در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رادیو آمیزهای از هنر و صنعت است و براساس ذات هنر، همه خود را موجودی منحصر به فرد، باهوش، زیرک، صاحب ارزش، دارای نیات خوب و کوشا میدانند و جشنواره موظف است با بهرسمیت شناختن و توجه به این ارزشها به عنوان یک هنرمند و نه اجزای قابل تعویض یک سیستم، به آنها احساس امنیت ارزانی کند و البته متقابلا سازمان نیز به بهرهوری و ارتقا برسد. بیشک جشنواره در فرآیند رشد خود از ابتدا تا انتها، در بردارنده دانش سازمانی ویژهای است که مدیریت آن علاوه بر پرهیز از اشتباهات گذشته، استفاده مجدد از دانش موجود، بهبود و خلق دانش جدید را به همراه خواهد داشت. شاید نهمین جشنواره صدا فرصت مناسبی برای مدیریت دانشی باشد که در طی 9 سال به دست آمده اما بدون در نظر گرفتن وجوه تمایز داده و اطلاعات در سطوح مختلف رادیو از صف تا ستاد شناور است.
باید در نظر داشت «داده» مجموعهای از حقایق و امور مسلم درباره یک پدیده و اطلاعات شامل سازماندهی، طبقهبندی و مقولهبندی دادهها در الگویی معنادار است. اما دانش همان اطلاعات است که با تجربه، زمینه، تعبیر و تامل ترکیب شده و اقدام صحیح را ممکن میسازد.
اگر به حافظه خود رجوع کنیم، به جشنوارههای قبلی، به تغییر رویکردهای برنامهسازی و تحول و تغییرات اساسی که رادیوی امروز را در طی این نه سال در برگرفته است...
دانش در ذهن دانشور به وجود میآید و مخلوط سیالی از تجربیات، ارزشها و اطلاعات جدید است باید دانست که دانش تولید شده در خلال جشنواره نهتنها در مدارک و ذخایر و آرشیوها بلکه در رویههای کاری، فرایندهای سازمانی، اعمال و حتی هنجارها مجسم میشود و دانشی مجازی و شهودی است و با اطلاعات و داده تفاوت ماهوی دارد.
ای کاش اهل نوشتن و اهل جمعآوری اطلاعات بودیم، آنوقت مدیریت دانش آسانتر بود، نهساله شدن جشنواره یعنی انباشتی از اطلاعات که نیازمند ایجاد یک سیستم و تبدیل شدن به دانشی کارا، ماندگار و پایدار است. دانش حاصلی از همایشی به نام جشنواره به صورت عینی قابل پردازش نیست، بلکه خاصیت ذهنی داشته و تغییرات این نهساله در روند برنامهسازی ناشی از به کارگیری این نوع غیرصریح دانش و تبدیل آن به محصولات و فناوریهای واقعی غیرقابل انکار است. باید اذعان داشت تنها مزیت پایدار جشنواره به عنوان یک کل، خلق دانش جدید و انتشار آن در اجزای رادیو و بهکارگیری در تولید برنامههای جدید است.
در این فرصت مجال پرداختن به مدلهای مختلف مدیریت دانش نیست و مطمئنا چرخه مدیریت دانش و تبدیل دادهها و اطلاعات به یادگیری سازمانی نیز بر کسی پوشیده نمیباشد، اما میتوان بهعنوان پیشنهاد یادآوری و یا هر واژهای که شما میپسندید، روند مدیریت دانش حاصل از جشنواره را شکلی دیگر داد. تعیین هدفهای دانش، تحصیل دانش مورد نیاز، ارزیابی و سازماندهی دانش و به دنبال آن به اشتراکگذاری و سهمبندی و در نهایت توانمندسازی و توسعه پایدار نیروی انسانی پنج گامی است که در خلال آن هدفهای مدیریت دانش از هدفهای اصلی در دو سطح استراتژیک و عملیاتی متمایز آنگاه تلاشی سازمانیافته برای تعیین خلافها و نواقص دانش مورد نیاز رادیو مشخص میشود. ارزیابی و ساماندهی دانش کسب شده، زمینه را برای تحلیل و تصفیه و مهیاسازی سیاستها، سازوکارها و فنآوریهای مناسب باعث به اشتراکگذاری دانش تولید شده میگردد. تنها به کارگیری دانش تحصیل شده دستاورد مدیریت دانش است و بر اساس آن کیفیت تولیدات و کمیت خلاقیتها بهطور مستمر بهبود پیدا میکنند. در هر حال مدیریت دانش به عنوان مغز سیستم بهترین بهرهبرداری را از ابزارها میکند و عوامل میتوانند ایدههای خود را با شیوههای بهتری به منصه ظهور برسانند. هنوز دیر نشده است، حافظه دستاندرکاران هر نه جشنواره قابل اتکا و اعتناست. میتوان به شکلی منسجم و سیستماتیک تجربیات و دانش تولید شده در این گردهمایی بزرگ را از خلال بیانیهها، جلسات، سخنرانیها، کمیتههای داوری که مستندات اداری آن موجود است و حتی حاشیهها جمعآوری و پردازش کرد. بیشک نمودار به دست آمده میتواند به فضای آکادمیک رادیوی امروز کمک شایانی بنماید، در غیر اینصورت جشنواره کمکم به خاطره بدل میشود. خاطرهای گاهی خوب و البته
گاهی بد.
مریم جلالی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: