حل مساله به شیوه رایج پلان های آخر، نفس های راحت

از 2هفته پیش ، و درست از لحظه ای که آخرین فریم سریال پلیس جوان از صفحه شبکه سوم سیما محو شد و متعاقب آن گوینده زحمتکشی با سرو موی پریشان و چشمهای باد کرده قصیده ای را در ذم بی اعتباری روزگار و بی وفایی یار قرائت کرد، این انگشت حیرت ما، پریده است و چسبیده است
کد خبر: ۱۷۶۵۸
لای دندان های پیشین فکینمان ! چرا؛! چون که ما اصلا فکرش را هم نمی کردیم که برادران زحمتکش شبکه سوم خواهند توانست به این سادگی و راحتی ، دست و پای این قصه را که از 4طرف کش آمده بود، جمع کنند و سرانجامی به آن بدهند؛ ولیکن برادران مذکور موفق شدند با توسل به رایج ترین روش حل مسائل پیچیده که همانا، پاک کردن صورت مساله است ، پایانی احساساتی و جگرخراش برای این سریال طولانی تدارک کنند. بر این اساس که الحق و الانصاف می بایست در ردیف یکی از نادرترین روشهای حل مسائل پیچیده ثبت شده و جهت استفاده سریالیست های آینده در یک گوشه ای محفوظ بماند. آن دسته از شخصیت های داستان که به هر نحو می توانستند مانع تحقق یک پایان بی دردسر، احساساتی و اشک برانگیز برای سریال شوند، از دم قتل عام شدند و در پایان زمینه ای فراهم شد که سروان بهگر بتواند در صحنه ای دراماتیک که به ضرب و زور درآوردن یک عالمه دود و بخار از توربوترن مدرن شرکت راه آهن ، دراماتیک تر هم شده بود، جهت ملاحظه آسمان و دیدزدن ستارگان نزدیک به زمین ، به صفحات کویری مملکت مهاجرت کند. در آخرین پلانهای سکانس نهایی سریال پلیس جوان ، از دیدن سروان مهاباد و نوعروسش خانم مساعد، از صمیم قلب خوشحال شدیم و صرف محض خاطر این که کارگردان محترم روی مثلث عاطفی موجود میان بهگر، مساعد و مهاباد پرده ساتری کشیده و از سر دلسوزی یا فراموشکاری سر این یکی را که اتفاقا جوان بسیار رعنا و شیرین گفتار و خوش اطواری هم هست ، زیر آب نکرده است ، مبالغی دست افشانی کرده و ضمن حرکات موزون ابراز شادمانی کردیم . ایضا زنده ماندن نسیم هم که معمای وجودش با یکدست لباس فرم و نه با یک گلوله در میان 2ابرو، حل شده بود، کلی محظوظمان کرد. باری ، سریال پلیس جوان که نامش یک نمایش بزن بزن و به اصطلاح اکشن را به ذهن متبادر می کرد، به عنوان یک سریال عشقی ، انبوهی از بینندگان تلویزیون را مجذوب و ممنون خود کرد. در این میان میزان ممنونیت ما از سازندگان آن ، به دلیل ساده ای ، بیش از دیگران است ؛ چون پلیس جوان در بیش از 7مورد، چراغ این ستون را روشن نگاه داشت ؛ چراغی که اگر این سریال نمی بود، خیلی پیش از اینها خاموش می شد و می رفت پی کارش .
بهروز انتظامی ثابت
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها