وقتی مسالهای کاملا تحلیل شود، دانشآموز نیز ممکن است با به دست آوردن الگوها و پارامترهایی هر چند ساده دست به طرح مساله بزند و آنجاست که آموزش حفظکردنی کاملا محو شده و هدف قابل دسترسی است.
آموزش و پرورش نباید به یک وظیفه کماهمیتتر مغز انسان یعنی حافظه چنان تاکید کند که وظیفه اصلی آن یعنی تفکر و خلاقیت حداقل با نقش حافظه برابری نکند. البته برای حل مسائلی که پاسخهای معین و صریح دارند تفکر گستردهای در آموزش وجود دارد.
ما همچنین برای حل مسائلی که پاسخهای معین و صریح ندارند باید تفکر را در دستور کار قرار داده و کارگاه فکر ایجاد کنیم. به طوری که دانشآموزان در برخورد با مسائل پیچیده و فنی بتوانند با بررسی بهترین و کاملترین روش راهحل را شناسایی کنند.
جای تعجب نیست که روش حفظ کردن، باعث خستگی و کسالت دانشآموزان موفق و ناکامی و حقارت دانشآموزان ناموفق میشود. باید توجه داشت در حفظ کردن علوم، رضایت خاطر عمیقی وجود ندارد به طوری که برای یک دانشآموز احساس رضایت تنها در صورت فعالیت مغز برای فکر کردن و رسیدن به یک پاسخ با راهحل قابل درک به وجود میآید.
باید به خاطر داشت وابستگی به حافظه منجر به ایجاد نیروی ضعیفی برای کسب هویت میشود. آموزش و پرورش که یکی از اجزای سازنده هویت است باید با یک برنامهریزی مناسب و با برقراری یک رابطه منطقی بین حافظه و تفکر و به کارگیری عملی آن اقدام کند.
مطمئنا آنچه دانشآموز همواره میتواند به عنوان یک برگ برنده همراه داشته باشد، معلوماتی است که در نتیجه تفکر، تجزیه و تحلیل کسب کرده و آنها را به حافظه درازمدت سپرده است و زمانی که میتواند از این اطلاعات استفاده کند و به نمایش خلاقیت خود بپردازد، ارزش یادگیری از نوع تفکر در کنار حافظه را کاملا درک میکند.
بتازگی در دوره متوسطه تلاشهای بسیار خوبی برای ایجاد فضایی منطقی بین محفوظات و قدرت تجزیه و تحلیل دانشآموزان صورت گرفته است، اما همچنان باید روی این مقوله به عنوان یک ضرورت کار کرد. به طوری که حتی در طرح برخی سوالات امتحانات نهایی روی موضوع مفهوم و قدرت تجزیه و تحلیل و خلاقیت دانشآموز، انگشت گذاشتهاند تا اعتبار امتحانات نهایی که در واقع مهمترین دوره امتحانات دانشآموزان نیز هست همچنان حفظ شود و ضرورت تفکر، خلاقیت و قدرت تجزیه و تحلیل در مورد مسائل دروس مختلف بیش از پیش نمود پیدا کند.
در ایجاد چنین فرآیندی از کنار تلاشهای دبیران نیز نباید بسادگی گذشت زیرا آنان میتوانند با گشایش یک فضای کاربردی نقش تعیینکننده در مقوله خلاقیت و قدرت تجزیه و تحلیل ایفا کنند.
البته درسها را نیز باید مد نظر قرار داد. از نظر ذهنی پاسخها همیشه در دسترس هستند، اما باید در عمل به آنها شکل داد به طوری که باید با احساس کردن و ایجاد شرایط عملی مفهوم آنها را برای همیشه در ناخودآگاهمان حک کنیم. حفظ کردن مفاهیم معنوی نیز بدون تفکر و تجزیه و تحلیل و عمل ارزشی ندارد.
خواندن و نوشتن و اظهار نظر کردن درباره عشق، احسان، ایمان و فداکاری ساده است، اما عمل به آن و حس آن نیازمند وضعیت متحولشده آگاهی است. بنابراین برای داشتن آموزش و پرورش عالی، باید به تفکر در کنار حافظه توجه ویژهای داشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم