مدیران نشر در جشن کتاب غایبند

گروه فرهنگ و هنر: این گزارش نه قصد دارد به گلایه‌ها درخصوص برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در مصلی بپردازد و نه به دنبال آن است تا تاییدها را ثبت کند و نه گزارشی است از ترافیک و شلوغی نمایشگاه قصد داریم این بار از منظر دیگر پا به جایی بگذاریم که تمامی ناشران معروف و غیرمعروف و تهرانی و شهرستانی زیر یک سقف گرد هم آمده‌اند. هدف هم دیدار و گفتگو با مدیران مسوول انتشارات شرکت‌کننده در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است. وقتی به نشر افق می‌رسیم، فروشنده‌ای که نه مسوول روابط‌عمومی است و نه از مسوولان انتشارات، می‌گوید ما دو غرفه داریم یکی اینجا و یکی هم در سالن ناشران کودک و نوجوان که آقای هاشمی‌نژاد، مدیر انتشارات گاهی اینجا و گاهی آنجاست.
کد خبر: ۱۷۳۵۴۶
و از شانس ما، او حالا اینجا نیست و می‌‌گویند آنجاست! کمی آن‌طرف‌تر ناشران معروف و شناخته‌شده‌ای مثل ققنوس، مرکز، چشمه و نی در کنار هم و غرفه‌هایی بسیار بزرگ‌تر از سایرین به ناشران کوچک‌تر و ناشناس نگاه می‌کنند.در غرفه انتشارات نی سراغ آقای‌همایی، مدیر انتشارات را می‌گیریم، یکی از فروشنده‌ها می‌‌گوید سه بار طی سه چهار روز گذشته آمده و رفته است.

حسن کیاییان نشر چشمه هم در غرفه‌اش نیست. می‌شنویم گاهی سر می‌زند. از رمضانی، مدیر نشر مرکز هم خبری نیست، یکی از فروشنده‌های فروشگاهش می‌گوید تا به حال نیامده‌اند.

در این میان اما، امیر حسین‌زادگان، مدیر انتشارات ققنوس در غرفه‌اش نشسته است. می‌پرسیم «اینجا فروشگاه است یا نمایشگاه؟» نگاهی به سر تا پای خودکارم می‌اندازد که آماده نوشتن است. جواب می‌دهد: «شما در غرفه 6 متر در 10 متر، چطور می‌توانی کتابی نمایش بدهید؟!»

حسین‌زادگان در پاسخ به سوال ما مبنی بر این که اگر اینجا نمایشگاه کتاب فرانکفورت بود باز هم آقایان یا خانم‌های مدیرمسوول می‌توانستند در غرفه‌هایشان نباشند، می‌گوید: «البته عملا در فرانکفورت شرکت نمی‌کنیم، ولی اگر شرکت کنیم مطمئنا مسوولان در غرفه‌هایشان می‌مانند.» وی می‌افزاید: «بردن یک نفر به فرانکفورت برای یک ناشر بیش از سه چهار میلیون تومان هزینه برمی‌دارد.»

به نشر اساطیر می‌رویم، می‌گویند آقای جربزه‌دار، گاهی سر‌می‌زند. در انتشارات آهنگ دیگر هم خبری از حافظ موسوی نیست. حسین خانی نشر آگاه هم گاهی سر می‌زند. اما باقرزاده نشر توس روبه‌روی مخاطبان نشسته است، می‌گوید: اینجا نمایشگاه نیست، فروشگاه بزرگی است با بی‌برنامگی‌های خاص خودش.

او دلیل این بی‌برنامه بودن را تغییرات مدام اداره‌کنندگان نمایشگاه می‌داند و می‌افزاید: نمایشگاه فرانکفورت از 20 سال پیش تاکنون یک تیم مدیریتی داشته است.

باقرزاده ضمن تایید دیدار مولفان و ناشران و بستن قرارداد در نمایشگاه فرانکفورت عنوان می‌کند: به دلیل فقر فروش کتاب در ایران، نمایشگاه کتاب، فروشگاه کتاب شده است.

در این میان خانم آذری، مدیر نشر ابتکار نو که به همراه دکتر جنیدی، مدیر نشر بلخ، غرفه مشترکی دارند، می‌گوید: برای ناشرانی که مغازه و ویترین ندارند نمایشگاه کتاب، فروشگاه کتاب است.در حالی که از کنار غرفه‌های شلوغ و فعالیت گسترده فروشنده‌های کتاب می‌گذریم، نگاه می‌کنیم به انتشارات نگاه. خبری از رئیس‌دانا نیست. کریمی، مدیر انتشارات نیلوفر بعد از آن که چک‌پول‌ها را از یک مشتری شهرستانی دریافت می‌کند، می‌گوید: تیتر نکنید ولی اینجا جشن کتاب است.

از او می‌پرسیم: آیا اتفاق افتاده است که مولفی را هم در این نمایشگاه کشف کرده باشید؟ جواب می‌دهد: ارتباط با مولفان را به پس از نمایشگاه ارجاع می‌دهیم.

خانم نیابتی، مدیر نشر ورجاوند هم ضمن گله از برخی غرفه‌ها در خصوص فروش کتاب ناشران دیگر، می‌گوید: وقتی بازدیدکنندگان اینجا را مغازه می‌بینند و آمده‌اند کیلویی، کتاب بخرند و چانه می‌زنند، شما انتظار دارید اینجا نمایشگاه کتابی مثل نمایشگاه کتاب فرانکفورت باشد؟
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها