در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کازرون شهری محصور بین دو رشته کوه موازی از دامنههای فرعی زاگرس است. اگر در نورآباد ممسنی وضعیت به گونهای بود که هنگام ورود به شهر، حضور جایی به نام شهرداری را احساس نمیکردیم، در این شهر خیلی چیزها از یک آراستگی قابل توجه خبر میدهد. در این شهرستان نیز هیچ جایی به اندازه ورزشگاه شهر، فضای لازم را برای برگزاری یک ملاقات عمومی با رهبر ندارد. ورزشگاه شهدای کازرون مانند دیگر ورزشگاههای استان، فضایی وسیع است اما نه به اندازهای که همه مردم مشتاق و علاقهمندان دیدار با رهبری را در خود جای دهد. جایگاه سخنرانی آراسته است و مقابل آن گلدانهای مختلفی با گلهای بنفشه جلب توجه میکند. پارچه نوشتهای با نام «شهر من شهر گلهای پرپر/ شهر سلمان و الله اکبر» خبر از چهرهای میدهد که اهالی این شهر به آن افتخار میکنند. سلمان فارسی از اهالی این شهر بوده و این افتخار کمی نیست. تابلوی افتخارات این شهر نیز مانند دیگر شهرهای استان - و اغلب شهرهای ایران - با رویدادهای بزرگی مانند دفاع مقدس و انقلاب اسلامی، رنگ و بوی دیگری گرفته است. این شهر یکی از 11 شهری است که زمان مبارزات مردمی منتهی به سقوط رژیم پهلوی، در آن حکومت نظامی برقرار شد. 1100 شهید، 1800 جانباز و 100 آزاده هدیه این مردم به دفاع 8 ساله مقدس ایران در مقابل همسایه شرور غربی است.
مانند دیگر مراسم ، «گروه سرود ولایت از مدرسه شهید ارسال» در این برنامه نیز سرود اجرا میکند. پس از آن فردی پشت تریبون میرود و یک سلام غرا و شنیدنی قرائت میکند. فرد دیگری با قرار گرفتن پشت تریبون، شعارهای حماسی سر میدهد و مردم نیز با او همراهی میکنند. فیلمبردارها و عکاسهایی که روی یک سکوی آهنی ایستادهاند، تلاش میکنند چیزی از این شکوه و عظمت از قلم نیفتد، اما حتی وقتی دوربینهای خود را بالای سر میبرند، باز هم بخشی از این همه شکوه از کادر دوربین عکاسان و فیلمبرداران بیرون میماند. جمعیت با حضور رهبر، جانی تازه میگیرد. فریادها آنقدر رسا و بلند است که انگار تمامی جمعیت حاضر در استادیوم میخواهند خوشحالی خود را از حضور رهبری به گوش او و همراهانش - از جمله ما خبرنگاران - برسانند.
***
ساعتی بعد از پایان دیدار، 1050 کیلومتر دور از تهران کنار دریاچه پریشان ایستاده ام. بوی نمک و ماسه به مشام میرسد و ناخودآگاه فضای کنار دریای خزر تداعی میشود با این تفاوت که به جای فضای حاشیه خزر که حالا به لطف آپارتمانها و ساختمانهای تازه سازش به تهران شبیه شده؛ اینجا فضایی بکر و جذاب مقابلم قرار دارد. ناخودآگاه یاد سازمان میراث فرهنگی و سفرهای 70 میلیونی مردم در ایام نوروز میافتم و با خودم میگویم اگر بتوان امکانات بالقوه همین دریاچه را به فعل درآورد، حتی بدون حضور دلارهای نفتی بر سر سفره مردم، دلارهای گردشگری میتواند چهره زندگی مردم این منطقه را تغییر دهد، اما افسوس که فضای اطراف بیشتر به یک زباله دانی پراکنده شبیه است تا یک محل تفریحی جذاب!
سخنان رهبری را در ذهنم مرور میکنم که به این نکته اشاره کرده بود که در سفرهای قبلی خود، زمان ریاست جمهوری به کازرون نیامده بود و به همین دلیل خود را به مردم کازرون بدهکار میدانست. این نکته که چگونه استانی در قلب کشور، از نظر راههای ارتباطی جزو استانهای عقب افتاده است هم از نظر رهبری پنهان نمانده بود و حتما اینها همان چیزهایی است که در جلسه با مسوولان استان مطرح و برای حل آنها چارهجویی خواهد شد اما کاش همه مسوولان یک بار دیگر داستان خانواده آقای هاشمی را در کتابهای درسی فرزندان خود میخواندند تا بدانند همه ایران تهران نیست و شهرهای فراوانی است که با اندکی همت میتوان آنها را به گلستان تبدیل کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: