سفر به سرزمین ماتادورها (3)

یک خبرگزاری با یک میلیون خبر در سال‌

سفر خبرنگاران اعزامی به مادرید به روزهای تعطیل رسمی در این کشور برخورد کرده است، بنابراین باید طی سه روز کاری (دوشنبه، سه‌شنبه و چهارشنبه)‌ ملاقات‌های رسمی را به پایان رساند و روزهای دیگر را به بازدید از اماکن تفریحی و تاریخی اختصاص داد. برنامه‌ها سنگین و فشرده است، بعد از بازدید از روزنامه‌ ال پاییس برای صرف ناهار به یک رستوران دیگر ایرانی می‌رویم که چند جوان 2625 ساله آن را اداره می‌کنند.
کد خبر: ۱۷۴۱۱۴
آنها کباب ترکی درست می‌کنند. یادم رفت بگویم که قیمت‌ها در مادرید بسیار گران است. روز گذشته که در رستوان «مستر کباب» غذای مخصوص آن را خوردیم، هر پرس غذا 25 یورو برایمان آب خورد.

روز اول آقای بهرامپور پول ناهار و شام را حساب کرد، اما بعد تصیم گرفت 300 دلار در اختیارمان بگذارد و هر کس خودش پول غذای خود را حساب کند. تصمیم گرفتیم امروز کباب ترکی بخوریم که به گفته آقای رمضانی تقریبا 10 یورو تمام می‌شود.

دو جوان ایرانی که رستوران کوچک خود را اداره می‌کنند با اشتیاق و هیجان با ما سلام و احوالپرسی می‌کنند. همه کباب ترکی سفارش می‌دهیم، البته پرسی. هنگام خداحافظی به دو جوان ایرانی می‌گویم ایران کاری ندارید؟ فقط با مهر و لبخند می‌گویند: به ایران سلام برسانید.

ساعت 30/4 باید در محل خبرگزاری «افه» (EFE) باشیم که تنها خبرگزاری دولتی اسپانیاست. مثل همان ایرنای خودمان؛ البته با امکانات و تجهیزات وصف‌ناشدنی و غیرقابل مقایسه. قبل از بازدید از بخش‌های وسیع خبرگزاری «افه» خوان ماریو کارلو، مدیر بین‌الملل افه ما را در دفتر کارش به حضور می‌پذیرد. اسپانیایی‌ها عادت دارند از میهمانان خود فقط با آب معدنی پذیرایی کنند و اتفاقا من از این خصلت آنها خوشم آمد. چه نیازی به این همه اسراف و تجمل که ما ایرانیان در پذیرایی از مهمانمان متحمل می‌شویم؟!

خوان کارلو که مردی 65 ساله است و با کراوات قرمزرنگش کمی جوانتر به نظر می‌رسد، می‌گوید: خبرگزاری «افه» 70 سال سابقه فعالیت دارد و با 3 هزار خبرنگار و بهره‌گیری از تجهیزات مدرن و شبکه‌های رادیو و تلویزیونی اینترنتی، از جمله خبرگزاری‌های تاثیرگذار اسپانیاست.

به گفته مسوول بخش اقتصادی افه، این خبرگزاری سالانه یک میلیون خبر و صدهزار عکس روی خروجی خود می‌فرستد و از میان 15خبری که روزانه درباره خاورمیانه دارد، 10 خبر آن به کشور ما مربوط می‌شود.

تحریریه «افه» بسیار گسترده است. یک ساختمان 6 طبقه بزرگ که هر بخش خبرگزاری در یک طبقه آن واقع شده است. بخش مولتی مدیای آن بسیار قابل توجه است. از آقای صفری می‌پرسم: خبرگزاری فارس چقدر با امکانات افه فاصله دارد؟ سر تکان می‌دهد و می‌گوید: قابل قیاس نیست. افه را می‌توان خبرگزاری مدیران زن هم نامید. به هر بخش آن که می‌رویم توسط یک مدیر خانم اداره می‌شود. در بخش عکس آن - که به اندازه تحریریه ما وسعت دارد -15 میلیون عکس آرشیو شده که 3میلیون عکس آن دیجیتالی است.

از خانم مسوول عکس می‌خواهم اگر عکسی درباره ایران دارد، نشانم دهد. او به آرشیو مراجعه می‌کند و با پاکتی که مرا یاد آرشیو موسسه کیهان می‌اندازد، برمی‌گردد. عکس‌های قدیمی قبل از انقلاب و برخی عکس‌های مربوط به جانبازان شیمیایی را از پاکت درمی‌آورد.

پس از بازدید از افه‌ به هتل برمی‌گردیم تا کمی استراحت کنیم. در لابی هتل همه اعضای گروه متفق‌القول می‌خواهند که اگر ممکن است به آندلس برویم؛ حتی اگر شده با خرج خودمان. موضوع را به خیرمند، مسوول ارتباط رسانه‌ای سفارت می‌گوییم. او برایمان دلیل می‌آورد که آندلس با مادرید 600 کیلومتر فاصله دارد و ما وقت زیادی برای این کار نداریم، قرار می‌شود خودمان مینی‌بوسی کرایه کنیم و صبح خیلی زود برویم و آخر شب برگردیم، اما پس از مشورت با بچه‌های سفارت به این نتیجه می‌رسیم که هزینه 400‌یورویی و نبود وقت کافی برای دیدار از آثار تاریخی مسلمانان در این سفر به صرفه‌ نیست.  شاید سفری دیگر به اسپانیا رفتیم، کسی چه می‌داند؟

برای استراحت به اتاقهایمان می‌رویم. هنوز مشغول جابه‌جایی وسایلم هستم که تلفن زنگ می‌زند. دکتر توکلی است که می‌گوید: ساعت30/7 صبح در لابی هتل برای بیرون رفتن منتظرم هستند. اعلام آمادگی می‌کنم. تا رسیدن به اولین ایستگاه متروی نزدیک هتل راهی نیست. وصف متروی مادرید را از آقای نادری، مسوول آنلاین جام‌جم شنیده بودم. وارد ایستگاه می‌شویم. دختر جوانی که کمی انگلیسی می‌داند، راهنماییمان می‌کند که چگونه با انداختن یک سکه یک یورویی بلیت تهیه کنیم متروی مادرید 15 خط دارد و با یک یورو می‌توان در همه خطوط آن جابه‌جا شد. مترویی با سابقه 40 ساله! در عبور از یکی از خیابان‌های مادرید تابلوی یک مغازه فرش دستباف ایرانی توجه‌مان را جلب می‌کند.

ناخواسته خوشحال می‌شویم، وقتی نام ایران را بر سر در آن می‌بینیم. آقای محکی که علاقه عجیبی به گرفتن عکس تکی دارد می‌ایستد وکنار مغازه فرش‌فروشی عکس می‌گیرد. من هم همین‌طور.چند ساعت در خیابان‌های مادرید قدم می‌زنیم. آقای توکلی همسفر خوبی است. سریع و خستگی‌ناپذیر و شوخ‌طبع، تا آخرین روز سفر هر شب به اتفاق او و برخی همکاران دیگر ساعت‌ها در خیابان‌های مادرید قدم می‌زنیم.آقای لا‌سجردی از خیابانگردی ها زود خسته می شود . به او می گویم این مسله یا ناشی از کار دو شیفت است یا افزایش سن.

ساعت 12 نیمه‌شب به وقت‌مادرید به هتل مراجعه می‌کنیم.قبل از رفتن به اتاقم تقریبا هر شب پس از خیابان‌گردی‌ها در مادرید برای چند ساعت پای کامپیوتری که در لابی هتل است می‌نشینم و اخبار ایران را از سایت جام‌جم آنلاین می‌خوانم و البته اول خبرهای گروه جامعه را. به همسرم ایمیلی می‌فرستم و برای استراحت به اتاق خود می‌روم.تافردا  و دیدار از ال موندو

زهرا عرب‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها