با علی انصاریان، مدافع سابق پرسپولیس و استقلال‌

از حاشیه فرار کردم‌

آقای حاشیه؛ بدون شک این مهمترین لقبی است که می‌توان به علی انصاریان داد. مدافع سابق پرسپولیس و استقلال به قول خودش برای فرار از حاشیه تصمیم گرفت لیگ 86 را در تیم دسته یکی استیل آذین بازی کند. البته دلیل اصلی او برای پیوستن به استیل‌آذین حضور علی پروین در این تیم بود.
کد خبر: ۱۷۰۲۴۰
انصاریان معتقد است برعکس بقیه که در حرف طرفدار سلطان هستند در عمل حاضر است به خاطر پروین هرکاری بکند، حتی دوری از لیگ برتر. خودش هم قبول دارد که یکی از پرحاشیه‌ترین فوتبالیست‌های ایرانی است، اما می‌گوید این شیطنت و هیجان از کودکی تا به حال در زندگی با او بوده است.

هدف اصلی او در حال حاضر صعود به لیگ برتر با استیل‌آذین است و اصلا به صعود نکردن فکر نمی‌کند. علی انصاریان در گفتگو با جام‌جم از روزهای سخت گذشته‌اش صحبت کرد، از اوضاع بد مالی خانواده‌اش، از سختی‌هایی که در پرسپولیس کشید و از آرزویی که برای قهرمانی با استقلال داشت و البته محقق نشد.

انصاریان هم مثل بقیه اعضای جامعه فوتبال از انتخاب علی دایی برای سرمربیگری تیم ملی دفاع کرد و از حسرتش برای بازی در تیم ملی گفت.

پیوستن تو به استیل آذین و بازی در لیگ یک نشانه عدم توانایی برای بازی در لیگ برتر بود؟

به هیچ وجه! من و چند بازیکن دیگر ثابت کردیم در عمل طرفدار علی پروین هستیم. در فوتبال ایران خیلی‌ها در حرف طرفدار علی پروین هستند، اما ما ثابت کردیم بین حرف و عمل تفاوت زیادی وجود دارد. من قبلا هم در دوره ریاست غمخوار در پرسپولیس به خاطر علاقه به پروین 10 ماه از زمین بازی دور بودم. دلیل اصلی پیوستن من و بقیه بچه‌ها به استیل آذین فقط علی‌آقا بود.

سال گذشته با استقلال در آستانه قهرمانی بودی، می‌توانستی با یک تیم لیگ برتری هنوز در اوج باشی.

در استقلال خوب جا افتاده بودم،‌ می‌توانستم در این تیم بمانم. حتی بعد از گرفتن رضایتنامه از استقلال می‌توانستم به پرسپولیس برگردم. با کاشانی هم صحبت کرده بودم و شرایط برای بازگشت من به پرسپولیس فراهم بود، اما همکاری دوباره با علی پروین برایم تجربه خوبی بود. در سن 29 سالگی می‌خواستم با حضور در لیگ یک برای یک سال از حاشیه فرار کنم. به علاوه این که علی پروین ارزشش را داشت.

تو می‌خواهی از حاشیه فرار کنی، اما به نظر می‌رسد حاشیه و علی انصاریان با هم عجین شده‌اند.

الان خیلی کمتر مصاحبه می‌کنم. امسال یک بار بیشتر مصاحبه نکردم، همین کمک می‌کند که کمتر وارد حاشیه شوم. من 10‌سال در پرسپولیس بودم و یک‌سال در استقلال اما این حاشیه در این مدت به فوتبال من ضربه نزد.
حتی وقتی در حاشیه هستی باید مراقب خودت باشی!

خیلی‌ها معتقدند اگر انصاریان تا این حد وارد حاشیه نمی‌شد، سال‌ها مدافع ثابت تیم ملی بود.

حرف شما را قبول دارم، اما حاشیه روی فوتبالم تاثیر منفی چندانی نگذاشته چون همیشه در باشگاهم فیکس بودم. اما درست می‌گویید اگر حاشیه نداشتم، الان حداقل 50 بازی ملی داشتم. البته خیلی هم ناراحت نیستم در عوض چیزهای دیگری به دست آوردم.

مثلا چه چیزهایی؟

مهم این است که در این فوتبال از خودم اسم خوبی باقی گذاشته‌ام. باورتان نمی‌شود وقتی در بازی استقلال، پرسپولیس با پیراهن استقلال وارد زمین شدم تمام استادیوم تشویقم کردند. آن لحظه را هرگز فراموش نمی‌کنم. همین محبوبیت یک دنیا برایم ارزش دارد.

اما اگر حاشیه‌ات کمتر بود...

خیلی وقت‌ها دیگران برای من حاشیه درست کردند. در روزنامه‌ها و مجلات 20 بار نوشتند انصاریان ازدواج کرده یا انصاریان به خواستگاری رفته. این روزنامه‌ها فروش بیشتر را در چارچوب اخبار کذب می‌بینند. البته من در حاشیه بودنم را به‌گردن کسی نمی‌اندازم. قبول دارم که از بچگی در زندگی شیطنت و هیجان داشته‌ام. هر چقدر هم می‌خواهم خودم را مظلوم نشان دهم، نمی‌شود.

اما اگر به فکر خودت بودی، الان مدافع تیم ملی بودی.

در حاشیه هم که هستم فوتبال را خوب بازی می‌کنم. وقتی رحمان رضایی برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد، من هم دعوت شدم. حتی در تورنمنت ال.جی رحمان ذخیره من بود. در آن مسابقه‌ها من و مهدی هاشمی‌نسب و بهروز رهبری‌فرد هر دو بازی را فیکس بودیم، اما همین شیطنت‌ها باعث شد رحمان 50 بازی ملی داشته باشد و من از تیم ملی دور باشم.

امروز پشیمانی؟

ناشکر نیستم. مقصر خودم هستم. عادت ندارم در زندگی تقصیر را به گردن کسی بیندازم. اگر در یک جبهه موفق نبوده‌ام خود علی انصاریان اشتباه کرده است. یک نکته را هم بگویم، هیچ کس در زندگی به من نمی‌گوید چه کار کن! پدر و مادرم هم به من نمی‌گویند چه کار کنم. به خاطر همین سعی می‌کنم کاری کنم که پشیمان نشوم.

قبل از این که به پرسپولیس بیایی، هم همین حاشیه با تو بود؟

از 18 سالگی با پیراهن فجر در لیگ اول ایران بازی کردم. پورحیدری و مظلومی در پیشرفت فوتبال من خیلی نقش داشتند، این دو مربی مرا علی انصاریان کردند. وقتی آمدم پرسپولیس 20 ساله بودم، نمی‌توانم بگویم حاشیه نداشته‌ام؛ اما مسیر زندگی‌ام به گونه‌ای پیش رفت که روزبه‌روز حاشیه‌ام بیشتر شد.

بگذریم. خیلی‌ها معتقدند استیل‌آذین در لیگ یک موفق نمی‌شود. جوانان تیم‌های دیگر برای بازی مقابل شما انگیزه زیادی دارند.

ما باید صعود کنیم. اگر صعود نکنیم سال‌ آینده نصف این تیم از هم می‌پاشد. حرف شما درست است؛ تمام تیم‌ها مقابل ما انگیزه زیادی دارند. جوانان تیم‌های شهرستانی لیگ یک در خواب هم نمی‌دیدند روزی با علی پروین روبه‌رو شوند. بازیکنان و مربیان ما از این نظر هم دچار مشکل هستند. خود من وقتی فجر بودم مقابل پرسپولیس و استقلال بهترین بازی‌هایم را انجام می‌دادم. سرم را می‌گذاشتم جلوی توپ. در بازی فجر و پرسپولیس موفق شدم 90 دقیقه مهدوی‌کیا را کنترل کنم همین شد که پرسپولیس به من پیشنهاد داد. بعد از آن بازی به تیم ملی هم دعوت شدم.

پس با استیل آذین به لیگ برتر برمی‌گردی؟

ما همه اینجا مصممیم که صعود کنیم. حسین هدایتی در راه‌اندازی یک تیم کاملا خصوصی خیلی ریسک کرده و ما باید او را در این راه امیدوار کنیم.

و اگر این اتفاق نیفتاد و استیل آذین صعود نکرد، باز هم در این تیم می‌مانی؟

اصلا به این نقطه تاریک نگاه نمی‌کنم. همیشه سعی می‌کنم به مسائل منفی فکر نکنم. من بچه مثبتی هستم.
فقط به آن چیزی که می‌خواهم به دست آورم، فکر می‌کنم و کاری را که بخواهم انجام دهم تا انتها به پیش می‌روم.

در فوتبال نمی‌شود چیزی را پیش‌بینی کرد. سال‌گذشته همه فکر می‌کردند تراکتورسازی صعود می‌کند.

در پایان فصل دوباره می‌بینمت وقتی که استیل‌آذین صعود کرده است و دوبار به لیگ برتر برگشته‌ام.

فردای آن روزی که با استیل‌آذین قرارداد بستم،‌ یک روزنامه ورزشی تیتر زد: لیگ برتر بدون انصاریان نمک ندارد، من بازیکنی هستم که در زمین بازی خیلی زود دوربین را پیدا می‌کنم. چراغ قرمز بالای دوربین وقتی روشن می‌شود، من می‌فهمم. دوست دارم دوباره آن روزها برگردد و به همین دلیل سعی می‌کنم استیل آذین صعود کند، اما مطمئن باشید در جا نمی‌زنم.

جمله آخرت نشان می‌دهد اگر با استیل‌آذین صعود نکنی، در این تیم نمی‌مانی.

من گفتم در جا نمی‌زنم، تعبیرش با خودتان.

علی انصاریان مسیر سختی را برای چهره‌شدن در فوتبال ایران پیمود؟

من فوتبال را خیلی دوست دارم. به همین دلیل همیشه با جان و دل فوتبال بازی می‌کنم. من تمام زندگیم را مدیون فوتبال هستم.

شنیده‌ام برای فوتبال بازی کردن سختی‌های زیادی را تحمل کرده‌ای.

خیلی سختی کشیدم. من و برادر و خواهرم در یک خانه 45 متری زندگی می‌کردیم و پدرم با بدبختی و سختی خرج زندگی را به دست می‌آورد. الان روزهای آخر سال است یادم می‌آید پدرم کلی اضافه‌کاری می‌کرد تا برای ما کفش عید بخرد. الان که ذوق و شوق بچه‌ها را می‌بینم، یاد گذشته سخت خودم می‌افتم. در سالهای کودکی خودم کار می‌کردم تا بتوانم کفش فوتبال بخرم. بعدها هم تمام اتفاقات زمین فوتبال برای من بود. یک زمان به من می‌گفتند آقای بخیه! آنقدر مصدوم شده بودم و پس از هر بازی راهی بیمارستان می‌شدم که همیشه خانواده‌ام نگران من بودند.

وقتی به استقلال رفتی این اتفاقات کمتر برایت پیش آمد.

خدا شاهد است همان‌طوری که برای پرسپولیس بازی می‌کردم، برای استقلال هم بازی کردم. پس از بازی استقلال - راه‌آهن 6 ساعت بیهوش بودم. در بازی استقلال با پیکان دفاع تیم پیکان با لگد زد توی دماغم، بینی‌ام شکست. آنهایی که این اتفاقات را به یاد دارند، می‌گویند برای استقلال کم‌فروشی کردم. پرسپولیس را دوست دارم، چون رویای کودکی‌ام بود. بازیکنانی که دوستشان داشتم در پرسپولیس بازی می‌کردند. مجتبی محرمی، مرتضی کرمانی‌مقدم و فرشاد پیوس؛ من هیچ‌وقت فوتبال آنها را از خاطر نمی‌برم.

بازی‌های استقلال را هم تماشا می‌کردی؟

وقتی بچه بودم، با پدرم می‌رفتیم استادیوم. برنامه جمعه‌های ما این بود. پدرم؛ من و برادرم را می‌برد سینما، بعد می‌رفتیم ناهار می‌خوردیم و از آنجا می‌رفتیم استادیوم تا بازی پرسپولیس را ببینیم. اما بعضی وقت‌ها چون راه استادیوم آزادی خیلی دور بود، به امجدیه می‌رفتیم و بازی‌های استقلال را تماشا می‌کردیم. از تیم استقلال هم بازی‌های نامجومطلق، قلعه‌نویی، مرفاوی و زرینچه را همیشه در یاد دارم.

تو به صورت مستقیم از پرسپولیس به استقلال رفتی. این انتقال برای تو چه حسی داشت؟

بیرون آمدن از پرسپولیس به هیچ وجه دست خودم نبود. من را از پرسپولیس بیرون کردند. آن هم در شرایطی که در فصل گذشته‌اش 11 گل برای این تیم زده بودم.

کدام مدافع چنین کارنامه‌ای داشته؟ بعد از این که پرسپولیس مرا نخواست، با امیر قلعه‌نویی صحبت کردم. خودم خیلی می‌ترسیدم، اما بالاخره انتخاب کردم و هرگز از این انتخاب پشیمان نشدم. شاید باورتان نشود وقتی برای اولین بار می‌خواستم به تمرین استقلال بروم، دنبال لباسی می‌گشتم که در آن رنگ قرمز به کار نرفته باشد. اما یک سالی که در استقلال بودم خیلی برایم شیرین بود. استقلال بازیکنان خیلی خوبی داشت. اگر در لیگ 85 آن 3 بازی آخر را نتیجه می‌گرفتیم و قهرمان می‌شدیم، یک فصل فراموش نشدنی را پشت‌سر گذاشته بودیم. حق استقلال در آن سال فقط قهرمانی بود.

بعضی‌ها معتقدند سرمربیگری صمد مرفاوی باعث شد استقلال قهرمان نشود.

نظر من کاملا مخالف است. استقلال به خاطر صمد اینقدر خوب نتیجه گرفت. شما صمد را نمی‌شناسید، دل او یک دریاست. در کار او دخالت کردند. اگر دخالت نمی‌کردند، حتما تیم قهرمان می‌شد. عیب صمد مرفاوی این است که ساده‌ و روراست است. مطمئن باشید او با سرمربیگری یک تیم لیگ برتری برخواهد گشت.

پس چرا استقلال قهرمان نشد؟

بازی با استقلال اهواز را به یاد دارید؟ در 10 دقیقه آخر، استقلال 10 موقعیت مسلم گلزنی را از دست داد. اگر در آن بازی علیزاده و کوئیکه قدر موقعیت‌ها را می‌دانستند، استقلال راحت قهرمان می‌شد.

می‌گویند باندبازی و دسته‌بازی عامل عدم موفقیت تیم استقلال است.

باند و دسته برای آدم‌های ضعیف است. وقتی آنقدر قدرت و اعتماد داری که بتنهایی می‌توانی کاری را انجام دهی، چه نیازی به باند و گروه است. قبول دارم این مشکلات در 4 بازی آخر فصل گریبانگیر استقلال شد، مدام جلسه می‌گذاشتند و پیشکسوتان استقلال را سر تمرین می‌آوردند. تمام قدیمی‌های استقلال سر تمرین ما آمدند. ناصر حجازی، امیر قلعه‌نویی، فتح‌الله‌زاده، منزوی، نظری جویباری و اولیایی، همین مسائل برای استقلال حاشیه درست کرد. صمد تمرکز خود را از دست داده بود. حاشیه دست من و شما نیست وقتی فکر مربی منحرف شود، تیم نتیجه نمی‌گیرد.

یعنی آنها  نباید می‌آمدند سر تمرین؟

استقلال متعلق است به ناصرحجازی. اما آمدن حجازی به استادیوم در بازی‌های آخر فصل باعث شد حاشیه‌های استقلال زیاد شود. آمدن ناصرخان اشتباه محض بود. تا تیم عقب می‌افتاد تماشاگران او را تشویق می‌کردند و این باعث شد صمد خرد شود. مرفاوی آدم بسیار احساساتی است. پس از بازی‌های آخر فصل دکتر تیم به جای بازیکنان بالا سر صمد بود، یک روز گردنش گرفت یک روز کتفش. اینها همه نتیجه فشارهای عصبی بود.

پس قبول داری کسانی بودند که نگذاشتند استقلال قهرمان شود؟

متاسفانه بله! آدم نباید از ناراحتی مردم خوشحال شود. من هیچ وقت آرزوی زمین خوردن و باختن کسی را نمی‌کنم. حتی اگر آن طرف دشمنم باشد. کاش همه این طور فکر می‌کردند.

هنوز هم به تیم ملی فکر می‌کنی؟

من تا چهار پنج سال دیگر در سطح اول فوتبال ایران بازی خواهم کرد. اگر در این مدت خوب باشم، حتما به تیم ملی دعوت می‌شوم. افشین پیروانی، رضا حسن‌زاده و محمود فکری با وجود سن بالا در تیم ملی موفق بودند.

دایی به عنوان سرمربی تیم ملی خودش خیلی دیر از تیم ملی خداحافظی کرد.

به نظر من تنها کار درست فدراسیون جدید انتخاب علی دایی بود. او برای مربیگری تیم ملی همه‌چیز دارد. امیدوارم نتیجه بگیرد؛ چون او خیلی دشمن دارد و باید خیلی مراقب باشد. فوتبال ایران را در دنیا با علی دایی می‌شناسند، خیلی‌ها دوستش ندارند، اما امیدوارم در تیم ملی موفق شود. الان به دعوت شدن در تیم ملی خیلی امیدوارم چون قبلا باید با رابطه پیراهن تیم ملی را به دست می‌آوردم، اما حالا اگر خوب باشم، دعوت می‌شوم.

هنوز به لژیونر شدن هم فکر می‌کنی؟

اگر شرایط مناسب پیش بیاید، چرا که نه. اگر مسوولان تیمی از فوتبال من خوششان بیاید، بدم نمی‌آید، برایم تجربه خوبی است. من همیشه رفتن را بیشتر از ماندن دوست دارم.

شنیده‌ام در استیل‌آذین ‌کارهای خیریه هم انجام می‌دهید؟

نباید این مسائل عنوان شود اما به مردمی که شب عید پول درست و حسابی ندارند، کمک می‌کنیم. پول جمع می‌کنیم و می‌دهیم آقا فرهاد تا بین مستمندان تقسیم شود. این کارها نباید در بوق و کرنا شود.

حرف آخر علی انصاریان با روزنامه جام‌جم؟

امسال یکی، دو بار بیشتر مصاحبه نکردم. وقتی استیل‌آذین صعود کند، راحت‌تر حرف خواهم زد. یک نفر وقتی اسکار می‌گیرد، می‌رود بالا راحت صحبت می‌کند. صعود به لیگ برتر در زندگی فوتبالی من تحول ایجاد می‌کند. اما شما و روزنامه جام‌جم را خوب می‌شناسم و می‌دانم که نیتتان خیر است.

بهترین تصمیم علی پروین‌

فرهاد کاظمی با استیل‌آذین نتایج خوبی گرفته است؛ اما خیلی‌ها می‌گویند او هم چندان از حاشیه دور نیست.

انتخاب فرهاد کاظمی بهترین تصمیم علی پروین در استیل آذین بود. اگر ما از ابتدای فصل یک مربی ایرانی داشتیم، الان با 8 امتیاز اختلاف صدر جدول بودیم. من پیش از این با آقا فرهاد کار نکرده بودم، ولی او واقعا فوتبال را بلد است. من خوشحالم که در کارنامه‌ام کار با فرهاد کاظمی را هم تجربه کردم. برعکس آن چیزی که می‌گویند او بخوبی بلد است حاشیه‌های تیم را جمع و جور کند. بواقع از زمان آمدن آقا فرهاد، حاشیه‌های تیم خیلی کمتر شده است.

امیرحسین متقی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها