سیدورف:

به نژادپرست‌ها توجهی ندارم‌

کلارنس سیدورف بازیکن خط میانی میلان در یک دهه گذشته همواره از بهترین هافبک‌های جهان بوده است. او که بتازگی با تصمیمی ناگهانی و غیرمنتظره از حضور در جام ملت‌های اروپا کناره‌گیری کرد در طول سالیان اخیر با آژاکس، رئال مادرید و میلان لیگ قهرمانان اروپا را فتح کرده تا تنها بازیکنی باشد که با پیراهن سه تیم مختلف این عنوان ارزشمند را به دست می‌آورد.
کد خبر: ۱۷۹۷۱۲
سیدورف متولد کشور سورینام است و همچون رود گولیت، فرانک رایکارد و خیلی از بازیکنان سال‌های اخیر تیم ملی هلند از این کشور آفریقایی به فوتبال اروپا راه یافته است. کایر ردنج فوتبال‌نویس سرشناس مجله ورلدساکر این مصاحبه را با این هافبک باتکنیک ترتیب داده است.

چطور شد فوتبالیست شدی؟

به یاد می‌آوردم وقتی کودک بودم با دوستانم در کوچه فوتبال بازی می‌کردیم. بعد از آن تا 16 سالگی در مدرسه بازی می‌کردم. حالا که فکر می‌کنم می‌بینم برای والدینم خیلی سخت بود که هر دو کار کنند تا بتوانم به فوتبال بپردازم. ما از نظر مالی در شرایط چندان خوبی نبودیم.

کمی بیشتر ازوالدینت بگو.

آنها هر دو در اداره بهداشت کار می‌کردند. مادرم پرستار بود و پدرم متخصص تغذیه کودک. آنها به اقواممان خیلی کمک کردند. بسیاری از آنها که در سورینام زندگی می‌کردند، برای مهاجرت به هلند مدتی در خانه ما زندگی می‌کردند تا جایی را برای زندگی دست و پا کنند. خود ما هم کم و بیش چنین شرایطی داشتیم. اول پدرم از سورینام به هلند رفت. من تا 5/2 سالگی او را ندیدم. پدرم تا آن زمان کار کرد تا بتواند خانه‌ای برای زندگی‌مان تهیه کند و بعد ما به او ملحق شدیم.

با شهرت چگونه کنار می‌آیی؟

وقتی شما مشهور می‌شوید، زندگی خصوصی معمولی شما به پایان می‌رسد. دیگر مردم می‌خواهند همه چیز را درباره شما بدانند. برای من کنار آمدن با این قضیه آسان بود.

البته شما می‌توانید نوع دیگری از زندگی خصوصی داشته باشید نباید به این فکر کنید که مردم راجع به شما چه فکری می‌کنند، هر چیز کوچکی که شما بگویید، هر کاری که بکنید دیده می‌شود و شما درخصوص همه آنها مسوولیت دارید. من در این زمینه هیچ مشکلی نداشته‌ام و سعی کرده‌ام الگوی خوبی برای بازیکنان جوان باشم.

تو در سیستم جوانان باشگاه آژاکس پرورش یافته‌ای. آیا این سیستم هنوز همان طراوت را دارد؟

تغییرات زیادی در آن به وجود آمده است و آنها مثل گذشته به آن توجه نمی‌کنند. در زمان من، مربیان کلاس بالای زیادی آنجا کار می‌کردند که به استعدادهای جوان توجه ویژه‌ای کرده و آنها را به مدارج بالا می‌رساندند.

در حال حاضر اغلب این بازیکنان جوان و بااستعداد، باشگاه‌های دیگر را انتخاب می‌کنند. با این حال من دوران شیرینی در سیستم جوانان آژاکس داشتم، خصوصا زمانی که به بلژیک، فرانسه و آلمان سفر می‌کردیم. این سفرها فرصت تجربه‌اندوزی بزرگی بود که به ما کمک می‌کرد زبان‌های دیگر را یاد بگیریم.

بعد از ترک آژاکس، به سمپدوریا رفتی ولی خیلی زود پیراهن رئال مادرید را پوشیدی. آیا این انتقال به ایتالیا موفقیت‌آمیز بود؟

نه. درست برعکس. این انتقال برایم جنبه آموزشی داشت. توانستم چیزهای زیادی خارج از مدرسه فوتبال آژاکس و باشگاه آژاکس یاد بگیرم. با فرهنگ جدیدی آشنا شدم و سبک دیگری از زندگی و فوتبال را آموختم. در سمپدوریا خیلی پیشرفت کردم تا این که فابیو کاپلو از من خواست به رئال مادرید بروم. از آن موقع بود که همه چیز برایم بهتر و بهتر شد. در سمپدوریا مربی‌ام اسون گوران اریکسون بود که خیلی به من کمک کرد. او برایم مربی زندگی بود، یک مرد بسیار جالب.

راجع به دوران حضورت در رئال مادرید هم صحبت کن.

کاپلو فقط یک فصل در رئال مادرید مربیگری کرد. بعد از او، یوپ هینکس و ویسنته دل‌بوسکه آمدند. در آن زمان باشگاه 32 سال بود که جام باشگاه‌های اروپا را نبرده بود. رئال فصل قبل از کاپلو بسیار ضعیف ظاهر شده بود و وقتی ما آمدیم، باشگاه حتی نمی‌توانست در جام باشگاه‌های اروپا بازی کند. بازیکنان ما بسیار حریص و با استعداد بودند که می‌خواستند افتخار کسب کنند.

ما خیلی خوب شروع کردیم. وقتی من آنجا بودم لیگ قهرمانان اروپا، لیگ اسپانیا، جام باشگاه‌های جهان و سوپر‌جام اسپانیا را بردیم. ما بازی‌های خوب زیادی انجام دادیم که پایه‌گذار مادریدی بود که به کهکشانی‌ها مشهور شد.

پردراگ میهاتوویچ همبازی آن موقع تو مدیر ورزشی رئال مادرید شده است. آیا از این پست او متعجب شدی؟

نه می‌دانستم او برای چنین شغلی کارش را با جدیت دنبال می‌کند. او دوست خوبی برایم بود. با این که در باشگاه دیگری هستم، اما دوست دارم در کارش موفق باشد و بتواند مدت‌ها در این پست بماند. او همیشه شخصیت مثبت و جالبی داشت و یک هوادار مادرید بود.

آیا در مادرید این فشار وجود داشت که فقط بردن کافی نیست، بلکه باید با بازی زیبا پیروز شد؟

تمام باشگاه‌های بزرگ چنین هستند و به این دلیل است که فوتبالیست‌های بزرگ دوست دارند در چنین تیم‌هایی بازی کنند. من در اسپانیا از زندگی و فوتبال لذت بردم. مادرید یکی از شهرهای دوست‌داشتنی من است. من به آنها کمی کمک کردم، اما آنها خیلی به من کمک کردند تا یکی از بهترین دوران بازیگری‌ام رقم بخورد.

الان 6 سال است که در میلانی، اما پیش از آن مدام در سفر بودی. دلیلش چیست؟

به این دلیل که نمی‌خواستم در یک سطح بمانم. 3 سال در رده بزرگسالان آژاکس بودم، یک سال در سمپدوریا، 3 سال و نیم در رئال‌مادرید و 2 سال و نیم در اینتر. رونالد دی‌بوئر به من می‌گفت 3 سال باقی ماندن در یک باشگاه خیلی طولانی است!

اما بازیکنانی مثل رائول یا کاسیاس در مادرید الان یک اسطوره هستند. این طور نیست؟

بله، اما آنها در شرایط متفاوتی هستند. چون مادرید خانه آنها هم هست. آنها در مادرید بزرگ شده‌اند. گوتی هم همین شرایط را دارد. روبرتو کارلوس هم 8 سال در مادرید بود، اما کلا تنها 3 یا 4 بازیکن طولانی مدت در مادرید مانده‌اند.

آیا رفتن از اینتر به میلان دشوار بود؟

این انتقال برایم بهترین اتفاق ممکن بود. فکر می‌کنم مردم شرایط مرا درک می‌کردند. من هنوز هم رابطه‌ خوبی با اینتری‌ها خصوصا ماسیمو موراتی دارم. فکر می‌کنم دلیلش این است که در دوران بازی‌ام به همه احترام گذاشته‌ام.

هرگز در خصوص رقبا بد حرف نزده‌ام. حتی زمانی که در مادرید بودم، در مورد بارسلونا حرف بدی نزدم. برای همین وقتی به بارسلونا می‌رفتم، مشکلی برایم درست نمی‌شد و مردم در خیابان به من احترام می‌گذاشتند. این موضوع در مورد هواداران اینتر و یوونتوس هم صدق می‌کند.

الان 32 ساله‌ای، می‌خواهی دوران فوتبالت را در یک باشگاه هلندی به پایان برسانی؟

نه فکر نمی‌کنم. من در زندگی و فوتبالم به جای دیگری رسیده‌ام. با میلان تا سال 2011 قرارداد دارم که به آن احترام می‌گذارم. الان تمام توجهم به این موضوع است. بگذارید ببینیم اینجا چه می‌شود. در فوتبال هرگز نمی‌توانید بگویید هرگز.

نظرت راجع به نژادپرستی در فوتبال چیست؟

من هرگز به آن توجه نمی‌کنم، چون اصلا آن را به رسمیت نمی‌شناسم. کسانی که به آن فکر می‌کنند خوب تربیت نشده‌اند. به نظر من هر چقدر به آنها بی‌توجه باشید، از قدرت آنها کاسته‌اید. هر چه بیشتر در برابر آنها عکس‌العمل نشان دهید، آنها پرقدرت‌تر به کارشان ادامه می‌دهند، چون فکر می‌کنند اعمالشان موفقیت‌‌آمیز بوده است.

می‌خواهی در المپیک شرکت کنی؟

بله، دوست دارم تابستان برای تیم المپیک هلند بازی کنم. این اولین المپیک دوران بازیگری‌ام خواهد بود.

تو همیشه در امور خیریه پیشقدم بوده‌ای.

من این کار را کرده‌ام چون باور داشته‌ام می‌توان همه چیز را زیباتر کرد. من همیشه احساس می‌کنم ماموریت دارم به همنوعانم خدمت کنم. یک انجمن خیریه بین‌المللی دارم که به وسیله قهرمان‌ها به کودکان فاقد سرپرست در برزیل، کامبوج، کنیا و سورینام کمک می‌کنیم.

والد ساکر - مترجم: مزدک میرزایی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها