؛ چون در صورت غفلت از این آگاهی رسانهای، امکان دارد مخاطبان از آنها جلوتر حرکت کنند و اگر چنین شود،حرکت در سراشیبی و سقوط آغاز میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: