سینا علی‌محمدی‌

گلایه‌های یک شاعر اهوازی‌

در یکی از غروب‌های دلتنگ تحریریه نشسته‌ام و همزمان با بخار چای که از لیوان بر می‌خیزد، به سرآسیمگی مردم و بهت خیابان خیره شده‌ام و با خود فکر می‌کنم چند نفر از این مردم هر روز فرصت می‌کنند روزنامه‌ای را ورق بزنند و در میان صفحات مختلف، صفحه شعری نگاهشان را به تماشایی تبدیل کند. در همین فکرها هستم که از دبیرخانه، نامه‌ای می‌آورند و روی میز می‌گذارند. اول حوصله نداشتم پاکت نامه را باز کنم و می‌خواستم داخل کشوی میز بگذارم تا در فرصتی مناسب آن را بخوانم، اما خط خوش روی پاکت که از اهواز آمده بود و نام صفحه شعر جوان نیز بر آن نوشته بود، وسوسه‌ام کرد:
کد خبر: ۱۷۰۹۰۳

 پاکت را باز می‌کنم کتاب شعری با عنوان «بهانه» سروده زهرا الهامیان همراه یک نامه مفصل از ایشان داخل پاکت است.

با خواندن نامه زهرا الهامیان از دقتی که در سطر سطر مطالب ادبی روزنامه داشته حیرت زده می‌شوم؛ اشاره‌ای که به کنگره شب‌های شهریور دارد، یادداشت من در همین رابطه و چاپ شعرهای برگزیده کنگره‌ها و همچنین ویژه‌نامه «مثل شعر ناگهان» که برای درگذشت قیصر امین‌پور بود و گفتگو با ضیا موحد و حتی چاپ خبری  بعد از آن در ارتباط با  بازخورد این گفتگو در صفحات خبری و ... همه‌ اینها نکاتی است که با ظرافت و دقت از طرف این مخاطب ارجمند خوزستانی مورد توجه قرار گرفته است.

اما مهم‌ترین گلایه و درددل زهرا الهامیان این است که شاعران گمنام و شهرستانی کمتر دیده می‌شوند و معمولا کنگره‌ها و جشنواره‌های شعر جوان محدود به تعدادی نام خاص شده که اغلب پایتخت‌نشین نیز هستند و البته او ادعا می‌کند که با خواندن اشعار برگزیده در صفحه ما بیشتر متاسف شده،  چرا که امیدوار بوده  نامش جزو برگزیدگان باشد.

واقعیتی که زهرا الهامیان و دیگر دوستان و همراهان صفحه شعر جوان باید بدانند این است که مهم‌ترین رسالت و هدفی که صفحه ما دنبال می‌کند توجه به شاعرانی است که به هر دلیل شعرشان تا امروز مطرح نشده است.
اگرچه معتقدم شعر خوب تحت هر شرایطی روزی صدای خودش را به گوش مخاطبان ادبیات می‌رساند و از دل هیچ کارگاه و کنگره و جشنواره‌ای، شعر و شاعر متولد نمی‌شود (البته منکر معرفی نیستم).

اشاره دیگر زهرا الهامیان به شیوه چاپ کتابش بود که مشکلات فراوانی برایش ایجاد کرده است و صد البته که ‌این نکته نیز اصلا تازگی ندارد. متاسفانه امروز شرایطی به وجود آمده که شاعران بزرگ و شناخته شده نیز حتی برای چاپ آثارشان به مشکل برمی‌خورند.

زهرا الهامیان باید بداند که برای چاپ کتاب بسیار عجله کرده است. شعرهای او آثار شاعری هستند که در ابتدای راه سرودن است. مهمترین ویژگی زهرا الهامیان ذهنیت موزون اوست، به‌گونه‌ای که حتی در شعرهایی که قالب نو دارند نیز موسیقی به شکل کاملا بیرونی و محسوس وجود دارد:

دلم برای تو تنگ است‌

ای نهایت آبی‌

دلم برای تو تنگ است‌

ای طلوع سرخابی...

یا

مرا به خانه ببر

که شهر دلگیر است‌

خیالم آشفته است‌

و شب زمین‌گیر است‌

همین ریتم و موسیقی موزون کلمات مفاعلن فعلاتن در شعر اول یا قافیه آشکاری که سعی می‌کند به وجود آورد، نشان می‌دهد زهرا الهامیان در روزگاری که شعر نیمایی به فراموشی سپرده شده اگر این نوع شعر را مطالعه کند و قوانین آن را دقیق و به درستی بشناسد و ذهن موزونش را به سمت شعر نیمایی تربیت و هدایت کند، به طور قطع آثار او مورد اقبال بیشتری قرار خواهد گرفت (حتی در همان کنگره‌هایی که‌ ایشان بشدت از آنها گله کرده‌اند).

خانم الهامیان نامه دومی ‌نیز برای صفحه شعر جوان ارسال کرده‌اند و گلایه و دلخوری خودشان را از بی‌توجهی ما نسبت به نامه اول و تماس‌‌هایشان ابراز کرده‌اند که همین جا باید بگویم فاصله چاپ و پاسخ به نامه‌ها تنها به دلیل محدودیت صفحه است و دیگر هیچ.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها