در این مدت برنامهریزی کشتی نتوانست به درستی سرمایههای بالقوه و کارآمد را جذب تمرینات اردویی و مسابقههای بینالمللی کند و بر اثر محافظهکاری بیش از حد و ترس از شکست نامداران در مصاف با حریفان خارجی، مانع از حضور کشتیگیران در میادین معتبر و موثری همچون جایزه بزرگ زسکا مسکو، یاریگین، مدوید، اوماخانف و ... شد.
برنامهها و تصمیمات کادر فنی با وجود حمایت فدراسیون کشتی که بساط حضور در تمام میادین برونمرزی مورد نظر را مهیا کرده بود در عمل نتوانست برای کشتی مفید و سازنده واقع شود؛ گرچه در این رهگذر بیشترین تمرکز در خصوص کسب 5 سهمیه باقیمانده معطوف شد، اما دیگر سرمایههای کشتی بر اثر غفلت از غافله روز کشتی دنیا عقد ماندند.
در فرصت طلایی که بیهوده و بیبرنامه پشت سر گذاشته شد، آنچه مشهود بود نبود کادری مجرب به عنوان مربیان تیم ملی بود که نسبت به این نقیصه مسوولان و سرمربی هیچگاه توجه و اهمیتی نشان ندادند و به صرف این که تیم ملی کشتی باید از مربیانی بهره بگیرد که کوچکترین تنش و حاشیهای پیش نیاید بسیاری از مردان فنی کاربلد، صاحبتجربه و آگاه، فراموش و به چشم مسوولان نیامدند.
اما از آنجا که روند حرکت و آمادهسازی کشتیگیران برای مسابقههای حساس و فشرده المپیک همخوانی نداشت، سرانجام مسوولان فدراسیون با هدف تقویت کادر فنی و تحول در آمادهسازی کشتیگیران درصدد تغییر و جابهجایی افتادند. اکنون کشتی در فاصله 3 ماه به المپیک و یک هفته به جام تختی حضور 2 تازه وارد به نامهای حسن حمیدی و محسن فره وشی را در مجموعه کادر فنی احساس میکند و امیدواریم این تقویت با هماهنگی و تعامل سرمربی به سرانجامی بینجامد که همه دوستداران کشتی از ورزش اول انتظار دارند.
به هر صورت امیدواریم تغییرات و جابهجایی اخیر صرفا در جهت تقویت کادر فنی نه تخریب آن در دستور کار قرار گرفته باشد.