در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قاضی:به طور دقیق بیان کنید چه مدتی است که همسرتان از شما تمکین نمیکند و آیا اختلافی داشتید؟
سیامک: من و همسرم 16 سال پیش با هم ازدواج کردیم و در تمام این مدت هم زندگی خوبی داشتیم، اما از چیزی که همیشه هراس داشتم در زندگیم اتفاق افتاد و درست 2 سال و 3 ماه است که آرزو مرا ترک کرده، حتی زمانی که همسرم خانه را ترک کرد هم ما هیچ مشکلی نداشتیم وقتی رفت تلفنی خبر داد که دیگر بازنمیگردد و از من خواست دخترمان پرناز را هم به خارج از کشور بفرستم، اما من این کار را نکردم و هر چه از همسرم خواستم که برگردد قبول نکرد.
همسرت برای چه به خارج از کشور رفته و چرا تصمیم گرفته دیگر بازنگردد؟
خانواده همسرم خارج از کشور زندگی میکنند و همسرم وقتی شنید پدرش بیمار است به خارج از کشور رفت تا او را ببیند، بعد از یکماه پدرش فوت کرد. من فکر میکردم همسرم پس از مراسم خاکسپاری به ایران بازمیگردد، اما گفت که از این پس میخواهد پیش مادر و خواهرانش باشد و دیگر به من فکر نمیکند.
در مورد دخترت هم همینطور فکر میکند یعنی دلتنگ او نمیشود؟
بزرگترین مشکلش دخترمان پرناز است. خیلی اصرار دارد که پرناز را به خارج از کشور بفرستم اما من قبول نکردم. البته دخترم به خاطر رفتاری که مادرش داشته دوست ندارد که پیش او برود و خوشبختانه طرفدار من است. پرناز در سن و سالی است که میتواند خوب را از بد تا حدی تشخیص دهد و او هم از اینکه مادرش بیدلیل ما را ترک کرده ناراحت است.
با همسرت چطور آشنا شدی؟
من تجارت میکنم و کالاهای ایرانی را به خارج از کشور صادر میکنم. 16 سال پیش در یکی از سفرهایم با همسرم آشنا شدم، ما در یک پرواز بودیم، من کتابی در دستش دیدم که در مورد صنایع دستی ایران بود، به اوگفتم که تاجر هستم و متوجه شدم که وی نیز طراح است، بعد شماره تلفن به او دادم که با من تماس بگیرد و کارهایش را برایم بفرستد از آن زمان به بعد رابطه ما شروع شد. یکسال بعد هم با هم ازدواج کردیم. او در ایران زندگی میکرد و از کودکی عاشق کشورش بود، پدر و مادرش وقتی او فقط یک دختربچه بوده ایران را ترک کردند و وی نیز پیش مادربزرگش زندگی میکرده است.
یعنی خانوادهاش دوست نداشتند فرزندشان را پیش خود نگه دارند؟
آن طور که آرزو همسرم برایم بعدها تعریف کرد، چندین سال طول کشیده تا خانوادهاش موفق به گرفتن اقامت شدهاند و بعد از آن هم دیگر او نخواسته به خارج برود و همچنان پیش مادربزرگش زندگی میکرده است تا اینکه در 22سالگی مادربزرگش را از دست داده اما همچنان در ایران زندگی میکرد.
خانوادهاش در جریان بودند که شما قصد ازدواج دارید؟
آنها پذیرفته بودند که آرزو همسرم دختری آزاد است. او خودش میتواند تصمیم بگیرد. وقتی آرزو پذیرفت که با من ازدواج کند، آنها هم مخالفتی نکردند و مراسم کوچکی گرفتیم و زندگیمان را آغاز کردیم. ما از هر نظر خانواده خوشبختی بودیم.
تا قبل از این سفر همسرت پیش خانوادهاش رفته بود؟
هر 2 سال یکبار همسرم سفر میکرد و خانوادهاش را میدید اما هیچوقت نگفته بود که قصد ترک کردن ما را دارد، حتی 2 بار هم پرناز را با خود برد و بدون هیچ مشکلی با هم برگشتند. همسرم همیشه میگفت عاشق ایران است و هیچوقت دوست ندارد کشورش را ترک کند.
قبل از سفر، شما درگیری یا مشکلی با هم نداشتید؟
هیچ اختلافی نداشتیم اما گاهی همسرم میگفت از اینکه پیش خانوادهاش نیست، ناراحت است و دلتنگشان میشود. البته هیچ اعتراضی به من نداشت و بیشتر آنها را مقصر میدانست که ترکش کردهاند و در ایران تنها مانده است.
این اواخر فکر میکنم بیشتر در گذشتهاش زندگی میکرد و یک خلاء بزرگ احساس میکرد. اما هیچ وقت تصور نمیکردم چنین کاری بکند. ما خانواده بسیار خوشبختی بودیم.
دخترت در این خصوص چه نظری دارد و در مورد مادرش چه فکر میکند؟
پرناز راضی به جدایی نیست، نمیدانم چرا، اما از اسم طلاق میترسد شرایطی که مادرش درست کرده برای پرناز هم غیرقابل تحمل است. از وقتی مادرش رفته چندین بار او را پیش روانپزشک بردم و پرناز داروی آرامبخش استفاده میکند، این اتفاق باعث شد که پرناز از درسهایش عقب بماند و من خیلی تلاش کردم که کمکش کنم، به هر حال هیچ وقت نمیتوانم برایش مادری هم بکنم، دخترم در سن بسیار حساسی است، ای کاش آرزو هم وقتی داشت در مورد ماندگار شدن در خارج از کشور تصمیم میگرفت به این مساله فکر میکرد. به هر حال من همسرم را دوست دارم اگر بازگردد بدون این که به رفتاری که تاکنون داشته اعتراض کنم با او زندگی خواهم کرد. من و پرناز در این مدت خیلی آسیب دیدیم و از این پس زندگی دخترم برایم اهمیت بیشتری دارد، من دوست ندارم او بدون مادر شرایط بحرانی سنش را پشتسر بگذارد و با سوالات حل نشده در ذهنش دست و پنجه نرم کند.
فکر میکنی چقدر امکان دارد همسرت به درخواست تمکین از شما اعتنا کند؟
من نمیدانم چرا این کار را کرده است و نمیدانم چقدر دیگر میتواند دوری فرزندش را تحمل کند، اما میخواهم از همه راهکارهای قانونی برای بازگرداندنش استفاده کنم، اگر نتوانستم او را بازگردانم، آرزو را طلاق میدهم.
همسرت از تصمیمی که گرفتهای - منظورم جدایی است - خبر دارد؟
برای زنی که شوهر و فرزندش را اینگونه ترک کرده است چهطور میتواند اهمیت داشته باشد که من به دادگاه علیه وی شکایت بردهام. آرزو آنقدر در تصمیمش مصمم است که حتی حاضر نیست به ایران برگردد و وسایلش را با خودش ببرد. این که بازگردد خواسته من است نه آرزو.
مریم عفتی
نظر کارشناس
مطابق قانون زن باید از شوهر خود تمکین کند مگر در موارد خاص که این موارد نیز ذکر شده است. با توجه به قانون تمکین است که اجازه خروج از کشور نیز باید با رضایت شوهر باشد، اما درخصوص زنانی که از کشور خارج میشوند، اما بازنمیگردند شوهر میتواند درخواست تمکین را به دادگاه ارائه دهد، اما راهکاری برای بازگرداندن زن به داخل کشور وجود ندارد. در این گونه موارد با توجه به این که «خوانده» یعنی زن در کشور نیست تا توضیحات خود را به دادگاه ارائه دهد، شوهر وی به عنوان «خواهان» میتواند تقاضای ممنوعالخروج شدن همسرش را بکند که در این صورت به محض ورود زن به کشور، وی به دادگاه آورده خواهد شد. درخصوص حضانت فرزند هم اگر پدر و مادر از هم جدا شوند تاسن 7 سالگی فرزند برای نگهداری به مادر سپرده خواهد شد. البته این به معنای حضانت تمام نیست و در مواردی مثل اجازه عمل جراحی، اجازه خروج از کشور، پدر باید تصمیمگیرنده باشد. پس از 7 سالگی نگهداری فرزند هم به پدرش سپرده میشود و تصمیمگیرنده در مورد فرزند پدر خواهد بود. اما خارج از بحث قانونی پرونده، به طور کلی باید گفت پروندههایی که با این عنوان تشکیل میشود در واقع به دلیل سوءاستفاده یکی از زوجین از دیگری است. مردی که به همسرش اعتماد کرده و اجازه خروج از کشور را میدهد به دلیل اعتمادی است که نسبت به وی دارد و مسلما تصور این که همسرش دیگر به ایران بازنگردد در ذهنش نمیگنجد.
اما نکتهای که در این پرونده وجود دارد این است که زن به دلیل خلا بزرگ عاطفی که در این سالها دچار آن بوده به این کارها دست زده است. در واقع این زن بعد از این که در زندگی مشترکش به آرامش رسیده و خارج از دغدغهها کنار همسر و فرزندش زندگی میکرده است، تصمیم گرفته آنچه در دوران کودکی از دست داده در بزرگسالی پیدا کند، وی در واقع برای پیدا کردن هویتش از ایران خارج شده و زمانی که کنار خانوادهاش حتی برای مدتی کوتاه زندگی کرده طعم محبت مادری را چشیده است و حالا میخواهد برای مادرش بچگی کند.
شوهر در این ماجرا و در طول این سالها هرگز متوجه این خلا نشده و بنابراین برای برطرفکردنش هم کاری نکرده است. این زن برای فرار از زندگی یکنواختی که داشته و پر کردن آنچه معضل زندگیاش بوده و از کودکی گرفتار آن بوده است خانهاش را در یک تصمیم ناگهانی ترک کرده تا هویتش را پیدا کند.
در هر ازدواجی مشاوره با روانشناس همیشه توصیه شده و میشود. خصوصا در مورد ازدواجهایی که به نوعی خارج از عرف است و به هر دلیل و به هر طریقی یکی از خانوادهها نیستند و یا یکی از زوجین زندگی خارج از روال عادی داشته است برای کنترل بحران و یا حل مشکلات از مشاور به طور جدی توصیه میشود. در بسیاری از پروندهها اگر در همان ابتدای پیدا شدن مشکل به مشاور مراجعه کنند، کار به طلاق یا شکایت نخواهد رسید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: