در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این حال نصرت فاتحعلیخان تا زمانی که پدرش زنده بود اجازه نداشت در جمع قوالی کند: «پدرم (استاد فاتحعلیخان که او هم قوال سرشناسی بود) سال 1964 درگذشت. یک شب در خواب سراغ من آمد و از من خواست که حرفه او را ادامه بدهم. من به او گفتم که نمیتوانم، پدرم گفت باید بیشتر سعی کنم، سپس او گلوی مرا با دست خود گرفت و من از خواب بیدار شدم».
نصرت فاتحعلیخان را در سراسر دنیا میشناسند. آخرین تصویرهایی که از این مرد در ذهن بسیاری از مردم باقی مانده، مرد درشتاندامی است که در میان حلقه قوالان مینشست و با صدای جادویی خود آوازهایی میخواند که برای بیشتر مردم کره زمین پیامی نامفهوم داشت، اما در قلب آنها نفوذ میکرد. آوازهای فاتحعلیخان برای ما ایرانیها به دلیل مشترکات زبانی قابل فهمتر است و به همین دلیل تاثیر دوچندانی دارد. حتی اگر بارها و بارها دو قطعه «نه من بیهوده گرد کوچه و بازار میگردم» یا «مست، مست» را گوش دهید باز هم نمیتوانید در لحظههای اوج دو قطعه براحتی بر احساسات خود غلبه کنید.
نصرت فاتحعلیخان از معدود کسانی بود که قوالی را از مرزهای هند و پاکستان خارج کرد و با هنرمندان غربی برنامه اجرا کرد. یکی از این غربیها که شیفته او شد، پیتر گابریل است که حتی بنیادی برای ضبط موسیقی شرقی تاسیس کرد. او درباره نصرت فاتحعلیخان میگوید: من صدای بسیاری از خوانندگان بزرگ عالم را با شیفتگی در بایگانی ذهن خود دارم، اما میتوانم بیاغراق بگویم هنوز هیچ خوانندهای را نیافتهام که صدایش ژرفا و عمق و ثقل و گرمای صدای استاد نصرت را داشته باشد. او همواره مرا شیفته و از خود بیخود میکرد. موسیقی و آواز او گنجی پایانناپذیر است؛ گنجی در میان دیگر گنجهای لایزال موسیقی و هنر مشرقزمین.
روزهای کودکی
نصرت فاتحعلیخان ملقب به شاهنشاه قوالی در 13 اکتبر 1948 در شهر لیالپور ایالت پنجاب پاکستان، در خانوادهای که سابقهای 500 ساله در هنر موسیقی و قوالی داشتند، به دنیا آمد. پدرش
فاتحعلی خان احیاگر بزرگ هنر قوالی در هند بود. او پس از بازگشت به پاکستان با جدیت تمام به قوالی ادامه داد و با حضور در رادیوی پاکستان و استفاده از اشعار اقبال لاهوری و اجرای برنامههای زنده، هنر قوالی را در پاکستان دوباره احیا کرد.
او آموزش موسیقی به پسرش نصرت را با طبل آغاز کرد. تا سال 1964 که فاتحعلی خان پس از یک دوره بیماری طولانی درگذشت، نصرت هر آنچه را که ممکن بود از پدر آموخت و در آن سال (زمانی که 16 ساله بود) 40 روز پس از فوت پدرش، برای اولین بار در انظار عمومی به اجرای قوالی پرداخت. اجرای او در آن روز تحسین همه را برانگیخت و خانوادهاش به خاطر استعدادی که نصرت نشان داده بود، از او حمایت کردند. در 23سالگی به عنوان رهبر یک گروه قوالی انتخاب شد و یک سال پس از آن در معبد هندوها در ایالت راجستان به اجرای برنامه پرداخت، جایی که قبل از او هیچ هنرمندی به آنجا راه نیافته بود.
او در سال 1973 اولین آلبوم خود را منتشر کرد و تا سال 1993 موفق به انتشار بیش از 50 آلبوم شد. از این آلبومها، میلیونها کپی در سراسر هند و پاکستان به فروش رفت و با استقبال گسترده مردم، در بیرون از شبه قاره هند هم مواجه شد. موفقیتهای فاتحعلی خان تا سال 1993 ادامه یافت و ترانههای او با استقبال بینظیری در سراسر جهان روبهرو شد. هر چند اغلب مردم زبان او را نمیدانستند، اما صدای او آنها را به وجد میآورد. مردم با شنیدن صدایش تحتتاثیر قرار میگرفتند و گاهی بشدت گریه میکردند.
پیتر گابریل هنرمند انگلیسی (که اولین اجرای نصرت خان در آمریکا با همکاری او انجام شد و ناشر آلبومهای او در کشورهای غربی بود) در یکی از اجراهای او، بشدت تحت تاثیر قرار گرفت، او میگوید: «صدای او، صدای حزنانگیزی است که از اعماق دل برمیآید و این استعداد خارقالعاده فقط در وجود او نهفته است.»
این هنرمند در ساخت چند موسیقی فیلم نیز همکاری داشته است که از جمله میتوان به ساخت موسیقی فیلمهایی چون «آخرین وسوسه مسیح» ساخته مارتین اسکورسیزی، «راه رفتن مرد مرده» ساخته تیم رابینز، «ملکه راهزن» و فیلم «آنها عاشق هم خواهند شد» (این دو فیلم هندی یک روز بعد از فوت او در هند اکران شد) اشاره کرد. نصرت فاتحعلی خان همچنین با ستارگان بزرگ موسیقی دنیا از جمله پاورتی نیز همکاری داشته است.
موسیقی قوالی عموما با ادای جملات آوازی و ساده (حضیض) شروع میشود و به تدریج سرعت و ضرباهنگ موسیقی در آن افزایش پیدا میکند. ترکیب ضربی ساز طبلا و دست زدن خوانندگان و آواز قوال، با ذکر نام خداوند و حضرت علی(ع) به اوج خود میرسد.
امروزه گروههای قوالی بسیاری در پاکستان فعالیت دارند که از جمله آنها میتوان به دو گروه که به نوعی به فاتحعلی خان منسوب هستند اشاره کرد: یکی برادرزاده او «راحت فاتحعلی خان) که از بچگی در کنار او بوده و در گروهش به اجرا میپرداخت و دیگری گروه قوالی «رضوان معظم» که خواننده آن هم از بستگان نصرت بوده است.
فاتحعلی خان در سالهای آخر عمر با این که از بیماری دیابت رنج میبرد و وزن بدنش افزایش غیرعادی داشت، با این حال باز هم به اجرای برنامه میپرداخت و 3 تا 4 ساعت آواز میخواند. او برای پیوند کلیه مرتبا به آمریکا سفر میکرد تا این که در 16 آگوست 1997 در یک سوئیت اختصاصی در بیمارستانی در لندن تسلیم مرگ شد. این هنرمند قبل از مرگ به پزشکان معالج خود گفته بود: «مواظب گلوی من باشید.»
پویا قریشی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: