اعتیاد ما را از هم جدا کرد

سارا 28 سال بیشتر ندارد و 4 سال از جوانی‌اش را با اعتیاد شوهرش از دست داده است. این زن وقتی در برابر پرسش‌های متعدد قاضی قرار گرفت بغض شکل گرفته در سال‌های مشترک زندگی‌اش را شکست تا ناگفته‌های زندگی دردناکش را به زبان بیاورد. پرونده سارا در شعبه 268 دادگاه خانواده در حال رسیدگی است.
کد خبر: ۱۷۲۲۰۵

قاضی: چند سال بیشتر نیست که با هم ازدواج کردید، به گفته شوهرت رابطه خوبی هم داشتید چه شد که حالا برای جدایی اقدام کرده‌ای؟

سارا: ما خوب شروع کردیم، خیلی خوب. اما احمد همه چیز را خراب کرد، بعد از مدتی معتاد شد و وضعیت زندگی‌مان روز به روز بدتر شد،‌من سعی کردم شوهرم را از بلایی که گرفتارش شده رهایی دهم اما نتوانستم هر چه می‌گذشت احمد بیشتر غرق در اعتیاد می‌شد.

شوهرت قبل از ازدواج هم اعتیاد داشت یا بعد معتاد شد؟

وقتی احمد به خواستگاری من آمد. پدرم خیلی تحقیق کرد همه می‌گفتند، احمد مرد زندگی است و می‌تواند همسرش را خوشبخت کند، ما هم اعتماد کردیم در آن زمان کسی نگفت که احمد اعتیاد دارد. پدرم حتی به محل کارش هم رفته و پرس‌وجو کرده بود، بعد از این که ازدواج کردیم و معلوم شد احمد اعتیاد دارد متوجه شدم قبل از ازدواج به صورت تفننی مواد مصرف می‌کرده است.

چطور با هم آشنا شدید، احمد را از قبل می‌شناختی؟

من کارمند بانک هستم، هر شعبه‌ای مشتریان ثابتی دارد که کارمندان آنها را می‌شناسند، احمد هم از آن مشتریان بود، پدرش فرش‌فروش و مسلما گردش مالی‌اش در بانک زیاد بود و رفت و آمد زیادی هم به بانک داشت، کارهای مالی را احمد انجام می‌داد. مدتی بعد که من به آن شعبه منتقل شدم و پشت صندوق نشستم، روابط من و احمد بیشتر شد، او هر روز برای بررسی حساب مالی‌شان به بانک می‌آمد و من باید کارهایش را انجام می‌دادم.

روابطمان که بیشتر شد، بعد از آن هر بار چکی می‌آمد که پول در حساب احمد نبود تلفنی خبر می‌دادم و احمد پول می‌آورد. این کار رایجی در بانک‌هاست که برای مشتریان ثابت انجام می‌شود. مدتی که گذشت احمد به من ابراز علاقه کرد، من که در آن زمان دچار شکست عشقی شده بودم، به احمد بی‌محلی کردم، اما احمد از در دیگری وارد شد.

یعنی تا آن زمان کس دیگری را دوست داشتی؟

پسری را دوست داشتم که از همکلاسی‌هایم بود ما سال‌ها با هم دوست بودیم اما به طور ناگهانی مرا رها کرد و رفت و بعد از چند روز هم متوجه شدم با دختر دیگری ازدواج کرده است. این اتفاق ضربه سختی به من وارد کرد، زمانی که احمد ابراز علاقه کرد من در یک بحران روحی سخت بودم و نمی‌توانستم به او فکر کنم، اما مدتی بعد، متوجه شدم احمد با رئیس بانک در موردم صحبت کرده و از او خواسته تا  پیشنهاد ازدواجش را برای من مطرح کند.

در مدتی که احمد مشتری بانک شما بود شناختی از وی پیدا کرده بودی؟

احمد پسر بسیار متینی است، حالا که قصد جدایی از وی را دارم می‌گویم که مرد بسیار متینی است و دوستش دارم. در تمام مدتی که احمد را می‌شناختم و حتی زمانی که شریک زندگی‌اش  شدم هیچ مشکلی در او ندیدم.
هرگز به کسی بی‌احترامی نمی‌کرد، خانواده‌اش هم خانواده خوبی بودند هر چند آنها واقعیت بزرگی را از من پنهان کردند اما هیچ وقت به من بی‌حرمتی نکردند.

چه چیزی از تو پنهان شده بود که خانواده شوهرت را مقصر می‌دانی؟

آنها دیده بودند که احمد مواد مصرف می‌کند، پدرش حتی چندین بار هم بر سر این مساله با احمد دعوا کرده بود، اما به من نگفتند که پسرشان اعتیاد دارد و مرا در دامی انداختند که می‌دانستند جز تباهی هیچ چیز ندارد. با این حال من عاشق احمد شدم. نوع رفتارش، حرف زدنش و نجابتی که در رفتارش بود من را مجذوب کرد.

البته واقعیت این است که به خاطر شکست عشقی سختی که گرفتارش شده بودم احتیاج به کسی داشتم که بتواند خاطرات تلخ گذشته را برایم پاک کند و احمد بهترین گزینه برایم بود. احمد توانست تلخی‌ها را در زندگی‌ام پاک کند، اما بعد از مدتی دوباره زندگی را آنقدر برایم تلخ کرد که مجبورم از او جدا شوم.

در مدتی که نامزد بودید متوجه رفتار مشکوکی از شوهرت نشدی؟

مدت نامزدی ما بسیار کوتاه بود یکماه بعد از آشنایی ما مراسم عروسی‌مان را برگزار کردیم. پدر احمد خیلی کمکمان کرد، خانه و ماشین برای احمد خرید و پولی هم که بابت دستمزد به احمد می‌داد آنقدر بود که هیچ مشکل مادی در زندگی نداشته باشیم. حتی اوایل شوهرم به من پیشنهاد داد که سر کار نروم و من به خاطر علاقه‌ای که به کارم داشتم حاضر نشدم شغلم را از دست دهم. از طرفی کمکی هم برای احمد بودم و در حسابداری مغازه پدرش کمکش می‌کردم. چند ماه بیشتر از زندگی مشترکمان نگذشته بود که با تمام وجودم احساس کردم شوهرم را دوست دارم و تنها کسی بوده که می‌توانسته مرا خوشبخت کند.

از کی متوجه شدی که شوهرت اعتیاد دارد؟

حدود 2 سال از زندگی مشترک ما گذشته بود که متوجه تغییراتی در شوهرم شدم، سیگار می‌کشید، شب‌ها تا صبح نمی‌خوابید، گاهی در گوشه‌ای کز می‌کرد و ساعت‌ها حرف نمی‌زد. اوایل فکر می‌کردم افسرده شده است.
اما این حالت‌هایش فقط بعضی وقت‌ها اتفاق می‌افتاد و روزهایی هم کاملا عادی بود، به احمد گفتم احتیاج به یک پزشک دارد و نیاز است روانپزشکی او را ببیند، عصبانی شد و پرخاشگری کرد تا آن زمان عصبانیت احمد را ندیده بودم. متوجه شدم واقعا برایش مشکلی پیش آمده است و در نهایت تصمیم گرفتم موضوع را به پدرش بگویم.

پدر احمد کاری برای حل مساله کرد؟

به من گفت موضوع را خودش پیگیری می‌کند. مساله تعجب‌آوری برایش نبود او می‌دانست که احمد چرا ناراحت و پرخاشگر است اما در آن زمان به من نگفت. شاید اگر واقعیت را گفته بود من می‌توانستم به احمد کمک کنم، اما متاسفانه 8 ماه بعد از این ماجرا فهمیدم که احمد معتاد است و متاسفانه به بدترین نوع اعتیاد هم گرفتار بود.

تلاش نکردی که به شوهرت کمک کنی، شاید می‌توانست اعتیادش را ترک کند؟

وقتی فهمیدم احمد به کراک اعتیاد پیدا کرده، از او خواهش کردم که اعتیادش را ترک کند، حتی قول دادم از این ماجرا چیزی به دیگران نگویم و هر چه بوده بین خودمان بماند من واقعا نمی‌خواستم احمد را ترک کنم، اما این اواخر خیلی چیزها عوض شده بود شوهرم هر روز مواد مصرف می‌کرد، من که اعتراض می‌کردم کتکم می‌زد، وقتی به حالت عادی برمی‌گشت، با گریه و التماس از من می‌خواست که ببخشمش. دلم برای احمد می‌سوخت، به هر حال من خاطرات خوش زیادی با احمد داشتم.

چرا تصمیم گرفتی ترکش کنی؟

شرایط را طوری کرده بود که نمی‌توانستم در کنارش بمانم. وجودم در آن خانه هم برای احمد بد بود هم برای خودم، روز به روز شرایط بدتر می‌شد، احمد نمی‌خواهد اعتیادش را ترک کند، شاید هم آنقدر در اعتیاد غرق شده که نمی‌تواند از آن خارج شود. به هر حال اگر می‌ماندم همه چیز بدتر بود. خانواده‌اش هم راضی بودند که ما جدا شویم. من هنوز هم نگرانم، نگران احمد، مرد زندگی‌ام مردی که زندگی را زیبا شروع کرد و تلخ به پایان رساند. در تمام این مدت تلاش کردم زندگی‌ام را نجات دهم اما نتوانستم، خیلی سختی کشیدم، این همه غصه را به تنهایی تحمل کردم حاضر بودم بیشتر از این هم هزینه دهم اما نشد،‌احمد نخواست حالا هم می‌دانم که چاره‌ای جز جدایی نیست اگر بمانم نابود می‌شوم.

مریم عفتی‌

نظر یک کارشناس‌

 بسیاری از خانواده‌ها فکر می‌کنند وقتی فرزندشان به اعتیاد روی می‌آورد راه نجاتش این است که ازدواج کند. به سرعت برایش همسر انتخاب می‌کنند. در حالی که آنها با این کار فقط شرایط را برای فرزندشان سخت‌تر و آینده دختر دیگری را هم خراب می‌کنند. اعتیاد منشاء روحی و روانی دارد، کسانی که معتاد می‌شوند به دلیل داشتن اختلالات روحی و روانی به سمت مواد می‌روند. خانواده‌ها باید بدانند برای حل دائمی مشکل فرزندشان نباید برای آنها همسر انتخاب کنند، اول باید موجبات ترک اعتیاد را برایشان فراهم کنند و بعد معضلات روحی و روانی را برای آنها حل کنند و در واقع عاملی که باعث شده فرد به سمت اعتیاد برود را برطرف کنند در این صورت است که می‌توان ترک اعتیاد را برای یک معتاد همیشگی کرد. نکته بعدی که باید به آن توجه داشت این است که دختر جوان برای فراموش کردن خاطرات تلخ گذشته با احمد ازدواج کرده و در صحبت‌هایش بارها به این نکته اشاره کرده است، هر چند مدعی است بعد از ازدواج عاشق شوهرش شده و او را دوست داشته، اما انگیزه اولیه برای ازدواج بسیار مهم است که متاسفانه در دختر جوان انگیزه مناسبی نبوده است. این دختر به‌خاطر این‌که بیشتر مواقع در گذشته خود زندگی می‌کرده است، نمی‌توانسته وظایف یک همسر را به طور کامل برای شوهرش انجام دهد بنابراین زمانی که در برابر دروغگویی‌های وی قرار می‌گیرد دیگر انگیزه‌ای برای گذشت و ترمیم زندگی‌اش ندارد. البته مقصر اصلی در شکست این زندگی مسلما زن جوان نیست، ممکن است وی خطاهایی در روابطش با شوهر انجام داده باشد، اما نمی‌توان گفت که این خطاها علت اصلی جدایی و اعتیاد بوده است.

مشکل اصلی را در زندگی این زوج پنهانکاری احمد و خانواده‌اش به وجود آورده است، آنها از ترس این که مبادا دختری قبول نکند همسر احمد شود مشکلات شخصیتی و روانی او را نگفته‌اند و پنهان کرده‌اند، آنها حتی واقعیت را برای خودشان هم پنهان کرده‌اند و نخواسته‌اند باور کنند پسرشان دچار مشکل است. در صورتی که اگر به درمان فرزندشان می‌پرداختند مشکلات تا این حد حاد نمی‌شد. نکته بعدی، راه ترانزیت مواد مخدر است که متاسفانه از کشور ما عبور می‌کند، چون ایران با بزرگترین تولیدکننده مواد مخدر در جهان همسایه است. قاچاق مواد مخدر در کشور ما هم فراوان است، کنترل هر چه بیشتر مرزها و آگاهی‌دهی به خانواده‌ها و جوانان در خصوص این‌که مواد مخدر چه صدماتی را بر بدن و زندگی وارد می‌کند، می‌تواند از روی آوردن جوانان به اعتیاد بکاهد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها