در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دلیل اصلی این همه موفقیت چیست؟ آنها که متعلق به «نسل جدید سینمای انیمیشن» نیستند. در مورد رقبایشان چه؟ کاراکترهایی مانند باگزبانی و دانلداک؟ یا حتی «لونی تونز»ها ؟ در حال حاضر همان مقدار تیشرتی که از «شرک» به فروش میرود؛ درباره محصولات جانبی حتی تی شرتهایی با نقش تام و جری نیز متصور است. یکی از علل مهم جا افتادن و فراموشنشدن «تاموجری» و یکی دو رقیبانشان به نحوه تبلیغات و توزیع مناسب کپیها در گروههای سینمایی و همچنین ساختوساز و ارائه محصولات جانبی مربوط به آنهاست.
به یاد دارید در سال 1995 حتی چند هفته قبل از اکران انیمیشن ماندگار «داستان اسباببازی» در
22 نوامبر همان سال با تبلیغ این فیلم و محصولات جانبیاش البته در مقیاسی کوچک و مربوط به چند ایالت شروع شده بود. پس از آن بود که مردم در جشنهای کریسمس و در آستانه تحویل سال 1996، بیش از هر چیز دیگری عروسکها، تیشرتها، پوستر، جوراب، ساعت و کولهپشتی و لوازمالتحریر مربوط به کاراکترهای این فیلم را برای هدیه سال نو به فرزندانشان در نظر گرفتند و اگر چه این کارتون 81 دقیقهای چیزی حدود 192 میلیون دلار در آن کریسمس کذایی فروخت، اما فروش محصولات جانبیاش بیشتر از درآمد حاصل از فروش اکران سراسریاش بود.
روندی که هنوز و البته بسیار کمتر ادامه دارد چراکه مردم کاراکترهای «داستان اسباببازی» را دوست دارند. اینچنین بود که توزیع مناسب و تبلیغات توانست دلیل موفقیت این کارتون که متعلق به نسل جدید سینمای انیمیشن است، شود.
روندی که البته بسیار کوچکتر یا چیزی حدود 40 یا 50 سال پیش در مورد تام و جری سندیت داشت.
البته بهتر میدانید که جدای از کیفیت کار و چشمنوازی تصاویر انیمیشن؛ داستان صدالبته نقش تعیینکنندهای در پذیرش یک کار حرفهای انیمیشن دارد. اگر داستان مورد پذیرش تماشاگر قرار گرفت، آن وقت است که حتی میتوان به دنبالهسازی هم امیدوار بود. اتفاقی که دست بر قضا هم برای «تام و جری» در سالهای گذشته جواب داده بود و هم اینکه درباره نسل جدیدیها مثل «داستان اسباببازی» و «شرک» به نتیجه رسید. مهمتر اینکه در لابهلای
این ادامهسازیها و دنبالهسازیها با ساختوساز محصولات جانبی در حکم یک یادآوری عام عملکرد داشته و با نزدیک شدن به زمان اکران یک فیلم دنبالهسازی شود با توزیع مناسب و ارائه هوشمندانهاش به بازار روند یادآوری «خاص» را به انجام رسانیده است. کار تا بدانجا تشکیلاتی و برنامهریزی شده پیش رفته که بر اساس استقبال تماشاگران به میزان توزیع و ارائه مجانی این محصولات در جشنوارههای دورهای مربوط به فیلم و در جشنوارههای بینالمللی سازماندهی میگردد. یعنی اگر اهالی شرق آسیا هنوز برای کاراکترهای «داستان اسباببازی» میمیرند؛ در هنگام توزیع و فروش DVD این فیلم، محصولات جانبی نیز در آن بازار واقعا سرازیر شود و اگر در منطقه اروپای مرکزی و بالکان این مقدار استقبال وجود ندارد؛ هم توزیع کمتر میشود و هم اینکه یک فیلم دیگر از همین کمپانی، با یک برنامهریزی حساب شده در تبلیغات معرفی و تبلیغ گردد.
با این حال اگر تمام احتمالات را کنار هم بگذاریم؛ حداقل میتوان به یک چیز خوشبین بود و آن هم این مهم که اگر در سالهای دور و نزدیک فیلمی متعلق به دنیای فانتزی و انیمیشن به دلایلی خوب دیده نمیشد و دست بر قضا این فیلم، حسابی پر و پیمان نیز میبود و به لحاظ فنی و داستانی حرف نداشت؛ به فراموشی سپرده نشود و بالاخره در یکی از این بازارهای تعطیلناپذیر محصولات جانبی به چشم بیاید.
ضمن اینکه به نظر میرسد با فراگیر شدن، داشتن محصولات جانبی از هر نوع دیگر هیچ ستارهای از دنیای انیمیشن به ورطه بازنشستگی نائل نشود، چرا که مدام عکس و چهرهاش روی محصولات جانبی ذکر شده برای سالهای سال جلوهگری مینماید.
مهدی تهرانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: