در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به طور کلی یکی از آفتهای برنامهسازی تلویزیونی در حالی که میتواند و باید حسن باشد حرفهای شدن، شهرت، اعتبار و سابقه کاری زیاد است. فقط هم در تلویزیون چنین نیست. محدوده آسیبرسانی این آفت بسیار گستردهتر است. در میان فیلمسازان ما عموما فیلم اولیها یا آنها که کمتر تجربه شناخته شده و دیده شده مشهوری دارند و در کل گمنام هستند، وسواس بیشتری برای ساخت اثر به خرج میدهند. شاید چون دغدغه پذیرفته شدن دارند. غرض از یادآوری در این مقدمه این است که ادعا کنیم «سایهای در تاریکی» برخلاف تصور اولیه به خاطر تولید در مرکز اردبیل نیازی به ملاحظه و شرایط سنجی ما برای اظهارنظر ندارد. اتفاقاً شاید چون این مجموعه توسط عوامل کمتر شناخته شده در سطح کشور ساخته شده؛ همین مهمترین دلیل موفقیت آن است و تذکری به مسوولان شبکهها که اگر به دنبال موفقیت بیشتر هستند از سیاستها استقبال کنند. کارگردانی که نام و آوازهای برای خودش رقم زده و از روی آنتن رفتن، دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن خود اطمینان دارد چه انگیزهای برای کار بهتر دارد. اگر از دریچه بیرونی به قضیه نگاه کنیم میبینیم انگیزههای درونی هنرمندان را نمیتوان نادیده گرفت. گرچه اغلب غیر قابل شناخت و بیش از حد شخصیاند. انگیزه بیرونی برای چنین کارگردانانی فقط میتواند حفظ موقعیت و شهرتشان باشد. اما آیا در جامعه هنری ما سابقه کیفی اینقدر مهم است یا نه سابقه کمیفیلمسازان در درجه اول اهمیت قرار دارد؟
«سایهای در تاریکی» هم به لحاظ متن و هم کارگردانی یک سر و گردن بالاتر از بعضی سریالهای ساخته شده در پایتخت است. فیلمنامه این اثر به شخصیت پردازی توجه دارد و با خلق شخصیتهای تیپیک سعی در ساده کردن روند قصه نداشته است. آیدین پسر خانلو معتاد است اما نقش منفی به حساب نمیآید. از موضع ترحم هم به او نگاه نشده است. همانطور که هست و باید باشد نشان داده شده و تنها سیر حوادث است که اجازه دارد درباره او ارزشگذاری کند. بکتاش، اشکان، افسانه، آیلا و منوچهر هم به همین منوال. حتی خود خانلو که به مرور، جوانب مختلف شخصیتش برای تماشاگر آشکار میشود، همانطور که تا به آن لحظه از فرزندانش هم مخفی مانده است. «سایهای در تاریکی» برای کارگردانی و تدوین خود ایده دارد و به صورت کلیشهای مرسوم سریال سازی ساخته نشده است. تدوین نقش به سزایی در ایجاد تعلیقهای فیلمنامه دارد. تدوین موازی هم ضرب آهنگ را تا حد قابل قبولی بالا برده و نوعی ایجاز متناسب با مدیوم تلویزیون ایجاد کرده و هم نقش دراماتیک دارد. برای نمونه در صحنهای که آیدین در حال مشاجره با پدر بود و بحث اشتباه گذشته پدر به میان کشیده شد. اتفاقی که آیدین نباید میدانسته و در آن لحظه میخواهد آن را به رخ پدر بکشد از ما مخفی میماند. تنها با قطع به نمایی که بیارتباط هم با موضوع بحث آیدین و پدر نیست. صحنهها قطعهای پایانی خوبی هم دارند. تقطیع صحنهها و سکانسها در «سایهای در تاریکی» به گونهای است که در پیشبرد داستان دخیل است و تنها به فرمی بیخاصیت برای مضمون روایی بدل نشده است. بازیها غالبا خوب و طبیعی هستند و بیاغراق نابازیگرها (یا شاید بهتر باشد بگوییم بازی دومیها) به خوبی توانستهاند در کنار بازیگران حرفهای عرض اندام کنند و همین ترکیب خوبی را در کادر بازیگری برنامه بوجود آورده است. نکتهای که درباره فیلمهای اولیه کارگردانها گفته شد اینجا در مورد بازیگران هم مصداق پیدا میکند.
چه بسا دلیل موفقیت آنها هم بیش از هر چیز، موقعیت «معرفی»ای باشد که تنها همین یک بار برایشان اتفاق میافتد. با جهت گیری تلویزیون به سمت حمایت از هنرمندان کم سابقه، اما ارزشمند، میتوانیم شاهد آثار بهتر و ماندگارتری هم در سیمای مراکز استانها باشیم.
سایه ای در تاریکی شنبه ها ساعت 45/20 از شبکه سه سیما پخش و یکشنبه ها ساعت 30/14 تکرار می شود.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: