در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بعد از سالها بازی در نقشهای مختلف آیا مرزی میان نقشهای طنز و جدی برای خودتان قائل هستید؟
برای من طنز یا غیرطنز بودن نقش چندان فرقی نمیکند. همانطور که کوتاهی یا بلندی آن برایم تفاوتی ندارد. مهم این است که بتوانم یک نقش ماندگار بازی کنم.
نقش ماندگار از نظر شما چه ویژگیهایی دارد؟
نقشی که پرداخت درستی روی آن شده باشد، نقش ماندگاری خواهد بود. بههر حال باید بتوانم ابتدا به عنوان یک بازیگر هم به لحاظ فرا روحی و هم به لحاظ ذهنی و عاطفی با نقش ارتباط برقرار کنم. این مساله هم به نفع خودم است و هم به نفع گروه سازنده و مخاطبان.
برویم سراغ پیامک از دیار باقی. این مجموعه اولین کار سیروس مقدم در ژانر طنز بود. ابتدا چقدر توانستید با مقدم به عنوان کارگردان همراه شوید؟
مهمترین ویژگی سیروس مقدم خوشاخلاق بودنش است، چون براحتی میتواند محیط پر از آرامش را در کل مجموعه ایجاد کند به لحاظ کارگردانی هم یک کارگردان قابل قبول و با تفکری است. در طول کار با یکدیگر تبادل نظرهای زیادی داشتیم تا در نهایت بتوانیم به این نتیجه واقعی و مثبت برسیم. ضمن اینکه علاوه بر کارگردان، سعید آقاخانی هم بهعنوان بازیگردان در این کار حضور داشت که همین مساله باعث شد کار را بهراحتی پیش ببریم و به نتیجه برسانیم.
فکر میکنید به آن نتیجهای که ابتدا مد نظرتان بود، رسیدید؟
بهطور صددرصد شاید این اتفاق نیفتاده باشد، اما حداقل فکر میکنم تا حد زیادی رضایتبخش بوده باشد.
جایگاه روانخواه را در طول کار چطور دیدید؟
بهنظرم جایگاه درستی داشت. محسن تنابنده بهعنوان نویسنده، پرداخت خوبی روی کل شخصیتها و از جمله روانخواه داشت.
بهنظر شما روانخواه چه نوع تاثیری در کل قصه داشت؟
او به نوعی موتور حرکت کار بود. روند داستان بهوسیله او و نقشههایش جلو میرفت و اگر او از داستان حذف میشد، شیرازه کار از هم میپاشید.
چقدر این نقش را متفاوت از کارهای قبلیتان دیدید؟
بهنظرم خیلی متفاوت بود، چون او شخصیت منفیای بود که نمیخواست منفی باشد و من هم سعی کردم این اتفاق در ذهن بیننده بیفتد تا از روانخواه انزجار پیدا نکند.
ولی او در بعضی از سکانسها بسیار منفی و حتی خشن برخورد میکرد؟
خیر. بهنظرم روانخواه اصلا خشونت به خرج نمیداد و اگر گاهی تنها صدایش را بالا میبرد برای این بود که حمید و حامد باید بهنوعی از او حرف شنوی میداشتند و به نقشههای او عمل میکردند.
ولی گاهی حتی لحن صدایتان تغییر مییافت؟
بله. سعی کردم تونالیته صدایم از عمق حنجرهام باشد و این حد از جدی بودن را بههرحال با بازیام همراه میکردم.
پیامک از دیار باقی، نگاه جدیدی به مرگ داشت نگاهی که از واقعیت خیلی دور بود؟
شاید اینطور به نظر برسد، اما این مساله در نوع خودش، هم یک نوآوری بود و هم نشان میداد که حتی گاهی پول عزیزتر از جان میشود. بههرحال تازگی این قصه برای خودم هم خیلی جذاب بود.
با انتهای داستان موافق بودید؟
شاید اگر داستان زمانی که (منصور سیمخواه) از زندان آزاد میشد، به اتمام میرسید بهتر بود. فکر میکنم انتهای داستان خیلی کش پیدا کرده بود.
آنوقت دیگر تکلیف زنهای سیمخواه مشخص نمیشد؟
بله. خب این مساله هم وجود دارد؛ البته مخاطب متاسفانه عادت کرده که همه چیز را تعریف شده و آماده ببیند که این روند اصلا خوب نیست و همیشه نباید همه چیز را آماده، تحویل بیننده داد، چرا که ذهن او دیگر نسبت به قصه کنجکاو نخواهد بود و همه چیز برایش عادی به نظر میرسد.
الان که سریال پیامک از دیار باقی به اتمام رسیده، از انتخابتان راضی هستید؟
بله و از این به بعد هم قصد دارم بیشتر در نقشهای جدی بازی کنم. در واقع یک نوع محک زدن خودم است.
ولی شما ابتدا گفتید که نقشها برایتان فرقی نمیکند، بلکه ساختار و درستی آنها برایتان مهم است؟
بله. هنوز هم سر حرفم هستم فقط میخواهم در کنار کارهای طنز، نقشهای جدی را هم دنبال کنم تا هم تجربهام در این زمینه زیاد شود و هم دچار کلیشه و تکرار نشوم.
خب فکر میکنید همانقدر که مخاطبتان در طول این سالها توانسته شما را در نقشهای طنز بپذیرد، در کارهای جدیتر هم میتواند؟
نمیدانم، اما مخاطب باید این اجازه را به من بدهد که بتوانم تجربه کنم. در این صورت خیلی راحتتر هم میتوانم به نقشهایم نزدیک شوم.
برخی مخاطبان سریال پیامک از دیار باقی معتقد بودند این سریال برای زمان دیگری مناسبت داشته مانند ماه رمضان شما با این موضوع چقدر موافق یا مخالف هستید؟
چون این مجموعه از قصهای جدی و به دور از فانتزی برخوردار بود، این نظرات خود به خود به وجود میآید؛ البته موقعیتهای طنز و شیرین زیادی هم در کلیت ماجرا وجود داشت. لزوما نباید سریالهای نوروزی همیشه شاد و خندهدار باشند؛ چرا که مخاطب باید حق انتخاب داشته باشد و انتخابها هم همیشه نباید یک شکل باشند، به هر حال فکر میکنم این سریال در جایگاه خودش توانست اثر خود را بگذارد.
و اما مرد هزار چهره. بعد از یک وقفه طولانی و چندین ساله، دوباره با مهران مدیری همکاری میکنید. در این مورد توضیح دهید.
بله و شروع همکاری دوباره ما با یکدیگر از مجموعه باغ مظفر بود؛ البته بعد از آن هم در گنج مظفر بازی کردم که به صورت سیدی به بازار عرضه خواهد شد. به هر حال با توجه به شناختی که در این سالها نسبت به مدیری و کارهایش پیدا کردهام در طنزهایش هم حضور پیدا میکنم که تجربههای شیرینی هم برایم هستند.
شما توانستید همزمان در 2 نقش کاملا متفاوت بازی کنید. این اتفاق را به حساب شانس میگذارید یا توانایی خودتان؟
هر دو، چون هم شانس این را داشتم که نقشهای متفاوتی به من پیشنهاد شود و هم سعی کردم بازیهای متفاوتتری را هم به نمایش بگذارم که این اتفاق برایم بسیار جذاب و جالب بود. هر دوی این کارها (مرد هزار چهره و پیامک از دیار باقی) برای من حکم یک امتحان را داشت.
اساسا متفاوت بازی کردن و دور بودن نقشها از یکدیگر چقدر به نفع بازیگر است؟
متفاوت بودن نقشها برای بازیگر خوب است، چون میتواند هم یاد بگیرد هم تجربههایش را افزایش دهد. شاید مهمترین نفعش هم این باشد که مخاطبان میتوانند او را به عنوان یک بازیگر واقعی بشناسند؛ بازیگری که در همه نوع ژانری موفق خواهد بود.
مرد هزارچهره را بیشتر دوست داشتید یا پیامک از دیار باقی؟
نمیتوانم این دو کار را با هم مقایسه کنم، چون نوع کارها کاملا با هم متفاوت بود. روانخواه آدمی جدی بود، در صورتی که در مرد هزارچهره شاعری خاص بودم.
فکر نمیکنید در مرد هزارچهره، نسبت به شاعرها تا حد زیادی اغراق وجود داشت؟
به هر حال مرد هزارچهره، یک کار طنز بود و در کار طنز هم همیشه اغراق و بزرگنمایی وجود دارد، درست مثل یک کاریکاتور. ضمن این که بیشتر نقشها در این کار تیپ بودند تا شخصیت به هر حال هرگز قصد تمسخر کردن نداشتیم.
ظاهرا به عکاسی هم علاقه دارید و دوربین همیشه همراهتان است؟
بله. من به عکاسی علاقه خاصی دارم و برای همین هم دوربینم هیچ وقت از من جدا نیست، البته عکاسی را برای روزهای پیریام انجام میدهم.
حالا چرا ایام پیری؟
چون معمولا هنرمندان ما در سنین پیری به لحاظ روحی و عاطفی افسرده میشوند و من هم برای این که خاطرات این روزهای خوب را زنده نگه دارم همیشه و در همه کارهایم با خودم دوربین میبرم و عکاسی میکنم. شاید هم در آینده نمایشگاهی از عکسهایم بگذارم.
زیباترین تصویری که تا امروز گرفتهاید؟
خاطراتم زیباترین تصاویرم هستند.
منصور سیمخواه... .
آدمی که فکر میکرد خوشبخت است، ولی نبود.
روانخواه... .
نقشههایش به عقل جن هم نمیرسید.
مرد هزارچهره... .
یک اثر متفاوت دیگر از مهران مدیری.
کارهایی که در آینده از شما خواهیم دید؟
در سریال کلاه پهلوی نقش یک راننده به نام رضا شوفر یا رضا گنجشک را دارم که یک نقش متفاوت است. در یک تلهفیلم هم به کارگردانی وحید نیکخواه آزاد بازی کردهام که در آنجا هم نقش یک دیوانه را داشتم.
پس تصمیم دارید نقشهای جدی را تجربه کنید؟
بله. به هر حال در حال حاضر ترجیح میدهم همین روال را طی کنم.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: