چندی پیش، روز جهانی ایدز برگزار شد و به مناسبت این روز به موضوعات مختلفی درباره ایدز اشاره شد؛ ازجمله این که باید از انگ زدن به بیماران مبتلا به ایدز پرهیز کرد، زیرا ایدز از طریق معاشرتهای معمولی انتقال نمییابد. پیامهای بهداشتی مختلفی نیز در این باره وجود دارد که نمونهای از آن را میخوانید:
هموطن، دست دادن با افراد آلوده به ویروس ایدز، هرگز موجب ابتلا به این بیماری نمیشود.
در این پیام از کلمه آلوده استفاده شده است. این کلمه بکرات جانشین کلمه ناقل به کار میرود. حتی در خبرها نیز از عبارت آلوده به ویروس ایدز بارها و بارها استفاده شده است. آلوده در فرهنگ ما مفهوم زشت و پلیدی دارد. شما هرگز با فردی که دست آلوده دارد، دست نمیدهید، معاشرت نمیکنید پس چگونه نویسنده این پیام از مردم میخواهد با فرد آلوده به ویروس ایدز معاشرت کنند؟
اکنون به پیام دیگری توجه کنید:
بیماران روانی را از خود نرانید. آنان نیز همانند دیگر بیماران به همدلی و صمیمیت شما نیازمندند. روانی، کلمهای است که در فرهنگ عامه برای فرد مجنون و دیوانه با رفتارهای پرخاشگرانه و آسیب زننده به کار میرود. به طور قطع یقین منظور نویسنده هرگز در آغوش گرفتن و همدلی با بیمار اسکیزوفرنی نیست که هم اکنون در مرحله حاد و اورژانس پارانوئیدی به سر میبرد، بلکه منظور وی ابراز همدردی با بیمارانی است که به یکی از انواع روانپریشی مبتلایند، زیرا بیمار روانی نیز مانند همه بیماریهای دیگر درمان پذیرند.
سه چهار سال پیش، سردبیر برنامهای در رادیو سلامت بودم که به موضوع توانمندی نابینایان جامعه برای زندگی بهتر اختصاص داشت. در این برنامه من در نوشتار و سوالاتم و مجری و کارشناس برنامه در گفتههای خود مدام از کلمه روشندلان استفاده میکردیم. مدتی از برنامه سپری نشده بود که شنونده نابینایی با برنامه تماس گرفت و با لحنی معترضانه و ناراحت گفت: من نابینایانی را میشناسم که مثل برخی از افراد بینا اتفاقا بسیار سیاه دلند. آقایان، خانمها باور کنید که نابینایان هیچ تفاوتی با دیگران ندارند. باور کنید ما محتاج این جور صفات، القاب و دلجوییهای بیمورد نیستیم. اکنون به این پیام توجه کنید:
هموطن گرامی، از ترحم بیمورد به روشندلان بپرهیزید.
و اما نقد پیامی دیگر: نوجوان عزیز، مصرف قرصهای شادیآور را حتی یک بار هم تجربه نکن. در این پیام درباره عوارض جبران ناپذیر اکستازی هشدار داده شده است و از نوجوانان میخواهد از مصرف آن بپرهیزند. امروزه برای این که مصرف کالا یا فرآوردهای را ترویج کنند از فرآیندهای اقناع سازی بهره میبرند، مثلا آن را با شادی، پرواز، جوانی یعنی تجارب خوشایند ذهن قرینهسازی میکنند. حال چگونه است که نویسنده از نوجوانان میخواهد قرص را که به عقیده نویسنده لذت بخش و شادی آور است، حتی یک بار هم تجربه نکنند؟ آیا بهتر نیست کلمه جنون آور جانشین کلمه شادی آور شود و بسیارند از این کلمههای متداول که غیر مستقیم اثر مستقیم پیام را کم میکنند. مانند این جمله: پژوهشگران دریافتند دانش آموزانی که برای درس خواندن شب زندهداری میکنند در امتحانات نتایج ضعیفتری میگیرند.
ارنست همینگوی میگوید: نوشتن یک جمله درست، سختترین کار دنیاست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم