35کیلومتر دورتر از شهر رم و میدان سنت پیتر در منطقهای ییلاقی و مشرف به دریاچهای زیبا، قصر گاندالفو برفراز تپهای کم ارتفاع قرار گرفته است.
این قلعه یکی از اقامتگاههای پاپ به شمار میرود و بسیاری از ملاقاتهای مهم پاپ و کاردینالهای ارشد در این قلعه قدیمی صورت میگیرد، اما از زمان پاپ پیرس یازدهم در دهه 1930 بود که بهدستور او تجهیزات رصدخانه واتیکان به همراه مجموعه ارزشمندی از آثار علمی نجومی به این اقامتگاه تابستانی پاپ منتقل شد.
تجهیزات جدیدی به مجموعه رصدخانه واتیکان در گندالفو اضافه شد و اگر چه امروز واتیکان در جایی بسیار دورتر (ایالت آریزونای امریکا) صاحب یکی از مدرنترین مراکز تحقیقات ستارهشناسی (VoRco) است، اما مجموعه با ارزشی که در گندالفو نگهداری میشود، جایگاه بار ارزشی به آن داده است.
در کتابخانه این قلعه که درهای آن تنها تحت شرایط بسیار خاص و برای افراد عادلی رتبه باز میشود مجموعهای از دستنویسهای بسیار ارزشمند که در فهرست کتابهای ممنوعه واتیکان قرار دارند نگهداری میشود. 22 هزار جلد کتاب دستنویسهای منحصر به فردی از دانشمندانی چون کپرنیک، گالیله، نیوتون، کپلر، تیکو براهه، کلاویوس ویچی و تعداد زیادی از نسخ علمی دوران اسلامی در آنجا نگهداری میشود.
این مرکز علمی مهم شاهد رویدادهای غریبی بوده است، اما شاید نه پاپ گریگوری سیزدهم که دستور ساخت رصدخانه در میدان سنت پیتر را داد و نه پاپ یبوس یازدهم که رصدخانه را به گندالفو منتقل کرد هیچگاه فکر نمیکردند روزی سرپرست این مرکزی کاتولیکی سختی به زبان آورد که در چند قرن قبل کلیسا افرادی را برای به زبان راندن آن حرفها زنده در آتش سوزانده بود.
اگر به قرن 17 برگردیم متوجه میشویم که کلیسای کاتولیک آن دوران با امروز تفاوتهای فراوانی داشت و اجازه ابراز هیچ نظری که در تضاد با آموزههای رسمی آن باشد را نمیداد و اوج این دوران عصر تفتیش عقاید (Inquisition) بود، این دادگاه به بررسی در ریشه عقاید افراد در حوزههای مختلف از جمله حوزههای علمی میپرداخت و اگر تضادی با آموزههای کلیسا مییافت صاحب آن را تکفیر میکرد و مجازاتی دردناک منتظر آنها بود، هزاران نفر در آن سالها به دلیل محکوم شدن در دادگاههای تفتیش عقاید زنده در آتش سوزانده شدند و یکی از بحثبرانگیزترین سوژهها مسائل کیهانشناسی و نجومی بود.
کلیسای کاتولیک که آن دوران خود را در مرکز عالم میدید به مدل جهانی بطلمیوس اعتقاد داشت که زمین را در مرکز عالم میدید و به سختی از آن دفاع میکرد و در برابر هر صدای مخالفی مقاومت میکرد. داستان محکومیت گالیله یکی از جنجالبرانگیزترین نمونههای تاریخی این رویارویی است. گالیله که 400 سال قبل با رصد تلسکوپی آسمان شواهد تجربی به رد نظریه زمین مرکزی یافته بود که حرفهای کپرنیک و کپلر را تایید میکرد و زمین را از مرکزیت عالم به کناری انداخت.
شاید انتشار چنین عقیدهای جایگاه مرکزی و محوری کلیسا را نیز با چالش مواجه میکرد. گالیله به دلیل نگرانی از رفتار کلیسا نتایج خود را منتشر نکرد تا زمانی که یکی از دوستان او به نام پاترن باربریانی با نام اوربان هشتم به مقام پاپی، گالیله نیز اثر خود به نام گفتگو در باب 2 روایت درخصوص جهان را که در سال 1632 منتشر کرد اما او بیش از اندازه به نفوذ دوست خود امید بسته بود، مرکزیت عالم موضوع شوخیبرداری نبود و گالیله را به پای میز محاکمه تفتیش عقاید کشاند.
توبه ظاهری گالیله جان او را نجات داد و تبعید خانگی او را به همراه داشت. اما روح او هرگز مورد بخشش قرار نگرفت و او به دلیل اثبات خورشید مرکزی گناهکار شناخته شد. اما 30 سال قبل از انتشار گفتگو، کلیسا دانشمند دیگری را که حاضر به توبه نشده بود از دادگاه تفتیش عقاید به هیمه برافروخته در میدان شهر فرستاده شد تا زنده سوزانده شود.
جوردانو برونو، کشیش ایتالیایی بود که عقاید نوآورانه زیادی را مطرح میساخت او هم همانند کپرنیک به نظام زمین مرکزی عالم انتقاد داشت که خورشید باید در مرکز منظومه شمسی باشد اما او اعتقاد کفرآمیز دیگری نیز داشت و آن مربوط به اعتقاد برونو به امکان وجود جهانهای دیگر و امکان وجود حیات در آنها بود، برونو نمیتوانست بپذیرد که انسان تنها موجود زنده کل عالم باشد و این یکی از دلایل اصلی بود که در دادگاه تفتیش عقاید روم بر علیه برونو مورد استدلال قرار گرفت و در نهایت در 17 فوریه 1600 در آستانه قرن جدید در میدان شهر سوزانده شد.
بعد از رنسانس نبرد آشکار عالمان و کلیسا به لایههای پنهانتری منتقل شد اما همچنان ادامه یافت، پاپ ژان پل دوم که وظیفه خود را آماده کردن کلیسای کاتولیک برای ورود به هزاره جدید میدانست، سعی کرد حتیالامکان تنشهای جهان ایمان مسیحی و دانش نوین را کم کند. به همین دلیل در گندالفو میزبان برخی از سرشناسترین کیهانشناسان چون هاوکینگ شد تا نظریات جدید را بشنود.
اگرچه پاپ حاضر نشد هیچگاه روشهای تحقیقاتی مدرن پزشکی چون استفاده از سلولهای بنیادی را نپذیرفت. اما در سال 1979 کمیسیونی از ریاضیدانان، کاردینالها، مورخان و اخترشناسان را تشکیل داد تا روند دادگاه گالیله را بار دیگر مورد بررسی قرار دهند. نتیجه این بررسیها که 13 سال به طول کشید در حکم اول نوامبر 1992 به نتیجه رسید ، در این بیانیه که با مهر مقام پاپی منتشر شد پس از 360 سال و در عصری که ماهوارههای فضایی در مرزهای منظومه شمسی قرار داشتند حکم محکومیت گالیله را نقض و حکم بر بیگناهی گالیله داد اما بر درستی اقدام کلیسا در آن دوره نیز تاکید کرد.
با درگذشت ژان پل دوم و در پی اجلاس مخفی کاردینالها ساعت 19/18 روز سهشنبه 30 فروردین 84 کاردینال جوزف راینزیگر با لقب بندیکت شانزدهم به مقام پاپی رسید. او که اکنون 81 سال سن دارد و به 10 زبان زنده دنیا سخن میگوید و بسیاری امیدوار بودند حضورش جهش دیگری به سوی علم باشد اما رویدادها مسیر دیگری را رفت.
قراردادن تحقیقات پزشکی سلولی و روشهای پیشگیری از بیماریهای جنسی در فهرست گناهان جدید و دفاع از محاکمه و محکومیت گالیله از سوی بندیکت خشم مجامع علمی را برانگیخت به طوری که در ابتدای سالجاری و زمانی که پاپ میخواست برای مراسم آغاز سال تحصیلی به دانشگاه رم برود، دانشجویان دست به اعتراض زدند و مانع سخنرانی و حضور او شدند.
اما واتیکان بار دیگر همگان را شگفتزده کرد و در حالی که همگان گمان میکردند با کلیسای سرسختتر از ژان پل مواجهند روزنامه لا آبذر ویتور، رومانو که ارگان نیمهرسمی واتیکان محسوب میشود گفتگویی را با کشیش 45 ساله واتیکان و رئیس رصدخانه واتیکان که مشاور علمی پاپ بندیکت نیز به حساب میآید منتشر کرد.
پدر گابریل فونز در این گفتگو برای نخستین بار در تاریخ کلیسا و برخلاف همه نظرات قبلی و حتی سوزاندن دانشمندان، اعلام کرد باور به وجود حیات فرازمینی در مریخ یا نقاط دیگر کیهان تقابلی با باورهای کاتولیکی ندارد و حتی ممکن است تمدنهای هوشمندانه دیگری وجود داشته باشندکه از گناه نخستین مبرا باشند.
عنوان این گفتگوی جنجالبرانگیز به نام «فرازمینیها برادر من هستند» موجی از حیرت را ایجاد کرد. کلیسای کاتولیک بر مبنای قوانین فقهی سختگیرانهاش انسان را در مرکز عالم و آفرینش میداند و نمیتوانست حضور حیات در نقاط دیگر را بپذیرد، بورتو و دهها نفر دیگر به دلیل این اظهارنظر سوزانده شده بودند.
بسیاری از کارشناسان امیدوارند این اظهارنظر رسمی واتیکان آغازی برای آشتی بیشتر میان علم و کلیسای کاتولیک باشد و راه را به سوی تفاهم بیشتر باز کند. شاید این تغییر اساسی که دست کمی از پذیرش مدل زمین مرکزی و انقلاب کپرنیکی در تاریخ علم ندارد، بتواند کلیسا را به این سوی ببر که در حل مشکلاتی نظیر شیوع ایدز در آفریقا و تلاش برای افزایش ضریب سلامت مردم و تحقیقات پزشکی نیز، نقش مسوولانهتری را بر عهده گیرد برخی دیگر نیز اعتقاد دارند شاید تحولات اخیر در حوزههای فضایی و افزایش احتمال حیات سلولی به مریخ، اقمار مشتری و دیگر نقاط کیهان، کلیسای واتیکان را به اقدامی پیشگیرانه وادار کرده است تا زمانی که چنین خبر مهمی اعلام میشود عامه کاتولیکها با بحران اعتقادی مواجه شوند.
به هر حال باید این مسیر پیوند بیشتر میان علم و ایمان مسیحی را به فال نیک گرفت. پیوندی که به رشد هر دو طرف کمک خواهد کرد.
پوریا ناظمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم